تحلیلهای معدنی یکی از قدیمیترین معماهای «استونهنج» را روشن میکند
پژوهشی تازه یکی از طولانیترین مناقشات باستانشناسی را روشن میکند: اینکه سنگهای آبی عظیم استونهنج چگونه به محل نهایی خود رسیدهاند.
بلوستونها یا سنگهای آبی (Bluestone) که برای توصیف سنگهای استونهنج استفاده میشود در حقیقت نامی زمینشناسی است؛ این سنگها آبیِ پررنگ نیستند، اما در حالت خیس یا تازهشکستهشده تهرنگی متمایل به آبی دارند.
استونهنج براساس اطلاعات «دانشنامه بریتانیکا»، یکی از شناختهشدهترین بناهای پیشاتاریخی جهان است که در دشت سالزبری در جنوب انگلستان قرار دارد. این محوطه که شامل یک دایره سنگی، گورستان و مجموعهای از آثار باستانشناسی است، میان سالهای حدود ۳۰۰۰ تا ۱۵۲۰ پیش از میلاد و در چند مرحله ساخته شد. با وجود پژوهشهای گسترده، هدف دقیق ساخت استونهنج هنوز مشخص نیست؛ اما احتمالا این مکان کارکردی آیینی داشته و با دفن مردگان، باورهای مربوط به نیاکان و همچنین رصد خورشید و ماه در ارتباط بوده است. همترازی ورودی اصلی بنا با طلوع خورشید در انقلاب تابستانی و غروب آن در انقلاب زمستانی، این احتمال را تقویت میکند.
آنچه استونهنج را متمایز میکند، استفاده از دو نوع سنگ با منشأ کاملاً متفاوت است: سنگهای عظیم سارسن که از منطقه «مارلبرو داونز» در فاصله حدود ۳۰ کیلومتری آورده شدهاند و سنگهای کوچکتر موسوم به «بلوستون» که منشأ آنها در جنوب غربی ولز و کوههای پرِسِلی، در فاصلهای حدود ۱۶۰ تا ۲۴۰ کیلومتر از استونهنج، شناسایی شده است. این فاصله طولانی، از دیرباز این پرسش را مطرح کرده که این سنگها چگونه به دشت سالزبری منتقل شدهاند.
بنابر گزارش «سایتکدیلی» (scitechdaily)، مطالعهای جدید از دانشگاه کرتین در حال بازتعریف درک دانشمندان از منشأ سنگهای آبی نمادین استونهنج است و قانعکنندهترین شواهد تا امروز را ارائه میدهد که این سنگها توسط انسانها و نه یخهای متحرک، به این مکان منتقل شدهاند.
برای دههها، پژوهشگران درباره این موضوع بحث کردهاند که آیا یخچالهای طبیعی میتوانستهاند سنگ برواره (Altar Stone) و دیگر تختهسنگهای بزرگ را به دشت سالزبری منتقل کنند یا نه. یافتههای جدید کفه ترازو را به سود جابهجایی آگاهانه انسانی سنگینتر میکند و نشان میدهد این سنگها عمدا به این بنا آورده شدهاند، نه اینکه توسط نیروهای طبیعی در آنجا رها شده باشند.
برای آزمودن این فرضیه، دانشمندان کرتیـن به سراغ روشی به نام «انگشتنگاری» معدنی رفتند. آنها دانههای معدنی میکروسکوپی حفظشده در رسوبات رودخانهای اطراف استونهنج در جنوب انگلستان را تجزیه و تحلیل کردند. این دانهها مسیرهای طولانی حرکت رسوبات در سراسر بریتانیا را ثبت میکنند و سرنخهایی از مناطقی که زمانی از آن عبور کردهاند به دست میدهند.
اگر یخچالهای طبیعی از این منطقه عبور کرده بودند، باید ترکیب معدنی متمایزی از سنگهای فرسایشیافته از مناظر دوردست بر جای میگذاشتند. در طول هزاران سال، آن سنگها خرد میشدند و ذرات ریزی آزاد میکردند که امروز نیز قابل شناسایی و تاریخگذاری بودند.
تحلیل پیشرو جهانی از بلورهای زیرکُن
با استفاده از تجهیزات پیشرفته در مرکز «جان دِ لِیتر» دانشگاه کرتیـن، تیم پژوهشی بیش از ۵۰۰ بلور زیکن (یکی از مقاومترین کانیهای شناخته شده روی زمین و شاخصی قابلاعتماد برای تاریخ زمینشناسی) را بررسی کرد.
دکتر «آنتونی کلارک»، نویسنده اصلی پژوهش میگوید نتایج هیچ شواهد معدنی نشان نمیدهد که یخسارها هرگز به محل استونهنج رسیده باشند.
به گفته او: «اگر یخچالها سنگها را از اسکاتلند یا ولز تا استونهنج حمل کرده بودند، باید امضای معدنی روشنی در دشت سالزبری بر جای میگذاشتند. این سنگها با گذشت زمان فرسایش مییافتند و دانههای ریزی آزاد میکردند که ما میتوانستیم آنها را تاریخگذاری کنیم و بفهمیم چه قدمتی دارند و از کجا آمدهاند. ما در ماسههای رودخانهای نزدیک استونهنج به دنبال چنین دانههایی گشتیم و هیچکدام را نیافتیم. این موضوع توضیح جایگزین ــ یعنی اینکه انسانها سنگها را جابهجا کردهاند ــ را بسیار محتملتر میکند».
سنگها چگونه جابهجا شدند؟
دکتر کلارک میگوید چگونگی جابهجایی سنگها توسط انسانها همچنان یک معما باقی مانده است.
او میافزاید: «برخی میگویند سنگها ممکن است از طریق دریا از اسکاتلند یا ولز منتقل شده باشند، یا ممکن است با استفاده از الوارهای غلتان روی زمین جابهجا شدهاند؛ اما واقعیت این است که شاید هرگز ندانیم. اما چیزی که میدانیم این است که تقریبا بهطور قطع یخ، سنگها را جابهجا نکرده است».
پروفسور «کریس کرکلند»، یکی دیگر از نویسندگان پژوهش، میگوید این یافتهها قدرت ابزارهای ژئوشیمیایی مدرن را در حل پرسشهای تاریخی دیرپا نشان میدهد.
او میگوید: «استونهنج همچنان ما را شگفتزده میکند. با تجزیه و تحلیل کانیهایی کوچکتر از یک دانه شن، توانستهایم نظریههایی را بیازماییم که بیش از یک قرن پابرجا بودهاند.
پرسشهای بسیار زیادی درباره این بنای نمادین وجود دارد؛ برای مثال، اینکه اصلا چرا استونهنج ساخته شد.
احتمالا این مکان برای اهداف متنوعی استفاده میشده است؛ مانند تقویم، معبدی باستانی یا محل برگزاری ضیافتها؛ بنابراین طرح و پاسخ به چنین پرسشهایی به مجموعه دادههای متفاوتی نیاز دارد و این مطالعه یک قطعه مهم به آن تصویر بزرگتر اضافه میکند».
این یافتهها در ادامه کشف مهم دیگری به رهبری دانشگاه کرتیـن در سال ۲۰۲۴ منتشر شده است که منشأ اسکاتلندی سنگ مرکزی ششتنی «سنگ برواره» در قلب استونهنج را شناسایی کرد؛ کشفی که دیدگاه مربوط به تأمین و انتقال عمدی این سنگهای نمادین توسط سازندگان نوسنگی و در مسافتهای بسیار طولانی را بیش از پیش تقویت میکند.
انتهای پیام/