شاعری که در دبستان برای اثبات سرودههایش آزمون داد/ انتشار دو مجموعه غزل «دلداری» و «بیزاری»
عطیه سادات حجتی، شاعر و نویسنده در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا با بیان اینکه شعر برای او هرگز یک انتخاب نبوده، بلکه بخشی از هویت اوست، گفت: از وقتی که یادم میآید، وقتی میخواستم خودم را معرفی کنم، هیچ هویتی برایم پررنگتر از هویت شاعری نبود. با وجود تجربه در هنرهای دیگر، شعر از همه چیز به من نزدیکتر و اهلیتر بود.
وی در ادامه با مقایسه شعر با سایر هنرها اظهار کرد: بین هنرهای مختلف که هر کدام نیاز به ابزاری دارند و اگر آن ابزار در جهان بیرون وجود نداشته باشد نمیتوانیم از آن هنر استفاده کنیم و اثری خلق کنیم؛ شاید بتوان گفت شعر به دلیل تکیه به کلمات و بینیازی از ابزاری در بیرون از وجود ما، اوج هنرهاست. در صحبت بزرگان زیادی دیدیم که وقتی میخواهند از انواع و اقسام هنر حرف بزنند، وقتی حرف از لحظه اوج اثر میشود، میگویند که انگار شعر است این اثر. یعنی شما وقتی حتی از یک تابلو نقاشی میخواهید تعریف کنید میگویید این تابلو آنقدر قشنگ است انگار شعر است، یا در سینما وقتی یک سکانسی خیلی فوقالعاده میشود میگویند این سکانس خیلی شاعرانه بود.
این شاعر با تأکید بر استقلال شعر از ابزارهای بیرونی و ویژگی ایجاز آن، افزود: کسانی که تجربههای متفاوتی در هنرهای مختلف داشته باشند، چون معمولاً هنرمندها اینطورند که به یک هنر بسنده نمیکنند، وقتی ازشان بپرسید نمیتوانند هنری مستقلتر از شعر معرفی کنند؛ یکی به دلیل عدم اتکای شعر به ابزارهای بیرونی و یکی به دلیل ایجاز، اینکه در کوتاهترین زمان ممکن و در کوتاهترین فضای ممکن بتوان بلندترین و تأثیرگذارترین حرفها را زد.
حجتی با اشاره به پیشینه ادبی خود از دوران کودکی تصریح کرد: شعر برای من یک انتخاب نبود. از وقتی که یادم میآید شعر مینوشتم، طوری که در دوران دبستان در جشنوارههایی که برای همان پایه تحصیلی تعریف میشد شرکت میکردم و اوایل کادر مدرسه باور نمیکردند که خودم شعر میگویم. یادم هست که یک بار کلاس پنجم بودم که مرا از کلاس بیرون کشیدند و بردهاند توی یکی از اتاقهای مدرسه تنها نشستم و دو تا موضوع به من دادند و گفتند الان نیم ساعت وقت داری راجع به این دو موضوع شعر بگویید تا مطمئن شوند که شعرهایی که مینویسم کار خودم هست. خیلی خاطره جالبی شد.
او با بیان اینکه از ابتدا کار خود را با شعر کلاسیک و وزن آغاز کرده، گفت: از اول هم کلاسیک کار میکردم، یعنی وزن برایم اهمیت داشت. در عین حال که نوشتههای دیگر هم داشتم، داستان مینوشتم، متن ادبی مینوشتم، سفرنامه مینوشتم، ولی شعر وقتی اسمش به میان میآمد حتماً باید شعری مینوشتم که در اوزان عروضی بگنجد. در دوران دبیرستان دو دوره رتبه اول جشنواره خوارزمی جوان بودم، یک بار با مجموعه شعر و یک بار با یک رمان.
این شاعر درباره تأثیر شعر بر زندگی پس از تجربه آن اظهار کرد: کسی که یک بار شعر نوشتن را تجربه کرده باشد، زندگی بدون شعر برایش سخت میشود. در لحظههایی که تجربههای تازه، تجربههای عمیقی از یک احساسی مثل غم، دلتنگی، شادی، ترس و... احساس میکنی، هیچ چیزی به اندازه شعر نمیتواند تو را آروم و به عمق آن لحظه نزدیکتر کند. کافی است یک بار تجربهاش کرده باشی تا دیگر بدون آن نتوانی زندگی کنی.
حجتی با تأکید بر نقش کلمات در بازتاب احوالات درونی، خاطرنشان کرد: شاید یکی از جذابیتهای مهم نوشتن، حالا در هر قالبی، (خصوصا شعر) این است که بعد از گذر از گردنههای مختلف زندگی، بعد از عبور از موقعیتهایی که حس میکردی شبیه اقامتگاه به نظر میرسند، اما بعد عبور میکنی و میبینی که گذرگاه بودهاند، دوست داری برگردی خودت را مرور کنی، حال و هوای خودت را رصد کنی ببینی که آن موقع با آن احوالات در آن برهه از زندگی چه فکری میکردی، چه نگاهی داشتی و کلماتی که در آن ایام نوشتی مثل یک آینه تو را به تماشای خودت میبرند. همانطور که آدمهای زیادی وقت زیادی را صرف تماشای خودشان در آینهها میکنند تا ظاهرشان را برانداز کنند، کلمات این امکان را به ما میدهند تا بتوانیم باطن خودمان را، روح خودمان را، احوالات و اندیشههای خودمان را در زمانهای مختلف زندگی تماشا کنیم.
او در معرفی مجموعههای جدید خود گفت: مجموعه اول شعر من مجموعهای به نام «دلداری» شامل چهل غزل بود و مجموعه دوم «بیزاری» است که چهل و چهار غزل دارد و ادامه «دلداری» است. فضای شعرها عموماً عاشقانه است، از مواجهه روح آدمی با احوالات مختلف، با حادثههای شگرفی مثل عشق، جدایی، دلتنگی، تنهایی و غربتی که انسان در زندگی در دنیا تجربه میکند و دلتنگیهایی که برای موطن حقیقیاش دارد.

حجتی در پاسخ به برخی انتقادات درباره عدم درج شعر اجتماعی در این مجموعه توضیح داد: بعضیها میگویند چرا در مجموعه شعر جیدی اشعار اجتماعی گنجانده نشده؟ این به این معنا نیست که شعر اجتماعی ندارم. این مجموعه، مجموعه شعر عاشقانه است و برای خلق و ثبت لحظههای عاشقانه نوشته شده، برای مرور تجربههایی از جنس دوست داشتن و برای اینکه همنشین آدمهایی باشد که دوست داشتن را دوست دارند و عشق، نمک زندگی نه، که آب حیات است برایشان.
او در پایان ابراز امیدواری کرد که سلسله عشاق و قافله علاقهمندان به ادبیات این کتاب را بخوانند و دوست داشته باشند.
یکی از غزلهای مجموعه «بیزاری»:
باشد برو، اما قراری داشتی با منای عشق!
روزی روزگاری داشتی با من
حرف دلت را با که خواهی گفت بعد از این
ای آنکه حرف بیشماری داشتی با من …
ای موج سرگردان تنها هیچ یادت هست
آن سوی دریاها دیاری داشتی با من
هرچند حالا دلخوری … روزی دلت خوش بود
حال خوشی که دوست داری داشتی با من
دی شب به خوابم آمدی محبوب مغرورم
ای کاش میگفتی چه کاری داشتی با من …
انتهای پیام/
- اندیشکده حکمرانی هوشمند
- کشنده
- پلی لیست جدید
- بروکر ترندو
- دانلود اهنگ
- آپ تیون
- دریافت طلای آبشده از میلی
- خرید سکه پارسیان اقساطی
- آهنگ جدید
- خرید استارز تلگرام
- هتل یار
- نمایندگی تعمیرات دوو
- شیرازی رنت
- کمپینگ
- هدایای تبلیغاتی
- غذای شرکتی
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس
- دانلود وان موزیک