عشق در سایه مرگ؛ تراژدی بانوانی که عاشق دیکتاتورها شدند

امروز دیگر برخلاف سال‌ها و قرن‌ها که روایت داستان‌ها همواره «اول شخص مفرد مردانه» بوده، زمان آن است که شاهد روایت زنانه در رویدادی همچون عشق وفادارانه باشیم.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا ـ کوروش جاهد (پژوهشگر و منتقد) درباره نمایش «دورهمی بانوی اول» اینگونه نوشت: حکایت زنانه از سه معشوق زن در تقابل با آنچه در تاریخ با عنوان «حقیقت مردانه» باز می‌شناسیم. آنگونه حرکات و تکاپو و واژگان این سه زن به ما نشان می‌دهد هریک دل در گروی عشق مردانی نه چندان معمولی بلکه از قدرتمندترین دیکتاتور‌های عصر خود داشته‌اند.

اگر تاکنون روایات تاریخی همواره بر روی تصویر این حکمرانان قدرتمند متمرکز شده و جهان و جهانیان همواره تشنه نیوشیدن سرنوشت و افکار و اعمال و فتوحات این دیکتاتور‌ها بوده، حال به موازات تحولات اجتماعی و فاصله گرفتن جهان هنر از محوریت مردانه، شاهد بیان احساسات و اندیشه‌های زنانی هستیم که عمق خواسته‌هایشان همواره در سایه تاریک و عظیم دیکتاتور‌ها پوشیده و پنهان مانده بوده است.

هرچند از لحاظ روانکاوی شخصیت زنانه لازم است به این پرسش نیز پاسخ داده شود که چه انگیزه‌ای در این زنان باعث شد تا به جای انتخاب مردانی معمولی در اطراف زندگی خود این‌چنین شیفته قدرتمندترین مردان زمانه خود شدند؟ .. آیا خود این زنان به طور عاملانه در این انتخاب نقش داشته یا صرفا از سوی مردان مقتدر زمانه‌شان برگزیده شده بودند؟ به هرگونه که باشد امروز دیگر بر خلاف سال‌ها و قرن‌ها که روایت داستان‌ها همواره «اول شخص مفرد مردانه» بوده اکنون دیگر زمان آنست تا مانند بسیاری از فیلم‌های سینمایی بیست سال اخیر، شاهد روایت «اول شخص مفرد زنانه» باشیم تا از دید سابجکتیو subjective زنانه با روایت روان‌ترین و انسانی‌ترین احساسات زنانه در رویدادی همچون عشق آشناتر شویم.

حکایت زنانی که با وجود تلخی‌های رابطه و تلخکامی‌هایی که معشوق‌های مقتدرشان برایشان ایجاد کردند، اما همچنان به عشق و احساس خودشان وفادار بوده چه بسا شاهد هستیم این عشق بی‌پیرایه چگونه زیاده‌خواهی آین مردان تمامیت‌خواه را به چالش می‌کشد؛ از کلارا پاتچی معشوقه بنیتو موسیلینی رهبر حزب فاشیست ایتالیا تا خانم آوا براون معشوقه آدولف هیتلر رهبر حزب نازیست آلمان و همزمان معشوقه بی‌پناه بن لادن رهبر القاعده که اگرچه هرسه در بحرانی‌ترین شرایط سرزمین‌هایشان به دیکتاتور‌های سرزمینشان دل باختند، اما جالب این‌که در اوج کشتار‌های که معشوق‌هایشان به واسطه رقابت مردانه در جهان به راه انداختند هرسه این زنان در نقطه‌ای به نام عشق با یکدیگر مشترک هستند.

رقابت و زورآزمایی مردانه‌ای که از دوران شکارگری در قعر تاریخ همواره مردان را به قدرت‌طلبی و تسلط‌خواهی سوق داده است.

به یاد کتاب رمانی نوشته سوتلانا الکسیویچ با عنوان «جنگ چهره زنانه ندارد» اگر معشوق‌های این زنان در برافروختن آتش جنگ و آواره کردن تعداد زیادی از آدمیان با یکدیگر رقابتی ناخواسته یافته بودند، این ویژگی عشق آنهم از جنس زنانه است که با تمام وجود جهان پیرامون را به صلح دعوت می‌کند.

تا بازهم به ما ثابت کند اگر جنگ محصول قدرت‌طلبی مردانه بوده تا جهان را به واسطه آن به ویرانی بکشند، احساس زنانه تا چه میزان می‌تواند جهانی پر از عشق و زیبایی خلق کند هرچند در انتها ویژگی تراژیک قدرت‌طلبی و جنگ عشق تمام این زنان را ناکام و ناتمام و چه بسا منتهی به مرگ رقم می‌زند.

اگر قدرت‌خواهی مردان چهره تاریک الهه مرگ (تاناتوس) را به ما می‌نمایاند، در عوض ماهیت عشق زنانه در تمام طول نمایش نیروی زندگی (اروس) را برایمان نمایان می‌سازد.

انتهای پیام/

ارسال نظر