در میزگرد سینمایی آنا مطرح شد

سینمای کودک، بچه‌ها را جدی بگیرد/ خاطره بازی با دوبله زنده در جشنواره فیلم کودک و نوجوان

نشست انیمیشن، کودک، زندگی
سینمای کودک زمانی می‌تواند دوباره مخاطب خود را پیدا کند که کودک را مخاطب اصلی خود بداند، او را جدی بگیرد، برای سرگرم کردنش تلاش کند و در عین حال از ظرفیت‌های آموزشی، عاطفی و فرهنگی این سینما غافل نشود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در آستانه برگزاری سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان، خبرگزاری آنا میزبان میزگردی با موضوع وضعیت سینمای کودک و نسبت این سینما با مخاطبان نسل جدید بود؛ نشستی که در آن محمد خیراندیش، نویسنده، طراح، انیماتور و سازنده انیمیشن‌های سینمایی «پسر دلفینی ۱» و «پسر دلفینی ۲»، تورج نصر، دوبلور پیشکسوت آثار انیمیشن و عطیه عسکری، روان‌شناس کودک و نوجوان، درباره مهم‌ترین چالش‌ها و فرصت‌های سینمای کودک و نوجوان گفت‌و‌گو کردند.

برآیند کلی صحبت‌های حاضران در این میزگرد این بود که بازگشت مخاطب کودک به سینما صرفاً با افزایش تعداد تولیدات یا برگزاری یک جشنواره اتفاق نمی‌افتد. سینمای کودک زمانی می‌تواند دوباره مخاطب خود را پیدا کند که کودکان را مخاطبان اصلی خود بداند، او را جدی بگیرد، برای سرگرم کردنش تلاش کند و در عین حال از ظرفیت‌های آموزشی، عاطفی و فرهنگی این سینما غافل نشود. سی‌وهشتمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان می‌تواند یکی از نقاط مهم برای بازخوانی همین مسیر باشد؛ مسیری که شاید بیش از هر چیز به یک چیز نیاز دارد: دوباره شنیدن صدای خود بچه‌ها.

در ادامه، مشروح قسمت اول این میزگرد را از نظر می‌گذرانید.

سینمای کودک باید برای کودک باشد، نه درباره کودک

آنا: اگر بخواهیم از نقطه آغاز تولیدات سینمای کودک شروع کنیم، مهم‌ترین معیار برای تولید یک اثر کودک چیست و اساساً چه فیلمی را می‌توان متعلق به سینمای کودک دانست؟

محمد خیراندیش: مهم‌ترین چیزی که برای سینمای کودک مهم است، این است که بچه‌ها کار را دوست داشته باشند. ما باید برای بچه‌ها کار بسازیم، نه درباره بچه‌ها. بعضی از فیلم‌ها را می‌بینیم که یک شخصیت کودک در آنها قرار داده‌اند و بعد یک معضل را به پدر و مادر‌ها گوشزد می‌کنند. این فیلم کودک نیست. اینکه در یک فیلم کودک بازی کرده باشد، حتی اگر نقش اصلی هم باشد، نمی‌توانیم بگوییم آن اثر سینمای کودک است.

سینمای کودک سینمایی است که برای کودک باشد، مخاطب هدفش کودک باشد و کودک از دیدنش لذت ببرد. کارکرد اولیه سینما، چه برای کودک و چه برای بزرگسال، «سرگرمی‌سازی» است. ما باید بدانیم محصولی تولید می‌کنیم که مخاطب از دیدنش لذت ببرد. این لذت در داستان‌گویی، محتوا و فرم شکل می‌گیرد.

امروز با نسل جدیدی از کودکان مواجه هستیم؛ نسلی که در شبکه‌های اجتماعی، فضای مجازی و حتی هوش مصنوعی حضور دارد؛ بنابراین باید با دقت بیشتری ببینیم بچه‌های امروز چه چیزی را دوست دارند و برای آنها همان گونه آثار را تولید کنیم.

حاکمیت باید از این حوزه حمایت کند و پدر و مادر‌ها و خانواده‌ها نیز باید از سینمای کودک حمایت کنند. بچه‌های ما در شرایط فعلی تا حد زیادی در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی رها شده‌اند. زمانی که ما کودک بودیم، تلویزیون برنامه‌های محدودی داشت، اما خانواده‌ها در زمان پخش آنها دور هم جمع می‌شدند و یک تجربه مشترک داشتند. همین محدودیت باعث می‌شد اشتیاق بیشتری برای دیدن برنامه‌ها وجود داشته باشد.

آنا: آقای نصر، شما به عنوان یکی از صدا‌های ماندگار انیمیشن برای چند نسل، تفاوت آثار گذشته با تولیدات امروز را چطور ارزیابی می‌کنید؟

تورج نصر: در سال‌های دهه شصت و هفتاد، کارتون‌هایی که ما دوبله می‌کردیم شاید از لحاظ تکنیکی ضعیف بودند، اما هم جذابیت داشتند و هم پیام‌ها آموزنده اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی. هنوز هم بچه‌های آن نسل، کارتون‌های شاخص آن دوران را با جزئیات می‌شناسند. آن سال‌ها واقعاً تمام خانواده‌ها می‌نشستند تا برنامه کودک شروع شود.

فیلم‌ها و کارتون‌ها از لحاظ روان‌شناسی به بچه‌ها آموزش می‌دادند؛ و به آن‌ها چیزی اضافه می‌کردند. علاوه بر این، در بسیاری از این کارتون‌ها خشونت وجود نداشت، بلکه مهربانی، روابط انسانی و روابط خانوادگی را آموزش می‌دادند. بچه‌ها از نظر آرامش روانی و رفتار‌ها واقعاً با نسل امروز تفاوت داشتند.

ما در تلویزیون دو کانال بیشتر نداشتیم، اما الان که با بچه‌ها برخورد می‌کنم، تقریباً همه می‌گویند کاش همان فیلم‌ها مثل «پسر شجاع» و «ای‌کیوسان» دوباره تکرار می‌شد. این آثار هنوز در ذهن جوان‌های امروز هم مانده‌اند.

راز زنده بودن خاطره کارتون‌های ماندگار 

نصر: متأسفانه الان مدیران فرهنگی به این قضیه اهمیت نمی‌دهند. قبلاً این موضوع اهمیت زیادی داشت و کارتون‌های زیبایی ساخته یا انتخاب می‌شد که

هنوز در خاطره‌ها مانده‌اند. دوبلور‌های بسیار خوبی هم داشتیم که متأسفانه بسیاری از آن دوبلور‌های خوب دیگر حضور ندارند.

سینمای کودک، بچه‌ها را جدی بگیرد/ خاطره بازی با دوبله زنده در جشنواره فیلم کودک و نوجوان

امروز کارتون‌هایی را چه در تلویزیون و به ویژه در فضای نمایش خانگی می‌بینیم که که بعضاً بدآموزی دارند و خشونت در آنها زیاد است؛ در بسیاری از کارتون‌هایی که خارج از مجموعه سازمان ارائه می‌شود بچه‌ها ساعت‌ها پای آنها می‌نشینند این مض. ع واقعا پررنگ‌تر است. از طرف دیگر، بسیاری از آثار جدید پیام مشخصی هم ندارند.

من سال‌هاست به عنوان دوبلور، واقعاً به جای یک شخصیت جذاب و ماندگار حرف نزده‌ام و دلم برای آن کار‌ها تنگ شده است. آن زمان آن‌قدر از کارمان لذت می‌بردیم که پس از پایان دوبله یک اثر، یک هفته کامل شاد بودیم و اصلاً خستگی را نمی‌فهمیدیم.

یکی از تفاوت‌های مهم، شیوه کار دوبله بود. دوبله یک کار دسته‌جمعی بود. یک میکروفون داشتیم و ۱۰، ۱۵ نفر با هم می‌نشستیم و حرف می‌زدیم. بخش عمده کار دوبله در انیمیشن بداهه است؛ یعنی باید بین گویندگان بده‌بستان وجود داشته باشد. اما بعد از کرونا، کار دوبله تک‌نفره شده است. من به عنوان صداپیشه یک شخصیت نمی‌دانم گوینده قبلی چه گفته تا بتوانم در واکنش به آن، یک جمله بامزه یا بداهه بگویم. کیفیت دوبله به همین دلیل خیلی پایین آمده و به نظرم شاید ۷۰ درصد افت کرده است.

زیبایی دوبله آن زمان به خاطر همین بده‌بستان‌ها، عشق و علاقه و البته زیبایی خود کارتون‌ها بود. امروز حتی در دوبله کارتون‌های چینی و کره‌ای هم سانسور داریم و موسیقی‌ها تغییر می‌کنند؛ در حالی که آن زمان موسیقی اصلی را استفاده می‌کردند.

من همیشه در مصاحبه‌ها هم گفته‌ام که باید به بچه‌ها بها بدهید و برایشان فیلم‌هایی بسازید که آموزنده باشد. الان بچه‌ها با سینما قهر کرده‌اند. در دهه شصت و هفتاد، چه در سینما و چه در تلویزیون، بچه‌ها با عشق و علاقه نگاه می‌کردند و حتی دیالوگ‌ها را حفظ می‌کردند. بعد در خانه خودشان دوبله می‌کردند.

ما داستان‌های زیبای ایرانی داریم که می‌توانیم بچه‌ها را با آنها آشنا کنیم؛ مثل داستان‌های شاهنامه. اما اهمیت کافی به این موضوع داده نمی‌شود. امروز اگر از ۱۰ نوجوان بخواهید یک خط شعر از دیوان حافظ بخوانند، شاید بسیاری نتوانند، چون آنها را با این آثار آشنا نکرده‌ایم. نباید همه چیز به «بزن‌بزن»، تیراندازی و خشونت محدود شود. بسیاری از بچه‌ها امروز عصبی هستند

دوبله زنده در‌جشنواره فیلم اصفهان؛ خاطره‌ای شیرین که می‌تواند دوباره زنده شود

آنا: درباره جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان اصفهان صحبت کنیم. در ادوار قبلی، به‌ویژه در دهه هشتاد، تجربه دوبله زنده در ایام جشنواره وجود داشت. ارزیابی شما از این اتفاق چیست؟

نصر: بله، خیلی جذابیت داشت. مخاطبان، خود گوینده‌ها را به صورت زنده در حال دوبله کردن می‌دیدند و لذت می‌بردند. خود ما هم وقتی می‌دیدیم جمعیت نشسته و هیجان‌زده است، بیشتر اشنیاق پیدا می‌کردیم و گاهی بداهه کار را پیش می‌بردیم سالن از خنده تماشاگران و بچه‌ها پر می‌شد. یکی از کار‌های بسیار زیبایی بود که انجام شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.

در اصفهان وقتی از سالن بیرون می‌آمدیم، ساعت‌ها دور ما جمع می‌شدند، عکس می‌گرفتند و صدای ما را از نزدیک می‌شنیدند. واقعاً لذت را می‌شد در چشم‌های بچه‌ها دید.

پیشنهاد من این است که مدیران جشنواره حتماً دوبله زنده را در ایام جشنواره احیا کنند. ما با عشق و علاقه این کار را انجام می‌دادیم. کار پرفشاری بود و خسته می‌شدیم، اما وقتی خستگی‌مان درمی‌رفت، خودمان بیشتر از بچه‌ها لذت می‌بردیم. بچه‌ها، دوبله فیلم را زنده می‌دیدند و استقبال زیادی می‌شد. روز‌هایی که در جشنواره کودک بودیم، بهترین روز‌های زندگی ما بود.

کودک را جدی بگیریم؛ اما با قد و قواره خودش

آنا: آقای خیراندیش، شما گفتید معیار تولید باید علاقه کودکان باشد. به عنوان فیلمسازی که سال‌ها در حوزه کودک فعالیت کرده‌اید، فکر می‌کنید کودکان امروز از چه چیز‌هایی لذت می‌برند؟

خیراندیش: یک بخش از علائق بچه‌ها فطری است و در همه نسل‌ها مشترک است. همه کودکان در همه دوره‌های تاریخی از بعضی چیز‌ها خوششان می‌آید. مثلاً اگر امروز هم بچه‌ها انیمیشن «بل و سباستین» یا «پسر شجاع» را ببینند، از آن لذت می‌برند؛ چون یک‌سری مسائل فطری هستند و کودکان ذاتاً آنها را دوست دارند.

من خودم به عنوان فیلمسازی که فیلم کودک می‌سازم، یک قولی در کودکی به خودم دادم؛ اینکه وقتی بزرگ شدم کودکی خودم را فراموش نکنم. امروز وقتی فیلم می‌سازم، اصلاً به این فکر نمی‌کنم که بخواهم یک ایده روشنفکری بدهم. برای من مهم‌تر این است که آن بچه در سینما چشم‌هایش برق بزند و یک حس خوب را تجربه کند.

سینمای کودک، بچه‌ها را جدی بگیرد/ خاطره بازی با دوبله زنده در جشنواره فیلم کودک و نوجوان

من همیشه در کارهایم، با بچه‌ها جدی صحبت می‌کنم. متأسفانه خیلی از کسانی که می‌خواهند فیلم کودک بسازند، ضعیف‌ترین و سخیف‌ترین جنس درام را می‌گذارند و می‌گویند بچه است دیگر! این خیلی بد است. یعنی شما مخاطبت را جدی نگرفته‌ای.

وقتی کودک را جدی می‌گیریم، یعنی در درام، غم، فراز و فرود، شادی و فراق وجود دارد. درام این‌طور شکل می‌گیرد. وقتی پایین می‌روید، بالا رفتن لذت‌بخش است. شادی و امید بعد از یک ناامیدی شکل می‌گیرد.

متأسفانه فیلمسازان حوزه سینمای کودک این موضوع را رعایت نمی‌کنند و درام را کامل شکل نمی‌دهند. به نظر من آنها به احساسات مخاطب کودک هستند احترام نمی‌گذارند، چون فکر می‌کنند بچه‌اند. در حالی که در کار‌های شاخصی که ما داشتیم، زندگی جریان داشت و بچه‌ها جدی گرفته می‌شدند.

البته این موضوع یک سویه افراطی هم دارد. نباید بیش از حد خشن باشیم. گاهی در فیلم‌های امروزی خشونت، خون و خونریزی، قتل و ترس وارد اثر می‌شود تا مخاطب جذب شود و این رویکرد حتی رده سنی را هم رد می‌کند. چنین چیزی روح بچه را خش‌دار و زخمی می‌کند.

ما باید در عین اینکه کودکان را جدی می‌گیریم، به اصطلاح گاهی روی زانوهایمان بنشینیم و هم‌قد آنها باشیم. ترس، شادی، غم و سرریز احساسات ما باید در سطح کودکان باشد.

من برای تولید «پسر دلفینی ۱» و «پسر دلفینی ۲» به دوران کودکی خودم برگشتم. از خودم به عنوان یک کودک پرسیدم از چه چیزی خوشم می‌آمد؟ از چه چیزی در «پینوکیو» یا «خانواده دکتر ارنست» لذت می‌بردم؟ سعی کردم کودکی خودم را فراموش نکنم.

انیمیشن؛ فقط سرگرمی نیست، یک محیط یادگیری است

آنا: خانم عسکری، از نگاه روان‌شناسی کودک، این تأکید بر جدی گرفتن مخاطب کودک و توجه به احساسات او چقدر اهمیت دارد؟

عطیه عسکری: در فضایی که الان برای کودک داریم، در هر حوزه‌ای که کودکان را مخاطب قرار می‌دهیم، دیگر فقط بحث سرگرمی مطرح نیست. به‌ویژه در مورد انیمیشن، امروز دیگر صرفاً با محتوایی مواجه نیستیم که جنبه سرگرمی داشته باشد. انیمیشن می‌تواند جنبه آموزشی و حتی درمانی داشته باشد.

وقتی یک مسئله را با کودک مطرح می‌کنیم و خانواده می‌خواهد آن مسئله را برطرف کند، یکی از محیط‌هایی که می‌توانیم از آن کمک بگیریم، همین محیط تصویری و انیمیشن است.

روش‌ها، دیگر روش‌های سنتی سابق نیستند و جواب نمی‌دهند. همان‌طور که بازی‌درمانی داریم، از محتوای تصویری و مجازی هم استفاده می‌کنیم. این محتوا یک محیط یادگیری است؛ محیطی که هم کودک از آن اثر می‌گیرد و هم می‌تواند روی آن اثر بگذارد؛ بنابراین این فضا بسیار مهم است و هرچقدر برای آن زمان بگذاریم و به آن بپردازیم، باز هم کم است.

قبلاً فضای اثرگذاری والدین پررنگ‌تر بود و هر تغییری که می‌خواستیم در کودک ایجاد کنیم، از آن کانال اعمال می‌شد. اما امروز بچه‌ها آن‌قدر در فضای رسانه غرق هستند که والدین شاید حتی محدودتر شده باشند. این نشان می‌دهد که این فضا چقدر اهمیت دارد.

در ادامه صحبت‌های آقای خیراندیش درباره این که چه چیزی برای کودک لذت‌بخش است، به نظر من هر چیزی که کودک بتواند با آن ارتباطی سازنده برقرار کند، برایش جذاب است. «ساخت رابطه» بسیار مهم است. ما در بزرگسالان با چالش رابطه مواجهیم؛ رابطه با خودمان، محیط و دیگران. اگر بخواهیم تبعات این چالش‌ها را در آینده کمتر کنیم، باید از کودکی برای آن ریل‌گذاری درست داشته باشیم.

از سوی دیگر نباید شناخت جنس هیجان کودک را فراموش کنیم. در هر کاری که برای کودک انجام می‌دهیم، چه بازی‌درمانی و چه آموزش مستقیم، باید توجه کنیم مدل ما برای کودک چیست. یکی از چیز‌هایی که امروز خیلی پررنگ شده، بحث هیجان و عواطف است؛ اینکه کودکان بتوانند احساسات و هیجان‌های خود را تشخیص دهند.

من خیلی موافق نیستم که بگوییم در گذشته فضا احساسات منفی داشته است. ما احساس منفی نداریم؛ هر احساسی در جای خودش کارآمد است. اما انگار همیشه مطلوب ما این بوده که در نهایت یک کودک شاد و خوشحال ببینیم، در حالی که خیلی اوقات احتیاج داریم کودک را با احساسات واقعی خودش ببینیم.

سینمای کودک، بچه‌ها را جدی بگیرد/ خاطره بازی با دوبله زنده در جشنواره فیلم کودک و نوجوان

جدی گرفتن کودک واقعا مهم است. در سینما، بچه باید غم و شادی را با هم تجربه کند. برای آثار بزرگسال این موضوع را پذیرفته‌ایم، اما وقتی می‌خواهیم با بچه حرف بزنیم، فکر می‌کنیم فقط باید شاد باشیم و یک فضای ملایم و فانتزی و خیلی صورتی بسازیم. در حالی که غم، شادی و ترس همه باید وجود داشته باشند. بچه‌ها وقتی احساس می‌کنند جدی گرفته شده‌اند که به احساساتشان احترام گذاشته شود و این احساسات را مثل یک بزرگسال، اما در سطح کودکانه، درک و روایت کنیم.

قسمت دوم این گزارش به زودی منتشر خواهد شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر