دبیر علمی پنجمین کنفرانس ملی پدافند سایبری گفت: یکی از رویکردهای بنیادین ما در این کنفرانس، تجمیع متخصصان از حوزههای مختلف و تسهیل فرآیند تبادل افکار میان آنهاست و نمیتوان صرفاً به متخصصان حوزه هوش مصنوعی یا تنها به متخصصان فناوری اطلاعات (IT) یا صرفاً حقوقدانان اکتفا کرد، بلکه هدف ما ایجاد یک تفکر بینرشتهای میان این گروههاست تا بتوانند در کنار یکدیگر، به چالشها و مشکلات موجود در جامعه پاسخ دهند.
معلم اسرا از بچهها خواسته بود تکهای از روزنامه را بچسبانند و حرف «خ» را پیدا کنند. همسرم بدون اینکه متن آن تکه روزنامه را بخواند، بهصورت کاملاً ناخودآگاه بخشی از یک روزنامه را قیچی کرده و همان زیر چسبانده بود تا اسرا دور حرف «خ» خط بکشد.
چند روز پس از شهادت زهرا، همسرم برایم نقل کرد که در آن روز، دخترم برای نخستینبار آمده و موقع رفتن به مدرسه مرا بوسیده است؛ گویی آن بوسه، خداحافظیِ آگاهانه او با من بود؛ گویی میدانست که دیگر قرار نیست برگردد...!
شهید سیدابوالفضل موسوی بنیانگذار و پیشگام خدمت در ایام فاطمیه بود و ارادت خاصی به حضرت فاطمه سلامالله علیها داشت و همواره در تکاپو بود که خادم بااخلاص این بانوی شهیده باشد و کم هم نمیگذاشت.
پرویز امام حسینی به شهادت رسید و این را همه اذعان داشتند و میگفتند که شهید پرویز همچون مولایش امام حسین علیهالسلام به شهادت رسید و بعد از شهادت پرویز و خانوادهاش کوچهای که منزل برادرم در آن قرار داشت بلاتشبیه همچون صحرای کربلا بود.
جملهای که شهید آقاجواد همواره در سختیها به من میگفت و مایه اصلی دلگرمی من بود، این بود: «بیاذن خدا، برگی از درخت نمیافتد». این جمله، حتی در شرایط پر از استرس دوران جنگ و اضطراب حاکم، به من آرامش میداد و ایشان آرامش بسیار عجیبی داشت.
آخرین باری که امید برای مرخصی به منزل آمد، در آشپزخانه مشغول ریختن چای بود و در آن لحظه بدون مقدمه بهم گفت: «پدر، شهید میشوم.» در آن لحظه با خود فکر کردم که ایشان با من شوخی میکند، اما حقیقت همان بود که ایشان میگفتند و وقتی خبر شهادتش را به من دادند راز آن روز را دریافتم.
روایت زندگیِ شهید امین اسعدیکلیان سرشار از مبارزه و شجاعت و در عین حال شگفتی است، او که دانشجوی رشته عمران دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر بود، بهجای تمرکزِ صرف بر مسیرهای شغلیِ متعارف، تخصصِ مهندسی خود را در خدمتِ امنیتِ ملی و مقابله با تهدیداتِ رژیم صهیونیستی قرار داد و شد کابوس آمریکای جنایتکار و رژیم کودککُش صهیونیستی.
خدمت به مردم و گرهگشایی از کار دیگران برای او اهمیت فوقالعادهای داشت؛ علی همیشه دغدغه این را داشت که اگر باری بر دوش کسی است، باری از دوش مردم بردارد و به نوعی به خلق خدا خدمت کند. این هدف و منش، همواره سرلوحه زندگی او بود.
شب شهادتش حدود ساعت ۳۰ دقیقه بامداد و نیمهشب بود که از شهرستان تلفنی با امیرحسین صحبت کردم؛ به او گفتم کجایی بابا؟ پاسخ داد در بیرون از منزل در حال گشتزنی هستیم، سفارش کردم مراقب خودش باشد و از او خواستم نزد ما بیاید؛ اما او با تأکید بر اینکه باید در پایگاه بسیج و در وضعیت آمادهباش بمانم و نمیتوانم همراه شما بیایم، در محل خدمت خود باقی ماند و یک ساعت پس از آن خبر شهادتش را به ما دادند.
پیکر مطهری که در مرحله نخست به ما تحویل داده بودند و در آرامستان مطهری دفن شد، متأسفانه فاقد پا و دست بود و بهشدت سوختگی داشت. پس از انجام آزمایشها و گذشت پنج ماه، به ما اطلاع دادند که پیکر اصلی فرزند شما در سردخانه است و آن پیکری که ابتدا دفن کرده بودید، متعلق به فرزند خانواده شهدای دیگری بوده و من از روی کفشها و جورابهای فرزندم متوجه شدم که این پیکر متعلق به علیرضا است. به همین خاطر، ناچار شدیم برای دومین بار پیکر مطهر ایشان را تشییع و دفن کنیم که این مرحله دوم برای ما بسیار جانکاه و طاقتفرسا بود.
تحلیلگر مسائل استراتژیک در گفتوگو با آنا بررسی کرد
تحلیلگر مسائل استراتژیک با واکاوی اظهارات اخیر سرلشکر محسن رضایی پرده از تغییری بنیادین در دکترین بازدارندگی ایران برداشت؛ تغییری که از تقابل سنتی در حوزهی انرژی عبور کرده و اکنون مراکز داده و زیرساختهای کلانِ هوش مصنوعی در امارات را بهعنوان خانههای شیشهای واشنگتن در تیررس قرار داده و به این پرسش پاسخ داده که چگونه نفوذِ تکنولوژیک ایالات متحده در منطقه، نهتنها نقطه قوت آنها نیست، بلکه اکنون به «پاشنه آشیلِ» امنیتِ این کشور در خلیجفارس تبدیل شده است.
بیمقدمه بهم گفت: «مادر، قرار است این هفته در قالب اردو به دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی برویم! اگر نرفتیم هر چه دوست داشتی بگو» من در آن لحظه به سادهلوحی کودکانه ستایش خندیدم و متوجه عمق ماجرا نشدم، اما تازه بعد از شهادتش فهمیدم که حق با دختر شهیدم بوده، او به «اردوی آسمانی» همراه با امام شهیدمان رفته است!
نکتهای که در روزهای پایانی دختر شهیدم تأملبرانگیز است، اینکه فاطمه همواره میگفت: «مامان، من چیزهایی میبینم». در آن زمان، من با تصور اینکه اینها ناشی از تماشای فیلم یا خیالات کودکانه است، به فرزند شهیدم میگفتم: «نه، تو حتماً فیلم زیاد دیدهای و دچار توهّم شدهای»، اما در پاسخ گفت که هر کجا میروم آن شخص همراه من است!
پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه در گفتوگو با آنا مطرح کرد
پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه گفت: این تصور که مسئولی صرفاً نگاهی اداری داشته باشد و بگوید: «من به مدرسه یا دانشگاه یا حوزه فقط برای تدریس آمدهام، نمره بدهم و بگیرم، آزمون برگزار کنم و تنها در بُعد سطح علمی فعالیت کنم»، با شکست مواجه خواهد شد، تعلیم و تربیت پیوندی ناگسستنی دارند و باید بهعنوان یک بسته کامل در نظر گرفته شوند و مدیران نباید صرفاً به برنامههای آموزشی و علمی بسنده کنند؛ چراکه تعلیم و تربیت همواره توأم با یکدیگر بودهاند.
دانشآموزان در آغوش معلم خود به فیض شهادت نائل آمدند؛ بهگونهای که زمان تفحصِ پیکرهای مطهر، آنان همچنان در کنار یکدیگر بودند. آن معلمِ ایثارگر با پیکر خود، سپری محافظ برای دانشآموزان ایجاد کرده بود. هرچند آن مربیِ فداکار در اثر شدتِ جراحات وارده، آسیبهای جسمی سنگینی متحمل شده بود، اما پیکر پاک «فاطمه» و سایر دانشآموزانی که در پناهِ او بودند، به واسطهی این اقدامِ جانفشانانه، در وضعیتِ متفاوتی قرار داشت.
پدر شهیده فریماه مفاخری از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب گفت: دخترم شهیدهام علاقه بسیار زیادی به تلاوت و مطالعه قرآن داشت و حافظ قرآن بود و جزء 30 قرآن کریم را از حفظ بود و از منظر تحصیلی نیز بسیار بلندپرواز بود؛ او دوست داشت در مدارس تیزهوشان تحصیل کند و آرزوی بزرگ داشتن در جایگاه معلم را در سر میپروراند.
پدر شهید محمد جمالینژادی از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب تأکید کرد: از تمامی مسئولان تقاضای قاطعانه داریم که انتقام خون این کودکان بیگناه را بستانند و این اقدامات ددمنشانه دشمنان نباید بدون پاسخ دندانشکن باقی بماند تا دشمنان بار دیگر جرئت نکنند به هیچ مدرسهای، مکانی آموزشی یا هر مکان غیرنظامی دیگری تعرض کنند و مرتکب چنین جنایات شنیعی شوند.
پدرِ شهید خردسال «آتنا چملینژاد» از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب عنوان کرد: از مواضع صریح و انقلابی رئیسجمهور و نماینده ملت ایران در سازمان ملل متحد کمال تشکر و قدردانی را دارم. امیدوارم ایشان همچنان پایبند به این مواضع باقی بماند و بر حرف خویش استوار باشد.
هابهای فناوری دانشگاه آزاد؛ از کانونهای آموزش تا موتورهای محرک اقتصاد منطقهای/۱۳
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوئینزهرا اظهار کرد: با توجه به اینکه کشاورزی رکن اصلی اقتصاد این منطقه محسوب میشود، دانشگاه با هدف گذار از روشهای سنتی و پرمصرف به سمت فناوریهای پیشرفته آبیاری زیرسطحی ـ که منجر به جلوگیری از تبخیر، کاهش فرسایش خاک و افزایش بهرهوری میگردد ـ وارد میدان عمل شده است.