از یوتیوب تا هالیوود؛ چگونه کارگردانان نسل‌زد سینما را فتح کردند

گیشه پرفروش فیلم‌های «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» در سال ۲۰۲۶، راه را برای سازندگان یوتیوبیِ بیست‌چندساله باز کرده و صنعت سینما را به بازاندیشی درباره سلیقه مخاطبان واداشته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در زمان مشابه سال گذشته، ایدهه اینکه یک کارگردان فیلم سینمایی با اکران گسترده، تجربه‌اش را در یوتیوب آغاز کرده باشد، اگر بی‌سابقه نبود، قطعاً هنوز یک داستان شروعِ حاشیه‌ای محسوب می‌شد.

مایکل و دنی فیلیپو، برادران فیلم‌ساز، تازه فیلم «او را به خانه بیاور» – دنباله فیلم ترسناک غافلگیرکنندهٔ «با من حرف بزن» – را با نقد‌های نسبتاً خوب و فروش متوسط روی پرده برده بودند؛ معلوم بود که به کارشان ادامه می‌دهند، اما بازدهی اندکی کاهش‌یافته پیش‌بینی‌کنندهٔ انفجار یوتیوبی نبود. همچنین افتضاح آشکار فیلم «شِلبِی اوکس» از کریس استاکمن، منتقد باسابقهٔ یوتیوبی، هنگامی که در ادامهٔ سال ۲۰۲۵ در سینما‌ها اکران شد، چنین انفجاری را نوید نمی‌داد.

هیاهوی جشنواره‌های ترسناک با دیدن فیلم توسط مخاطبان بیشتر فروکش کرد؛ استاکمن یک علاقه‌مند آشکار بود و برخی در اولین تلاش او نوید‌هایی دیدند، اما یک بازسازی ناموزون در سبک «یافت‌شده» بدون حس عاطفی چندان، به‌نظر چیز بزرگ بعدی نمی‌رسید.

اما در سال ۲۰۲۶، چیزی تغییر کرده است. در ژانویه، «مارکپلیر» یوتیوبر، اقتباس خود از بازی ویدئویی «آهن ریه» را به‌طور مستقل در سینما‌ها اکران کرد و فروش آن از بسیاری از فیلم‌های بزرگ استودیویی پیشی گرفت.

سپس «کاری بارکر» که کلیپ‌های کمدی او در یوتیوب ثابت هستند، اولین فیلم بلند خود با نام «وسواس» را رونمایی کرد. این فیلم که با بودجهٔ کمتر از یک میلیون دلار ساخته شده، تا کنون به پدیدهٔ گیشهٔ تابستان تبدیل شده و موفقیتی تقریباً بی‌سابقه به دست آورده است: در آخر هفتهٔ دوم و سوم، فروش بیشتری نسبت به آخر هفتهٔ اول داشته است.

«وسواس» فضای چندسینمایی را با فیلم «اتاق‌های پشتی» به کارگردانی «کِین پارسونز» ۲۰ ساله تقسیم کرده است؛ پارسونز پیشتر این میم اینترنتی وهم‌آلود را در مجموعه‌ای از فیلم‌های کوتاه یوتیوبی جان بخشیده بود. با وجود اینکه فیلم در یک سری از «فضا‌های حد واسط» برزخی، با کمترین مبلمان و نور فلورسنت جریان دارد، این آخر هفته پرفروش‌ترین فیلم در گیشهٔ آمریکای شمالی بود و قرار است ظرف چند روز به پرفروش‌ترین فیلم توزیع‌کننده «ای‌۲۴» (A۲۴) تبدیل شود.

«اتاق‌های پشتی» همچنین با فروش افتتاحیه‌ای بالاتر از بسیاری از فیلم‌های پرستاره یا با برند بزرگتر سال ۲۰۲۶ مانند «بلندی‌های بادگیر»، «جیغ ۷»، «شیطان پرادا می‌پوشد ۲» و آخرین فیلم پیکسار مواجه شد. این یعنی سه فیلم‌سازی که در یوتیوب پرورش یافته‌اند، مسئول برخی از بزرگ‌ترین و/یا غافلگیرکننده‌ترین موفقیت‌های امسال بوده‌اند. همراه با آنها، انبوهی از پست‌های شبکه‌های اجتماعی آمده است مبنی بر اینکه یوتیوب، نه مدرسهٔ سینما، آموزش واقعی را برای کارگردانان فردا فراهم می‌کند.

البته، آموزش یوتیوبی بسیار متفاوت است. پارسونز سابقه‌ای در جلوه‌های بصری و سریال وب اصلی «اتاق‌های پشتی» دارد، نه بر خلاف برخی از کارگردانان فیلم بلند گذشته که از وی‌اف‌ایکس یا تلویزیون شروع کردند. استاکمن، همان‌طور که اشاره شد، بیشتر به خاطر نقد‌های فیلمش شناخته می‌شود. بارکر پیش از ورود به فیلم‌های کوتاه ترسناک، در یک گروه کمدی اسکچ فعالیت می‌کرد. به‌طور مشابه، اما با ظرافت کمتر، برادران فیلیپو در ساخت دمو‌های بزرگ جلوه‌های ویژه و کمدی مضحک تخصص داشتند.

مارکپلیر شاید سنتی‌ترین پیشینهٔ یوتیوبی را دارد، از آن جهت که به خاطر ویدیو‌های «بازی همراه با تماشاگر» معروف شد – یعنی بینندگان او را در حال بازی کردن تماشا می‌کنند.

پس قابل توجه است که با وجود این تنوع تجربیات، تقریباً هر سازندهٔ یوتیوبی از طریق ژانر ترسناک وارد فیلم بلند شده است، حتی اگر در پلتفرم قبلی خود در آن زمینه تخصص نداشته باشد.

آیا این فیلم‌سازان بینش‌ها یا محدودیت‌های خود را به‌طور خاص از یوتیوب یاد می‌گیرند؟ پاسخ سخت است. صرف‌نظر از ظاهر، یوتیوب واقعاً یک سیستم آموزشی نیست؛ پلتفرمی است با راهرو‌های بی‌پایان و اتاق‌های پشتی مخصوص به خود. شاید بتوان آن را بیشتر شبیه‌ام‌تی‌وی (MTV) دانست که در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به تعدادی از فیلم‌سازان اولین نمایش گستردهٔ خود را به عنوان کارگردان ویدیو‌های موسیقی چشمگیر بخشید. همانطور که یک شاگرد واقعی یوتیوب عمدتاً یاد می‌گیرد چه چیزی کلیک جذب می‌کند، نه اصول اولیه فیلم‌سازی، خود‌ام‌تی‌وی هم به کسی یاد نمی‌داد چگونه ویدیوی موسیقی (یا به تعمیم، فیلم بلند) بسازد؛ بلکه آنچه را که در‌ام‌تی‌وی خوب کار می‌کرد، به نمایش می‌گذاشت.

راه‌اندازی یک کانال یوتیوب ممکن است به اندازهٔ رفتن به مدرسهٔ سینما هزینه نداشته باشد، اما می‌تواند به نوعی خود-بالا کشیدنِ کاذب کمک کند که به ناچار به سمت کسانی مایل است که از قبل زمان و امکانات کافی برای کار روی ویدیوهایشان را دارند و در نتیجه تصور «ضعیفانی که در یک شایسته‌سالاری دیجیتال پیروز می‌شوند» را تضعیف می‌کند.

با این حال، یک شکل دلگرم‌کننده‌تر از سنت‌گرایی نیز در زیر این روند پنهان است: تغییر به سمت کارگردانی فیلم‌های بلند توسط یوتیوبر‌ها به این معناست که تعداد قابل توجهی از آنها اصلاً به این کار اهمیت می‌دهند.

در اواسط همه‌گیری کرونا، هنگامی که عادات تماشا برای بسیاری از گروه‌های جمعیتی دستخوش تغییری به ظاهر دائمی شد، صحبت‌های زیادی در مورد چشم‌های جوان و معتاد به موبایل وجود داشت که فاقد حوصلهٔ نشستن و تماشای یک فیلم کامل بدون صفحهٔ دوم هستند. پدیده‌های جوان‌محوری مانند «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» ثابت می‌کنند که این فرض دربارهٔ نسل‌های جوان کاملاً اشتباه است.

به ویژه «اتاق‌های پشتی» فیلمی است که اشاره به فیلم‌های کوتاه آنلاین به عنوان جایگزینی رایگان برای آنچه ارائه می‌دهد آسان است، با این حال مخاطبان به سینما‌ها آمده‌اند – این معادل فرهنگ جوانی اقتباس از یک سریال استریمینگ دیزنی‌پلاس به یک فیلم پرفروش است. این بدان معنا نیست که این کارگردانان برای ساختن فیلم‌های بهتر از پیشینیان مختلف خود با ریشه‌های تئاتر، مدرسهٔ سینما، ویدیو‌های موسیقی یا خودآموزی در حیاط خلوت تجهیز شده‌اند، یا اینکه این شکل جدید از فضای تمرین عمومی، فیلم‌سازی را برای همیشه تغییر خواهد داد. اما این واقعیت که کری بارکر، کِین پارسونز و مارکپلیر همگی می‌خواستند فیلم بسازند، نه اینکه راه خود را از میان دوز‌های کوچک روزانهٔ محتوا هموار کنند، گواهی بر تاب‌آوری عجیب و زیبای سینماست.

اگر یوتیوب نوعی مدرسهٔ سینمای جدید باشد، یعنی برای برخی افراد، فیلم‌ها هنوز ارزش یادگیری دارند.

انتهای پیام/

ارسال نظر