حجاب؛ سنگری برای صیانت از کرامت انسانی در برابر طوفان‌های تمدنی معاصر

حجاب
حجاب و عفاف چون سازه‌های اخلاقی‌اند که هدفشان جلوگیری از کالا شدن وجود انسان و بازگشت به حرمت حیات انسانی در برابر جریانات مادی‌گرای معاصر است.

بهجت‌السادات معاون‌افشار عضو هیئت علمی وابسته و استاد گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا به مناسبت روز ملی عفاف و حجاب ابتدا با سرودن بیت «من حجابم کشتی راه نجات، من حجابم چشمه آب حیات» نوشت؛ در میانه طوفان‌های فکری وارزش‌سنجی‌های متغیر جهان معاصر، مسئله حجاب و عفاف فراتر از یک تکلیف فقهی صرف به نبردی معنایی در سطح تمدنی تبدیل شده است.

در تحلیل ماهوی تمدن‌ها، برتری تمدن اسلامی، تکیه‌گاه وحیانی داشتن آن است؛ نه تکیه کردن آن بر ماده و نیز در نوع نگاه آن که برخوردار از ظرافتی قدسی در همراهی با حرمت انسانی تجلی یافته است؛ در نتیجه این نگاه، حجاب در اسلام، ابزار حفاظت کرامت انسانی(لقد کرّمنا بنی آدم) و صیانت نظام ارزشی خانواده است (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها).

درحقیقت حجاب و عفاف، چون سازه‌های اخلاقی‌اند که هدفشان جلوگیری از کالا شدن وجود انسان و بازگشت به حرمت حیات انسانی در برابر جریانات مادی‌گرای معاصر است.

چالش امروز جهان، برخورد با پارادایم‌هایی است که آزادی را در تجاوز و عبور از ارزش‌ها معنا می‌کند؛ در چنین فضای پیچیده، بازخوانی مفهوم حجاب و عفاف نیازمند گذار از رویکرد صرفاً تکلیف‌گرا به رویکردی تبیین‌گر و تمدنی است که اسلام هدایت آن را در میانه این طوفان‌های فکری و ارزش‌سنجی‌های متغیر سطحی به‌دست گرفته و آن را به ساحل نجات حریم کرامت انسانی هدایت می‌کند.

در تمدن اسلامی، حجاب و عفاف فراتر از یک پوشش که در حقیقت، پناهگاهی برای صیانت از شکوه روح انسانی معرفی شده است.(تعزّ من تشا)(انّ العزّه للّه جمیعا).

زمانی که مدرنیته با برچسب تجدد، انسان را در حد ابزار و یک کالا تقلیل می‌دهد و می‌کوشد تا زیبایی را در نمایش بی‌پایان جسم معنا کند، حجاب و عفاف در قامت سنگری اخلاقی قدعلم می‌کند تا اجازه ندهد که آن آرامش درونی و وقاری که تشکیل‌دهنده حقیقت وجودی انسان است میان هیاهوی تماشای جسمانی گم شود.

بنابراین به یاد آور که در میان تصاویر حکاکی شده بر سنگ‌های تخت جمشید، در میان این همه پیکرهای تراشیده شده حتی تصویری برهنه نمی‌بینی تا یادت بماند که چه بودی وچه داشتی. سپس با قبول هویت ایرانی ـ اسلامی، بهانه به بها تبدیل شد و مهر عنایت خداوند بر قامت فرشتگان زمینی نقش الوهی زد و آنها شروع به تمرین وقار فاطمی(س) کردند و به تأییدکنندگان منشور والای آگاهی پیوستند. مگر نه که دُرّ و گوهرها درحجابند؟ به تو هم فرصتی عطا شد تا  زیباتر بودن با حجاب را تجربه کنی.

اشتباه نکن، این نبردی میان پوشش لباس و لختی بی‌لباسی نیست؛ بلکه تقابل میان حرمت وجود و القای پوچی است. حجاب نه به مثابه محدودیت که به‌عنوان مرزی مقدس برای حفظ اشراف یک انسان بر معنای زندگی است؛ نمایشی که دنبال گرفتن جایزه اسکار است، چراکه بهترین نمایشنامه را برای اجرا بر صحنه زندگی نوشته و آماده رقابت است و در آن نقش اصلی با تمدن اسلامی است که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و فریاد می‌زند که تا همیشه، انسانیت نباید خود را در تلاطم مادی‌گرایی گم کند.

آری اگر حجاب را فقط در قالب یک پوشش فیزیکی ـ مادی تعلیل کنیم در واقع از ذات تمدنی آن فاصله گرفته‌ایم، چراکه در نگاه هستی‌شناسانه و وحیانی، عفاف و حجاب(زیبایی و حیا) دو روی یک سکّه قدسی‌اند.

اللّهم انّا نرغب الیک فی دوله کریمه تعزّ بها الاسلام واهله وتذلّ بها النفاق واهله وتجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک والقاده الی سبیلک  وترزقنا بها کرامه الدنیا والاخره.

انتهای پیام/

ارسال نظر