چگونگی حمایت از تئاتر کودک /با ذهنیت گذشته نمیتوان برای کودکان امروز نمایش ساخت!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، تئاتر کودک و نوجوان صرفاً ابزاری برای سرگرمی کودکان نیست؛ این گونه نمایشی میتواند در شکلگیری تخیل، احساس، نگاه اجتماعی و حتی شیوه مواجهه نسل آینده با جهان پیرامون خود نقشی جدی داشته باشد. کودک در سالهای نخست زندگی، بسیاری از مفاهیم انسانی، اجتماعی و فرهنگی را از مسیر تجربه، مشاهده و مواجهه با داستان و شخصیت میآموزد و تئاتر میتواند یکی از مؤثرترین بسترها برای شکلگیری چنین تجربهای باشد. از همین رو، کیفیت تئاتر کودک، زبان روایت، شیوه انتقال مفاهیم، میزان ارتباط اثر با جهان واقعی کودکان و حتی نحوه دسترسی خانوادهها به این آثار، موضوعاتی هستند که نیازمند توجه جدیترند.
این ضرورت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم کودک امروز در شرایطی کاملاً متفاوت با نسلهای گذشته رشد میکند. فناوری، رسانههای جدید و تغییر سبک زندگی، جهان ذهنی کودکان را دستخوش تغییر کردهاند و تئاتر نیز اگر بخواهد با این مخاطب ارتباط مؤثر و ماندگاری برقرار کند، باید این تغییرات را بشناسد و نسبت خود را با آنها تعریف کند؛ بیآنکه به معنای کنار گذاشتن میراث فرهنگی و داستانهای ارزشمند گذشته باشد.
نمایش «طلسم سبز» به کارگردانی حمیدرضا حسینعلی در تالار هنر روی صحنه رفته است؛ نمایشی که با استفاده از فضای فانتزی و داستانی، موضوع رابطه کودک با والدین، محبت و احترام به آنها را دنبال میکند. حامد نظامیاصل، بازیگر این نمایش و کارشناس ارشد کارگردانی نمایش، حدود ۲۰ سال است که با صحنه تئاتر همراه است و بیش از ۱۵ سال نیز به شکل حرفهای در حوزه بازیگری و کارگردانی فعالیت دارد.
او در این نمایش نقش «پری قشنگه» را بازی میکند؛ شخصیتی که از دنیای پریها وارد قصه میشود تا به پسری به نام «آریا» کمک کند اهمیت احترام به والدین و پرهیز از رنجاندن آنها را درک کند. تفاوت فیزیکی و ظاهری این شخصیت با تصویری که معمولاً از یک پری در ذهن مخاطب شکل میگیرد نیز یکی از ویژگیهای این نقش است.
کودک واکنش خود را بدون واسطه نشان میدهد
ابتدا خودتان را معرفی کنید و درباره سوابق هنریتان بگویید.
من حامد نظامیاصل هستم، کارشناس ارشد کارگردانی نمایش. حدود ۲۰ سال است که زندگی من با صحنه تئاتر گره خورده و بیش از ۱۵ سال است که به شکل حرفهای در حوزه بازیگری و کارگردانی فعالیت میکنم. در حال حاضر بازیگر نمایش «طلسم سبز» هستم. این نمایش یک کار گروهی و حرفهای است و من نیز به دلیل همکاریهای موفقی که در گذشته با این گروه و کارگردان نمایش، حمیدرضا حسینعلی، داشتهام، به این پروژه پیوستم. فضای کاری گروه را میشناختم و تجربه همکاری قبلی با کارگردان نیز برایم مثبت بود.
در کنار این سابقه همکاری، داستان نمایش و پیام آموزشی آن برای من جذاب بود. از طرف دیگر، این امکان را داشتم که در این اثر نقش متفاوتی را تجربه کنم و همین مسئله نیز یکی از دلایلی بود که حضور در «طلسم سبز» را پذیرفتم.
من در «طلسم سبز» نقش یک پری مرد را بازی میکنم
درباره نقش «پری قشنگه» و ویژگیهای این شخصیت بگویید.
«پری قشنگه» یک پری مهربان است که از دنیای پریها وارد داستان میشود و مأموریت دارد به پسری به نام «آریا» کمک کند تا متوجه شود نباید دل پدر و مادرش را برنجاند و باید برای آنها احترام قائل باشد. این شخصیت از جادو استفاده میکند تا این مفهوم را به آریا منتقل کند؛ بنابراین مهربانی، ظرافت و جنبه فانتزی و جادویی شخصیت، بخش مهمی از نقش را تشکیل میدهد.
یکی از نکات جالب این نقش، ویژگیهای ظاهری آن است. ما با یک پری مرد مواجه هستیم؛ شخصیتی که فیزیک بدنی بزرگی دارد، موهای فر دارد، صدایش زیر است و لباس توری میپوشد. همین تضاد میان یک شخصیت مرد با این ویژگیهای ظاهری و تصویری که معمولاً از «پری» در ذهن مخاطب وجود دارد، برای من جذاب بود و باعث شد تجربه متفاوتی در بازیگری داشته باشم.
حدود ۱۵ سال است که به شکل حرفهای در تئاتر کودک فعالیت میکنم
تفاوت بازیگری در تئاتر کودک و بزرگسال را چگونه ارزیابی میکنید؟
من حدود ۲۰ سال است که در تئاتر فعالیت دارم و نزدیک به ۱۵ سال است که به شکل حرفهای در تئاتر کودک، هم در زمینه بازیگری و هم در زمینه کارگردانی، فعالیت میکنم. به نظرم مهمترین تفاوت تئاتر کودک، ارتباط مستقیم و صادقانهای است که با کودک شکل میگیرد. کودک واکنش خود را بدون واسطه نشان میدهد. اگر چیزی را دوست داشته باشد، با تمام وجود خوشحال میشود و اگر نتواند با یک اثر ارتباط برقرار کند، این موضوع را نیز صادقانه نشان میدهد.
این صداقت برای من بسیار جذاب است. انرژیای که در سالن وجود دارد، واکنشهای بیواسطه کودکان و شادیای که بعد از پایان اجرا دارند، از مهمترین و جذابترین بخشهای کار در تئاتر کودک برای من است.
«طلسم سبز» درباره رابطه کودک با والدین و اهمیت احترام به آنهاست
پیام اصلی نمایش «طلسم سبز» چیست؟
پیام اصلی نمایش، رابطه کودک با والدین، محبت به آنها و احترام گذاشتن به پدر و مادر است. اما نکته مهم این است که نمایش نمیخواهد این مفهوم را صرفاً به شکل یک سخنرانی یا نصیحت مستقیم به کودک منتقل کند. داستان و اتفاقاتی که در نمایش رخ میدهد، این مفهوم را در بستر یک فضای فانتزی به مخاطب منتقل میکند. کودک با شخصیتها همراه میشود و در جریان داستان، با این مفهوم مواجه میشود.
اگر پیام در دل داستان باشد، کودک آن را تجربه میکند
چگونه میتوان میان سرگرمی، خیالپردازی و آموزش در تئاتر کودک تعادل ایجاد کرد؟
به نظرم خود داستان باید پیام را با خودش حمل کند. اگر بخواهیم مستقیماً برای کودک سخنرانی کنیم و به او بگوییم چه کاری درست و چه کاری غلط است، ارتباط کودک با اثر کاهش پیدا میکند. وقتی یک مفهوم در دل داستان، شخصیت، فضای فانتزی و اتفاقات نمایشی قرار میگیرد، کودک آن مفهوم را تجربه میکند، نه اینکه صرفاً یک توصیه از طرف یک بزرگسال بشنود.
به همین دلیل، به نظرم اگر مفهوم مورد نظر در خود داستان وجود داشته باشد و از طریق شخصیتها و اتفاقات نمایشی منتقل شود، تأثیر بیشتری خواهد داشت. کودک در این حالت خودش در مسیر داستان به مفهوم مورد نظر میرسد و آن را از دل تجربه نمایشی دریافت میکند.
نمیتوان با ذهنیت چند دهه قبل برای کودک امروز نمایش ساخت
با توجه به تغییر سبک زندگی کودکان و حضور پررنگ فناوری، تئاتر کودک امروز چگونه باید خود را با نسل جدید هماهنگ کند؟
تئاتر باید کودک امروز را بشناسد. نمیتوان با همان مدلهای ذهنی و همان شناختی که چند دهه قبل درباره کودک وجود داشته است، برای کودکی که امروز در جهان فناوری رشد میکند، نمایش ساخت. این به آن معنا نیست که باید داستانهای قدیمی را کنار بگذاریم. برای مثال، «حسن کچل» همچنان میتواند برای کودک جذاب باشد و یک داستان قدیمی میتواند همچنان ارزش نمایشی داشته باشد. مسئله این است که تئاتر باید بتواند با جهان واقعی و ذهن کودک امروز ارتباط برقرار کند.
اگر تئاتر نتواند با دنیای واقعی کودک امروز و ذهنیت او ارتباط بگیرد، احتمال اینکه اثر در ذهن او ماندگار شود، کمتر خواهد شد. به نظرم این فاصله در بعضی موارد بسیار جدی است و حتی گاهی میتوان از فاصله دو نسل صحبت کرد.
بعضی آثار متناسب با کودک امروز در مرحله بازبینی رد میشوند
آیا مشکل فقط به شیوه تولید آثار مربوط میشود یا در مرحله انتخاب و بازبینی نیز چنین فاصلهای وجود دارد؟
گاهی آثاری تولید میشوند که با کودک امروز، فناوری و خلاقیتهای مرتبط با جهان جدید او هماهنگ هستند، اما در مرحله بازبینی به دلیل سلیقههای شخصی یا تفاوت نگاه نسلها با مشکل مواجه میشوند و حتی ممکن است مورد پذیرش قرار نگیرند. شاید اگر در انتخاب افرادی که آثار را بازبینی میکنند، نگاه تازهتر و دیدگاه نسلهای جدیدتر نیز مورد توجه قرار گیرد، اتفاقات متفاوتی رخ دهد. شاید تغییر در انتخاب بازبینها و استفاده از نگاههای جوانتر بتواند در روند تولید آثار و حتی رشد مخاطب تئاتر کودک تحول ایجاد کند.
در این میان، باید از تالار هنر نیز بهعنوان یک نمونه مثبت یاد کرد. این تالار توانسته است یک مدل منسجم و تخصصی برای پذیرش و حمایت از آثار داشته باشد و در عین احترام به چارچوبهای خود، در بعضی موارد از نگاههای معمول و کلیشهای عبور کند. به نظرم این رویکرد شایسته تقدیر است.
تئاتر کودک به نگاه حرفهای در بازاریابی و فروش نیاز دارد
مهمترین نیاز تئاتر کودک برای رشد و توسعه چیست؟
یکی از مشکلات اصلی، نبود نگاه حرفهای و تجاری به بازاریابی و فروش تئاتر کودک است. این حوزه نیاز دارد که موضوع تبلیغات و فروش به شکل حرفهای دیده شود.از طرف دیگر، نهادها هنوز مسئولیت اجتماعی خود را در قبال کودکان و تئاتر کودک آنطور که باید جدی نگرفتهاند. حمایت از تئاتر کودک فقط به گروههای نمایشی و هنرمندان مربوط نمیشود و نهادهای مختلف نیز باید در این زمینه مسئولیت اجتماعی خود را بپذیرند.
حمایت همکاران و هنرمندان، بهخصوص افرادی که در سینما و تلویزیون فعالیت میکنند، میتواند در این مسیر مؤثر باشد. حضور و حمایت این افراد میتواند باعث دیده شدن بیشتر تئاتر کودک و افزایش توجه عمومی به این حوزه شود.
قیمت بلیت نباید تئاتر را به یک کالای لوکس تبدیل کند
قیمت بلیت تا چه اندازه در وضعیت اقتصادی تئاتر کودک تأثیرگذار است؟
قیمت بلیت مسئله بسیار جدی است. نمیتوان قیمت بلیت را بیش از اندازه بالا برد؛ چون در این صورت تئاتر تبدیل به یک کالای لوکس و قابل حذف میشود.در شرایط اقتصادی امروز، تفریح و سرگرمی از نخستین بخشهایی است که ممکن است از سبد هزینه خانوادهها حذف شود؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت خانواده برای تماشای یک نمایش کودک، هر مبلغی را پرداخت کند. از طرف دیگر، گروههای نمایشی نیز هزینه دارند و نمیتوان تمام فشار اقتصادی را روی تولیدکننده گذاشت. به همین دلیل باید یک تعادل منطقی میان قیمت بلیت، توان اقتصادی خانواده و هزینههای تولید ایجاد شود.
اگر فاصله میان اثر و جهان کودک نادیده گرفته شود، اثر ماندگار نمیشود
کیفیت اثر مهمتر است یا عواملی مانند تولید، تبلیغات، سالن و دسترسی مخاطب؟
به نظرم مجموعه این عوامل در کنار هم اهمیت دارند و نمیتوان یکی را از دیگری جدا کرد. تولید، تبلیغات و دسترسی مخاطب، مسائل بسیار جدی هستند، اما محتوا نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. گاهی جهان ذهنی و سلیقه یک نویسنده از دوران کودکی خودش میآید، در حالی که کودک امروز در شرایط کاملاً متفاوتی رشد کرده است. اگر این فاصله نادیده گرفته شود، ممکن است اثری برای سازندگانش بسیار زیبا، لطیف و دوستداشتنی باشد، اما برای کودک امروز ماندگار نشود؛ بنابراین باید هم به کیفیت تولید و تبلیغات و دسترسی توجه کرد و هم به این مسئله که محتوای اثر تا چه اندازه با جهان ذهنی مخاطب امروز ارتباط برقرار میکند.
باید ارزشهای فرهنگی گذشته را حفظ کنیم، اما زبان روایت را تغییر دهیم
آیا تئاتر کودک امروز توانسته است خود را با نسل جدید هماهنگ کند؟
برخی آثار توانستهاند تا حدی خودشان را با نسل جدید هماهنگ کنند، اما همچنان فاصله قابلتوجهی وجود دارد. کودک امروز بخش زیادی از زندگی خود را با فناوری سپری میکند و طبیعی است که جهان ذهنی او با نسلهای گذشته تفاوت داشته باشد. ما باید ارزشهای فرهنگی و داستانهای خوب گذشته را حفظ کنیم، اما در عین حال زبان روایت و جهان داستان را متناسب با شرایط امروز تغییر دهیم.
این به معنای حذف گذشته نیست. ما باید داستانهای خوب گذشته را نگه داریم، اما آنها را با زبان و ساختاری به کودک امروز منتقل کنیم که بتواند با آن ارتباط برقرار کند.
زمان و انرژیای که برای تئاتر کودک صرف میشود، با درآمد آن تناسب ندارد
آیا تئاتر کودک در شرایط اقتصادی فعلی میتواند برای هنرمندان یک فعالیت اقتصادی قابل اتکا باشد؟
با شرایط فعلی، این مسئله بسیار دشوار است. زمانی که برای تولید و اجرا صرف میشود، رفتوآمد، انرژی و زمانی را که گروه برای این کار میگذارد، اگر در کنار درآمد حاصل از اجرا قرار دهیم، در بسیاری از موارد این دو با یکدیگر تناسب ندارند. برای من که سالهاست به شکل حرفهای در این حوزه فعالیت میکنم، حضور در تئاتر بیشتر از اینکه یک فعالیت اقتصادی سودآور باشد، از جنس علاقه و عشق به تئاتر است.
طبیعی است که هر هنرمندی باید بتواند از حرفه خودش درآمد داشته باشد، اما در شرایط فعلی، تئاتر کودک برای بسیاری از افراد بیشتر با علاقه و عشق ادامه پیدا میکند تا با یک توجیه اقتصادی روشن.
بسیاری از گروهها با حداقل درآمد و صرفاً از روی علاقه کار میکنند
وضعیت فروش بلیت نمایشهای کودک را چگونه ارزیابی میکنید؟
فروش بلیت همیشه به اندازهای نیست که بتواند هزینههای گروه را پوشش دهد. از طرف دیگر، نمیتوان قیمت بلیت را بیش از اندازه افزایش داد، چون خانواده مخاطب اصلی تئاتر کودک است و توان پرداخت نامحدود ندارد. بسیاری از گروهها با حداقل درآمد و صرفاً از روی علاقه فعالیت میکنند. وقتی زمان، انرژی و رفتوآمد را نیز در نظر بگیریم، در بعضی موارد ادامه این فعالیت از نظر اقتصادی توجیه چندانی ندارد.
به همین دلیل نمیتوان اقتصاد تئاتر کودک را فقط به فروش بلیت وابسته کرد و انتظار داشت گروهها تمام هزینههای خود را از این مسیر تأمین کنند.
نباید کیفیت اثر و تجربه کودک را قربانی کاهش هزینهها کنیم
اگر گروهی مجبور باشد برای کاهش هزینهها بخشی از تولید را محدود کند، این کاهش هزینه باید از کجا انجام شود؟
به نظرم نباید کیفیت اثر قربانی شود. اگر قرار است هزینهها کاهش پیدا کند، باید بخشهایی را که امکان مدیریت آنها وجود دارد کاهش داد؛ بخشهایی که حذف یا محدود شدنشان به کیفیت نهایی اثر آسیب نمیزند. نباید از بازیگری یا محتوای نمایش کم کرد و نباید تجربهای را که قرار است برای کودک ساخته شود، قربانی کاهش هزینهها کرد. اگر قرار است کودکی وارد سالن شود، باید همان تجربهای را دریافت کند که گروه برای ساختن آن تلاش کرده است.
حمایت فقط پرداخت پول نیست؛ حمایت یعنی زیرساخت
اگر بخواهید برای حمایت از تئاتر کودک یک نقشه راه ارائه دهید، از کجا باید شروع کرد؟
به نظرم حمایت دولت فقط پرداخت پول نیست. حمایت یعنی زیرساخت. یکی از مسائل مهم، وضعیت سالنهای خصوصی است. باید با مافیای سالنهای خصوصی مقابله شود. سؤال این است که چرا نهادهای نظارتی در برابر کمیسیونها و درصدهای عجیب و غریبی که بعضی سالنهای خصوصی دریافت میکنند، ورود نمیکنند؟
وقتی یک گروه نمایشی برای تولید اثر هزینه میکند، بعد برای اجرا با درصدهای بالا و شرایط دشوار سالن مواجه میشود، طبیعی است که اقتصاد آن گروه بیشتر تحت فشار قرار بگیرد؛ بنابراین اگر قرار است از تئاتر حمایت شود، یکی از مسیرهای مهم آن اصلاح زیرساخت و مناسبات سالنهاست.
شهرداری و صداوسیما باید سهم خود را در حمایت از تئاتر کودک ایفا کنند
نقش نهادهای شهری و رسانهای را در حمایت از تئاتر کودک چگونه میبینید؟
حمایت فقط در سالن و بودجه خلاصه نمیشود. موضوع تبلیغات شهری و رسانهای نیز بسیار مهم است. باید پرسید شهرداری چه تعداد از بیلبوردهای تجاری خود را به تئاتر کودک اختصاص میدهد؟ چه میزان از ظرفیت تبلیغاتی شهر میتواند برای معرفی آثار کودک مورد استفاده قرار بگیرد؟
از طرف دیگر، باید پرسید صداوسیما چه میزان از ظرفیت رایگان رسانهای خود را برای کودکان و ایجاد نشاط در این حوزه اختصاص میدهد. اگر قرار است تئاتر کودک مخاطب داشته باشد، مخاطب باید از وجود این آثار باخبر شود و این اطلاعرسانی نیازمند حمایت رسانهای است.
چرا میان مدارس و تئاتر کودک همکاری رسمی وجود ندارد؟
آیا میتوان ارتباط میان آموزشوپرورش و تئاتر کودک را نیز به بخشی از این حمایتها تبدیل کرد؟
این موضوع بسیار مهم است. ما نیاز به یک ارتباط راهبردی میان وزارت آموزشوپرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داریم. در نظام آموزشی مدرن، معلم به ابزارهای آموزشی متنوع نیاز دارد و تئاتر میتواند یکی از ابزارهای مهم آموزشی باشد. سؤال این است که چرا یک همکاری رسمی و منسجم میان مدارس و تئاتر کودک وجود ندارد؟
چرا نباید تئاتر کودک بتواند به شکل سازمانیافته با مدارس ارتباط داشته باشد و از ظرفیت نمایش برای آموزش، انتقال مفاهیم و تجربههای تربیتی استفاده کند؟ اگر چنین ارتباطی شکل بگیرد، هم تئاتر کودک مخاطب گستردهتری پیدا میکند و هم نظام آموزشی میتواند از ظرفیت هنرهای نمایشی برای آموزش کودکان استفاده کند.
سالنهای دولتی میتوانند مدلهای متنوعتری برای فروش بلیت داشته باشند
برای حل بخشی از مشکلات اقتصادی تئاتر کودک، چه راهکاری در حوزه بلیتفروشی پیشنهاد میکنید؟
به نظرم سالنهای دولتی باید مدلهای متنوعی برای فروش داشته باشند و نباید همه چیز بر اساس یک نرخ ثابت و یکسان تعریف شود.وقتی یک قیمت واحد تعیین میشود، ممکن است قیمت برای بخشی از مخاطبان آنقدر بالا باشد که از تماشای نمایش منصرف شوند و از طرف دیگر، اگر قیمت به شکلی تعیین شود که هزینههای تولید را پوشش ندهد، تولیدکننده دچار مشکل میشود؛ بنابراین میتوان یک مدل چندسطحی برای قیمتگذاری و فروش بلیت در نظر گرفت تا هم خانوادهها امکان استفاده از تئاتر کودک را داشته باشند و هم گروههای نمایشی بتوانند بخشی از هزینههای خود را جبران کنند.
در نهایت، اگر قرار است برای تئاتر کودک آیندهای جدی ترسیم شود، باید حمایت را فقط به پرداخت بودجه محدود نکنیم. حمایت واقعی میتواند از مسیر زیرساخت، اصلاح وضعیت سالنها، تبلیغات شهری و رسانهای، ارتباط با مدارس، حمایت نهادهای مختلف و اصلاح شیوه فروش بلیت اتفاق بیفتد. تئاتر کودک برای ادامه مسیر خود به چنین مجموعهای از حمایتهای واقعی و زیرساختی نیاز دارد.
انتهای پیام/