صفارهرندی: باید آیین حکمرانی را متناسب با شرایط اصلاح کنیم/ تغییر محاسبات دشمن درباره ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه
به گزارش خبرگزاری آنا، محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در نشست علمی الزامات حکمرانی در دوره پساجنگ و آیین رونمایی از مجموعه دو جلدی حکمرانی؛ از نظر تا عمل که امروز دوشنبه ۱۶ شهریور در پژوهشکده شورای نگهبان برگزار شد، با اشاره به مباحث مطرحشده در این مجموعه اظهار کرد: با توجه به مباحث مطرحشده در این کتاب که به نظر من کتابی خواندنی است، میخواهم درباره عنوانی که برای این نشست با موضوع حکمرانی پس از جنگ انتخاب شده، نکاتی را مطرح کنم.
وی نخستین و مقدماتیترین دستاورد جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روز اخیر را ترمیم سرمایه اجتماعی نظام دانست و گفت: سرمایه اجتماعی نظام پیش از این آسیب دیده بود، اما باید توجه داشت که طرح این مسئله در محیطهای مختلف، کارکردهای متفاوتی دارد.
صفارهرندی افزود: گاهی در برخی محیطها وقتی گفته میشود سرمایه اجتماعی نظام آسیب دیده است، از این موضوع بهعنوان دستمایهای برای تخفیف اعتبار نظام استفاده میکنند، اما در محیط اندیشگی، طرح این مسئله رویکردی آسیبشناسانه دارد و با هدف تقویت بنیه سرمایه اجتماعی نظام و از سر دلسوزی مطرح میشود. این دو موضوع با یکدیگر تفاوت دارند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه آسیب دیدن سرمایه اجتماعی نظام به معنای ذاتاً آسیبزا بودن آن نیست، تصریح کرد: سرمایه اجتماعی نظام در ذات خود به گونهای نیست که هر روز با گذشت زمان کوچکتر و ضعیفتر شود، بلکه آسیبهایی که به آن وارد میشود، عمدتاً عارضی است.
وی ادامه داد: عواملی مانند عملکرد دولتها، نحوه مواجهه مسئولان با مردم، فشارهایی که از بیرون بر کشور وارد میشود و همچنین میزان توانایی ما در مدیریت این فشارها، در وضعیت سرمایه اجتماعی نظام تأثیرگذار است.
صفارهرندی با اشاره به تأثیر جنگ ۱۲ روزه بر سرمایه اجتماعی نظام اظهار کرد: به همین دلیل مشاهده میکنیم که پس از وقوع جنگ، تنها چند هفته زمان لازم بود تا بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، در ارزیابیها شاهد ترمیم جهشی سرمایه اجتماعی باشیم.
وی افزود: اگر بخواهیم این مسئله را بهصورت عددی بیان کنیم، میتوان گفت سرمایه اجتماعی نظام پیش از جنگ ۱۲ روزه به حدود ۲۰ رسیده بود، اما پس از جنگ، این شاخص به بالای ۵۰ و حتی حدود ۵۸ رسید و این موضوع نشاندهنده یک جهش در ترمیم سرمایه اجتماعی است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه سرمایه اجتماعی را میتوان در قالب مؤلفههایی مانند اعتماد عمومی، اعتماد به نظام، اعتماد میان مردم، امید به آینده، مشارکت و احساس مشارکتجویی در اداره کشور بررسی کرد، گفت: اگر این مؤلفهها را عناصر اصلی سرمایه اجتماعی در نظر بگیریم، در دوران جنگ ۱۲ روزه شاهد تقویت مشهود بسیاری از این مؤلفهها بودیم.
صفارهرندی ادامه داد: در همان ایام، در میان مردمی که خود در معرض آسیب و حملات قرار داشتند، امیدواری قابل توجهی مشاهده میشد. بخشی از این امیدواری به تابآوری مردم بازمیگشت و بخشی دیگر نیز ناشی از مشاهده عملکرد نیروهای مسلح بود؛ مردم میدیدند که نیروهای مسلح توان پاسخگویی دارند و نظام میتواند در برابر قدرتهای بزرگ جهان ایستادگی کند و عقبنشینی نکند.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله موجب افزایش امیدواری مردم شد و از سوی دیگر، اعتماد به نظام را نیز افزایش داد؛ زیرا مردم مشاهده کردند که مسئولان برای حل مشکلات آنها پای کار ایستادهاند.
صفارهرندی با اشاره به نقش رهبران و مسئولان کشور در تقویت امید اجتماعی گفت: از رهبری شهیدمان گرفته که در آن موقعیت با سخنان خود امید را به جامعه منتقل و آن را تقویت میکردند، تا حضور مسئولان در میان مردم، همگی این پیام را منتقل میکرد که نظام پابرجاست و با وارد شدن آسیبهای بیرونی، مسئولان کشور میدان را ترک نمیکنند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: مردم سابقه رهبران پیشین کشور را نیز در ذهن داشتند و این مقایسه در شکلگیری برداشت آنها از وضعیت نظام مؤثر بود؛ البته این افزایش امید و اعتماد، دائمی و بدون تغییر نیست.
وی با اشاره به تحولات پس از جنگ ۱۲ روزه بیان کرد: پس از جنگ ۱۲ روزه، امیدهای بسیاری در جامعه ایجاد شد و اعتماد به نظام نیز افزایش پیدا کرد، اما به واسطه برخی کمکاریها و اشتباهات ما و همچنین با توجه به تدارک سنجیده و آگاهانه دشمن، این وضعیت با چالشهایی مواجه شد.
صفارهرندی تأکید کرد: دشمن در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، محاسبات خود را اصلاح کرده و با دقت بیشتری وارد میدان شده است. در واقع، دشمن شیوه حکمرانی و الگوی مواجهه خود با ایران را ترمیم کرده است.
وی با اشاره به تحولات و حوادث اخیر ادامه داد: محاسبات دشمن در مواجهه با ما در ماجرای کودتای ۱۸ و ۱۹ دی، که به معنای واقعی کلمه یک کودتا یا شبهکودتای بسیار حسابشده بود، نشان داد که دشمن با برنامهریزی دقیقتری وارد میدان شده است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: پیش از این، تصور دشمن این بود که با وارد کردن یک ضربه نظامی میتواند جمهوری اسلامی را از پا درآورد و پس از آن با ایجاد آشوب داخحلی، شرایط را برای تحقق اهداف خود فراهم کند؛ اما اکنون این محاسبات تغییر کرده و دشمن الگوی متفاوتی را برای مواجهه با جمهوری اسلامی در پیش گرفته است.
صفارهرندی ادامه داد: پیش از این، تصور دشمن این بود که با وارد کردن یک ضربه نظامی میتواند مردم را علیه نظام تحریک کند؛ مردمی که به زعم آنها شیفته غرب هستند و حتی میتوانند در برابر سپاه قرار بگیرند و کار را تمام کنند، اما این تحلیل پاسخ نداد.
وی افزود: برعکس، در جامعه داخلی این بار ایده آمریکاییها این بود که ابتدا با تحریک داخلی، آشوب ایجاد کنند و سپس عملیات نظامی را انجام دهند. این الگو و ترفند را در تحولات اخیر مشاهده کردیم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه ترمیم سرمایه اجتماعی، آن را از آسیبپذیری کامل خارج نمیکند، اظهار کرد: سرمایه اجتماعی ترمیمشده همچنان میتواند در معرض آسیب قرار بگیرد و جامعه را مستعد پذیرش تحریکات و طراحیهای دشمن بیرونی کند.
صفارهرندی ادامه داد: با توجه به مطالبی که خود آنها مطرح کردهاند، حتی به نیروهای آشوبگر وعده داده بودند که در برخی نقاط، امکانات و تجهیزات تسلیحاتی در اختیارشان قرار خواهد گرفت. حتی در مواردی از ضدانقلاب میپرسیدند که چرا برای دریافت تجهیزاتی که برای آنها آورده شده بود، مراجعه نکردهاند.
وی تأکید کرد: همین که در داخل کشور ظرفیتی برای پذیرش ایدههای آشوبگرانه و تجاوز دشمن شکل میگیرد، نشان میدهد که سرمایه اجتماعی همچنان در معرض تزلزل قرار دارد.
صفارهرندی منشأ این تزلزل را در نحوه سیاستگذاری و ارتباط نظام با مردم دانست و گفت: این تزلزل ناشی از آن است که سیاستهایی که برای ارتباط با مردم، پاسخگویی به نیازهای آنان و برآوردن مطالبات جامعه اتخاذ میکنیم، باید مستمر و مداوم باشد و نباید به اقدامات مقطعی و نقطهای محدود شود.
وی افزود: مردم باید احساس کنند که نظام در مسیری مشخص برای حل مشکلات قرار گرفته است. بخشی از این مسئله نیز به آیین حکمرانی در موضوعات مختلف بازمیگردد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تفاوت مفهوم حکمرانی و حکومت اظهار کرد: باید توجه داشته باشیم که حکمرانی با حکومت متفاوت است. در موضوعات مختلف باید آیین حکمرانی مشخصی داشته باشیم. برای مثال، در مقوله تأمین مواد غذایی، حکمرانی ما چگونه باید باشد؟ قواعد حاکم بر تأمین نیازهای اساسی مردم باید بهصورت روشن مشخص شود.
صفارهرندی تصریح کرد: ما باید بهصورت مستمر درصدد ترمیم آیین حکمرانی باشیم و این موضوع روشن است که اصول و مبانی ثابت میتواند در کنار تاکتیکهای متغیر قرار گیرد؛ به این معنا که متناسب با شرایط، تاکتیکهای خود را تغییر دهیم.
وی در ادامه به تغییر نگرش در نحوه حکمرانی کشور اشاره کرد و گفت: از چند سال پیش، یک تغییر نگرشی در سمت و سوی نحوه حکمرانی در میان برخی مسئولان و مقامات آغاز شده است. اگر بخواهیم برآیند این تغییر را بیان کنیم، با دو نگاه مواجه هستیم؛ گروهی معتقدند نباید در هیچ بخشی دست به تغییر زد و گروهی دیگر، به محض مطرح شدن موضوع تغییر، به سمت انقلاب و دگرگونی بنیادین میروند.
صفارهرندی ادامه داد: کسانی که معتقدند از اساس باید نظام تغییر کند، به جای اصلاح و تغییر آیین حکمرانی در حوزههای مختلف، نظام را اساساً دارای خصلت اصلاحپذیری نمیدانند. برخی از این افراد حتی معتقدند اساس تشکیل جمهوری اسلامی اشتباه بوده است.
وی خاطرنشان کرد: کسانی که چنین دیدگاهی دارند، اساساً خارج از محاسبهای قرار میگیرند که ما درباره حل مسائل داخلی کشور مطرح میکنیم. این جریان را باید جریانی بینسبت با مسئله حل مشکلات داخلی دانست.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به وجود طیفهای مختلف در جریان اصلاحطلبی اظهار کرد: در میان اصلاحطلبان نیز طیفهای مختلفی وجود دارند. گروهی بهصورت بنیادی معتقدند باید سیستم دگرگون شود و در واقع با انقلاب اسلامی مسئله دارند. این افراد معتقدند جمهوری اسلامی اساساً نباید با این ویژگیها شکل میگرفت و باید نظامی با مشخصات نظامهای دموکراتیک رایج در جهان جایگزین آن شود.
وی افزود: اما گروهی دیگر معتقدند در چارچوب همین نظام جمهوری اسلامی و با همان مشخصات و اصول شناختهشده در قانون اساسی، باید تغییرات و اصلاحاتی صورت گیرد. ما این گروه را در بحث حکمرانی و اصلاح نظام وارد میدانیم.
صفارهرندی تصریح کرد: البته در میان این گروه نیز طیفهای مختلفی وجود دارد؛ برخی معتقدند بخشهای مهمی از قانون اساسی باید تغییر کند و برخی دیگر بر این باورند که در چارچوب همین قانون اساسی نیز میتوان با ارائه برداشت و برآورد جدید از قوانین، تغییرات و اصلاحات لازم را رقم زد.
صفارهرندی با اشاره به ضرورت ایجاد تغییرات و اصلاحات در چارچوب نظام، گفت: بخشی از جریان اصلاحات به صورت خیرخواهانه وارد این بحث شدند و به دوستان خود تأکید کردند که به جای ساختارشکنی، باید ساختار کلی نظام حفظ شود و روزنههایی به سمت آینده بهتر گشوده شود.
وی افزود: این طیف که بیشتر با افرادی مانند آقای جلالیپور شناخته میشوند، در مقایسه با مجموعه جریان اصلاحات اکثریت نیستند، اما یک اقلیت تأثیرگذار و مسئلهساز هستند که میتوانند پرسشها و مسائل جدیدی را مطرح کنند.
صفارهرندی ادامه داد: تغییر نگرش در مسئولان و مقامات مختلف را میتوان در عمل مشاهده کرد و معتقدم حتی تأثیر این بازنگری در رفتار سطوح عالی نظام و حتی در سطح رهبری نیز قابل مشاهده است؛ بهویژه در مواجهه با موضوعات و مسائلی که میتواند رضایتمندی بیشتر مردم را فراهم کند.
وی با اشاره به برخی تغییرات در نحوه حضور بانوان در حسینیه امام خمینی (ره) اظهار کرد: در گذشته خانمهایی که قصد حضور در حسینیه امام خمینی (ره) را داشتند، مقید بودند حتماً چادر به سر داشته باشند، اما از مقطعی به آنها گفته شد که ضرورتی ندارد حتماً چادر بپوشند و میتوانند با همان سبک پوششی خود، در چارچوب حجاب، حضور پیدا کنند.
این فعال سیاسی تصریح کرد: شاید این تغییرات در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما وقتی به جایگاه و ابعاد موضوع توجه میکنیم، متوجه میشویم که تغییراتی از این جنس در حال رخ دادن است.
صفارهرندی با اشاره به تأکیدات رهبر انقلاب بر موضوع تحول گفت: خود آقا چندین بار بر ضرورت تحول تأکید کردند. تحول ابعاد مختلفی دارد و باید ابعاد مختلف آن را کشف کرد. من معتقدم تحولی که در چارچوب پذیرش اصل نظام صورت بگیرد، آغاز، اگرچه تدریجی، اما خوب و خجستهای در مسیر تغییر و تحول بود.
وی در ادامه با اشاره به شرایط پس از جنگ و شهادت رهبر انقلاب اظهار کرد: مهمترین اتفاقی که بعد از جنگ، بهویژه پس از جنگی که منجر به شهادت رهبر عزیز انقلاب شد، رخ داد، موضوعی هولناک بود؛ موضوعی که همیشه برای ما یک کابوس بود و آن این بود که اگر رهبری از دنیا برود، چه اتفاقی خواهد افتاد.
صفارهرندی خاطرنشان کرد: پس از این اتفاق، موضوعی که خود آقا پیشبینی کرده بودند، به یک مسئله جدی در کشور تبدیل شد و آن، برانگیخته شدن مردم بود.
صفارهرندی با اشاره به جلوههای مختلف حضور مردم پس از جنگ، اظهار کرد: حضور میدانی مردم هر شب در قرارگاههایی که خودشان اعلام میکنند، یکی از شناختهشدهترین جلوههای این حضور است؛ مردم اعلام میکنند که پای کار دفاع از نظام، حفظ دستاوردهای نظام و پشتیبانی از منویات رهبری باقی هستند.
وی افزود: به نظرم این موضوع مهمترین دستاورد پساجنگ است، اما اگر این حضور مردم صرفاً در قالب یک حرکت نمادین و برای پشتیبانی دیده شود، به نظرم آن چیزی نیست که من پیشبینی کرده بودم. اینکه گفته میشود مردم پس از بعثت خود کار را تمام خواهند کرد، به این معناست که باید آیین نویی در اداره کشور جریان پیدا کند.
صفارهرندی ادامه داد: ممکن است بعضی افراد بیتاب فکر کنند این بعثت به این معناست که مردم وارد صحنه شوند، مسئولان را کنار بزنند و خودشان جای آنها قرار بگیرند. این البته بچگانهترین نوع برآورد و برداشت از این مسئله است.
وی تصریح کرد: عدهای نیز ممکن است با فهمهای کندروانه یا تندروانه خودشان بیایند و برداشتهای پیشین خود را تحت عنوان بعثت مردم به نظام تحمیل کنند. این روزها نسخههایی میپیچند که قبلاً هم مطرح شده است؛ از جمله کسانی که میگویند اگر قرار است تا ابد بجنگید، از مردم بپرسید آیا با شما موافق هستند یا نه و اگر مردم فاصله گرفتند، مسیر دیگری را دنبال کنید.
صفارهرندی گفت: از سوی دیگر، کسانی هستند که گمان میکنند در قاموس ما فقط یک حرکت خطی و مستقیم وجود دارد؛ یعنی فقط باید حمله کنیم و هیچ انعطافی در کار نباشد و هر نوع مذاکره محکوم و خیانت تلقی شود. روشن است که اکنون با شرایط جدیدی مواجه هستیم و در این شرایط جدید، حتماً باید از حضور مردم استفاده حداکثری شود.
وی با اشاره به ضرورت بازنگری در الگوی حکمرانی اظهار کرد: در همین زمینه، برخی معتقدند در آینده، در جهان از سهم حکومت و دولت کاسته خواهد شد و جریانهای غیردولتی نقش بیشتری پیدا خواهند کرد. ظاهر قضیه نیز این است که سهم دولتها در بسیاری از عرصهها در حال کاهش است و سهم بخشهای غیردولتی هر روز افزایش پیدا میکند.
این فعال سیاسی ادامه داد: اگر این موضوع را به عنوان یک فرض بپذیریم و نشانههایی نیز برای آن پیدا کنیم، آیا وظیفه دولتها نیست که برای مدیریت چنین آیندهای از هماکنون تدابیر لازم را بیندیشند؟ آیا عاقلانه و خردمندانه نیست که برای روزی که سهم جریانهای غیردولتی افزایش پیدا میکند، ببینیم آینده را چگونه میتوان تصویر و تجسم کرد تا منویاتی که در قانون اساسی و در نگاه مؤسسان این نظام وجود داشته، همچنان ادامه پیدا کند و جریان داشته باشد؟
صفارهرندی خاطرنشان کرد: عقل و خرد حکم میکند که برای چنین شرایطی تدابیر لازم اندیشیده شود. در این زمینه یک مثال میزنم؛ در کارخانهها یک مدیر رسمی وجود دارد که از سوی هیئتمدیره یا صاحبان سرمایه منصوب شده و مدیرعامل یا رئیس کارخانه است، اما همهکاره کارخانه الزاماً مدیر رسمی نیست.
وی افزود: ممکن است در یک کارخانه کارگری وجود داشته باشد که وقتی او اشارهای میکند یا ابرو بالا میاندازد، کارگران دست از کار میکشند. او شاید در حد یک سرکارگر باشد، اما آنقدر تأثیرگذار است که نماینده غیررسمی یک قشر محسوب میشود.
صفارهرندی بیان کرد: به نظرم موفقترین مدیران رسمی کسانی هستند که میتوانند با مدیران غیررسمی ارتباط و تعامل داشته باشند. این صرفاً یک تمثیل است. حضرت امام خمینی (ره) زمانی که مدیر رسمی کشور بود، جایگاه رسمی داشت، اما وقتی ناهنجاریای را مشاهده میکرد، خودش در برابر آن موضع میگرفت.
وی ادامه داد: در سال اول پس از تأسیس نظام، وقتی ناهنجاریهایی را در عملکرد دولت وقت مشاهده میکرد، امام علیه آن موضع میگرفت و به گونهای سخن میگفت که گویی در جایگاه اپوزیسیون قرار دارد؛ چراکه برداشت مردم از انقلاب این نبود که مسئولان چنین عملکردی داشته باشند.
صفارهرندی با اشاره به ضرورت توجه به نقش مردم در حکمرانی اظهار کرد: در برخی عرصهها، این ظرفیت تضعیف شده، در برخی جاها جمع شده و در بعضی موارد نیز با چالشهایی همراه بوده است. باید در اندیشکدهها و پژوهشکدهها بررسی شود که اگر قرار است هفتهای یک شب باشکوه برگزار کنیم، اصل این ظرفیت نباید تعطیل شود و باید برای آن در نظام حکمرانی جایگاه مشخصی تعریف شود.
وی افزود: آن بعثتی که رهبر انقلاب وعده دادند و فرمودند مردم مبعوث میشوند و کار را تمام میکنند، به نظر میرسد باید در ابعاد مختلف خود را نشان دهد؛ از جمله در عرصه فرهنگی و اجتماعی.
صفارهرندی ادامه داد: اگر ما از وضعیت فرهنگی جامعه خود ناراضی هستیم، باید توجه داشته باشیم که حتی عامه مردم و کسانی که شاید خیلی خود را با آداب و چارچوبهای نظام هماهنگ نمیدانند نیز از برخی ناهنجاریها ناراحت هستند و میگویند بعضی مسائل بیش از حد از حد گذشته است.
وی تصریح کرد: این نارضایتیها فقط در موضوعاتی مانند حجاب ظهور پیدا نمیکند. اگر در رفتارهای روزمره مردم، مسائلی مانند دروغگویی، شکستن عهد و وفای به عهد، تنبلی و سستی رواج پیدا کند، طبیعی است که وضعیت فرهنگی جامعه نامطلوب به نظر برسد.
این فعال سیاسی با اشاره به سفر رهبر انقلاب به خراسان شمالی گفت: رهبر انقلاب در سفر به خراسان شمالی بیش از ۲۰ مورد از آسیبهای اخلاقی و فرهنگی را برشمردند. آیا شایسته نیست که برای تغییر این وضعیت و اصلاح آن، به عنوان نظام و حاکمیت کاری انجام دهیم؟
صفارهرندی اظهار کرد: بخشی از این موضوع به فرهنگ عمومی بازمیگردد. من که زمانی کارگزار دولتی بودم و پس از آن نیز در موقعیتهای مختلف حکمرانی عمومی کشور قرار داشتم، باید بگویم که در حوزه فرهنگ عمومی چه کاری انجام دادهایم؟ فرهنگ عمومی یکی از بخشهای مورد غفلت ما در حوزه فرهنگی بوده است.
وی افزود: در حالی که اصلیترین وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید توجه به فرهنگ عمومی و اینکه جامعه به کدام سمت حرکت میکند و مردم چگونه رفتار میکنند باشد، بخش زیادی از تمرکز این وزارتخانه صرف موضوعاتی مانند معیشت هنرمندان، تئاتر، موسیقی و سینما میشود.
صفارهرندی با اشاره به سابقه فرهنگی شهرها و مناطق مختلف کشور گفت: صد سال پیش بسیاری از شهرهای ما دارای القاب و عناوین فرهنگی بودند؛ برای مثال، یزد را دارالعباده مینامیدند. این عنوان صرفاً یک نام نبود، بلکه صفتی بود که در اسناد رسمی نیز برای معرفی این شهر به کار میرفت.
وی ادامه داد: بعثت فرهنگی و اجتماعی باید به این سمت برود که تعاون، همکاری و دست به دست هم دادن مردم برای حل مسائل، به موضوع اصلی ما تبدیل شود. خوشبختانه امروز دولت نیز به این موضوع توجه کرده و بر فعال شدن محلهها تأکید دارد.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: اگر حکمرانی محلهمحور و مسئلهمحور به شکل سنجیدهای پیش برود، اهمیت زیادی خواهد داشت. برخی افراد حکمرانی حلمحور را فقط در قالب مسائل امنیتی دیدهاند؛ یعنی اگر اتفاقی رخ داد، خود مردم محله بتوانند در برابر آن بایستند. این تنها یک بخش از موضوع است، اما بخش مهمتر این است که اساساً اداره امور محله بر عهده خود مردم قرار گیرد و مسائل مختلف توسط آنها حل شود.
صفارهرندی با اشاره به نقش مسجد در حکمرانی محلهمحور گفت: امروز حتی رئیسجمهور نیز بر این موضوع تأکید دارد که اگر میگوییم معلممحور باید مسائل کشور را اداره کنیم، در محله نیز کانون و محور محله میتواند مسجد باشد؛ همانطور که در ابتدای شکلگیری جامعه اسلامی نیز مسجد چنین نقشی داشت و شهر حول مسجد شکل میگرفت.
وی افزود: اگر چنین نگاهی حاکم باشد، میتوان مسائل مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را با محوریت محله و مسجد حل کرد. امروز در تهران نیز مساجدی وجود دارند که محور حل مسائل محله شدهاند.
صفارهرندی ادامه داد: برای مثال، اگر دانشآموزان یک محله در درس خواندن مشکل داشته باشند، این مسئله میتواند در مسجد پیگیری شود. معلمانی که در محله حضور دارند، بخشی از وقت خود را برای کمک به دانشآموزان اختصاص میدهند. همچنین افراد متخصص و داوطلب، از جمله پزشکان، روانشناسان و مشاوران، میتوانند یک روز در هفته در ارتباط با مسجد و در محیطی که برای این کار در نظر گرفته شده است، خدمات تخصصی خود را به مردم محله ارائه دهند.
وی تأکید کرد: اگر این اتفاقات شکل بگیرد، همان جامعهای که ما آرزو داریم و همان مدینه فاضلهای که از گذشته به دنبال آن بودهایم، میتواند از همین مسیر شکل بگیرد؛ جامعهای که در آن مردم در کنار یکدیگر زندگی میکنند، مشکلات همدیگر را حل میکنند و ظرفیتهای محلی برای بهبود زندگی مردم به کار گرفته میشود.
صفارهرندی با تأکید بر ضرورت ایجاد جامعهای مطلوب و برخوردار از همکاری و همدلی مردم اظهار کرد: ما باید جامعهای ایجاد کنیم که مردم در آن جلوهای از بهشت را ببینند، نه اینکه برعکس، جامعهای داشته باشیم که در آن هر فرد دیگری را دشمن خود بداند و همه در برابر یکدیگر قرار بگیرند.
وی با اشاره به موضوع بعثت سیاسی افزود: در حوزه بعثت سیاسی نیز باید از مضحکهای که همیشه در آستانه انتخابات شاهد آن هستیم عبور کنیم؛ اینکه عدهای وارد میدان میشوند و با افشاگری علیه دیگران تلاش میکنند جایگاهی به دست آورند، نوع مطلوب سیاستورزی نیست.
صفارهرندی ادامه داد: من با اینکه هیچوقت خودم را یک فرد حزبی ندانستهام، اما معتقدم حداقل کاری که برای سامان یافتن سیاستورزی در کشور باید انجام دهیم، ترویج چیزی شبیه حزب است. باید از احزاب بیتابلو و افرادی که ناگهان در جامعه ظهور میکنند و به قطب و مرجع تبدیل میشوند، عبور کنیم.
وی تصریح کرد: یکی از دلایل موفقیت کشورهایی که در زمینه مردمسالاری و دموکراسی توفیقاتی داشتهاند، این است که سیاست را در قالب تشکل و سازمان، تا حدی چارچوبمند کردهاند. وقتی فردی وارد یک تشکیلات میشود، خود تشکیلات به دلیل حفظ اعتبار و آبروی خود اجازه نمیدهد فرد از موقعیتش برای دنبال کردن منافع شخصی استفاده کند.
این فعال سیاسی افزود: در کشورهای پیشرفته غربی کمتر شاهد فسادهای اقتصادی کلان در سطح سیاسی هستیم؛ چراکه در بسیاری موارد، احزاب پیش از آنکه افراد به حکومت برسند، با تخلفات و فسادهای آنها برخورد میکنند. آنها میدانند اگر فردی مرتکب چنین تخلفاتی شود، اعتبار کل تشکیلات زیر سؤال میرود و ممکن است در انتخابات رأی مردم را از دست بدهند.
صفارهرندی گفت: این چیزی است که ما در کشورمان کمتر داریم و گاهی افراد را به شکل فردی بزرگ میکنیم و آنها را به رأس تشکیلات میرسانیم، در حالی که تشکیلاتی منسجم برای کنترل و ارزیابی عملکرد آنها وجود ندارد.
وی در ادامه با اشاره به ظرفیت سرمایه ایرانیان خارج از کشور اظهار کرد: بارها گفته شده است که سرمایه ایرانیان خارج از کشور نزدیک به هزار میلیارد دلار است. این رقم کمی نیست و بسیاری از این افراد آمادگی دارند سرمایه خود را در جایی که ظرفیت و زمینه مناسبی برای فعالیت اقتصادی وجود داشته باشد، وارد کنند.
صفارهرندی ادامه داد: امروز محیط اقتصادی ایران، با وجود تهدیدهایی که بر سر آن وجود دارد، همچنان ظرفیتها و زمینههای مناسبی برای سرمایهگذاری دارد و ما باید خودمان را در این زمینه ترمیم کنیم تا زمینه حضور و سرمایهگذاری این افراد فراهم شود.
وی با اشاره به موضوع نظارت شورای نگهبان در انتخابات گفت: در حوزه سیاستورزی، موضوعی که به شورای نگهبان مربوط میشود و معتقدم باید برجسته شود، این است که شورای نگهبان به درستی معتقد است نظارتش باید استصوابی باشد. ما نیز برای اثبات درستی این نوع نظارت دلایلی داریم.
صفارهرندی افزود: با این حال، برای رفع این تصور که نظارت استصوابی بر اساس یک برداشت محدود و نقطهای در حوزه انتخابات اعمال میشود و ممکن است در برخی موارد به ظلم منجر شود، باید تدبیری اندیشیده شود. رهبر انقلاب نیز در مورد مرحوم آقای لاریجانی اشاره کردند که در آنجا ظلم صورت گرفته است. باید بررسی کنیم چه سازوکاری میتوان ایجاد کرد که چنین اتفاقاتی تکرار نشود.
وی تأکید کرد: باید برای آیین حکمرانی در این زمینه فکر کرد و راهکارهایی پیدا کرد. بخشی از این مسئله به رفتار جریانهای ساختارشکن مربوط میشود؛ جریانی که از یک طرف ساختارشکنی میکند و از طرف دیگر تمایل دارد به صورت رسمی وارد ساختار قدرت شود.
صفارهرندی اظهار کرد: نمیشود فردی از یک سو سطوح مختلف قانونی نظام موجود را زیر سؤال ببرد و ساختارشکنی کند و از سوی دیگر، هنگام انتخابات خود را به عنوان نامزد ورود به همان ساختار معرفی کند. اگر این مسئله را از یک طرف حل کنیم، به نظرم شورای نگهبان نیز میتواند آسانگیرانهتر عمل کند.
وی ادامه داد: باید قانونی داشته باشیم که بر اساس آن، کسی که به صورت صریح ساختارشکنی میکند، حق ورود به مناصب حکومتی را نداشته باشد. نمیشود از یک طرف حاکمیت و ساختار موجود را زیر سؤال برد و از طرف دیگر خواست در همان ساختار، مسئولیت و منصب گرفت.
صفارهرندی با اشاره به عملکرد مسعود پزشکیان گفت: من آقای پزشکیان را از این جهت به عنوان نماینده جناحی که عضو جریان اصلاحطلب و جبهه اصلاحات بوده، متفاوت از بسیاری از افراد این جریان میدانم؛ چراکه ایشان رسماً اعلام میکند که ساختارها را نمیشکند و به ساختار نظام، از رهبری گرفته تا دیگر بخشها، وفادار است.
وی افزود: البته ممکن است فردی در عمل توانایی اجرای کامل این دیدگاه را نداشته باشد یا اطرافیان او اقدامات دیگری انجام دهند که شبهاتی ایجاد کند. برای مثال، درباره شورای عالی فضای مجازی و تفسیری که اخیراً درباره ماهیت و جایگاه آن مطرح شده، مباحثی وجود دارد که قابل بررسی است.
صفارهرندی در پایان خاطرنشان کرد: مسئله مهم این است که فردی که از سوی یک جریان سیاسی معرفی میشود و قرار است در جایگاه رسمی حکومت، اعم از نمایندگی مجلس، ریاستجمهوری یا وزارت قرار گیرد، نمیتواند دیدگاهی کاملاً ضد آن جایگاه داشته باشد.
انتهای پیام/