در گفت‌وگو با آنا

روزبه اختری: کمدی قطعا می‎تواند مخاطب جدی تئاتر تولید کند

روزبه اختری به‎تازگی «سرزمین تهی‌سران» را در فرهنگ‎سرای اکباتان به صحنه برده است که تا پایان اردیبهشت ادامه خواهد داشت. این اجرا، اقتباسی آزاد از نمایشنامه «کله پوک‎ها» اثری از نیل سایمون است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا، روزبه اختری را باید یکی از نمایندگان تئاتر مستقل به شمار بیاوریم. تئاتر کارشکنی که تن به مناسبات پوشالی با اهالی تئاتر نمی‎دهد و از طرفی رویکردی کاسب‎کارانه به امر هنری ندارد. در نتیجه از لحاظ اقتصادی همواره در تنگنا قرار دارد و به‌دلیل نبود امکان تبلیغ مناسب، از سوی مخاطبان نیز مورد بی‌اعتنایی قرار می‎گیرد. از اجراهای موفق روزبه اختری می‎توان به «کابوس‎ها و خون»، «بر فراز یک اتفاق» و «پیرآهن» اشاره کرد. روزبه اختری به‎تازگی سرزمین تهی سران را در فرهنگ‎سرای اکباتان به صحنه برده است که تا پایان اردیبهشت ادامه خواهد داشت. این اجرا، اقتباسی آزاد از نمایشنامه «کله‌پوک‎ها» اثری از نیل سایمون است که جهانی استعاری را تصویر می‎کند و وضعیت تعمیم‌پذیری به موقعیت‎های مختلف دارد.


به این بهانه با روزبه اختری، کارگردان این اجرا به گفت‌وگو پرداخته‎ایم.


کارگردانان انتخاب این نمایشنامه به خودیِ خود کنش معناداری در جهت روشنگری وضعیت جامعه بوده است؟


اولین بار که دقیقا دو سال پیش این نمایشنامه را خواندم، خیلی تحت تاثیر متن قرار گرفتم و از همان جا تصمیم به اجرای نمایش گرفتم. چرا که بحث آگاهی اهمیت‎ترین موضوع در جوامع جهان سومی است. ببینید ما از بدو تولد که بدون هیچ ذهنیتی به دنیا می‎آییم، خیلی سریع تحت بمباران آموزش‎ها و ذهنیت‎هایی که در جامعه ما وجوددارد قرار میگیریم. انواع آموزش‎هایی که به سوژه انسانی تحمیل می‎شود، سبک زندگی را شکل‎بندی می‎کند و بدین طریق سرنوشت فرد را رقم می‎زند. نیاز به آگاهی ناب و تفکر بدون واسطه و همچنین رهایی از بندها وبینش‎های تحمیلی،اولویت اول جامعه امروز و جهان امروز ماست.تمام جنگ‌ها، خشونت‎ها و ویرانی‎هایی که تا به امروز بشر به خود و کره زمین وارد کرده نشان از ناکارآمدی‌‏های این آموزش‎هاست. ذهن بشربیش از حد بزرگ شده ودر حال انفجار است و نیاز به وسعت قلب بشر به عنوان مرکز اندیشه بیش از بیش احساس می‎شود تا به این شکل آرامش و عشق را به انسان امروز بازگرداند. نیاز انسان امروز نه به دانش که به بینش یا به عبارتی دیگر نه به تقلید که به تحقیق است.


متن اصلی نمایشنامه مولفه های گوناگونی از جمله طنز سیاه، کمدی، فانتزی و دیالوگ های استعاره‎گون را در بر دارد؛ حال در اجرای این نمایشنامه کدام مولفه را بر دیگری رجحان داده‎اید؟


اولویت من در گونه‎های متفاوت کمدیِ نهفته در متن، به‎ترتیب، کمدی موقعیت، کاراکتر، فانتزی و در نهایت کلامی بوده است و این را تلاش کرده‎ام که این رویکرد را نه فقط در بازیگر (که مولفه انسانی نمایش است) بلکه در لباس، نور، صحنه و موسیقی نیز به‎کارببرم.


در انتخاب متن کمدی و طنز سیاه فقط یک روش‏مندی در بیان تعهد تئاتر به جامعه می‎تواند واسطه‎گر شود. زمینه‎های مفهومیِ طنزی که رگه‎هایی یک وضعیت موجود یا بهتر است بگوییم واقعیات جامعه را در برداشته باشد، در نگرش مخاطب تفنن طلب امروزی خود به خود مورد بی‎اعتنایی قرار نخواهد گرفت؟ درواقع مخاطب مزبور، صرفا ابژه زیباشناختی اثر را آن هم در تقلیل یافته‎ترین شکل آن یعنی کمدی و خندیدنیِ صرف به‌دست می‎آورد.


بله ممکن است این بی‎اعتنایی به تفکر به‌وجود بیاید اما احتمال آن بسیار کمتر از کارهای دیگری است که حتی در با کیفیت‎ترین و معتبرترین سالن‎های تهران اتفاق می‎افتد. به این دلیل که خمیر‎مایه وریشه متن که بسیار عمیق و تامل برانگیزاست و مخاطب ما با کمدی نو وغیر معمولی روبرو می‎شود که علاوه بر جذابیت داشتن، بر پایه نوعی فهم بنا شده است. درواقع اجرای ما ادراک را قلقلک می‎دهد و مخاطب چاره‎ای جز تأثیرپذیری ندارد.


کمدی می‌تواند مخاطب جدی تئاتر تولید کند؟ یعنی مخاطبی که به بهانه یک اجرای ساده کمدی به تئاتر می‏‌رود، بعدها بر اثر همین جرقه از مخاطبان جدی تئاتر مبدل شود.


به زعم من چنین امری ممکن است به این دو شرط که اولا اجرا دارای کیفیت مضمونی و جذابیت بصری باشد و ساختار فکرشده‎ای در تمامی مولفه‎های اجرا (اعم از بازیگری، نور و غیره) حکم‌رانی کند. بله در چنین صورتی کمدی قطعا می‎تواند مخاطب جدی تئاتر تولید کند.


فکر نمی‎کنید انعطاف بیش از اندازه هنرمند در برابر توده ها، منجر به فروپاشی هنر (در معنای والای آن) شود؟


اولا که بنده خودم را هنرمند نمی‎دانم و بیشتر هنردوست هستم. اما اگر یک اثر،شرایط کافی مبدل شدن به یک اثر هنری را داشته باشد، نمی‎تواند گفتمان خود (یعنی هنر) را مورد انحطاط قرار دهد! با ارتباط صحیح با مخاطب، می‎توان باعث ارتقای سطح فرهنگی و هنری جامعه خود شد. اگر کسانی هستند که باعث فروپاشی هنردر معنای والای آن قلمداد می‎شوند، قطعا اسمشان هنرمند نیست و ما هم قطعا استثنا نیستیم و منتظر قضاوت شدن توسط مخاطبان و منتقدان هستیم.


گفت‌وگو: امیرحسین بریمانی


انتهای پیام/

ارسال نظر