فناوری به تنهایی در صنعت راهسازی چاره‌ساز است؟

راهسازی
در حالی که نگاه سنتی به پروژه‌های راهسازی همواره بر تکنولوژی‌های نوظهور و آسفالت‌های جدید متمرکز است، کارشناسان این حوزه معتقدند که اتکای صرف به تجهیزات پیشرفته بدون ایجاد یک نظام مالی منسجم و استراتژی مدیریت چرخه عمر، راه به جایی نخواهد برد. بر اساس این دیدگاه، چالش اصلی شبکه راه‌های کشور، کمبود فناوری نیست، بلکه فقدان یک مدل پایدار برای تأمین مالی، نگهداری و کنترل بار محوری است که هزینه‌های استهلاک زیرساخت‌ها را به صورت تصاعدی افزایش داده است.

گروه اقتصاد خبرگزاری آنا،محمدجواد شاهجویی، کارشناس حمل‌ونقل- کارشناسان حوزه راهسازی با اشاره به اینکه نباید در ارزیابی فناوری‌های نوین تنها بر هزینه‌های اولیه ساخت تمرکز کرد، تأکید دارند که این نوع نگاه، تحلیلی ناقص از بهره‌وری پروژه است. استفاده از روش‌های مدرن در راهسازی ممکن است در کوتاه‌مدت بار مالی متفاوتی نسبت به روش‌های سنتی داشته باشد، اما اگر این فناوری‌ها منجر به افزایش عمر مفید مسیر و کاهش فواصل تعمیرات اساسی شود، در بازه بلندمدت توجیه اقتصادی پیدا می‌کنند.

در واقع، یک پروژه راهسازی موفق پروژه‌ای است که در آن مجموع هزینه‌های ساخت، نگهداری، تعمیر وبازسازی و همچنین خسارات اقتصادی ناشی از خرابی مسیر، به عنوان یک بسته واحد در کل طول عمر آن مورد بررسی قرار گیرد. از این منظر، فناوری تنها زمانی ارزشمند است که هزینه چرخه عمر مسیر را کاهش داده و ضریب پایداری زیرساخت را ارتقا دهد.

بحران مدیریت نه فقدان توان فنی

نکته حائز اهمیت این است که کشور از نظر دانش فنی و توانمندی داخلی در بازسازی و ساخت مسیر‌های جدید ریلی و جاده‌ای، وابستگی چندانی به خارج ندارد. مسئله اصلی، فراهم کردن بستر‌های مدیریتی برای استفاده حداکثری از این توان داخلی است. نباید تصور کرد که فناوری‌های ساخت، به‌تنهایی می‌توانند ناترازی‌های شبکه راه‌های کشور را درمان کنند.

مسئله اصلی در این حوزه، فقدان نظام حکمرانی برای نگهداری است. اگر پیش از ساخت، مشخص نباشد که منابع مالی نگهداری از کجا تأمین خواهد شد، بار محوری چگونه کنترل می‌شود و عملیات بهسازی در چه بازه‌های زمانی صورت می‌گیرد، حتی پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها نیز محکوم به شکست خواهند بود. تداوم این وضعیت، هزینه‌های بسیار سنگینی را برای بازسازی‌های اضطراری در آینده به کشور تحمیل می‌کند که عملاً توجیه اقتصادیِ پروژه‌های اولیه را زیر سوال می‌برد.

الگوی توسعه متوازن هم‌افزایی ریل، جاده و نظام مالی

برای برون‌رفت از چالش‌های فعلی زیرساخت‌های حمل‌ونقل، تمرکز صرف بر فناوری‌های جاده‌سازی، رویکردی تک‌بعدی است. دستیابی به توسعه پایدار مستلزم هم‌افزایی مجموعه‌ای از سیاست‌هاست که باید در کنار یکدیگر اجرا شوند؛ از جمله انتقال بخشی از بار‌های سنگین از جاده به ریل، ایجاد درآمد‌های پایدار از محل عوارض تردد برای بازگشت به چرخه نگهداری، و اعمال قوانین سخت‌گیرانه برای کنترل بار‌های غیرمجاز.

در نهایت، فناوری‌های نوین تنها زمانی اثرگذار خواهند بود که در این ساختارِ نظام‌مند قرار گیرند. کشور پیش از آنکه به فناوری‌های نوظهور در آسفالت یا مصالح نیاز داشته باشد، نیازمند ایجاد انضباط در تأمین مالی و مدیریت چرخه حیات زیرساخت‌هاست؛ نظمی که از تحمیل هزینه‌های ناشی از استهلاک زودرس جاده‌ها و مسیر‌های ریلی جلوگیری کرده و بازدهی سرمایه‌گذاری‌های ملی را تضمین می‌کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر