در گفت‌وگو با آنا

مجید شهبازی: «بداهه‌خوری در دستگاه هاضمه» را کاملاً تجربی ساختم

کارگردان فیلم «بداهه‌خوری در دستگاه هاضمه» گفت: «از لحظه شکل‌گیری ایده تا رسیدن به خروجی نهایی، هرگز در برابر ذات تجربه مقاومت نکردم و هرگز ترسی از قضاوت شدن به خود راه ندادم.»

مجید شهبازی کارگردان فیلم تجربی «بداهه خوری در دستگاه هاضمه» در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی آنا در مورد سینمای تجربی بیان کرد: «چنانچه بخواهیم به طور دقیق درباره سینمای تجربی بحث کنیم، نیازمند صرف زمانی بسیار طولانی و طاقت‌فرسا خواهیم بود. با این حال برخی از مشخصه­‌های برجسته این گونه از سینما تا امروز بیشتر مورد تاکید واقع شده­‌اند. از آن دست می­‌توان به زبان خاص این گونه سینمایی اشاره کرد. به این معنا که در این گونه از سینما، فیلمساز به دنبال ارائه زبانی کاملا جدید در ساختار سینمایی خاص خود است تا بتواند با وارد کردن این زبان به دنیای از پیش موجود سینما، موجب وسعت زبان سینمایی شده و به تبع آن امکان گسترش ساحت پدیداری به نام سینما را فراهم کند.»


وی ادامه داد: «با این توضیح کلی است که می‌­توان دریافت که چرا این گونه از سینما تا این حد پیچیده و البته تخصصی، و از حیطه اظهار نظر عامیانه کاملا به دور است. چراکه سینمای تجربی هرگز به دنبال رهیافتی از پیش تعیین شده و مشخص نیست و هر شیوه­‌ای که پیش­تر مورد آزمون قرار گرفته، در این سینما باطل است. لذا پای دیدگاه­‌های مختلفی نظیر روان­‌کاوی و فلسفه و نیز علوم محض همچون ریاضی و فیزیک، به این گونه سینمایی باز می­‌شود. به‌طوری که فیلمساز خود را در آزمایشگاهی حس می­‌کند که تنها به مدد حذف خود به عنوان سوژه اندیشه‌‌گر، می­‌تواند پای به دنیای جدید سینمای تجربی بگذارد. پیداست که از هیچ مسیر متعارف و از پیش تعیین شده­‌ای، نمی­‌توان به این مهم دست یافت و باید در جایگاه تجربه ناب قرار گرفت و خود را از ساحت تفکر دور کرد و تنها واسطه­‌ای برای انتقال مکاشفات بی­‌شکل و پیچیده­‌ای شد که عمدتا از عرصه ناخودآگاه سر برآورده­‌اند.»


شهبازی در ادامه با بیان اینکه اگرچه این نوع نگاه به سینمای تجربی بسیار سخت‌گیرانه و تا حد زیادی مطلوبی دور از دسترس است، گفت: «با این حال در وضعیت تعریف می­‌توان این‌گونه به این سینما نگریست. یعنی با تلاش برای هرچه نزدیک­‌تر شدن به این سبک از تفکر درباره هر چیز است که می­‌توان مسئله تجربه را به درستی معنا کرد. حال مسئله این است که ما درباره تجربه­‌ای بحث می­‌کنیم که باید به سینما ختم شود. یعنی نهایتا با زبان و ساختار سینمایی روبه‌رو هستیم.»


وی در پاسخ به این پرسش که چطور می­‌توان تعریف کمال­‌گرایانه فوق را در ساحت سینما ترجمه کرد، گفت: «فیلمساز در اینجا همزمان که به گسترش زبان سینما دست می­‌زند، خود را از سینما دور می­‌کند و هیچ راهی جز این برای افزایش قدرت زبان سینما وجود نخواهد داشت. برای شفاف­‌تر شدن موضوع از مدیوم روانکاوی بهره می‌گیرم. اگر بخواهیم این مسئله را با الگوی روانکاوی لکانی توصیف کنیم، باید گفت مسائلی که آزمایشگر سینمای تجربی یا همان فیلمساز به دنبال عیان کردنشان است، همگی از حیث واقع سر برمی­‌آورند و فیلمساز به کمک زبان رمزگذاری خود یا همان زبان سینما آنها را وارد ساحت نماد می­‌کند.»


کارگردان فیلم تجربی «بداهه خوری در دستگاه هاضمه» تصریح کرد: «در این صورت است که چالشی دیگر از چالش­‌های درونی بشر از میان رفته و به زبانی که اینجا به طور خاص زبان سینماست، افزوده می­‌شود. در چنین شرایطی است که سینما خواهد توانست همزمان با گسترش فضای زیستی، دنیای خود را گسترش داده و توانمندی ارائه مسائل جدیدتر و بغرنج­‌تر را داشته باشد.»


وی تاکید کرد: « هرگونه ردپایی از اندیشیدن آگاهانه، ما را از ساحت تجربه و آزمایشگری دور کرده و در حوزه زبان موجود گام نهادن است که هر چند می‌تواند در پاره­ای مواقع خود را زیر ظاهری پیچیده پنهان کند، اما با اندکی تامل می­‌توان دریافت که چیز جدیدی به دنبال ندارد. لذا تنها با مواجهه مستقیم با امر واقع است که می‌توان آن را درک کرد و در ادامه، در صورت داشتن توان لازم، آن را به زبان سینمایی ترجمه و رمزگذاری کرد.»



این کارگردان جوان اظهار کرد: «من به عنوان یک فیلمساز تجربه­‌گرا، به سختی تلاش می­‌کنم تا از هرگونه امر پیش­‌تر تجربه شده دور شوم و خود را در ساحتی جدید بازیابی کنم و این کار را با حذف دخالت آگاهانه خود در روند و فرایند شکل­‌گیری فیلمم انجام می­‌دهم. به طوری که این آزمایشات ممکن است نهایتا به جایی امیدبخش ختم شوند و یا تماما در مسیر پر پیچ و خم سلوک تجربی، محو شوند و هیچ نمود عینی­ نداشته باشند. با این توضیحات است که نمی­‌توان مسیر معینی را پیش پای فیلمساز قرار داد تا در صورت رعایت آن، به نتیجه­‌ای تجربه‌گرا برسد. ممکن است با کم­ترین امکانات، یا شاید با تصاویر بدست آمده از فرایندهای نامشخص و شاید حین تدوین یا حین فیلمبرداری، این مسئله رخ دهد که البته هیچ کدام را نمی­توان با قاطعیت برجسته کرد.»


وی در مورد فیلمش شرح داد: «در فیلم «بداهه‌خوری در دستگاه هاضمه»، روند یاد شده فوق کم و بیش برایم رخ داد. بدین ترتیب که از لحظه شکل‌گیری ایده تا رسیدن به خروجی نهایی، هرگز در برابر ذات تجربه مقاومت نکردم و هرگز ترسی از قضاوت شدن به خود راه ندادم. چراکه در صورت ترسیدن مجبور به پناه بردن به زبان رایج سینما می‌شدم و از مسیر اصلی خود که همان امر تجربه­‌گرایی بود، جا می­‌ماندم.»


شهبازی در پاسخ به این پرسش که چرا تصمیم گرفتید این فیلم تجربی را بسازید، گفت: «مدت‌ها بود که صداها دست از سرم برنمی­‌داشتند. گنگ­‌ترین و ناواضح­‌ترین آنها هم برایم چنان شفاف می­شدند که گاهی اوقات همه ذهن و تمرکزم را تسخیر می­‌کردند. از جمله این صداها می­‌توان به صداهای تولید شده حین خوردن اشاره کرد. وقتی به امر خوردن و دهان به عنوان خورنده، نزدیک شدم، صداها برجسته­‌تر شدند. فقط می­‌دانستم که تنها با نزدیک شدن بیشتر به این صداهاست که می­‌توانم بر آزار ناشی از آنها غلبه کنم.»


وی با بیان اینکه هر چه این مکاشفه بیشتر ادامه پیدا کرد، راه‌های جدیدتری پیش رویم گشوده شد، گفت: «مدت‌ها پشت میز تدوین به صداهای ضبط شده گوش می­‌دادم و تاثیرات آنها را در خودم حس می­‌کردم. پس از مدتی به ظرفیت موسیقایی موجود در آنها پی بردم. بی اینکه من خواسته باشم، زبان فیلمم پیدا شده بود. حالا دیگر با سرعت بیشتری به سمت هدف نهایی که همان مواجهه با امر خوردن بود، پیش رفتم. از میان تعداد زیادی خوراکی که خورده شده بود، صداهایی به دست آمد که برای من باورنکردنی بود.»


وی افزود: «با این صداهای افکتیو هر کاری دلم می­‌خواست می­‌کردم. تمام تلاشم را کردم تا هیچ فریم اضافه­‌ای در کارم نباشد. ریتم به تدریج کامل‌تر می‌شد و دیگر جایی برای فریم­‌های اضافه نبود. صداها با نمودی جدید خود را عرضه می­‌کردند. همزمان بمباران تصاویر هم به جنون موجود در این نوع نگاه به خوردن، کمک می­‌کرد. باورش سخت است که نهایتا یک قطعه موسیقی زیبا حاصل شد که با نگاه بدبینانه من در بدو امر به هیچ وجه همخوانی نداشت. اینجا بود که پروسه خودکاوی من به کمک یک قطعه فیلم به پایان رسیده بود. با نمادین کردن بخشی از ضمیر ناخودآگاهم، به زبانی دست یافته بودم که برایم بسیار عجیب و باورنکردنی می­‌نمود.»


کارگردان فیلم «بداهه خوری در دستگاه هاضمه» در پایان با بیان اینکه در این فیلم از امری روزمره، یعنی همان خوردن، برای دست زدن به تجربه سینمایی استفاده شده، بیان کرد: «قریب به 1700 کات در 150 ثانیه رخ می­‌دهد که نگاه تماشاگر به تصویر را کاملا تحت تاثیر قرار می­دهد. از لحظه شروع فیلم که عنوان فیلم ظاهر می­‌شود، فضایی مقابل دیدگان مخاطب قرار می­‌گیرد که بر خلاف انتظارش بوده و در واقع نوعی گیجی به همراه می­‌آورد. در انتخاب عنوان فیلم نیز بسیار صبر کردم تا بالاخره این عنوان، یعنی بداهه‌خوری در دستگاه هاضمه، برایم قطعی شد و از هر جهت آن را مناسب این فیلم می­‌دانم.»


انتهای پیام/

ارسال نظر