پیشنهاد سردبیر
قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مراسم رونمایی از کتاب «الگوی قرارگاهی مدیریت فرهنگی»:

فرهنگ، عرصه نبرد دهه‌هاست/ الگوی قرارگاهی، ضرورت امروز است

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس مرکز رصد، نظارت و ارزیابی این شورا، در نشست تخصصی معرفی کتاب «الگوی قرارگاهی مدیریت فرهنگی»، به تبیین انگیزه‌ها، مبانی نظری و ساختار این اثر پرداخت و بر ضرورت به‌کارگیری الگوهای بومی‌سازی‌شده در ساماندهی جبهه فرهنگی کشور تأکید کرد.

به گزارش خبرگزاری آنا، مسعود فیاضی در مراسم رونمایی این کتاب با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری درباره ضرورت عملکرد «قرارگاهی» شورای عالی انقلاب فرهنگی، تصریح کرد: آنچه از فرمایشات ایشان برمی‌آید، ارائه یک "الگو" است، نه صرفاً یک قرارداد اداری. این الگو به ما می‌گوید که چگونه مجموعه‌ای از دستگاه‌های اجرایی، نهاد‌های دولتی و مردمی، و حتی قوای مختلف باید در یک سامانه منسجم فرهنگی ساماندهی شوند.

وی افزود: ما در این کتاب بیش از آنکه به "چیستی" قرارگاه بپردازیم، به "چگونگی" پیاده‌سازی این الگو در عرصه فرهنگ توجه کرده‌ایم. اگر سه رکن اصلی "قرارگاه"، "سقف فرماندهی" و "ارتباط ارکان با یکدیگر" به درستی تعبیر نشود، الگو تحقق نخواهد یافت.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، روش پژوهش این کتاب را «روش حل مسئله با رویکرد تطبیقی» عنوان کرد و گفت: وقتی با یک مشکل مدیریتی در حوزه فرهنگ مواجهیم، می‌توانیم از تجربیات موفق در حوزه‌های دیگر – به‌ویژه عرصه نظامی – بهره بگیریم. این به معنای کپی‌برداری نیست، بلکه به معنای بومی‌سازی هوشمندانه راه‌حل‌ها با توجه به اقتضائات دستگاه معرفتی جدید است.

فیاضی با تأکید بر تشابهات و تفاوت‌های جبهه فرهنگی و نظامی خاطرنشان کرد: اگر جنگ فرهنگی شدیدتر از جنگ نظامی نباشد، کمتر نیست. ما یک جنگ ۴۰ روزه مقدس داشتیم، اما در عرصه فرهنگ، دهه‌هاست که درگیر یک نبرد پیچیده هستیم. بنابراین، ساماندهی این جبهه نیازمند الگویی دقیق، منعطف و عملیاتی است.

بر اساس سخنان فیاضی، بخش نخست کتاب به واکاوی ساختار و کارکرد قرارگاه‌ها در عملیات‌های نظامی اختصاص دارد. در این بخش، با استناد به مصاحبه‌های تخصصی با سرداران و فرماندهان برجسته دفاع مقدس و مطالعه اسناد راهبردی، مکانیزم‌های «فرماندهی و کنترل» (C۲) در شرایط پرفشار جنگ بررسی شده است.

فیاضی در این باره توضیح داد: ما در این بخش به دنبال پاسخ به این پرسش بودیم که در عرصه نبرد سخت، چگونه نیرو‌های متعدد تحت یک فرماندهی واحد، با حفظ انعطاف عملیاتی، به سمت هدف مشترک هدایت می‌شوند. تجربیات فرماندهانی، چون شهید رشید، سردار سلامی و امیر بختیاری، چراغ راه این بخش از پژوهش بوده است.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، بخش دوم کتاب را پل ارتباطی میان تئوری نظامی و عمل فرهنگی دانست و گفت: در این بخش، اصول و مکانیزم‌های استخراج‌شده از جنگ سخت را با در نظر گرفتن تفاوت‌های ماهوی "قدرت نرم"، برای عرصه فرهنگی و رسانه‌ای بازتعریف کرده‌ایم.

فیاضی تأکید کرد که در جنگ نرم، برخلاف جنگ سخت که فرماندهی عمدتاً دستوری است، مؤلفه‌هایی مانند «اجماع‌سازی»، «اقناع» و «شبکه‌سازی» نقش محوری دارند. بنابراین، الگوی قرارگاهی در این عرصه باید به‌گونه‌ای طراحی شود که هم وحدت هدف را تأمین کند و هم فضای لازم برای ابتکار عمل کنشگران فرهنگی را فراهم آورد.

بر پایه این گزارش، بخش پایانی کتاب به چگونگی اجرای الگوی قرارگاهی در شرایط واقعی کشور اختصاص دارد. قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در تشریح این بخش گفت: ما در این قسمت، با بررسی نقاط قوت و چالش‌های موجود در حوزه‌هایی مانند آسیب‌های اجتماعی، علم، فناوری و سیاست‌گذاری فرهنگی، مدل‌های عملیاتی برای ساماندهی کنشگران متعدد ارائه داده‌ایم.

فیاضی با اشاره به تعدد نهاد‌های مؤثر در عرصه فرهنگ کشور خاطرنشان کرد: وقتی با وزارتخانه‌ها، نهاد‌های غیردولتی، قوای سه‌گانه و سازمان‌های مردمی مواجهیم، سوال اصلی این است: چگونه این مجموعه پراکنده را در یک سامانه هماهنگ و هدفمند قرار دهیم؟ پاسخ این سوال، محور اصلی بخش سوم کتاب است که تلاش می‌کند الگوی نظری را به برنامه‌های اجرایی و پایش‌پذیر تبدیل کند.

وی در این بخش تأکید کرد: وقتی با وزارتخانه‌ها، نهاد‌های غیردولتی، قوای سه‌گانه و سازمان‌های مردمی مواجهیم، سوال اصلی این است: چگونه این مجموعه پراکنده را در یک سامانه هماهنگ و هدفمند قرار دهیم؟ پاسخ این سوال، محور اصلی پژوهش ماست.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به بخش تطبیقی پژوهش خاطرنشان کرد: یکی از منابع مهم مطالعاتی ما، اسناد مرکز "ترادوک" (TRADOC) در پنتاگون بود؛ مرکزی که وظیفه تدوین دکترین و مطالعات راهبردی ارتش آمریکا را بر عهده دارد. این مرکز مجموعه‌ای ۱۳۰۰ جلدی از مطالعات راهبردی تولید کرده که ۱۳ جلد آن اختصاصاً به مبحث "قرارگاه و فرماندهی عملیاتی" می‌پردازد.

فیاضی افزود: نکته جالب توجه در این اسناد این بود که تأکید شده بود تقریباً تمام ارتش‌های جهان بر اساس این الگو عمل می‌کنند، به استثنای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ما تمام بخش‌های مرتبط با ساختار قرارگاه در این مجموعه را مطالعه، تحلیل و ترجمه کردیم و نسخه ترجمه‌شده آن نیز به صورت داخلی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی منتشر شده است تا مبنایی برای مطالعات بیشتر باشد.

از قدرت سخت تا قدرت نرم: بازتعریف الگو برای جنگ فرهنگی

فیاضی در تشریح بخش دوم کتاب که به «قرارگاه در جنگ نرم» اختصاص دارد، گفت: در جنگ سخت، ما با دو طرف مجهز به قدرت سخت رو‌به‌رو هستیم و منطق فرماندهی، عمدتاً دستوری و سلسله‌مراتبی است. اما در جنگ نرم، ابتدا باید ماهیت "قدرت نرم" و جنس تقابل در این فضا را تعریف کنیم. فرهنگ، اجماع‌ساز است؛ نه دستورپذیر محض.

وی تأکید کرد: در عرصه فرهنگی، اگر نتوانید اجماع نسبی ایجاد کنید، تصمیمات شما حتی اگر از بالا ابلاغ شود، در میدان عمل اجرایی نخواهد شد. بنابراین، الگوی قرارگاهی در جنگ نرم باید مکانیزم‌های مشارکت، اقناع و شبکه‌سازی را در خود بگنجاند. ما در این پژوهش، تفاوت‌های ماهوی این دو فضا را در الگو لحاظ کردیم تا مدل نهایی، هم اصول فرماندهی را حفظ کند و هم انعطاف لازم برای فضای فرهنگی را داشته باشد.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره بخش سوم کتاب توضیح داد: الگو وقتی ارزشمند است که بتواند بر زمین واقعیت‌های زمان و مکان خاص پیاده شود. ما در فصل سوم، شرایط ویژه کشور در حوزه‌های فرهنگ، علم و فناوری را بررسی کردیم؛ نقاط قوت، چالش‌ها، ساختار شورای عالی انقلاب فرهنگی و موانع اجرایی را شناسایی کردیم و سپس الگوی طراحی‌شده را با این مقتضیات بومی تطبیق دادیم.

فیاضی افزود: هدف این نبود که یک مدل انتزاعی ارائه دهیم؛ بلکه می‌خواستیم نشان دهیم این الگو چگونه می‌تواند در شرایط کنونی کشور، با همین ساختارها، همین نیرو‌ها و همین محدودیت‌ها، عملیاتی شود و گره‌ای از مشکلات مدیریت فرهنگی باز کند.

پاسخ به یک پرسش چالشی: آیا کشور به قرارگاه عملیاتی فرهنگ نیاز دارد؟

فیاضی به پرسشی چالشی درباره وضعیت کنونی مدیریت فرهنگی کشور پاسخ داد: سوال اینجاست که آیا ما امروز به یک قرارگاه عملیاتی برای مدیریت فرهنگی و علمی کشور نیاز داریم؟ برخی ممکن است بگویند اساساً مدل قرارگاهی پاسخگوی پیچیدگی‌های امروز نیست و باید به سراغ الگو‌های دیگر رفت.»

وی با تأکید بر بیانات مقام معظم رهبری گفت: نکته کلیدی این است که وقتی رهبر انقلاب بر عملکرد قرارگاهی تأکید می‌کنند، منظورشان ایجاد یک ساختار موازی یا بوروکراسی جدید نیست؛ بلکه تأکید بر "منطق قرارگاهی" است: تمرکز هدف، وحدت فرماندهی در عین تنوع کنشگران، و چابکی در تصمیم‌گیری. اگر این منطق در ساختار‌های موجود پیاده شود، نیاز به تغییرات بنیادین ساختاری کاهش می‌یابد.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان خاطرنشان کرد: رضایت یا عدم رضایت از وضعیت مدیریت فرهنگی کشور، نباید ما را به انکار ضرورت ساماندهی سوق دهد. بلکه باید انگیزه‌ای باشد برای به‌کارگیری الگو‌هایی که هم تئوریک باشند و هم عملیاتی. کتاب حاضر، تلاشی در همین مسیر است؛ مسیری که امیدواریم با مشارکت نخبگان و مسئولان، به نتیجه مطلوب برسد.

فیاضی با اشاره به سیر بیانات مقام معظم رهبری درباره بازسازی ساختار‌های فرهنگی گفت: این موضوع نخستین بار در سال ۱۴۰۰ و در دیدار با هیئت دولت شهید رئیسی، در حد یک پاراگراف مطرح شد. بسیاری پرسیدند منظور از "بازسازی انقلابی" دقیقاً چیست؟ همین سوال، موتور محرک پژوهش‌های بعدی شد.

وی افزود: در سال ۱۴۰۱، در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، رهبر انقلاب به‌صورت تفصیلی‌تر به این موضوع پرداختند و تصریح فرمودند که بازسازی ساختار فرهنگی بدون تغییر در "منطق حکمرانی فرهنگی" ممکن نیست. کتاب حاضر، تلاشی است برای پاسخ به همین دغدغه؛ یعنی ارائه الگویی که هم انقلابی باشد، هم عملیاتی.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، یکی از چالش‌های اصلی در حوزه مدیریت فرهنگی را نبود «تلقی واحد» از مفاهیم کلیدی دانست و گفت: وقتی تصمیم‌گیران، مجریان و کارگزاران فرهنگی، تعاریف متفاوتی از مفاهیمی مانند "قرارگاه"، "جبهه فرهنگی" یا "عملیات مشترک" داشته باشند، هماهنگی ممکن نمی‌شود. این کتاب کاملاً مسئله‌محور است و می‌خواهد این ابهام‌زدایی مفهومی را انجام دهد.

فیاضی با تأکید بر رویکرد جامعه‌شناختی به تعاریف تصریح کرد: در علوم اجتماعی، تعریف مفاهیم باید بر اساس "کارکرد" باشد. یعنی بپرسیم: این مفهوم چه کاری باید انجام دهد؟ وقتی تعریف "قرارگاه" را بر اساس کارکردش استخراج کنیم، بسیاری از اختلاف‌نظر‌ها رفع می‌شود.

قرارگاه چیست؟ مرکزیت در جبهه واحد با کنشگران متعدد

فیاضی در تشریح تعریف عملیاتی «قرارگاه» گفت: قرارگاه نقطه‌ای از مرکزیت است که در آن، "جبهه" معنا پیدا می‌کند. جبهه یعنی فضای تقابل دو اراده متعارض. وقتی هدف واحد است، اما کنشگران متعددند – وزارتخانه‌ها، نهادها، قوا، سازمان‌های مردمی – گریزی از وجود یک مرکز هماهنگ‌کننده نداریم.

وی با اشاره به تشبیه نظامی افزود: در عملیات تنگه هرمز، نیروی هوایی، زمینی، دریایی، ارتش، سپاه و وزارت اطلاعات باید تحت یک فرماندهی واحد هماهنگ شوند. در عرصه فرهنگی هم همین‌طور است: هدف واحد است (تعالی فرهنگی کشور)، اما کنشگران متعددند. بنابراین، منطقاً نیاز به یک "قرارگاه" برای تمرکز توان‌ها، تعیین اولویت‌ها و طراحی عملیات مشترک وجود دارد.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مراحل طراحی عملیات در الگوی قرارگاهی را در سه گام تشریح کرد: توان ما – مالی، انسانی، زمانی – نامحدود نیست. پس باید بدانیم کجا باید تمرکز کنیم. این کار وظیفه قرارگاه است. بعد از تشخیص اولویت، باید طراحی کنیم که چگونه با کمترین هزینه و بیشترین اثر، به آن نقطه هدف برسیم. این یعنی "طراحی عملیات". وقتی نقشه آماده شد، نباید رهایش کرد. یک سطح راهبری کلان باید از بالا نظارت کند، هماهنگی بین قوا و نهاد‌ها را تضمین کند و مطمئن شود که خروجی نهایی، هم‌راستا با هدف است.

سیاست‌گذاری یا سیاست‌پژوهی؟ تمایزی حیاتی

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تمایز مهم میان «سیاست‌گذاری» و «سیاست‌پژوهی» اشاره کرد و گفت: سیاست یعنی "نحوه مداخله در یک موضوع". اما بسیاری از دستگاه‌های ما سیاست‌پژوهی نمی‌کنند؛ یعنی نمی‌دانند چگونه، کجا و با چه ابزاری باید مداخله کنند. نتیجه؟ تضاد در اقدامات. مثلاً بین صداوسیما و وزارت ارشاد در یک موضوع فرهنگی، دو سیاست متعارض ابلاغ می‌شود.

فیاضی افزود: قرارگاه فرهنگی باید این شکاف را پر کند؛ یعنی با سیاست‌پژوهی دقیق، نحوه مداخله بهینه را طراحی و سپس سیاست‌گذاری کند. وگرنه، تا ته خط که برویم، مشکل حل نمی‌شود.

وی با بیان یک اصل راهبردی در مدیریت جبهه فرهنگی گفت: در جنگ، نتیجه تابع اخص مقدمه است؛ یعنی اگر ده بخش از عملیات را عالی انجام دهید، اما یک بخش ضعیف بماند، نتیجه نهایی ضعیف خواهد بود. در جنگ فرهنگی هم همین‌طور است.

فیاضی تأکید کرد: نمی‌شود بگوییم سه بخش از مأموریت‌های قرارگاه را خوب انجام دادیم، چهار بخش را نه! اگر شورای عالی انقلاب فرهنگی یا هر نهاد فرهنگی دیگری، در برخی حوزه‌ها عالی عمل کند، اما در حوزه‌های کلیدی ضعف داشته باشد، خروجی کل سیستم تضعیف می‌شود. این یعنی همه باید باور کنند که "عملکرد قرارگاهی" یک الزام است، نه یک انتخاب.

وی با نگاهی انتقادی-تحلیلی به عملکرد نهاد‌های فرهنگی کشور گفت: شورای عالی انقلاب فرهنگی و دستگاه‌های زیرمجموعه، در بسیاری از حوزه‌ها عملکرد قابل دفاعی داشته‌اند. اما مسئله اینجاست که آیا ما واقعاً "قرارگاهی" عمل کرده‌ایم؟ به نظر می‌رسد در برخی کارکرد‌ها جلو رفته‌ایم، اما در برخی دیگر هنوز فاصله داریم.

فیاضی خاطرنشان کرد: ریشه این مسئله، نبود "فهم مشترک" از الگوی قرارگاهی است. وقتی تعریف واحدی از کارکردها، انتظارات و سازوکار‌های هماهنگی وجود نداشته باشد، نمی‌توان انتظار خروجی یکپارچه داشت. کتاب "الگوی قرارگاهی مدیریت فرهنگی" دقیقاً برای پر کردن همین شکاف مفهومی و عملیاتی تدوین شده است.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به بخش سوم کتاب که به حوزه علم و فناوری اختصاص دارد، گفت: یکی از محاسن مهم این پژوهش، مطالعه عمیق و کاربردی در حوزه علم و فناوری است. اگر فردی با ذهن مهندسی یا فلسفی این کتاب را مطالعه کند، خواهد دید که ساختار کتاب به‌صورت شبکه‌ای و در عین حال سلسله‌مراتبی طراحی شده؛ یعنی از کلیات شروع می‌کند، شاخه‌شاخه می‌شود و در نهایت به جزئیات عملیاتی می‌رسد.

وی افزود: در حوزه علم و فناوری، شورا توانسته الگوی قرارگاهی را با موفقیت بیشتری پیاده کند. دلیل این موفقیت، وجود "نظام نوآوری مشخص"، "تعاریف شفاف" و "ضوابط کمی‌تر" در این حوزه است. اما در حوزه‌های کیفی‌تر مانند فرهنگ و جامعه‌شناسی، به دلیل ماهیت پیچیده‌تر موضوعات، رسیدن به فهم مشترک و نظم‌بخشی عملیاتی دشوارتر است.

حکمرانی شبکه‌ای در برابر الگوی قرارگاهی: تمایز در «مرکزیت فرماندهی»

در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت مدل‌های «شبکه‌ای» و «قرارگاهی» در مدیریت فرهنگی، فیاضی توضیح داد: حکمرانی شبکه‌ای به این معناست که برای رسیدن به یک هدف، از مجموعه‌ای از کنشگران متصل به هم استفاده کنیم. اما صرف وجود ارتباط میان نهادها، به معنای تشکیل شبکه هدفمند نیست.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر تفاوت کلیدی این دو مدل گفت: در شبکه صرف، ممکن است وزارت ارشاد و آموزش و پرورش هر دو کنشگر فرهنگی باشند، اما اگر ارتباط هدفمند، سلسله‌مراتب فرماندهی و مکانیزم هماهنگی میان آنها تعریف نشده باشد، این یک "شبکه عملیاتی" نیست. الگوی قرارگاهی دقیقاً همین حلقه مفقوده را تکمیل می‌کند: وجود یک "مغز متفکر" که از بالا نظارت می‌کند، اولویت‌ها را تعیین می‌کند و اجزای شبکه را در مسیر هدف واحد هدایت می‌کند.

فیاضی در تشریح مفهوم «مدل موزاییکی» که در کتاب به آن اشاره شده، گفت: یکی از ویژگی‌های الگوی قرارگاهی موفق، تاب‌آوری آن است. در مدل موزاییکی، اگر مرکز فرماندهی کل دچار اختلال شود، قرارگاه‌های عملیاتی منطقه‌ای یا تخصصی می‌توانند بر اساس تکالیف از پیش‌تعیین‌شده، به مأموریت خود ادامه دهند.

وی با اشاره به تجربه دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در عملیات‌های نظامی، وقتی قرارگاه مرکزی مورد هدف قرار می‌گرفت، قرارگاه‌های تاکتیکی و یگان‌های عملیاتی، چون از قبل تجهیز شده بودند و تکالیفشان مشخص بود، خللی در مأموریت ایجاد نمی‌شد. این همان چیزی است که در مدیریت فرهنگی ما کم است: اگر امروز شورای عالی انقلاب فرهنگی به هر دلیلی نتواند جلسه تشکیل دهد، آیا دستگاه‌های فرهنگی می‌دانند اولویت بعدی چیست؟ آیا مکانیزم خودگردان هدایت‌شده‌ای وجود دارد؟

رابطه ارگانیک: «رشته اعصاب اطلاعاتی» که در فرهنگ مفقود است

فیاضی با بیان یکی از چالش‌های اساسی مدیریت فرهنگی کشور گفت: در الگوی قرارگاهی نظامی، یک "رشته اعصاب اطلاعاتی" وجود دارد: اطلاعات از میدان به سرعت به بالا می‌رود، تصمیم در مرکز گرفته می‌شود و دستور با همان سرعت به پایین بازمی‌گردد. این سیستم ارگانیک، شرط بقای قرارگاه است.

وی افزود:، اما در حوزه فرهنگ، این رشته اعصاب وجود ندارد. وقتی مصوبه‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب می‌شود، چه مکانیزمی تضمین می‌کند که این مصوبه در وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد یا دستگاه‌های اجرایی پیگیری، پایش و گزارش‌دهی شود؟ الان بسیاری از مصوبات در میانه راه "گم" می‌شوند، نه به دلیل عدم تمایل، بلکه به دلیل نبود این سیستم ارگانیک ارتباطی.

فیاضی با طرح یک پرسش انتقادی گفت: رئیس‌جمهور به عنوان رئیس قرارگاه فرهنگی کشور، چه ساختار اجرایی برای پیگیری مصوبات شورای عالی دارد؟ چه کسی مسئول است که گزارش دهد مصوبه‌ای که شش ماه پیش تصویب شد، الان در چه مرحله‌ای از اجراست؟ این حلقه پیگیری و بازخورد، در مدیریت فرهنگی ما تقریباً مفقود است.

هرم برنامه‌ریزی و هرم اقدام: درس‌هایی از ستاد کل نیرو‌های مسلح

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با مقایسه ساختار برنامه‌ریزی در حوزه نظامی و فرهنگی گفت: در ستاد کل نیرو‌های مسلح، یک "هرم برنامه‌ریزی" و یک "هرم اقدام" کاملاً شفاف وجود دارد. هیچ مجموعه‌ای نمی‌تواند خارج از اولویت‌های ابلاغی، حتی یک ریال هزینه کند یا فعالیت جدیدی تعریف کند. همه می‌دانند امسال اولویت چیست، بودجه کجا می‌رود و خروجی مورد انتظار کدام است.

وی تأکید کرد: در حوزه فرهنگ، این شفافیت و انضباط برنامه‌ای وجود ندارد. دستگاه‌ها ممکن است هم‌زمان در یک موضوع، سیاست‌های متعارض دنبال کنند، یا منابع را در اولویت‌های فرعی هزینه نمایند. الگوی قرارگاهی دقیقاً می‌خواهد این "هرم برنامه‌ریزی و اقدام" را در فرهنگ هم پیاده کند: اولویت‌های کلان از بالا ابلاغ شود، منابع در همان مسیر تخصیص یابد، و عملکرد همه کنشگران در همان چارچوب ارزیابی شود.

فیاضی با تأکید بر ماهیت کاربردی کتاب گفت: این پژوهش بر اساس سابقه اجرایی قوی، مصاحبه‌های میدانی با فرماندهان و مطالعه تطبیقی اسناد بین‌المللی تدوین شده است. نقطه قوت آن این است که نمی‌خواهد صرفاً یک تئوری انتزاعی ارائه دهد؛ بلکه می‌خواهد نشان دهد "الگوی قرارگاهی" چگونه می‌تواند در شرایط واقعی کشور، با همین ساختار‌ها و محدودیت‌ها، عملیاتی شود.

وی خاطرنشان کرد: البته پیاده‌سازی این الگو در حوزه فرهنگ، به دلیل ماهیت کیفی موضوعات و تعدد کنشگران، چالش‌های خاص خود را دارد. اما اگر ۱۴ قاعده اقدامی که در کتاب استخراج شده، رعایت نشود، هر چقدر هم تلاش کنیم، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید. فرهنگ، عرصه‌ای است که تحقق اهداف در آن سریع‌تر اتفاق می‌افتد اگر "فهم مشترک" و "نظم عملیاتی" وجود داشته باشد.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به چالش‌های اجرایی مصوبات فرهنگی گفت: مهم‌ترین مانع در مسیر تحقق اهداف فرهنگی، نبود یک هرم شفاف برنامه‌ریزی و اقدام است. در حوزه نظامی، سازمان امور استخدامی، سازمان برنامه و بودجه، دیوان محاسبات و بازرسی کل، همگی در یک زنجیره نظارتی منسجم عمل می‌کنند؛ اما در حوزه فرهنگ، این هرم وجود ندارد.

وی افزود: شورای عالی انقلاب فرهنگی تصمیم می‌گیرد، اما مکانیزم نظارتی-اجرایی برای پیگیری مصوبات وجود ندارد. وقتی ساختار اداری، مالی و پایشی شفاف نباشد، طبیعی است که مصوبات در میانه راه گم شوند. این ضعف، نه به دلیل کم‌کاری افراد، بلکه به دلیل فقدان "سیستم ارگانیک" است.

مجلس و قانون‌گذاری: ضرورت تثبیت ساختار قرارگاهی در قانون

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر نقش قوه مقننه خاطرنشان کرد: بعضی از مجموعه‌ها مسئولیت حقوقی دارند، اما وقتی ساختار کلان تعریف نشده باشد، حتی مجلس هم نمی‌تواند به‌درستی نظارت کند. اگر قرار است الگوی قرارگاهی در فرهنگ پیاده شود، مجلس باید این ساختار را به رسمیت بشناسد، تکالیف دستگاه‌ها را شفاف کند و چارچوب نظارتی آن را در قانون تثبیت کند.

در پاسخ به پرسشی درباره نسبت الگوی قرارگاهی با تأکیدات اخیر مقام معظم رهبری بر مفهوم «جامعه»، فیاضی گفت: وقتی رهبر انقلاب از "جامعه" صحبت می‌کنند، منظورشان یک مفهوم تک‌بعدی نیست؛ بلکه جامعه را به‌عنوان چتری کلان می‌بینند که فرهنگ، اقتصاد، سیاست و سایر ابعاد حیات اجتماعی زیرمجموعه آن هستند. به همین دلیل است که در گفتمان ایشان، علوم انسانی اغلب معادل علوم اجتماعی به‌کار می‌رود.

وی تأکید کرد: این نگاه، یک تغییر پارادایمی مهم است. یعنی ما نمی‌توانیم فرهنگ را جدا از اقتصاد، یا سیاست را جدا از اجتماع مدیریت کنیم. الگوی قرارگاهی هم باید با همین نگاه کل‌نگر طراحی شود: جبهه واحد، هدف واحد، اما با درک پیچیدگی‌های چندلایه جامعه.

فیاضی با اشاره به نقش محوری مردم در گفتمان انقلاب اسلامی گفت: در ارتش جمهوری اسلامی ایران و به‌ویژه در سپاه پاسداران، مفهوم "مردم" به‌معنای خاص آن برجسته است: مردمی که عامل پیروزی انقلاب بودند، مردمی که در دفاع مقدس حاضر شدند، و مردمی که امروز در عرصه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی کنشگری می‌کنند.

وی افزود:، اما یک تفاوت مهم وجود دارد: مردمی که امروز در میدان فرهنگ حاضر می‌شوند، لزوماً "سازمان‌یافته" نیستند. آنها انگیزه دارند، انرژی دارند، اما ساختار هدایت‌شده‌ای برای هم‌افزایی این انرژی‌ها وجود ندارد. الگوی قرارگاهی باید یک پله مترقی‌تر شود و بتواند این کنشگران مردمی را در یک شبکه هدفمند سامان دهد.

الگوی قرارگاهی و بازیگر جدید: چگونه «مردم» را در فرماندهی عملیاتی جای دهیم؟

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با طرح یک چالش راهبردی گفت: الگوی قرارگاهی کلاسیک برای ساماندهی دستگاه‌های دولتی و نهاد‌های رسمی طراحی شده است. اما امروز یک بازیگر قوی‌تر و عظیم‌تر وارد میدان شده است: "مردم سازمان‌یافته". این بازیگر جدید، دستورپذیر محض نیست؛ بلکه نیازمند اقناع، مشارکت و هدایت هوشمند است.

فیاضی تأکید کرد: اگر الگوی قرارگاهی نتواند جایگاه این بازیگر جدید را تعریف کند، دو خطر وجود دارد: یا این انرژی عظیم مردمی هدر می‌رود، یا در مسیر‌های موازی و حتی متعارض با اهداف کلان نظام هزینه می‌شود. بنابراین، الگو باید بازتعریف شود: نه برای حذف مرکزیت، بلکه برای ایجاد "مرکزیت هدایت‌گر" به‌جای "مرکزیت دستوردهنده".

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به تجربه شهید قاسم سلیمانی در مدیریت جبهه مقاومت گفت: شهید سلیمانی نمونه بارز پیاده‌سازی الگوی قرارگاهی با رویکرد مردمی بود. ایشان توانست با درک عمیق از بافت اجتماعی، فرهنگی و مذهبی منطقه، کنشگران مردمی را در یک شبکه هدفمند سامان دهد.

وی افزود: این مسیر، آسیب‌ها و هزینه‌های خود را داشت، اما در نهایت منجر به بازگرداندن اعتماد مردم به نظام و ایجاد فرصت‌های راهبردی شد. درس بزرگ این تجربه این است: الگوی قرارگاهی وقتی موفق است که بتواند "مردم" را نه به‌عنوان ابزار، بلکه به‌عنوان "شریک راهبردی" در نظر بگیرد.

فیاضی در پایان سخنان خود با تأکید بر ماهیت پویای کتاب «الگوی قرارگاهی مدیریت فرهنگی» گفت: این کتاب پایان راه نیست؛ بلکه آغاز یک گفت‌وگوی ملی است. الگوی قرارگاهی نباید به‌عنوان یک نسخه ثابت و جامد دیده شود؛ بلکه باید به‌عنوان یک "چارچوب زنده" فهمیده شود که با تغییر شرایط، تکامل می‌یابد.

وی خاطرنشان کرد: اگر امروز رهبر انقلاب بر مفهوم "جامعه" و نقش "مردم" تأکید می‌کنند، این یک سیگنال راهبردی است: الگوی حکمرانی فرهنگی ما باید بتواند این واقعیت جدید را جذب کند. کتاب حاضر، تلاشی است در همین مسیر؛ مسیری که امیدوارم با مشارکت نخبگان، مسئولان و کنشگران مردمی، به مقصد مطلوب برسد.

انتهای پیام/

ارسال نظر