معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد در یادداشتی مطرح کرد

پساجنگ، سه تحول ضروری در تربیت/ از تربیت مدیر جنگ تا مدیر سازندگی مقاوم

معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد در یادداشتی با تأکید بر لزوم عبور از رویکردهای مناسبت‌محور معاون تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد با نقد تکرار روش‌های سه‌دهه پیش در تربیت جهادی، سه تحول اساسی را ترسیم کرد: تغییر از «مدیر جنگ» به «مدیر سازندگی مقاوم»، گذر از تربیت محافظه‌کار به تحول‌آفرین و جایگزینی خاطره‌گویی با آینده‌سازی ریشه‌دار. وی تأکید کرد: جنگ تمام نشده، فقط شکل آن عوض شده؛ امروز میدان نبرد، کلاس درس، محیط مجازی و ذهن نسل جوان است.

به گزارش خبرگزاری آنا، متن یادداشت فاطمه حمیدی فر معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد اسلامی بدین شرح است:

چرا پس از گذشت بیش از چهار دهه، هنوز از «سلوک تربیت جهادی» حرف می‌زنیم؟

هرگاه کلمه «تربیت جهادی» به میان می‌آید، برخی فکر می‌کنند قرار است دانش‌آموز و دانشجو را به سنگر‌های فرضی بفرستیم یا فقط از شهدا و عملیات‌های نظامی حرف بزنیم. این تصویر، هم ناقص است و هم خطرناک. ناقص از آن رو که جهاد فقط میدان نظامی نیست؛ و خطرناک از آن جهت که تکرار روش‌های سه‌دهه پیش بدون خلاقیت، نسل امروز را از اصل مقاومت زده و فراری می‌کند.

«سلوک تربیت جهادی» پاسخی به همین معمای تاریخی است. این سلوک یعنی عبور از نگاه مناسبت‌محور و شعاری به سمت یک نظام عملیاتی منسجم که در آن، هر معلم، استاد، والد یا مربی، بدون نیاز به گفتن مستقیم کلمه «جهاد»، نسلی را تربیت کند که در برابر تهدید‌های ترکیبی امروز – از جنگ اقتصادی و تحریم تا جنگ روایت‌ها و شبیخون فرهنگی – مقاوم، خلاق، بصیر و آینده‌ساز باشد.

بخش اول: الفبای تربیت جهادی، هفت حرف برای یک سبک زندگی

برای خارج شدن از کلی‌گویی و ابهام، باید الفبای این سلوک را شفاف تعریف کنیم. تربیت جهادی نه یک حس خوب لحظه‌ای، بلکه یک چهارچوب رفتاری است با هفت اصل پایه:

۱. اراده جمعی بر فردگرایی: در فرهنگ جهادی، «منِ ما» بر «منِ تنها» مقدم است. این یعنی آموزش کار گروهی، تقسیم مسئولیت و اولویت دادن به منافع جمع در برنامه‌های درسی و فوق‌برنامه.

۲. بصیرت بر احساسات زودگذر: شور لازم است، اما شعار بدون تحلیل، سنگر را خالی می‌کند. دانشجو و دانش‌آموز جهادی کسی است که هم می‌تواند برای آرمانش اشک بریزد و هم «چرایی» و «چگونگی» مقابله با دشمن را تحلیل کند.

۳. جهاد با نفس به عنوان زیربنای همه جهادها: اگر نتوانیم خود را از تنبلی، ترس، وابستگی و راحت‌طلبی پاک کنیم، در برابر دشمن هم شکست خواهیم خورد. تربیت جهادی یعنی انضباط شخصی، خودمراقبتی و تمرین مداوم «نه» گفتن به لذت‌های زودگذر.

۴. حل مسئله در بحران (به جای حافظه‌محوری صرف): در سنگر، کسی موفق بود که در شرایط کمبود مهمات و قطع خطوط ارتباطی، بهترین تصمیم را می‌گرفت. امروز نیز باید در کلاس درس، به جای حفظ کردن فرمول‌ها، دانشجو را در شبیه‌سازی بحران‌های واقعی (مدیریت منابع در زمان تحریم، تشخیص خبر دروغ در فضای مجازی) قرار دهیم.

۵. خدمت بدون منت: فرهنگ جهادی یعنی «من برای تو، بدون اینکه منتظر پاداش یا تشکر باشم». در محیط دانشگاهی و مدرسه‌ای، این یعنی ترویج کار داوطلبانه، اخلاص در عمل و دوری از خودنمایی.

۶. دشمن‌شناسی پویا: دشمن امروز، «جنگ ترکیبی» در شبکه‌های اجتماعی، «تهدید اقتصادی» با تحریم و «تهدید هویتی» با شبهه‌افکنی است. دشمن شناسی پویا یعنی حفظ اصول مقاومت، اما تغییر ابزار و روش شناخت دشمن.

۷. رهبری میدانی (فرماندهی از پایین): بزرگترین فرماندهان دفاع مقدس و جنگ ۱۲ روزه و رمضان در میدان، جوانان ۱۷ ساله دختر و پسر بودند و هستند. تربیت جهادی یعنی اعتماد به جوانان، واگذاری مسئولیت‌های واقعی به آنان، نه فقط شعار دادن برایشان و نه نگاه از بالا به پایین.

بخش دوم: راهبرد پساجنگ – سه تحول ضروری

نظام تعلیم و تربیت پس از جنگ، نباید دچار دو آفت شود: اول، «تکرار مکررات» و روزمرگی مقدس‌مآبانه؛ دوم، «فراموشی هویت» به نام مدرنیته. راهبرد درست، راهبرد سوم است که سه تحول اساسی را دنبال می‌کند:

تحول اول: از تربیت «مدیر جنگ» به تربیت «مدیر سازندگی مقاوم»

توانایی مدیریت در بحران که در جنگ شکل گرفت، باید به سمت بازسازی اقتصادی، علمی و اجتماعی هدایت شود. یعنی دروس دانشگاهی و مدرسه‌ای باید حول «مسئله‌های واقعی در جنگ و پساجنگ» طراحی شوند. به جای مسئله انتزاعی ریاضی، دانشجو باید محاسبه کند که چگونه با ۳۰ درصد منابع، به ۸۰ درصد تولید برسد. به جای مقاله تکراری، یک طرح کارآفرینی جهادی برای محله محروم ارائه دهد.

تحول دوم: از تربیت محافظه‌کار به تربیت تحول‌آفرین

یک آسیب رایج در جوامع پساجنگ، ترس از تغییر است. اما تربیت جهادی می‌گوید: ما در جنگ موفق بودیم، چون خلاق بودیم. پس در صلح هم باید خلاق باشیم. یعنی تشویق به نوآوری، فناوری و کارآفرینی در کنار پایبندی به ارزش‌ها. بازتعریف «انضباط» از نظم خشک پادگانی به «نظم هوشمند جهادی» که مبتنی بر خودتنظیم‌گری و مسئولیت‌پذیری است، نه ناظر بیرونی.

تحول سوم: از تربیت مبتنی بر خاطره به تربیت مبتنی بر آینده‌سازی با ریشه در گذشته

کودک و نوجوان امروز، جنگ را دیده است. راهبرد درست این است که «گذشته و حال را به زبان آینده روایت کنیم». موزه دفاع مقدس و میدان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان را به آزمایشگاه آینده‌سازی تبدیل کنیم (با واقعیت مجازی، شبیه‌سازی و بازی‌های جدی). به جای گفتن «فلان شهید چه کرد»، بگوییم «اگر او امروز زنده بود، با چالش هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی چه می‌کرد؟»

بخش سوم: سلوک عملی – مربی جهادی در کلاس و دانشگاه چه می‌کند؟

در سطح اجرایی، «سلوک تربیت جهادی» یعنی تحقق پنج اقدام ملموس:

۱. ارزیابی مبتنی بر پروژه خدمت: به جای نمره انضباط خشک، هر دانشجو موظف است هر ترم یک مسئله واقعی از محیط اطراف خود را حل کند (کمک به همکلاسی نیازمند، راه‌اندازی پویش محلی، طراحی یک محصول ساده برای رفع نیاز محله).

۲. ترکیب «راهیان نور» با «راهیان پیشرفت»: دانشجو هم مزار شهدا را ببیند، هم از یک کارخانه دانش‌بنیان بازدید کند که در دل تحریم شکوفا شده است. این ترکیب، امید و عمل را کنار هم می‌آورد.

۳. آموزش «مدیریت بحران ترکیبی»: یک درس الزامی (حتی به صورت ۸ ساعته کارگاهی) با سناریوی مشخص: همزمان قطعی اینترنت، شایعه پراکنی در فضای مجازی و یک بحران اقتصادی کوچک. دانشجو باید تیم‌سازی کند، اولویت‌بندی کند و راهکار عملی و رسانه‌ای ارائه دهد.

۴. مدل «فرماندهی از پایین»: به جوانان مسئولیت واقعی بدهیم، نه فقط در شورا‌های تشریفاتی. استاد راهنما، «ناظر و تسهیل‌گر» باشد نه «رئیس مطلق». این یعنی تمرین رهبری میدانی در محیط امن آموزشی.

۵. روایت به زبان روز: استفاده از پادکست، انیمیشن کوتاه، بازی رایانه‌ای و واقعیت مجازی به جای بلندگو و بنر‌های تکراری. نسل امروز با این ابزار‌ها بزرگ شده است. اگر نتوانیم پیام مقاومت را در قالب رسانه‌های مورد علاقه او بسته‌بندی کنیم، مخاطب خود را از دست خواهیم داد.

در پایان: سنگر را با کلاس عوض نکرده‌ایم، کلاس را توسعه‌یافته‌ترین سنگر کرده‌ایم

سلوک تربیت جهادی یعنی پذیرش این واقعیت که جنگ تمام نشده، فقط شکل آن عوض شده است. امروز میدان نبرد، کلاس درس، محیط مجازی، آزمایشگاه، کارگاه و مهمتر از همه «ذهن و هویت» نسل جوان است. اگر یک دانشجو بتواند در برابر شبهه مقاومت کند، در بحران خلاقانه تصمیم بگیرد، به دیگری خدمت بی‌چشم‌داشت کند، با تیم خود مسئله واقعی جامعه را حل نماید و برای آینده کشورش راهکار عملی ارائه دهد – بدون اینکه حتی یک بار کلمه «جهاد» را به کار برده باشد – او مصداق واقعی تربیت جهادی است.

مأموریت امروز دانشگاه آزاد اسلامی، مدارس سما، اساتید، معلمان و والدین، نه شعار دادن، بلکه ساختن نظام تربیتی‌ای است که در دل خود، روحیه جهادی را به عنوان یک سبک زندگی نهادینه کند. این همان سلوکی است که شهدا از ما انتظار داشتند: نه قاب گرفتن عکسشان در موزه، بلکه زنده نگه داشتن منطق عملشان در متن زندگی امروز.

والسلام علی من اتبع الهدی

انتهای پیام/

ارسال نظر