آزادگان اسارت را به دانشگاهی برای حفظ ایمان، هویت و عزت تبدیل کردند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، مراسم دیدار دکتر بیژن رنجبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، با جمعی از آزادگان سرافراز و گرامیداشت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، با حضور جمعی از مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی در سازمان مرکزی این دانشگاه برگزار شد. در این مراسم، سیدرضا موسوینیا، رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی، به سخنرانی پرداخت.
رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی با گرامیداشت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، دوران اسارت را دورهای از مقاومت، حفظ ایمان، عزت و هویت دانست و گفت: آزادگان یک روز در خط مقدم جبهه بودند، سپس در جبهه اسارت مقاومت کردند و امروز در دانشگاهها به فعالیت علمی و فرهنگی مشغول هستند.
بازگشت آزادگان؛ روزی که مردم برای رساندن خبر به خانوادهها شماره میخواستند
سیدرضا موسوینیا با اشاره به خاطرات بازگشت آزادگان به کشور اظهار کرد: وقتی وارد خاک ایران شدیم، مردم برای استقبال از آزادگان حضور پیدا میکردند و جوانانی به اتوبوسها آویزان میشدند و از ما میخواستند شماره تلفن خانوادههایمان را بدهیم تا نخستین کسانی باشند که خبر بازگشت ما را به خانوادهها اعلام کنند.
وی افزود: این صحنهها نشان میدهد مردم در حفظ نظام جمهوری اسلامی و ارزشهای آن چه نقش کلیدی داشتند و بازگشت آزادگان چه شادی بزرگی را برای ملت ایران و خانوادهها به همراه داشت.
رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی با خیرمقدم به بیژن رنجبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، و تقدیر از حضور معاونان دانشگاه ادامه داد: این دیدار صرفاً یک دیدار اداری نیست، بلکه یادآور خاطراتی است که آزادگان با خون و رگ و پوست خود در دوران اسارت تجربه کردند.
موسوینیا با بیان اینکه دوران اسارت را نمیتوان صرفاً در معنای لغوی این واژه خلاصه کرد، گفت: دوران اسارت، دوران چشمانتظاری، مقاومت و حفظ ایمان بود و این دوران یادآور هویت، اوج عزت و در عین حال اوج مظلومیت آزادگان است.
روایت موسوی نیا از بیمارستان موصل
وی با اشاره به یکی از خاطرات خود از دوران اسارت اظهار کرد: زمانی که من را برای درمان به بیمارستان موصل بردند، دست و چشمانم بسته بود. از اردوگاه تا شهر موصل چشمهایمان را بسته بودند تا متوجه نشویم از چه مسیری منتقل میشویم. وقتی به بیمارستان رسیدیم، چشمانم را باز کردند، اما دستم همچنان بسته بود.
موسوینیا ادامه داد: سرباز عراقی در حال توضیح وضعیت من برای پزشک بود که به پزشک گفتم خودم میتوانم توضیح بدهم. وقتی شروع به صحبت کردم، سرباز به مسئولان گفت دست او را باز کنید، آدم مهمی است. سپس پزشکان و پرستاران را جمع کردند و از من پرسیدند چهکاره هستم.
وی افزود: زمانی که اسیر شدم ۱۹ ساله بودم و فرد مهمی نبودم، اما آنها باور نمیکردند و میگفتند حتماً استاد دانشگاه یا فرد صاحبمنصبی هستم. وقتی متوجه شدند عربی میدانم و حتی زبانهای دیگری را نیز یاد گرفتهام، برایشان بسیار عجیب بود.
رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی گفت: یکی از آنها در همان جا گفت «این اسارت نیست، برای شما دانشگاه است». این جمله نشان میدهد دیوارهای بلند اسارت و سیمهای خاردار اردوگاهها قرار بود آزادگان را بشکند، اما صبر و توکل آنان به خداوند موجب شد دشمن در برابر مقاومت آنها اسیر شود.
موسوینیا با اشاره به شرایط رزمندگان در زمان اسارت گفت: ما چیزی به نام اسارت را نمیشناختیم؛ شهید شدن یا مجروح شدن رزمندگان را دیده بودیم، اما اسارت برایمان ملموس نبود. بسیاری از اسرا نیز مجروحانی بودند که در خط مقدم باقی مانده بودند و دشمن آنها را به اسارت میگرفت.
وی با اشاره به جراحات خود گفت: موج انفجار به کمرم آسیب زده بود، دستم تیر خورده و سر و پایم نیز ترکش خورده بود و هنوز هم ترکش در سرم وجود دارد. برخی از عزیزان نیز در همان لحظات به شهادت رسیدند و عراقیها به برخی از آنها تیر خلاص زدند.
اردوگاههای اسارت؛ مدرسهای برای آموزش و انتقال دانش
موسوینیا با اشاره به نقش مرحوم حجتالاسلام والمسلمین ابوترابی در دوران اسارت گفت: اسارت تبدیل به دانشگاهی برای حفظ ایمان و عزت شد و پرچمدار این مسیر مرحوم ابوترابی، سید و سالار آزادگان، بود.
وی ادامه داد: در اردوگاهها از روحانی، مهندس، پزشک و افرادی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند حضور داشتند و زمینه انتقال دانش میان اسرا فراهم بود. حتی افرادی مانند مرحوم وحید اوحدی و برادر ایشان که در آمریکا تحصیل کرده بودند، در میان اسرا حضور داشتند.
رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی افزود: اردوگاه تقریباً مانند یک جمهوری اسلامی کوچک بود؛ یک روحانی در رأس امور فرهنگی قرار داشت و در هر آسایشگاه نیز روحانی و مسئول آسایشگاه حضور داشتند. برنامههای فرهنگی و کلاسها بسیار منظم برگزار میشد و همه چیز تحت کنترل و برنامهریزی بود.
موسوینیا با اشاره به اردوگاه موصل گفت: اردوگاهی که ما در آن بودیم نزدیک به چهار هزار نفر جمعیت داشت. اردوگاههای رمادی و تکریت کوچکتر بودند و تسلط عراقیها بر آنها بیشتر بود، اما اردوگاههای موصل بزرگتر بودند و جمعیت بیشتری داشتند.
وی افزود: در اردوگاه یک درمانگاه داشتیم که نیروهای خودمان آن را اداره میکردند. بسیاری از اسرا مجروح بودند و با گذشت سه، چهار و حتی پنج سال، جراحات آنها نیازمند درمان میشد و برای انجام عملهای پزشکی به بیمارستانهای خارج از اردوگاه منتقل میشدند.
موسوینیا با اشاره به برنامه روزانه اسرا اظهار کرد: ما از ساعت هشت صبح تا چهار بعدازظهر فرصت بیشتری برای فعالیت داشتیم و از این زمان نهایت استفاده را برای برگزاری کلاسها میکردیم. هر کسی علمی داشت، آن را به دیگران منتقل میکرد و همین مسئله تأثیر بسیار مثبتی داشت.
وی ادامه داد: حتی نمایندگان صلیب سرخ نیز از این وضعیت تعجب میکردند؛ در حالی که در اردوگاههای دیگر کشورها اسرا بیشتر دنبال مسائل روزمره بودند، آزادگان ایرانی از آنها قرآن، نهجالبلاغه و کتابهای درسی درخواست میکردند.
رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی همچنین با اشاره به شهدای دوران اسارت گفت: شهدای غریب ما در اسارت به رسم امانت به خاک سپرده میشدند و پس از پایان جنگ به کشور بازگردانده شدند. عراقیها در مواردی از اسرا میپرسیدند فرد شهید همشهری یا آشنایی دارد و اگر کسی پیدا میشد، او را برای دفن منتقل میکردند.
از خبر آزادی تا تقدیر از حمایت دانشگاه آزاد از ایثارگران
موسوینیا با روایت چگونگی اطلاع اسرا از آغاز روند آزادی گفت: یک روز زیر بلندگو اعلام شد که صدام قرار است پیام مهمی بدهد. پس از آن اعلام شد که ایران چه بخواهد و چه نخواهد، آزادی اسرا از روز چهارشنبه آغاز میشود و با صلیب سرخ برای ورود اسرا از مرز خسروی هماهنگی شده است.
وی افزود: باورمان نمیشد. ساعت چهار بعدازظهر شد و کسی برای گرفتن آمار نیامد، ساعت پنج شد و باز خبری نبود و حتی شب هم کسی سراغ ما نیامد. برای ما عجیب بود؛ چرا که هشت سال بود حتی شبها نمیتوانستیم یکدیگر را ببینیم، اما آن شب اتفاق متفاوتی افتاد.
رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی ادامه داد: فردای آن روز دیدیم لباسهایی وارد اردوگاه کردند و میان اسرا توزیع شد. سه روز بعد اعلام کردند نخستین گروه از اسرا وارد ایران شدهاند و آن زمان بود که باور کردیم واقعاً در حال بازگشت به کشور هستیم.
موسوینیا با اشاره به تأثیر دوران اسارت بر آزادگان گفت: همانطور که رهبر معظم و شهید انقلاب نیز به این موضوع اشاره کردهاند، این دوران موجب عزت ملت ایران شد. اگر بخواهم درباره خودم بگویم، در دوران اسارت نماز شب و برنامههای عبادی و فرهنگی برای ما بسیار جدی بود و اگر یک شب قضا میشد، حال و روزمان تغییر میکرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با تقدیر از حمایت دانشگاه آزاد اسلامی از جامعه ایثارگری اظهار کرد: در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنیاد حفظ آثار، بنیاد شهید و شورای مشاوران وزرا همواره این موضوع را مطرح میکنم که این مسئله مبالغه نیست؛ دانشگاه آزاد اسلامی با وجود اینکه حتی یک ریال بودجه دولتی ندارد، قوانین مربوط به ایثارگران را اجرا میکند.
موسوینیا افزود: در برخی وزارتخانهها حتی برای دیدار با خانواده شهدا محدودیت وجود دارد، اما در دانشگاه آزاد اسلامی چنین محدودیتی نداریم و به همین دلیل باید از بدنه دانشگاه آزاد اسلامی تقدیر و تشکر کرد.
وی با اشاره به آمار جامعه ایثارگری دانشگاه آزاد اسلامی گفت: مجموع جامعه ایثارگری دانشگاه آزاد اسلامی شامل آزادگان، جانبازان، رزمندگان، فرزندان و همسران شهدا، فرزندان و همسران جانبازان و آزادگان، خواهر و برادر شهدا و فرزندان و همسران رزمندگان، ۷ هزار و ۲۴۶ نفر است.
رئیس مرکز امور شاهد و ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی ادامه داد: در دانشگاه آزاد اسلامی ۱۶ عضو هیئت علمی آزاده داریم و با احتساب وابستهها و حقالتدریسها، تعداد آزادگان در این بخش به ۵۵ نفر میرسد که ۳۹ نفر از آنها در بخش حقالتدریس فعالیت دارند.
موسوینیا در پایان با تقدیر از بیژن رنجبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، معاونان دانشگاه و مجموعه این دانشگاه به دلیل توجه به جامعه ایثارگری گفت: از رفتار پدرانه رئیس دانشگاه آزاد اسلامی و توجه ویژه مجموعه دانشگاه به ایثارگران صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم.
انتهای پیام/