انستیتو پاستور ایران؛ از کمک به بهداشت کشور تا کمک به بهداشت جهانی
به منظور بررسی چگونگی تاسیس انستیتو پاستور ایران و خدمات آن در کشور، «آناتک» به مرور چند مقاله که در این زمینه منتشر شده است، میپردازد.
براساس آنچه در مقاله «نگاهی به تاریخچه و خدمات انستیتو پاستور ایران» منتشر شده در نشریه مطالعات تاریخ پزشکی (سال ۹۶، دوره ۶، شماره ۴) آمده است: «پس از جنگ جهانی اول، با توجه به اینکه کشور ایران درگیری قحطی و گسترش بیماریهای واگیر شده بود، برای ارتقای علم پزشکی و تحقیقات در زمینه انواع بیماریهای واگیر که مشکل اصلی بهداشتی به حساب میآمد، به فکر برقراری روابط علمی با کشور فرانسه برآمد. این وظیفه، به عهده هیئت شرکت کننده در کنفرانس صلح در پاریس واگذار شد».
با این حال، مقاله «انستیتوپاستور ایران در قرن دوم فعالیت، نگاهی به تاریخچه پیدایش یک موسسه مهم تمدنی بهداشتی-درمانی کشور» منتشر شده از سوی نشریه «فرهنگ و ارتقا سلامت» (سال ۱۴۰۰، دوره ۵، شماره ۲) زمینه تاسیس این موسسه را روشنتر بیان میکند: «امروزه در این موضوع تردیدی نیست که انستیتو پاستور ایران، در واکنش به همهگیری آنفلوانزای ۱۹۱۸ که جهان و ایران را درگیر خود کرده بود، به وجود آمد. همهگیری آنفلوانزای ۱۹۱۸ در سه موج ایران را درنوردید و مطالعات نشان میدهد چیزی در حدود هشت تا بیست و یک درصد از کل جمعیت ایران را به کام مرگ کشاند... اما آنچه مهم است آن است که پژوهش بر روی همهگیری آنفلوانزای ۱۹۱۸ در ایران نشان میدهد این بیماری در ایران بیش از همه جای دنیا کشتار کرد. به روایت دیگر، رقم ۸ تا ۲۱ درصد کل جمعیت کشور، بیشترین مقداری است که یک ناحیه سیاسی در سال ۱۹۱۸ جمعیت از دست داد».
در ادامه نویسندگان این مقاله با بیان علل این میزان مرگ و میر، تصویری روشنتر از اوضاع بهداشتی کشور در آن زمان ارائه میدهند: «این موضوع، به زیرساخت بسیار نامناسب بهداشتی-درمانی کشور و نبود سامانه ملی بهداشت و درمان ایران بازمیگردد... همسو شدن این همه گیری با چند عامل دیگر شامل قحطی وسیع در کشور، مالاریای پخش شده در قلمرو وسیعی از ایران و کم خونی افراد باعث شد آنفلوانزا در سه موج خود طی سال ۱۹۱۸ دست به کشتار ایرانیان بزند».
«پایان همهگیری آنفلوانزا در سال ۱۹۱۹ مقارن شد با پایان جنگ جهانی اول و برپایی کنفرانس صلح جهانی در ورسای در حومه پاریس. یک گروه ایرانی نیز عازم ورسای شد تا در کنفرانس جهانی شرکت کند، اما برندگان جنگ جهانی از به رسمیت شناختن هیئت ایرانی سرباز زدند و عملا حضور این گروه در ورسای فقط و فقط جنبه غیررسمی یافت. در نبود فعالیتهای سیاسی، این هیئت دست به کار شد تا با مشورت با روسای وقت انستیتو پاستور فرانسه نسبت به راهاندازی نمونهای از این موسسه پژوهشی بهداشتی در ایران اقدام کند. چراکه این گروه اعزامی بیش از هرچیز رنجها و سختیهای کشتار آنفلوانزای ۱۹۱۸ را درک کرده بودند».
به این ترتیب آنطور که در مقاله «نگاهی به تاریخچه و خدمات انستیتو پاستور ایران» بیان شده است: «در اول آبان سال ۱۲۹۸ه. ش. مذاکرات بین هیئت ایرانی متشکل از ذکاالملک، نماینده دولت ایران در کنفرانس صلح، دکتر لقمانالدوله، رئیس وقت مدرسه عالی طب و دکتر محمود خان معتمد، پزشک مخصوص عبدالحسین میرزا فرمانفرما و دکتر پیرپال امیل رو، رئیس انستیتو پاستور فرانسه صورت گرفت. در تاریخ ۲۰ ژانویه ۱۹۲۰ (۲۹ دیماه ۱۲۹۸ه. ش) پرفسور رنه لگرو از طرف انستیتو پاستور پاریس، موافقتنامهای را با وزیر امورخارجه ایران به امضا رسانید و بدین ترتیب دهمین انستیتو پاستور در شبکه بینالمللی انستیتو پاستور، در ایران تاسیس شد».
سرانجام «در سال ۱۲۹۹ه. ش. دکترژوزف منار به عنوان اولین رئیس انستیتو پاستور به ایران آمد. ایشان با همکاری افرادی از قبیل دکتر ابوالقاسم بهرامی، دکتر حسین مشعوف، دکتر احمد نجمآبادی و تیمور دولتشاهی و دکتر یحیی پویا، انستیتو پاستور ایران را در ساختمانی اجارهای در خیابان استخر کنونی تاسیس نمودند».
انستیتو پاستور و مبارزه با بیماریهای واگیردار در ایران
قبل از ورود به موضوع مبارزه این موسسه با بیماریهای واگیردار در کشور بهتر است کمی درباره اوضاع کلی بهداشت و درمان در کشور در ابتدای تاسیس این نهاد بپردازیم که در مقاله «انستیتوپاستور ایران در قرن دوم فعالیت...» آمده است: «یکی از بهترین نمونهها از درک وضع کلی بهداشت و درمان ایران طی این سالها گزارشی است که جان گیلمور پزشک اعزامی از سوی جامعه ملل برای بررسی وضع بهداشت و درمان ایران تهیه کرد. این گزارش، در سال ۱۹۲۴، یعنی حدود ۴ تا ۵ سال پس از راهاندازی انستیتو پاستور تهران تهیه شده است، گزارش گیلمور نشان میدهد تمام سامانه بهداشت و درمان ایران در این سال، یک مدرسه پزشکی رویهم رفته با ۹۴ دانشآموز؛ یک مدرسه دواسازی با ۵۷ دانشآموز، یک سامانه ملی پایش اوضاع بهداشت و درمان در کشور، رویهم رفته در کل کشور با ۴۸ پزشک،۶ ایستگاه قرنطینه (در کل سواحل شمال و جنوب کشور)، ۳ مریضخانه در تهران؛ و ۱۱مریضخانه تحت نظارت هیئتهای مذهبی در سراسر کشور بوده است».
مقاله «نگاهی به تاریخچه و خدمات انستیتوپاستور ایران» به مبارزات این نهاد با بیماریهای واگیردار از زمان تاسیس میپردازد که بخشهایی از آن را با هم مرور میکنیم: «از سالهای ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۴ه. ش. بر اثر جنگ جهانی دوم، رابطه انستیتو پاستور ایران با انستیتو پاستور پاریس قطع شد و این موسسه به ریاست دکتر بهرامی همچنان به فعالیتهای خود ادامه داد... انستیتو پاستور ایران با تلاش مسئولین وقت و روسای وقت صحیه کل مملکتی مبارزه با بیماریهای واگیر به خصوص وبا را در کشور به خوبی انجام داد».
«دامنه تحقیقات گروههای انستیتو پاستور ایران در زمینه طاعون، با مدیریت دکتر مارسل بالتازار و به همراه گروه ایرانی انستیتو پاستور به خصوص دکتر یونس کریمی، دکتر محمود بهمنیار، دکتر منصور شمسا، دکتر بیوک سیدیان، دکتر مصطفی پروتقوا و دکتر عبدالله حبیبی، بسیار گسترده بود... این گروه، اپیدمیهای طاعون را در غرب و شمال غربی ایران کنترل نمود، به شناسایی جوندگان حساس و مقاوم به طاعون پرداخت. در اپیدمیهای بیماری طاعون طی سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۴ه. ش. در کردستان و آذربایجان، تعداد زیادی از افراد مبتلا به طاعون به وسیله گروههای اعزامی انستیتو پاستور ایران، از مرگ نجات یافتند».
خدمت استثنایی انستیتو پاستور ایران به بهداشت جهانی در زمینه درمان و پیشگیری بیماری هاری
«هاری نیز قرنها به عنوان یک مشکل جدی بهداشت عمومی در ایران محسوب میشد. با درمان کلاسیکی که در آن زمان در دنیا و ایران دنبال میشد، بازهم حدود ۳۰ درصد از هارگزیدگان در اثر بیماری میمردند. در آن زمان روش تزریق ایمونوسرم برای پیشگیری از هاری در فرانسه و ایتالیا اجرا شده بود ولی هیچگونه مطالعهای برای اثبات اثربخشی آن انجام نشده بود. در تابستان سال ۱۳۳۳ه. ش. در زمان برداشت محصولات کشاورزی، یک گرگ هار به کشاورزان حمله کرده و منجر به زخمی شدن ۲۷ نفر از آنها شده بود. این حادثه، زمینه مناسبی برای بررسی و ارزشیابی روش سرمتراپی در پیشگیری هاری را فراهم کرد. در بین مجروحین ۱۸ نفر... انتخاب شدند و مطالعه کارآزمایی بالینی برای بررسی اثربخشی روش سرمتراپی و واکسنتراپی بر روی آنها انجام شد. به دنبال این مطالعه موفقیت آمیز، روش توامان سرم و واکسن در دستورالعمل درمان و پیشگیری سازمان بهداشت جهانی قرار گرفت و این نتایج تاثیری ماندگار در درمان و پیشگیری بیماری هاری در جهان باقی گذاشت».
در ادامه این مقاله به سایر خدمات انستیتو پاستور ایران اشاره شده است که از آنها به صورت گذرا نام میبریم: تاسیس دهکده جزامیها، راهاندازی واحد انتقال خون در ایران و ضدعفونی کردن آب تهران (براساس آنچه در مقالهای مرتبط با این موضوع در نشریه مطالعات تاریخ پزشکی منتشر شده است براساس آزمایشهای انجام شده در آن زمان آبهای شهر تهران اغلب دارای آلودگی بیش از هزار کلی باسیل در لیتر بودند و حال آنکه در همان زمان، کارشناسان بهداشت آبی را قابل آشامیدن میدانستند که تعداد کلی باسیل آن از ۱۰ تا ۲۰ عدد تجاوز ننماید).
در ادامه خدمات انستیتو پاستور ایران در مقاله «نگاهی به تاریخچه و خدمات انستیتو پاستور ایران» به کنترل بیماریهای عفونی در سایر کشورها اشاره شده است.
«کارشناسان و محققان طاعون انستیتو پاستور ایران، تحقیقات و فعالیتهای خود را در کشورهای مختلفی مانند ترکیه، سوریه، عراق و یمن، هندوستان، اندونزی و تایلند، برزیل، برمه، زئیر و تانزانیا انجامد دادند... دکتر منصور شمسا به دعوت سازمان بهداشت جهانی و به ماموریت از انستیتو پاستور ایران، عازم کشور پاکستان شد و برای کنترل و حذف بیماری آبله اقدامات قاطع به عمل آورد».
تولید واکسن فراتر از مرزهای کشور
«در زمان ریاست دکتر بالتازار بر انستیتو پاستور ایران، حوزه مصرف واکسنهای تولیدی انستیتو پاستور ایران، بسیار وسیعتر از مرزهای کشور بود. واکسنهای تولیدی آبله در انستیتو پاستور ایران، کشورهای عراق، افغانستان و مصر را هم تحت پوشش خود قرار داد... تحت نظارت صندوق حمایت از کودکان ملل متحد، ۲۳۸ میلیون کودک از ۲۲ کشور جهان از واکسن ب. ث. ژ ایران استفاده کردند».
طبق نوشته این مقاله واکسنهای تولیدی این موسسه شامل واکسنهای ب. ث. ژ، آبله، وبا، حصبه، هپاتیت ب بوده است.
انستیتو پاستور ایران نهادی وقفی
همانطور که در مقاله «معرفی واقفین انستیتو پاستور ایران و نقش سنت وقف در شکلگیری و اعتلای آن» منتشر شده از سوی نشریه «اخلاق و تاریخ پزشکی ایران» (سال ۹۸، دوره ۱۲، شماره ۱) بیان شده است: «یکی از مراکز مهم کشور که خیرین بسیاری در آن به امر وقف روی آوردهاند، انستیتو پاستور ایران است. مسالهی حائز اهمیت دربارهی انستیتو پاستور ایران این است که بنیان این موسسه بر وقف بوده و این مقوله طی سالیان متمادی در آنجا استمرار داشته است. به نظر میرسد اطلاع یافتن سایر واقفان از فواید و عواید عامالمنفعهی انستیتو پاستور ایران، انگیزهای برای استمرار این سنت حسنه در انستیتو بوده و در طول فعالیت حدودا صد سالهی این موسسه، نظر بسیاری از خیرین به آن جلب شده است. دانستن و مکتوب شدن این موضوع نیز میتواند انگیزهای بیشتر بر تداوم این امر خیر باشد».
طبق نوشته این مقاله واقفین و خیرین این نهاد عبارتاند از: عبدالحسین میرزا فرمانفرما، منوچهر قراگزلو، صبار میرزا فرمانفرما، زهرا تاجر مشائی، علیاصغر اکبری، ذبیحالله ممیززاده و حسین حیدری میباشند.
انتهای پیام/