در گزارش آنا بخوانید

گذار از تولید سنتی به هوشمند راه نجات از رکود اقتصادی/ فرصت صنعت ایران برای بقا در رقابت جهانی

صنعت ایران در آستانه نقطه عطفی تاریخی قرار دارد که با به‌کارگیری هوش مصنوعی می‌تواند تا ۳۰ درصد بهره‌وری خطوط تولید را افزایش داده و میلیاردها تومان از هزینه‌های سالانه صنایع را کاهش دهد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، گذار از تولید سنتی به تولید هوشمند دیگر انتخابی داوطلبانه نیست، بلکه یک الزام استراتژیک برای بقا در زنجیره جهانی تولید. گزارش‌های تحلیلی اخیر نشان می‌دهد استفاده هدفمند از هوش مصنوعی در خطوط تولید می‌تواند تا ۳۰ درصد بهره‌وری را افزایش دهد و میلیون‌ها دلار از هزینه‌های مواد اولیه و انرژی را کاهش دهد.

در حالی‌که جهان با سرعتی بی‌سابقه در حال ورود به عصر دیجیتال است، صنعت ایران هنوز بخش زیادی از ظرفیت خود را در مدار روش‌های سنتی و تصمیم‌گیری‌های غیرهوشمند به کار می‌گیرد. فناوری هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک گزینه فناورانه یا کالای تجملی نیست؛ بلکه یک الزام راهبردی برای بقا و رقابت در زنجیره جهانی تولید محسوب می‌شود. امروز، کشورهایی که توانسته‌اند الگوریتم‌ها و داده‌ها را به سرمایه تبدیل کنند، نه تنها بهره‌وری خود را افزایش داده‌اند بلکه در هزینه، منابع انسانی و حتی توسعه بازارهای صادراتی جهش محسوسی را تجربه کرده‌اند.

فشار رقابتی و لزوم تحول دیجیتال

صنایع داخلی تحت تأثیر فشار رقابت جهانی، نیازمند بازنگری بنیادین در شیوه تولید، کنترل کیفی و برنامه‌ریزی فرآیندها هستند. هوش مصنوعی می‌تواند با تحلیل داده‌های عظیم برگرفته از خطوط تولید، شبکه تأمین و بازار مصرف، نقاط ضعف و فرصت‌ها را پیش از وقوع بحران شناسایی کند. شرکت‌های پیشرو جهانی از سیستم‌های پیش‌بینی هوشمند برای تنظیم تولید متناسب با تقاضا بهره می‌برند و به این ترتیب، از انباشت موجودی و نوسان قیمت جلوگیری می‌نمایند. غیبت چنین سیستم‌هایی در صنایع کشور، به‌ویژه بخش‌های پتروشیمی، فولاد، خودروسازی و نساجی، موجب اتلاف منابع و کاهش رقابت‌پذیری شده است.

نیروی انسانی و مهارت‌های نو

رشد هوش مصنوعی در صنعت تنها به تجهیزات و نرم‌افزار محدود نمی‌شود؛ بلکه نیازمند تغییر پارادایم در نگاه به نیروی انسانی است. در ساختار آینده‌نگر، کارگر صنعتی نه صرفاً مجری خط تولید بلکه بخشی از حلقه داده‌محور تصمیم‌گیری خواهد بود. تربیت نیروی متخصص در زمینه تحلیل داده، یادگیری ماشین و اتوماسیون هوشمند می‌تواند شکاف موجود میان فناوری و مهارت را کاهش دهد و ضمن ارتقای بهره‌وری، نیروی کار را از تهدید جایگزینی توسط ماشین‌ها به فرصت هم‌زیستی هوشمند با آنها بدل سازد.

مزیت‌های اقتصادی و زیست‌محیطی

استفاده از هوش مصنوعی در صنایع کشور می‌تواند آثار اقتصادی چشمگیری به همراه داشته باشد؛ از مدیریت انرژی و کاهش مصرف سوخت گرفته تا بهینه‌سازی زنجیره تأمین و جلوگیری از هدررفت مواد اولیه. افزون بر آن، الگوریتم‌های یادگیرنده قادرند الگوهای آلودگی و مصرف را پیش‌بینی کرده و راهکارهایی برای کاهش اثرات زیست‌محیطی ارائه دهند. بدین ترتیب، همزمان با دستیابی به رشد پایدار اقتصادی، امکان حرکت به سوی صنعت سبز و سازگار با محیط زیست نیز فراهم می‌شود.

راهبرد ملی و ضرورت سیاست‌گذاری هوشمند

برای جهش واقعی، تدوین یک راهبرد ملی هوش مصنوعی در بخش صنعت ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. این راهبرد باید دربرگیرنده حمایت مالی از واحدهای صنعتی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت داده و تشویق همکاری میان دانشگاه، شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع بزرگ باشد. کشورهایی که چنین سیاست‌هایی را به‌موقع اجرا کرده‌اند، با جذب سرمایه خارجی، صادرات فناوری و افزایش ارزش برند ملی خود توانسته‌اند جایگاه صنعتی‌شان را تثبیت کنند.

محمد سلیمانی، مشاور ارشد وکارشناس ارشد تحول دیجیتال، با اشاره به تجربه صنایع پیشرو در گفتگو با خبرنگار اقتصادی آنا می‌گوید: هوش مصنوعی نه هزینه، بلکه سرمایه‌گذاری با بازگشت سریع است. تحلیل داده‌های فرایند، نگهداری پیش‌بینانه و کنترل کیفیت هوشمند هر یک قادرند زیان تولید را تا ده درصد کاهش دهند.

وی نگرانی‌هایی از جمله سرمایه‌گذاری اولیه، آموزش نیروها و پایداری زیرساخت‌های داده‌ای مطرح می‌کند و گفت: بدون حمایت دولتی و تدوین استانداردهای ملی در حوزه داده و امنیت صنعتی، حرکت به سمت هوش مصنوعی با ریسک‌هایی جدی روبه‌روست. دولت باید نقش «تسهیل‌گر» را ایفا کند و با حمایت از پروژه‌های پایلوت ـ مانند کنترل کیفی مبتنی بر پردازش تصویر یا سیستم‌های هوشمند مدیریت انرژی ـ مسیر تحول را برای بنگاه‌ها هموار سازد.

سلیمانی تاکید کرد:ورود هوش مصنوعی به صنعت، علاوه بر صرفه‌جویی اقتصادی، پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای دارد. این فناوری نه تهدیدی برای نیروی کار بلکه فرصتی برای بازآموزی و ارتقای مهارت‌های انسانی است تا کارگران از مجریان ساده به تحلیل‌گران سیستم‌های هوشمند تبدیل شوند.با تثبیت زیرساخت داده، تربیت نیروهای متخصص در یادگیری ماشین و ایجاد ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت، ایران می‌تواند از مصرف‌کننده فناوری به تولیدکننده دانش هوشمند تبدیل شود و از اقتصاد سنتی به اقتصاد دانایی‌محور گذر کند.

کارشناس ارشد تحول دیجیتال در ادامه گفت: ما باید از دانشگاه‌ها و شرکت‌های کوچک دانش‌بنیان کمک بگیریم. راه‌حل در برون‌سپاری کامل پروژه‌های هوشمندسازی نیست، بلکه در تعریف پروژه‌های پایلوت کوچک و هدفمند است. بیایید با جایی شروع کنیم که داده‌های غنی و تأثیر فوری دارد؛ مثلاً کنترل کیفی محصولات با پردازش تصویر یا مدیریت هوشمند مصرف انرژی. با موفقیت‌های کوچک، هم اعتماد تیم‌های داخلی جلب می‌شود و هم می‌توانیم به مرور دانش را به درون سازمان منتقل کنیم.

وی با اشاره به اینکه به جای تغییر ناگهانی کل خط تولید، روی یک گام متمرکز شویم، گفت: این منطقی‌تر است، در نهایت دولت و نهادهای بالادستی باید نقش تسهیل‌گر را بازی کنند. ما نیاز به سیاست‌های تشویقی، استانداردهای داده‌ای یکپارچه و حمایت از واردات تجهیزات مورد نیاز برای مراکز داده‌های صنعتی داریم. بدون یک نقشه راه ملی، این تلاش‌های فردی ما به نتایج پایدار نمی‌رسد.

سلیمانی تاکید کرد: باید به سیاست‌گذاران نشان دهیم که این تحول، نه فقط برای شرکت‌های خصوصی، بلکه برای کل اقتصاد ملی یک ضرورت امنیتی-اقتصادی است. هدف غایی هوش مصنوعی، صرفاً اتوماسیون نیست؛ بلکه افزایش مقاومت صنعت در برابر شوک‌های اقتصادی و جهانی است. شرکتی که بتواند تقاضای بازار را با دقت بالا پیش‌بینی کند، در بحران‌های ارزی و تأمین مواد اولیه بسیار منعطف‌تر عمل خواهد کرد.

وی تصریح کرد: تحول دیجیتال یک شبه رخ نمی‌دهد. اما اگر به آن از زاویه «بهای عدم تغییر» نگاه کنیم، موضوع جدی‌تر می‌شود. در حال حاضر، حاشیه سود شما چقدر صرف تعمیرات غیرمنتظره تجهیزات یا اتلاف مواد اولیه می‌شود؟ هوش مصنوعی برای بخش‌هایی مثل نگهداری پیش‌بینانه و بهینه‌سازی زنجیره تأمین، ظرف کمتر از سه سال می‌تواند بازگشت سرمایه اولیه قابل توجهی داشته باشد. این یک هزینه نیست، یک سرمایه‌گذاری راهبردی است.

کارشناس ارشد تحول دیجیتال بااشاره به اینکه اگر بتوانیم ضایعات تولید را فقط ۱۰ درصد کاهش دهیم، جهش بزرگی است، این سوال را مطرح کرد که نیروی کار متخصص هوش مصنوعی را از کجا بیاوریم؟ گفت: مهندسان ما درگیر مسائل روزمره تولید هستند، نه الگوریتم‌های یادگیری ماشین.

سلیمانی ادامه داد: می‌توان این‌طور جمع‌بندی کرد که حرکت به سمت هوشمندسازی اجتناب‌ناپذیر است، اما کلید موفقیت در تدوین یک راهبرد تدریجی، تمرکز بر آموزش نیروی انسانی موجود و مهم‌تر از همه، ایجاد بستر قانونی و زیرساختی توسط حاکمیت است.آینده صنعت ایران نه در افزایش تعداد کارخانه‌ها، بلکه در عمق هوشمندی و توانایی تحلیل فرآیندهای موجود نهفته است. و این آینده، همین امروز شروع می‌شود.

فناوری‌های هوشمند نه تنها ابزار رقابت بلکه معیار بقای اقتصاد است

به گزارش آنا، تحول صنعتی بدون هوش مصنوعی، همان استمرار تولید بدون آینده است. فناوری‌های هوشمند نه تنها ابزار رقابت بلکه معیار بقای اقتصادی در جهان امروز به شمار می‌روند. ایران در صورت بهره‌گیری نظام‌مند از ظرفیت‌های هوش مصنوعی، می‌تواند ضمن افزایش بهره‌وری و کاهش وابستگی به منابع خام، جایگاه خود را در نقشه صنعت جهانی تثبیت و از اقتصاد مصرف‌محور به اقتصاد دانایی‌محور عبور کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر