در گفت‌وگو با آنا مطرح شد

زنگزور نبرد زیرساخت و فناوری؛ جایگاه ایران در توانمندی مهندسی و جنگ کریدورها کجاست؟

کریدور زنگزور
در حالی‌که تحولات قفقاز جنوبی وارد مرحله‌ای تازه شده، کریدور زنگزور دیگر فقط یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه به میدان رقابت فناوری‌های زیرساختی، مهندسی حمل‌ونقل و شبکه‌های انرژی بدل شده است؛ موضوعی که به گفته کارشناس مسائل بین‌الملل می‌تواند معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را به‌طور جدی تغییر دهد.

به گزارش خبرگزاری آنا، طی هفته‌های اخیر بار دیگر موضوع ایجاد کریدور موسوم به زنگزور و تحولات مرتبط با قفقاز جنوبی در کانون توجه تحلیلگران و محافل سیاسی قرار گرفته است. در حالی که برخی این مسیر را صرفاً یک پروژه ترانزیتی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان می‌دانند، گروهی دیگر معتقدند این طرح دارای ابعاد ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای است که می‌تواند معادلات منطقه را به طور اساسی دگرگون کند.

اطلاعات بدست آمده در این خصوص حاکی از عزم جدی متولیان این کریدور برای تکمیل سریع تر آن است، به طوری که تجمع ادوات راه سازی و توسعه خط ریلی به وضوح از داخل مرز ایران مشخص است. 

در همین زمینه، احسان موحدیان، کارشناس مسائل بین‌الملل و استاد دانشگاه، در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا با تشریح ابعاد مختلف این پروژه، از وجود یک برنامه بلندمدت برای تغییر ژئوپلیتیک منطقه سخن گفت و تأکید کردد: ایران باید با سرعت بیشتری برای مقابله با این روند اقدام کند.

کریدور زنگزور پروژه‌ای که بیش از یک قرن برای آن برنامه‌ریزی شده است

موحدیان اظهار کرد: مهم‌ترین نکته این است که متوجه باشیم این پروژه، یک طرح مقطعی یا حاصل شرایط امروز منطقه نیست. برای اجرای آن حدود یک قرن برنامه‌ریزی شده است.  از زمان مصطفی کمال آتاتورک، ترکیه به دنبال تحقق چنین ایده‌ای بوده است و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری‌های قفقاز، آمریکا، ترکیه و رژیم صهیونیستی اجرای آن را با جدیت بیشتری دنبال کردند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در آن مقطع، طرحی با عنوان طرح گوبل مطرح شد که بر اساس آن قرار بود قره‌باغ به جمهوری آذربایجان واگذار شود و در مقابل، استان سیونیک ارمنستان در اختیار جمهوری آذربایجان قرار گیرد تا مسیر اتصال مستقیم میان جمهوری آذربایجان و نخجوان ایجاد شود. اگرچه آن پروژه در مقطع زمانی خود به دلایل مختلف عملیاتی نشد، اما امروز همان سناریو با شکل و ادبیات جدید در حال پیگیری است.

آمریکا پس از ناکامی در جنوب ایران، شمال‌غرب کشور را هدف گرفته است

موحدیان با اشاره به تحولات ژئوپلیتیکی منطقه اظهار کرد: باید توجه داشت که آمریکا طی سال‌های اخیر تلاش کرده است از طریق فشار بر جنوب ایران و منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی کشور را محدود کند، اما به اهداف مورد نظر خود دست نیافته است.

وی افزود: اکنون همان اهداف از مسیر شمال‌غرب ایران دنبال می‌شود. به عبارت دیگر، هر آنچه آمریکا در جنوب نتوانسته محقق کند، اکنون تلاش می‌کند از طریق قفقاز جنوبی به آن دست یابد. اگر هدف، کنترل مسیر‌های انتقال انرژی، ایجاد دسترسی آسان‌تر به اروپا و رژیم صهیونیستی، محدود کردن ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران، روسیه و چین و کاهش نقش ایران در تجارت منطقه‌ای باشد، پروژه زنگزور دقیقاً همین مأموریت را برعهده دارد.

پروژه‌ای چندلایه از زنگزور تا دریای خزر

موحدیان با بیان اینکه نباید صرفاً به کریدور زنگزور به عنوان یک مسیر جاده‌ای نگاه کرد، گفت: آنچه امروز در حال اجراست، یک پروژه چندلایه است که هر بخش آن با عنوانی متفاوت در حال پیگیری است. نخستین بخش، همان کریدور زنگزور است که از ترکیه آغاز می‌شود، به نخجوان می‌رسد، از خاک ارمنستان عبور می‌کند و سپس وارد جمهوری آذربایجان می‌شود.

وی ادامه داد: از آنجا که ارمنستان با ایجاد یک کریدور خارج از حاکمیت خود مخالفت کرده است، اکنون پیشنهاد شده که آمریکا یا شخص «دونالد ترامپ» به عنوان ضامن اجرای این مسیر معرفی شود؛ به همین دلیل از عنوان «مسیر ترامپ» نیز برای آن استفاده می‌شود. در این سناریو تلاش می‌شود ضمن حفظ ظاهری تمامیت ارضی ارمنستان، مسیر ترانزیتی مورد نظر بدون اعمال کنترل‌های مرزی و گمرکی این کشور فعال شود.

موحدیان ادامه داد:  ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. ادامه این مسیر به دریای خزر می‌رسد و از آنجا نیز بخش دیگری از پروژه آغاز می‌شود.

کنوانسیون دریای خزر حلقه دوم پروژه حذف ایران

این استاد دانشگاه با اشاره به مباحث مربوط به کنوانسیون حقوقی دریای خزر اظهار کرد: در شرایطی که این کنوانسیون از سال ۱۳۷۶ تاکنون به تصویب مجلس نرسیده بود، اکنون برخی جریان‌ها در داخل کشور اصرار دارند هرچه سریع‌تر این توافق تصویب شود. تصویب این کنوانسیون امکان انتقال خطوط لوله نفت و گاز از ترکمنستان و قزاقستان از بستر دریای خزر به سمت جمهوری آذربایجان و اروپا را بدون نیاز به عبور از خاک ایران فراهم می‌کند.

موحدیان تأکید کرد: بنابراین، ما با پروژه‌ای روبه‌رو هستیم که بخش نخست آن در قالب کریدور زنگزور و بخش دوم آن در قالب انتقال انرژی از بستر دریای خزر تعریف شده است. بنابراین اگر این دو بخش تکمیل شوند، بخش مهمی از ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران در حوزه انرژی و ترانزیت عملاً بی‌اثر خواهد شد.

همسایگی مستقیم با رژیم صهیونیستی مهم‌ترین پیامد امنیتی زنگزور

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل، مهم‌ترین پیامد امنیتی اجرای این پروژه را گسترش نفوذ رژیم صهیونیستی در مرز‌های شمال‌غرب ایران دانست و گفت: اکنون نیز اسرائیل در جمهوری آذربایجان حضور دارد، اما با اجرای این طرح، عملاً دسترسی این رژیم به جنوب ارمنستان نیز فراهم خواهد شد. پس از آن، مسیر دریای خزر و آسیای مرکزی نیز برای رژیم صهیونیستی باز خواهد شد و این مسئله تبعات امنیتی گسترده‌ای برای جمهوری اسلامی ایران به همراه دارد.

موحدیان ادامه داد: از سوی دیگر، فعالیت جریان‌های تجزیه‌طلب پان‌ترکی نیز در منطقه افزایش خواهد یافت؛ هم برای تأثیرگذاری بر آذری‌های ایران و هم برای تغییر بافت جمعیتی و هویتی استان سیونیک ارمنستان؛ آنکارا نیز در تلاش است ساختاری مشابه ناتوی ترک ایجاد کند و حوزه نفوذ فرهنگی و امنیتی خود را در سراسر منطقه گسترش دهد.

موحدیان اضافه کرد: در چنین شرایطی، مطرح شدن بحث پیوستن ایران به سازمان کشور‌های ترک، اقدامی کاملاً خلاف منافع ملی است؛ زیرا در عمل ایران را در موقعیتی تابع نسبت به ترکیه قرار خواهد داد.

هدف نهایی حذف ایران از معادلات انرژی و ترانزیت منطقه

موحدیان در ادامه این گفت‌و‌گو با اشاره به پیامد‌های اقتصادی اجرای این پروژه اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین اهداف طراحان این سناریو، حذف تدریجی ایران از شبکه انتقال انرژی و کریدور‌های تجاری منطقه است. در صورت تکمیل این مسیر، انتقال نفت و گاز کشور‌های آسیای مرکزی به اروپا و رژیم صهیونیستی دیگر نیازی به عبور از خاک ایران نخواهد داشت و این کشور‌ها می‌توانند از مسیر‌های جایگزین استفاده کنند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: در چنین شرایطی، ایران جایگاه ژئوپلیتیکی خود را به‌عنوان حلقه اتصال شرق و غرب از دست خواهد داد و بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی ناشی از ترانزیت انرژی و کالا از بین خواهد رفت.

موحدیان تصریح کرد: این مسئله تنها یک زیان اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً امنیت ملی ایران را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ زیرا هرچه وابستگی کشور‌ها به ایران در حوزه انرژی و ترانزیت کاهش پیدا کند، هزینه اعمال فشار یا حتی اقدام نظامی علیه ایران نیز برای قدرت‌های خارجی کمتر خواهد شد.

وی گفت: وقتی ایران به کشوری تبدیل شود که دیگر در تأمین انرژی یا انتقال کالا نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد، طبیعی است که بازدارندگی ژئوپلیتیکی آن نیز کاهش پیدا می‌کند و این دقیقاً همان هدفی است که طراحان این پروژه دنبال می‌کنند.

وابسته کردن ایران به مسیر‌های تحت کنترل رقبا

موحدیان با اشاره به یکی دیگر از اهداف راهبردی این طرح اظهار کرد: هدف صرفاً حذف ایران از کریدور‌ها نیست، بلکه تلاش می‌شود خود ایران نیز برای ارتباط با کشور‌های قفقاز، روسیه و آسیای مرکزی به مسیر‌هایی وابسته شود که تحت کنترل رقبای منطقه‌ای قرار دارند.

وی افزود: اگر مسیر ارمنستان با اجرای کریدور زنگزور عملاً از دسترس ایران خارج شود، دسترسی کشور به قفقاز با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: از سوی دیگر، طی سال‌های اخیر شاهد ناامن‌سازی مسیر‌های دریایی ایران در دریای خزر نیز بوده‌ایم؛ اقدامی که به نظر می‌رسد با هدف کاهش امنیت تنها مسیر جایگزین ایران برای ارتباط با روسیه و آسیای مرکزی دنبال می‌شود. نتیجه نهایی این روند آن است که ایران برای ارتباط با قفقاز و روسیه ناچار شود از مسیر‌هایی استفاده کند که یا در کنترل جمهوری آذربایجان قرار دارند یا در نهایت به ترکیه منتهی می‌شوند.

موحدیان تأکید کرد: اگر چنین وضعیتی ایجاد شود، هر زمان که این کشور‌ها اراده کنند، می‌توانند با محدودسازی مسیر‌های ارتباطی، فشار‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را بر ایران افزایش دهند.

حملات به زیرساخت‌های دریای خزر را نباید اتفاقی تلقی کرد

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به برخی تحولات امنیتی سال‌های اخیر در دریای خزر اظهار کرد: حتی پیش از تکمیل این پروژه نیز شاهد حملاتی به کشتی‌ها و زیرساخت‌های ایران در شمال کشور بوده‌ایم. حملات صورت‌گرفته به برخی زیرساخت‌ها در انزلی و زیباکنار و همچنین اقداماتی که علیه کشتی‌های ایرانی انجام شده است، نشان می‌دهد ناامن‌سازی این مسیر به‌صورت هدفمند دنبال می‌شود.

موحدیان گفت: سؤال اینجاست که کشوری مانند اوکراین که مرز مشترکی با ایران ندارد، چگونه می‌تواند در چنین منطقه‌ای علیه منافع ایران اقدام کند؟ طبیعی است که این اقدامات بدون استفاده از ظرفیت برخی کشور‌های منطقه امکان‌پذیر نیست و همین موضوع ضرورت توجه بیشتر به تحولات قفقاز و دریای خزر را نشان می‌دهد.

وابسته کردن پروژه‌های انرژی ایران به جمهوری آذربایجان، اقدامی پرخطر است

وی در ادامه با انتقاد از برخی سیاست‌های داخلی در حوزه زیرساخت‌های انرژی اظهار کرد: متأسفانه در داخل کشور نیز برخی دیدگاه‌ها به دنبال آن هستند که بخش عمده ارتباطات انرژی ایران از مسیر جمهوری آذربایجان انجام شود. برای نمونه، اگر قرار باشد گاز روسیه به ایران منتقل شود، تنها مسیر پیشنهادی جمهوری آذربایجان باشد، یا اتصال شبکه برق، انتقال کالا و سایر همکاری‌های اقتصادی نیز صرفاً از همین مسیر انجام شود، در واقع ایران خود را به کشوری وابسته کرده است که در بسیاری از موضوعات منطقه‌ای رفتار‌های آن قابل پیش‌بینی نیست.

وی تصریح کرد: این وابستگی از منظر امنیت ملی، اقدامی بسیار خطرناک است و باید هرچه سریع‌تر مسیر‌های جایگزین و مستقل تقویت شوند.

ارمنستان تنها مسیر راهبردی ایران در قفقاز

این استاد دانشگاه با اشاره به سفر اخیر وزیر زیرساخت ارمنستان به تهران اظهار کرد: مذاکرات انجام‌شده درباره احداث پل دوم مرزی روی رود ارس، توسعه زیرساخت‌های مشترک، ایجاد پالایشگاه ایرانی در ارمنستان و تکمیل برخی کریدور‌های ارتباطی، نشان می‌دهد خوشبختانه در کشور این درک در حال شکل‌گیری است که ارمنستان تنها مسیر مطمئن و مستقل ایران در قفقاز محسوب می‌شود.

وی افزود: ایران باید هرچه سریع‌تر سطح درهم‌تنیدگی اقتصادی خود با ارمنستان را افزایش دهد؛ زیرا هرچه منافع اقتصادی دو کشور بیشتر به یکدیگر گره بخورد، امکان اجرای سناریو‌های طراحی‌شده برای قطع ارتباط ایران با قفقاز نیز کاهش خواهد یافت. با این حال، مشکل اصلی آن است که سرعت اقدامات ایران با سرعت تحولات میدانی هیچ تناسبی ندارد.

سرعت جمهوری آذربایجان چند برابر ایران است

وی با اشاره به بازدید اخیر خود از مرز ایران و ارمنستان گفت: طی روز‌های گذشته از منطقه مرزی بازدید کردم و از نزدیک شاهد بودم که جمهوری آذربایجان با چه سرعت بالایی در حال احداث زیرساخت‌های مورد نیاز خود است. در فاصله‌ای بسیار نزدیک به مرز ایران، هم‌زمان عملیات احداث راه‌آهن، جاده، پل و سایر زیرساخت‌ها در حال انجام است و حجم فعالیت‌های عمرانی کاملاً مشهود است.

وی ادامه داد: در مقابل، اگرچه در سمت ایران نیز پروژه‌هایی آغاز شده، اما سرعت اجرای آنها به هیچ‌وجه با سرعت طرف مقابل قابل مقایسه نیست. حتی یک فرد عادی که هیچ تخصص مهندسی نداشته باشد، با مشاهده فعالیت‌های دو طرف به‌راحتی متوجه تفاوت سرعت اجرای پروژه‌ها خواهد شد.

اگر هدف فقط ترانزیت بود، مسیر ایران بهترین گزینه بود

موحدیان با رد این ادعا که هدف از احداث کریدور زنگزور صرفاً ایجاد یک مسیر ارتباطی است، اظهار کرد: اگر واقعاً تنها دغدغه جمهوری آذربایجان و ترکیه، توسعه ترانزیت بود، ضرورتی نداشت مسیری را انتخاب کنند که از مناطق کوهستانی و بسیار سخت‌گذر عبور می‌کند.

وی افزود: ایران بیش از ۳۰ سال است مسیر ترانزیتی مطمئنی را در اختیار جمهوری آذربایجان قرار داده و اکنون نیز در حال توسعه و تعریض آن است. در چنین شرایطی، اصرار بر ایجاد مسیری جدید در منطقه‌ای صعب‌العبور نشان می‌دهد اهداف این پروژه فراتر از موضوعات اقتصادی و حمل‌ونقل است و ابعاد ژئوپلیتیکی و امنیتی آن اهمیت بیشتری دارد.

مشکل ایران کمبود فناوری نیست ضعف در مدیریت و درک راهبردی است

در ادامه این کارشناس با اشاره به فاصله سرعت اجرای پروژه‌های زیرساختی ایران با کشور‌های رقیب گفت: عقب‌ماندگی ای که در سمت ایران ایجاد شده است؛ ناشی از محدودیت‌های فنی و فناوری نیست و جامعه علمی کشور توانایی انجام هر ماموریتی در این زمینه را دارد. در واقع به اعتقاد من، مسئله اصلاً فناوری نیست. جمهوری اسلامی ایران از توان فنی و مهندسی لازم برای اجرای این پروژه‌ها برخوردار است و مشکل اصلی در حوزه مدیریت، تصمیم‌گیری و نبود درک راهبردی از اهمیت این اقدامات است.

وی افزود: طرف ارمنی طی سال‌های گذشته بار‌ها پیشنهاد داده بود که از پالایشگاه تبریز یک خط لوله به سمت استان سیونیک احداث شود تا خوراک پالایشگاهی که قرار بود در آن منطقه ساخته شود، از ایران تأمین شود. حتی دولت ارمنستان نه تنها برای اجرای این پروژه اعلام آمادگی کرده بود، بلکه پیشنهاد واگذاری زمین، ارائه معافیت‌های مالیاتی و فراهم کردن سایر مشوق‌های سرمایه‌گذاری را نیز مطرح کرده بود، اما از این فرصت استفاده نشد.

موحدیان خاطرنشان کرد: اکنون در شرایطی که ایران از این فرصت بهره نبرده، کشور‌های دیگری به سرعت در حال افزایش حضور اقتصادی خود در ارمنستان هستند. امروز امارات متحده عربی فعالیت گسترده‌ای را در ارمنستان آغاز کرده و برای ایجاد شبکه جایگاه‌های سوخت، احداث پالایشگاه و سرمایه‌گذاری در بخش انرژی برنامه‌ریزی کرده است. این موضوع نشان می‌دهد هر جا ایران تعلل کند، بازیگران دیگری جای آن را پر خواهند کرد.

موحدیان تصریح کرد: بنابراین اگر بخواهیم صادقانه درباره علت این وضعیت صحبت کنیم، باید بگوییم مسئله اصلی ضعف مدیریتی و فقدان نگاه راهبردی به تحولات قفقاز است، نه کمبود فناوری یا توان فنی که با گستردگی بسیار بالایی در دانشگاه ها و مراکز علمی و شرکت های دانش بنیانی موجود است. 

ضرورت ورود جدی نهاد‌های بالادستی به پروژه‌های قفقاز

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به روند کند اجرای پروژه‌های عمرانی مرتبط با قفقاز اظهار کرد: لازم است نهاد‌های بالادستی کشور با جدیت بیشتری وارد این موضوع شوند و دستگاه‌های اجرایی، به‌ویژه وزارت راه و شهرسازی، را ملزم به تسریع اجرای پروژه‌ها کنند. شرایط منطقه با گذشته تفاوت کرده و تهدید‌ها با سرعت زیادی در حال افزایش هستند؛ بنابراین دیگر نمی‌توان با همان روند‌های کند و بروکراسی‌های گذشته پروژه‌های راهبردی را پیش برد.

موحدیان تأکید کرد: امروز هر ماه تأخیر در اجرای این طرح‌ها می‌تواند هزینه‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی قابل توجهی برای کشور ایجاد کند.

بزرگراه تبریز ـ نوردوز پروژه‌ای که ۱۵ سال معطل مانده است

وی با اشاره به یکی از مهم‌ترین پروژه‌های زیرساختی کشور در شمال‌غرب گفت: یکی از پروژه‌های اساسی، احداث بزرگراه تبریز تا مرز نوردوز است. این مسیر علاوه بر اهمیت اقتصادی و ترانزیتی، از منظر امنیتی نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد؛ زیرا در صورت وقوع هرگونه بحران، امکان انتقال سریع تجهیزات و نیرو‌های مورد نیاز ایران به مرز‌های شمال‌غرب را فراهم می‌کند.

وی افزود: متأسفانه اجرای این پروژه حدود ۱۵ سال است که به طول انجامیده و با وجود آنکه در مقاطع مختلف بودجه‌هایی برای آن اختصاص یافته، هنوز به بهره‌برداری کامل نرسیده است. اگرچه امروز فعالیت‌هایی در این محور مشاهده می‌شود و عملیات ساخت تونل‌ها و بخش‌هایی از مسیر ادامه دارد، اما سرعت اجرای کار همچنان متناسب با رشد تهدید‌های منطقه نیست.

موحدیان گفت: زمانی که در منطقه حضور پیدا می‌کنیم، به‌وضوح می‌توان تفاوت سرعت اجرای پروژه‌ها را مشاهده کرد؛ در یک سوی مرز، جمهوری آذربایجان به طور هم‌زمان راه‌آهن، جاده، پل و سایر زیرساخت‌ها را با سرعت بالا احداث می‌کند و در سوی دیگر، روند اجرای پروژه‌های ایران بسیار کندتر است.

پروژه‌های ریلی که نباید بیش از این معطل بمانند

وی در ادامه به سایر پروژه‌های راهبردی کشور اشاره کرد و گفت: ایران علاوه بر توسعه مسیر‌های جاده‌ای، باید تکمیل شبکه ریلی خود را نیز با سرعت بیشتری دنبال کند. از جمله پروژه‌های مهم، مسیر راه‌آهن جلفا ـ کلاله در آذربایجان شرقی است که حدود ۱۰۰ کیلومتر طول دارد و هنوز تکمیل نشده است.

وی افزود: همچنین مسیر ریلی رازی در مرز ایران و ترکیه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است و می‌تواند بخشی از بار ترانزیتی منطقه را به سمت ایران هدایت کند، اما این ظرفیت نیز به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: از سوی دیگر، تکمیل مسیر ریلی چابهار ـ زاهدان و اتصال آن به سرخس و اینچه‌برون باید با سرعت بیشتری انجام شود تا ایران بتواند حلقه اتصال هند، خلیج فارس، افغانستان، ترکمنستان و آسیای مرکزی باشد.

وی گفت: اگر این شبکه ریلی تکمیل شود، کشور‌های منطقه برای انتقال کالا به آب‌های آزاد و بالعکس، ناگزیر از استفاده از مسیر ایران خواهند بود و این موضوع جایگاه ژئوپلیتیکی کشور را تقویت خواهد کرد اما تحقق این اهداف همچنان به زمان و عزم جدی مدیریتی نیاز دارد.

سیاست خارجی نباید تنها بر یک بحران متمرکز شود

این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت تغییر رویکرد سیاست خارجی کشور اظهار کرد: یکی از مشکلات اساسی ما این است که معمولاً در هر مقطع زمانی همه تمرکز دستگاه سیاست خارجی بر یک پرونده یا یک منطقه قرار می‌گیرد. در حالی که تهدید‌های امروز به صورت هم‌زمان و موازی در حال شکل‌گیری هستند و ایران باید برای تمامی آنها برنامه داشته باشد.

موحدیان در پایان سخنان خود تصریح کرد: نمی‌توان تصور کرد که در یک دوره تنها باید بر غرب آسیا تمرکز کرد و در دوره‌ای دیگر صرفاً به قفقاز یا آسیای مرکزی پرداخت. همه این حوزه‌ها به یکدیگر مرتبط هستند و غفلت از هر کدام می‌تواند بر سایر حوزه‌ها نیز اثر بگذارد. لازم است از همه ظرفیت‌های کارشناسی کشور در حوزه‌های مختلف استفاده شود و متخصصان هر منطقه در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نقش مؤثرتری داشته باشند.

انتهای پیام/

ارسال نظر