توسعه فناوریهای نو، حکمرانی انرژی را متحول میکند/ پژوهش دانشگاهها باید نیاز صنعت را هدف بگیرند
به گزارش خبرگزاری آنا؛ تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر، بهویژه جنگ های تحمیلی اخیر از سوی محور تروریستی آمریکایی-صهیونیستی، بار دیگر نشان داد که انرژی دیگر صرفاً یک کالای اقتصادی نیست، بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده است که ایران نیز توانست به خوبی از آن برای شکست دادن ابر قدرت ها استفاده کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند نفت، گاز و سایر حاملهای انرژی اکنون نقش زبان مشترک میان دولتها را ایفا میکنند؛ زبانی که میتواند مناسبات سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی کشورها را دگرگون کند.
با این حال، برخی بر این باورند که بهرهگیری از این ظرفیت، پیش از هر چیز مستلزم اصلاح ساختار حکمرانی انرژی در داخل کشور است؛ زیرا بدون حل چالشهایی مانند مصرف بیرویه، اتلاف گسترده انرژی، وابستگی به واردات برخی حاملها و ضعف در توسعه زنجیره ارزش، نمیتوان انتظار داشت ایران به بازیگری اثرگذار در معادلات جهانی انرژی تبدیل شود.
مصطفی سعیدی، کارشناس انرژی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی آنا، ضمن تشریح الزامات حکمرانی انرژی در شرایط جدید جهانی، بر ضرورت اصلاح سیاستهای داخلی، توسعه صنایع پاییندستی، تنوعبخشی به سبد انرژی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بازتعریف نقش دانشگاهها در حل مسائل صنعت تأکید کرد و با اشاره به اینکه انرژی در شرایط کنونی به یکی از مهمترین ابزارهای تعامل میان کشورها تبدیل شده است، اظهار کرد: امروز انرژی به نوعی فصل مشترک جهانی تبدیل شده و بخش مهمی از روابط سیاسی و اقتصادی کشورها بر محور آن شکل میگیرد. طبیعی است که ایران نیز به واسطه برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز میتواند از این ظرفیت برای افزایش قدرت چانهزنی خود در عرصه بینالمللی بهره ببرد.
وی در ادامه تأکید کرد: تحقق این هدف، مستلزم اصلاح حکمرانی انرژی در داخل کشور است و افزود: پیش از آنکه به توسعه دیپلماسی انرژی یا افزایش نقش منطقهای ایران فکر کنیم، باید مشکلات داخلی را برطرف کنیم. اگر سیاستهای داخلی اصلاح نشود، صحبت از نقشآفرینی در بازار جهانی انرژی چندان واقعبینانه نخواهد بود. بنابراین زمانی میتوان از ظرفیت انرژی در حوزه دیپلماسی استفاده کرد که کشور دارای مازاد تولید باشد. اگر بتوانیم مصرف داخلی را مدیریت کنیم، انرژی مازاد ایجاد خواهد شد و آن زمان امکان توسعه صادرات، فعال شدن در دیپلماسی انرژی و حتی ایفای نقش در کریدورهای انرژی منطقه فراهم میشود.
وی با بیان اینکه کشوری که واردکننده انرژی باشد، قدرت اثرگذاری محدودی در بازارهای جهانی خواهد داشت، تصریح کرد: کشوری که واردکننده بنزین یا سایر حاملهای انرژی است، نمیتواند نقش تعیینکنندهای در بازار جهانی انرژی ایفا کند. نقشآفرینی زمانی معنا پیدا میکند که کشور صادرکننده باشد، در ژئوپلیتیک منطقه قدرت داشته باشد و بتواند بر روندهای بازار تأثیر بگذارد.
سعیدی بار دیگر بر اولویت اصلاحات داخلی تأکید کرد و گفت: تا زمانی که سیاستهای داخلی حوزه انرژی اصلاح نشود و مصرف انرژی در کشور سامان پیدا نکند، نمیتوان انتظار موفقیت در عرصه خارجی را داشت. اصلاح حکمرانی انرژی باید از داخل آغاز شود.
توسعه زنجیره ارزش راهی برای افزایش ثروت ملی
این کارشناس انرژی در ادامه با اشاره به وضعیت صنایع پاییندستی نفت و گاز، توسعه زنجیره ارزش را یکی از مهمترین ضرورتهای اقتصاد انرژی کشور دانست و اظهار کرد: این موضوع در اسناد بالادستی کشور نیز مورد تأکید قرار گرفته است. سیاست کلی آن است که به جای خامفروشی، مواد با ارزش افزوده بالاتر تولید شود و زنجیره ارزش توسعه پیدا کند.
وی افزود: حرکت به سمت تولید فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی و سایر محصولات با ارزش افزوده بالاتر، از دو جهت اهمیت دارد. نخست اینکه موجب افزایش ثروت ملی میشود و دوم اینکه میزان آسیبپذیری کشور در برابر تحریمها را کاهش میدهد.
سعیدی توضیح داد: صادرات فرآوردههای نفتی، از جمله بنزین، گازوئیل و حتی محصولات پتروشیمی، بهمراتب سادهتر از صادرات نفت خام است. امروز صادرات نفت خام با محدودیتها و ریسکهای متعددی مواجه است. کافی است یک نفتکش بخواهد از یک تنگه عبور کند؛ همانجا با مخاطرات مختلف سیاسی و امنیتی روبهرو میشود.
وی ادامه داد: در مقابل، اگر نفت خام در داخل کشور به فرآورده تبدیل شود، امکان صادرات آن بسیار آسانتر خواهد بود. ایران میتواند با یک برنامهریزی صحیح، بخش مهمی از نیاز کشورهای همسایه از جمله افغانستان، پاکستان و کشورهای آسیای میانه را از طریق صادرات فرآوردههای نفتی تأمین کند. بنابراین توسعه زنجیره ارزش نهتنها درآمد کشور را افزایش میدهد، بلکه قدرت اقتصادی و سیاسی ایران را نیز ارتقا خواهد داد.
بدون مدیریت مصرف، توسعه زنجیره ارزش هم به نتیجه نمیرسد
سعیدی در ادامه به یکی از مهمترین چالشهای حوزه انرژی کشور یعنی رشد مداوم مصرف داخلی اشاره کرد و گفت: نکتهای که نباید از آن غافل شد این است که تا زمانی که مصرف داخلی به همین شکل ادامه داشته باشد، حتی اگر ظرفیت پالایشگاهها افزایش پیدا کند و بنزین بیشتری تولید شود، باز هم بخش عمده این تولید در داخل مصرف خواهد شد.
وی افزود: در چنین شرایطی عملاً فرصتی برای صادرات باقی نمیماند. به همین دلیل همواره تأکید کردهام که پیش از هر اقدامی باید مصرف داخلی اصلاح شود.
این کارشناس انرژی خاطرنشان کرد: توسعه زنجیره ارزش، افزایش صادرات، توسعه دیپلماسی انرژی و همه برنامههایی که در حوزه اقتصاد انرژی مطرح میشود، بدون اصلاح الگوی مصرف به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
وی مدیریت مصرف را یکی از مهمترین مأموریتهای فناوری در سالهای آینده دانست و اظهار کرد: بخشی از فناوریهایی که در کشور توسعه پیدا میکنند باید معطوف به مدیریت مصرف انرژی باشند. اگر مصرف داخلی کنترل شود، آن زمان میتوان ظرفیتهای آزادشده را به سمت صادرات و توسعه نقش منطقهای ایران هدایت کرد.
تنوعبخشی و تمرکززدایی دو راهبرد کلیدی در حکمرانی انرژی
سعیدی با اشاره به تحولات منطقهای و افزایش مخاطرات امنیتی، بر ضرورت بازنگری در ساختار تولید انرژی کشور تأکید کرد و گفت: در شرایط جدید باید دو سیاست اساسی را دنبال کنیم؛ نخست تنوعبخشی به منابع و حاملهای انرژی و دوم تمرکززدایی از زیرساختهای تولید.
وی توضیح داد: تنوعبخشی به این معناست که کشور نباید برای تأمین انرژی خود تنها به یک یا دو منبع متکی باشد. هرچه سبد انرژی متنوعتر باشد، تابآوری کشور در برابر بحرانها افزایش خواهد یافت.
وی درباره سیاست تمرکززدایی نیز گفت: امروز دیگر ساخت نیروگاههای بسیار بزرگ و متمرکز، مانند گذشته، بهترین گزینه نیست. در شرایطی که تهدیدهای امنیتی و نظامی افزایش یافته، ایجاد واحدهای کوچکتر و پراکنده تولید انرژی میتواند آسیبپذیری کشور را کاهش دهد.
سعیدی افزود: اگر یک نیروگاه هزار مگاواتی هدف قرار گیرد، بخش بزرگی از ظرفیت تولید برق کشور از مدار خارج میشود؛ اما زمانی که همین ظرفیت در قالب چندین نیروگاه کوچکتر توزیع شده باشد، تابآوری شبکه به مراتب بیشتر خواهد بود. بنابراین تمرکززدایی از زیرساختهای انرژی باید به عنوان یکی از اصول حکمرانی انرژی در سالهای آینده مورد توجه قرار گیرد.
فناوریهای نوین در کوتاهمدت جای نفت را نمیگیرند
این کارشناس انرژی درباره تأثیر فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، هیدروژن، سامانههای ذخیرهسازی انرژی و انرژیهای تجدیدپذیر بر بازار جهانی انرژی اظهار کرد: بدون تردید این فناوریها آینده انرژی جهان را تحت تأثیر قرار خواهند داد، اما نباید تصور کرد که این تحول در کوتاهمدت رخ خواهد داد.
وی گفت: در شرایط فعلی، هنوز هم نفت تعیینکنندهترین حامل انرژی در جهان است. کافی است قیمت نفت دچار نوسان شود؛ بلافاصله آثار آن در اقتصاد اروپا، آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر مشاهده میشود. این موضوع نشان میدهد که نفت همچنان جایگاه محوری خود را حفظ کرده است.
سعیدی افزود: البته روند جهانی به سمت افزایش سهم انرژیهای پاک در حال حرکت است و این روند نیز متوقف نخواهد شد، اما این تغییر تدریجی است و نه دفعی؛ به همین جهت شاید در افق ۲۰ سال آینده شرایط کاملاً متفاوت باشد و انرژیهای تجدیدپذیر سهم بسیار بیشتری از تولید انرژی جهان را در اختیار داشته باشند، اما در مقطع فعلی هنوز نفت نقش اصلی خود را ایفا میکند.
بیش از نیمی از برق ایران میتواند از انرژیهای پاک تأمین شود
سعیدی در ادامه درباره آینده انرژیهای تجدیدپذیر در ایران اظهار کرد: اگر سیاستگذاریها به شکل صحیح انجام شود، میتوان انتظار داشت که طی دو دهه آینده بیش از ۵۰ درصد برق کشور از منابع تجدیدپذیر تأمین شود.
وی افزود: ظرفیتهای ایران در حوزه انرژی خورشیدی و بادی بسیار قابل توجه است و استفاده از این ظرفیتها میتواند علاوه بر کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، امنیت انرژی کشور را نیز افزایش دهد.
این کارشناس انرژی خاطرنشان کرد: توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی باید به عنوان یکی از اولویتهای اصلی برنامهریزی انرژی کشور دنبال شود، زیرا آینده صنعت برق بدون توسعه این منابع قابل تصور نیست.
دانشگاه باید مسئله صنعت را حل کند، نه صرفاً مقاله تولید کند
سعیدی در ادامه به نقش دانشگاهها در توسعه فناوریهای انرژی پرداخت و اظهار کرد: یکی از مهمترین وظایف دانشگاهها، تعریف پروژههای پژوهشی بر اساس نیاز واقعی صنعت و زیستبوم انرژی کشور است.
وی افزود: متأسفانه در بسیاری از موارد، بخش قابل توجهی از فعالیتهای پژوهشی دانشگاهها معطوف به موضوعاتی است که ارتباط مستقیمی با مسائل و نیازهای صنعت کشور ندارد. در حالی که صنعت انرژی ایران با چالشهای متعددی روبهرو است و ظرفیت بسیار بزرگی برای انجام پژوهشهای کاربردی وجود دارد.
این کارشناس انرژی تأکید کرد: دانشگاهها باید پروژههای تحقیق و توسعه (R&D) را با هدف حل مسائل واقعی صنعت تعریف کنند و از ورود به موضوعاتی که صرفاً ارزش علمی دارند، اما هیچ کاربرد صنعتی برای کشور ایجاد نمیکنند، فاصله بگیرند.
وی ادامه داد: طبیعی است که پژوهشهای مرزی و علمی نیز اهمیت دارند، اما زمانی که صنعت کشور هنوز در بسیاری از فناوریها با فاصله قابل توجهی نسبت به کشورهای پیشرفته مواجه است، اولویت باید بر رفع نیازهای داخلی باشد.
سعیدی گفت: پروژههایی که سالها در آزمایشگاه باقی میمانند و هیچگاه به مرحله صنعتیسازی نمیرسند، نمیتوانند نقش مؤثری در توسعه کشور ایفا کنند. حتی در برخی موارد، نتیجه این تحقیقات به محصولی برای شرکتهای خارجی تبدیل میشود و عملاً سرمایه انسانی و مالی کشور در اختیار دیگران قرار میگیرد.
وی تصریح کرد: لازم است شاخص موفقیت پژوهشهای دانشگاهی، صرفاً تعداد مقالات منتشرشده نباشد، بلکه میزان اثرگذاری آنها بر صنعت، تجاریسازی فناوری و حل مسائل کشور نیز به عنوان معیار اصلی مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام/