آموزش عالی باید از مدرکمحوری به سمت مهارتمحوری حرکت کند
آموزش عالی در سالهای اخیر با تحولات و چالشهای متعددی روبهرو بوده است؛ از مسئله کیفیت آموزش و کارآمدی پژوهشها گرفته تا نقش دانشگاه در پاسخگویی به نیازهای جامعه و بازار کار. برای واکاوی این موضوعات، خبرنگار آنا در گفتوگو با صبا فرجی، دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان، دیدگاههای وی را درباره وضعیت کنونی دانشگاهها و مسیر پیشروی آموزش عالی جویا شده است.
مهمترین چالش نظام آموزش عالی ایران را امروز در چه میدانید؟
به نظر من مهمترین چالش آموزش عالی کشور، فاصله میان خروجی دانشگاهها و نیازهای واقعی جامعه است. در بسیاری از موارد دانشگاهها همچنان بر آموزشهای نظری تمرکز دارند، در حالی که جامعه و بازار کار به مهارت، خلاقیت، توانایی حل مسئله و نوآوری نیاز دارند. این شکاف باعث شده بخشی از فارغالتحصیلان با وجود برخورداری از مدارک تحصیلی مناسب، برای ورود به بازار کار با مشکلاتی مواجه شوند.
از سوی دیگر، تغییرات فناوری و گسترش هوش مصنوعی سرعت تحولات را افزایش داده است. اگر نظام آموزش عالی نتواند خود را با این تحولات هماهنگ کند، ممکن است فاصله میان دانشگاه و نیازهای جامعه بیشتر شود؛ بنابراین مهمترین چالش امروز را میتوان ضرورت بازنگری در مأموریتها و کارکردهای آموزش عالی دانست.
دانشگاههای ایران تا چه اندازه توانستهاند نقش خود را در حل مسائل کشور ایفا کنند؟
نمیتوان عملکرد دانشگاهها را نادیده گرفت. در حوزههای مختلف علمی، پژوهشی و فناوری شاهد دستاوردهای ارزشمندی بودهایم و بسیاری از پیشرفتهای کشور حاصل تلاش دانشگاهیان، پژوهشگران و دانشجویان بوده است. در سالهای اخیر نیز ارتباط دانشگاهها با صنعت و دستگاههای اجرایی نسبت به گذشته تقویت شده است.
با این حال هنوز تا نقطه مطلوب فاصله داریم. بسیاری از ظرفیتهای علمی دانشگاهها در حل مسائل کشور به صورت کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد. گاهی مسائل کشور به دانشگاه ارجاع داده نمیشود و در برخی موارد نیز پژوهشهای دانشگاهی مسیر مشخصی برای اجرا پیدا نمیکنند. به همین دلیل لازم است ارتباط میان دانشگاه، صنعت، دستگاههای اجرایی و نهادهای تصمیمگیر تقویت شود تا از توان علمی دانشگاهها به شکل مؤثرتری استفاده شود.
چرا فاصله میان پژوهشهای دانشگاهی و نیازهای واقعی جامعه همچنان وجود دارد؟
این مسئله دلایل مختلفی دارد. یکی از مهمترین دلایل آن است که در بسیاری از موارد موضوعات پژوهشی بر اساس نیازهای واقعی جامعه تعریف نمیشوند. گاهی پژوهشها بیشتر برای ارتقای علمی، چاپ مقاله یا تکمیل فرآیندهای آموزشی انجام میشوند و ارتباط مستقیمی با مسائل کشور ندارند.
از سوی دیگر، سازوکار مشخص و پایداری برای اتصال پژوهشگران به نهادهای اجرایی وجود ندارد. در حالی که اگر دستگاههای مختلف نیازهای خود را به دانشگاهها منتقل کنند و از نتایج تحقیقات استفاده کنند، بسیاری از این فاصلهها کاهش خواهد یافت.
همچنین باید فرهنگ مسئلهمحوری در دانشگاهها تقویت شود. دانشجو باید احساس کند پژوهشی که انجام میدهد میتواند در بهبود شرایط جامعه نقش داشته باشد و صرفاً یک فعالیت آموزشی نباشد. هرچه پژوهشها به مسائل واقعی نزدیکتر شوند، اثربخشی آنها نیز افزایش خواهد یافت.
به نظر شما دانشگاه امروز بیشتر درگیر آموزش است یا تولید دانش؟
به اعتقاد من دانشگاههای کشور همچنان بیشتر درگیر آموزش هستند، هرچند در حوزه تولید دانش نیز پیشرفتهای قابل توجهی داشتهاند. بخش عمده فعالیت دانشگاهها هنوز بر آموزش دانشجویان متمرکز است و این موضوع طبیعی است؛ زیرا یکی از مأموریتهای اصلی دانشگاه تربیت نیروی انسانی متخصص است.
اما در کنار آموزش باید به تولید دانش و نوآوری نیز توجه بیشتری شود. دانشگاهی موفق خواهد بود که بتواند میان آموزش، پژوهش و فناوری تعادل ایجاد کند. اگر دانشگاه صرفاً آموزشمحور باشد، ظرفیتهای پژوهشی آن فعال نخواهد شد و اگر تنها بر پژوهش تمرکز کند، ممکن است از مأموریت آموزشی خود فاصله بگیرد؛ بنابراین ایجاد توازن میان این سه حوزه اهمیت زیادی دارد.
مهمترین دغدغه دانشجویان امروز نسبت به یک دهه گذشته چه تفاوتی کرده است؟
به نظر من دغدغههای دانشجویان امروز نسبت به گذشته تغییرات قابل توجهی داشته است. در گذشته شاید تمرکز اصلی دانشجویان بر ادامه تحصیل و کسب مدرک بود، اما امروز موضوع اشتغال، مهارتآموزی و آینده شغلی اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است.
دانشجوی امروز میخواهد بداند پس از فارغالتحصیلی چه جایگاهی در جامعه خواهد داشت و چگونه میتواند از دانش و مهارتهای خود استفاده کند. همچنین تحولات اقتصادی، فناوری و اجتماعی باعث شده دانشجویان نسبت به آینده حساسیت بیشتری داشته باشند.
موضوعاتی مانند کارآفرینی، مهارتهای حرفهای، سواد دیجیتال، هوش مصنوعی و فرصتهای شغلی جدید نیز به دغدغههای نسل جدید دانشجویان اضافه شده است. در واقع دانشجوی امروز بیش از گذشته به دنبال کاربردی بودن آموزشها و ارتباط آنها با زندگی واقعی است.
دانشجوی امروز چه انتظاری از دانشگاه دارد که شاید در گذشته کمتر مطرح بود؟
دانشجوی امروز انتظار دارد دانشگاه تنها محل دریافت مدرک نباشد. او میخواهد دانشگاه بستری برای رشد فردی، حرفهای و اجتماعی باشد. نسل جدید دانشجویان انتظار دارند مهارتهای مورد نیاز بازار کار را در دانشگاه بیاموزند، با فناوریهای نوین آشنا شوند و فرصت تجربههای عملی و کارورزی را در اختیار داشته باشند.
همچنین دانشجویان انتظار دارند دانشگاهها در مسیر اشتغال و کارآفرینی نقش فعالتری ایفا کنند. ایجاد ارتباط با صنایع، حمایت از ایدههای نوآورانه و فراهم کردن فرصتهای یادگیری عملی از جمله انتظاراتی است که امروز بیش از گذشته مطرح میشود.
از سوی دیگر، دانشجویان به دنبال مشارکت بیشتر در فرآیندهای دانشگاهی هستند و انتظار دارند صدای آنها در تصمیمگیریها شنیده شود. این موضوع نشان میدهد که نگاه دانشجویان به دانشگاه نسبت به گذشته تغییر کرده و ابعاد گستردهتری پیدا کرده است.
آیا دانشگاه توانسته دانشجویان را برای ورود به بازار کار و جامعه آماده کند؟
دانشگاهها در این زمینه تلاشهای زیادی انجام دادهاند، اما هنوز چالشهایی وجود دارد. بخشی از فارغالتحصیلان پس از ورود به بازار کار احساس میکنند میان آنچه در دانشگاه آموختهاند و آنچه در محیط کار نیاز دارند فاصله وجود دارد.
البته این موضوع در همه رشتهها یکسان نیست. برخی رشتهها ارتباط بیشتری با محیط حرفهای دارند و دانشجویان آمادگی بیشتری کسب میکنند. اما در مجموع لازم است آموزشهای مهارتی، کارورزی، پروژههای عملی و ارتباط با محیط واقعی کار در دانشگاهها تقویت شود.
به اعتقاد من دانشگاه باید علاوه بر انتقال دانش تخصصی، مهارتهای نرم مانند کار تیمی، ارتباط مؤثر، مدیریت زمان، خلاقیت و حل مسئله را نیز آموزش دهد؛ زیرا این مهارتها در موفقیت شغلی نقش بسیار مهمی دارند.
اگر قرار باشد فقط یک اصلاح در نظام آموزش عالی انجام شود، آن اصلاح چیست؟
اگر بخواهم تنها یک اصلاح را انتخاب کنم، آن اصلاح حرکت از مدرکمحوری به سمت مهارتمحوری و مسئلهمحوری است. تا زمانی که موفقیت دانشجو صرفاً بر اساس مدرک و نمره سنجیده شود، بسیاری از ظرفیتهای واقعی آموزش عالی فعال نخواهد شد.
دانشگاه باید به محیطی تبدیل شود که در آن دانشجویان علاوه بر یادگیری مباحث نظری، توانایی حل مسائل واقعی را به دست آورند. چنین تغییری میتواند هم کیفیت آموزش را ارتقا دهد، هم اشتغالپذیری فارغالتحصیلان را افزایش دهد و هم نقش دانشگاهها را در توسعه کشور پررنگتر کند.
به باور من آینده آموزش عالی در گرو دانشگاههایی است که بتوانند میان علم، مهارت و نیازهای جامعه پیوند برقرار کنند و دانشجویانی تربیت کنند که نه تنها صاحب دانش، بلکه توانمند در حل مسائل و ساختن آینده کشور باشند.
انتهای پیام/