استعمار داده‌ای در فضای مجازی و نقض حقوق کودکان

کودک
در قرن بیست‌ویکم، شکل تازه‌ای از قدرت در حال ظهور است؛ قدرتی که نه برای تصرف خاک، بلکه برای تصاحب داده‌ها رقابت می‌کند. در این جهان جدید، اطلاعات به یکی از ارزشمندترین منابع اقتصادی تبدیل شده است.

 گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، محمدمهدی سیدناصری پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان ـ در قرن‌های گذشته، استعمار معمولاً با تصرف سرزمین‌ها، بهره‌برداری از منابع طبیعی و کنترل ثروت ملت‌ها شناخته می‌شد. قدرت‌های اقتصادی برای دستیابی به طلا، نفت، زمین یا نیروی کار، مناطق مختلف جهان را تحت سلطه خود قرار می‌دادند.

اما در قرن بیست‌ویکم، شکل تازه‌ای از قدرت در حال ظهور است؛ قدرتی که نه برای تصرف خاک، بلکه برای تصاحب داده‌ها رقابت می‌کند. در این جهان جدید، اطلاعات به یکی از ارزشمندترین منابع اقتصادی تبدیل شده است. هر کلیک، هر جست‌و‌جو، هر انتخاب و هر رفتار دیجیتالی به کالایی ارزشمند بدل می‌شود که می‌تواند تحلیل، ذخیره و به سود اقتصادی تبدیل گردد. در این میان، یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌هایی که در مرکز این اقتصاد قرار گرفته‌اند، کودکان هستند.

کودکان امروز از نخستین سال‌های زندگی وارد محیط دیجیتال می‌شوند. آنان پیش از آنکه مفهوم داده، حریم خصوصی یا بهره‌برداری تجاری را درک کنند، در فضایی حضور دارند که رفتارهایشان به‌طور مستمر ثبت و تحلیل می‌شود. آنچه برای کودک تنها یک بازی، سرگرمی یا جست‌وجوی ساده است، برای بسیاری از شرکت‌های فناوری بخشی از یک منبع عظیم اطلاعاتی محسوب می‌شود. به همین دلیل، برخی پژوهشگران از مفهومی با عنوان «استعمار داده‌ای» سخن می‌گویند؛ وضعیتی که در آن، اطلاعات انسانی به منبعی برای استخراج ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود.

مسئله کودکان در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. برخلاف بزرگسالان، کودکان توانایی کامل برای درک پیامد‌های جمع‌آوری داده‌های خود را ندارند. آنان معمولاً نمی‌دانند چه اطلاعاتی از آنان ذخیره می‌شود، چگونه مورد استفاده قرار می‌گیرد و چه تأثیری بر آینده‌شان خواهد داشت. در نتیجه، رابطه میان کودک و اقتصاد دیجیتال، رابطه‌ای نابرابر است؛ رابطه‌ای که در آن یک طرف از دانش، قدرت و فناوری برخوردار است و طرف دیگر فاقد امکان واقعی برای انتخاب آگاهانه. امروزه بسیاری از خدمات دیجیتال به ظاهر رایگان هستند. اما واقعیت آن است که هزینه این خدمات اغلب از طریق جمع‌آوری و تحلیل داده‌های کاربران تأمین می‌شود.

هنگامی که کودک از یک بازی، برنامه آموزشی یا شبکه اجتماعی استفاده می‌کند، اطلاعات گسترده‌ای درباره علایق، عادات، الگو‌های رفتاری و ترجیحات او تولید می‌شود. این داده‌ها می‌توانند برای طراحی محصولات، تبلیغات هدفمند، توسعه سامانه‌های هوشمند و کسب درآمد مورد استفاده قرار گیرند. نکته نگران‌کننده آن است که کودک در این فرایند نه‌تنها سهمی از ارزش اقتصادی ایجادشده دریافت نمی‌کند، بلکه اغلب حتی از وجود چنین فرایندی آگاه نیست. در واقع، داده‌های او به بخشی از سرمایه اقتصادی شرکت‌ها تبدیل می‌شود، بی‌آنکه خود کودک یا خانواده‌اش شناخت دقیقی از ابعاد این مسئله داشته باشند.

از منظر حقوق کودک، این وضعیت پرسش‌های عمیقی درباره عدالت، کرامت انسانی و بهره‌برداری اقتصادی مطرح می‌کند. آیا می‌توان اطلاعات رفتاری کودکان را صرفاً به‌عنوان منبعی برای کسب سود تلقی کرد؟ آیا کودکان حق ندارند بدانند چگونه از داده‌های آنان استفاده می‌شود؟ آیا رضایت والدین به‌تنهایی برای مشروعیت چنین فرایندی کافی است؟ این پرسش‌ها زمانی مهم‌تر می‌شوند که بدانیم داده‌های کودکان صرفاً درباره وضعیت کنونی آنان نیست. داده‌های امروز می‌توانند بر فرصت‌های آینده تأثیر بگذارند.

تحلیل‌های رفتاری ممکن است بر نوع محتوایی که به کودک نمایش داده می‌شود، فرصت‌های آموزشی او و حتی برداشت دیگران از شخصیت او اثر بگذارد. به این ترتیب، داده‌ها فقط گذشته را ثبت نمی‌کنند؛ بلکه آینده را نیز شکل می‌دهند. حقوق کودک در عصر دیجیتال نیازمند بازنگری عمیق در مفهوم مالکیت داده و عدالت اطلاعاتی است. همان‌گونه که جامعه جهانی بهره‌کشی اقتصادی از کودکان را غیرقابل‌قبول می‌داند، باید درباره بهره‌برداری اقتصادی از داده‌های آنان نیز حساس باشد. کودکان نباید به منابع خام استخراج اطلاعات تبدیل شوند.

آنان پیش از آنکه کاربر باشند، انسان‌اند و کرامت انسانی آنان باید بر منافع اقتصادی مقدم باشد. شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های آینده این باشد که آیا جامعه جهانی می‌تواند میان نوآوری فناورانه و حمایت از حقوق کودکان تعادل برقرار کند یا خیر. زیرا اگر داده‌های کودکان بدون محدودیت به منبع سودآوری تبدیل شوند، ممکن است تصوری از نابرابری و بهره‌برداری شکل گیرد؛ استعمار نه بر سرزمین‌ها، بلکه بر زندگی دیجیتالی نسل آینده.

انتهای پیام/

ارسال نظر