خبر ذخیره‌سازی شده توسط حمیدرضا فتحی (h.fathi) در تاریخ ۰۰۰۶۲۸-۱۵:۰۸

یعنی والدین از قبل با رفتار و شیوه‌های فرزندپروری‌شان زمینه‌ساز پرخاشگری فرزندان‌شان نشوند. حالا شما کودکان را گفتید اما یک ذره برویم بالاتر، معمولاً نوجوانان و جوانان ولی بدانید در کودکان هم حتماً مصداق دارد که بچه‌ها در واکنش به نزاغ‌های والدین یا دنبال سیگار می‌روند یا دنبال مواد و مشروب می‌روند چون می‌خواهند به یک منبع کنترل بیرونی دست پیدا کنند چون والدین محیط خانه را برای‌شان ناامن کرده‌اند، حالا این بچه‌ها دنبال این می‌گردند که به آرامش برسند، پیش همسالان خودشان ولو اینکه این همسال معتاد، سارق یا حتی توزیع‌کننده مواد باشد. فقط می‌خواهند به یکی پناه ببرند یا دوستی‌های خیابانی به‌ویژه در مورد دختران که می‌روند در پارک می‌نشینند هر کسی می‌آید می‌گوید دوستت دارم، می‌گوید خب این حتماً من را دوست دارد، چون می‌گوید دوستت دارم، در حالی که والدین من این را نمی‌گویند، محیط خانواده را مشوش کرده‌اند اما این من را به سینما و پارک می‌برد و برایم بستنی می‌خرد، پس لابد خوب است. چون قضاوت هم متأسفانه بیشتر بر اساس ظواهر است، در نتیجه این دوستی‌های خیابانی هم شکل می‌گیرند.
بله، بچه‌ها در واکنش به نزاع‌های والدین پرخاشگری می‌کنند.
حالا نقش والدین چه می‌تواند باشد؟ پیشگیری را توضیح دادم.
هرگز فکر نکنند که با مشورت با افراد غیرمتخصص می‌توانند به جواب مناسب برسند. باید با متخصص سلامت روان کودکان و نوجوانان حتماً مشورت کنند.
روانشناسان، مشاوران و روانپزشکانی هستند که تخصص آنها همین است. اگر هم به همکاری مراجعه کردند که نمی‌دانند این تخصص را دارد یا نه، قاعدتاً آن هخمکاری که مجوز دارد و اخلاق حرفه‌ای را رعایت می‌کند، به همکاری که می‌داند این کار را انجام می‌دهد ارجاع می‌دهند.
من تأکید می‌کنم که حتماً این را باید متخصص برطرف کند.
حالا من یکسری نکات کلی را می‌گویم که مخاطب دست خالی نباشد اما بچه‌ها با هم فرق می‌کنند. یک بچه، بچه طلاق است، شرایط این بچه زمین تا آسمان با شرایط بچه‌ای فرق می‌کند که پدر و مادر در خانه و بالای سرش هستند اما مثلاً یک اختلاف یا یک مسئله یا تماشای یک فیلم ترسناک باعث رفتارش شده باشد یا بچه‌هایی که تک‌والدی هستند. اینها فرق می‌کند. 
سنین مختلف واکنش‌های مختلف والدین را می‌طلبد اما به صورت عمومی حفظ آرامش پدر و مادر، پدر و مادرانی که با هم آرام صحبت می‌کنند، یعنی با تُن صدای بلند صحبت نمی‌کنند، هر چیز محرکی می‌تواند پرخاشگری را به همراه داشته باشد. محرک = پاسخ! شما وقتی با صدای بلند با یکی صحبت می‌کنید، پاسخ او هم متناسب با محرک شما خواهد بود.
دوم، پرهیز از صحبت کردن با خشونت، با الفاظ نادرست، با تن صدای بلند. سعی کنند موقعی که دارند صحبت می‌کنند، آرامش خودشان را حفظ کنند. وسط حرف همدیگر نپرند، این کار به بچه‌ها تشویش و اضطراب می‌دهد و آنها را دچار ترس و وحشت می‌کند چون بچه‌ها در ذهن خودشان این را قبلاً تداعی یا مرور می‌کنند که این الان یک چیزی می‌گوید، بعد او می‌خواهد یک چیزی بگوید، بعد بحث بالا بگیرد و مشاجره در خانه بیشتر شود. بگذارند حرف آن کسی که دارد صحبت می‌کند تمام شود که ذهن این بچه هم آرام باشد، بگوید خب! حالا که این حرف‌اش تمام شد او پاسخ می‌دهد.
دیگر اینکه بحث‌های بی‌جا را به ویژه الان که ما در شرایط کرونا هم هستیم و سطح اضطراب در جامعه به اندازه کافی بالا است، بحث‌های بی‌جا و غیرمفید و مرور مسائلی که در گذشته اتفاق افتاده را حتماً در مقابل بچه‌ها پرهیز کنند.
اقتضاتات بچه‌ها دقیقاً مثل بزرگ‌ترها می‌ماند. همه آدم‌ها از لحظه‌ای که اولین سلول بدن انسان شکل می‌گیرد تا پایان عمر، این از نظر ما می‌شود گستره عمر و روانشناسی رشد، به احترام احتیاج دارند.
چرا می‌گویند بچه‌هایی که پرخاشگرند، احتمالاً بچه‌هایی بودند که والدین برای به دنیا آمدن آنها توافق نداشتند و اصطلاحاً غیربرنامه‌ریزی شده به دنیا آمده‌اند.
حالا این احترام در سنین کودکی این است که بچه را جلوی ناهمبازیانش ناراحت نکنیم، قضاوت ناعادلانه نکنیم و اصطلاحاً کِنِف نکنیم. در سنین سالمندی این است که جلوی بقیه مردم سالمند را ناراحت نکنیم و به او احترام بگذاریم. پس همه به احترام احتیاج دارند.
چه کسی می‌تواند بگوید یک بچه سه ساله محبت را نمی‌فهمد؟ مردم با خود می‌گویند این بچه از کجا می‌داند؟! بگذار بزرگ‌تر که شد! این یک تفکر نادرست است که در جامعه گاهی به خاطر نداشتن اطلاعات کافی مخصوصاً در فضای مجازی انتشار پیدا می‌کند که این بچه است! نمی‌فهمد! بگذار بلند شود بعداً این را برایش بخر!


محمدی تایپیست, [19.09.21 14:18]
[In reply to Mr.hamidreza Fathi]
یا اینکه مثلاً می‌خواهد یک لیف برای بچه بخرد. چرا اجازه نمی‌دهیم انتخاب کند؟ حالا اصلاً یک لیف نارنجی در خانه دارد، من هم می‌خواهم برایش بخرم، می‌گوید من همین نارنجی را می‌خواهم. خب بخریم! آخر خرید یک لیف که خرید ملک و املاک نیست که بگوییم ضررش آنچنانی است.
بعضی از والدین اصرار دارند برای بچه‌ها انتخاب کنند. اصلاً یکی از دلایل ناکامی و پرخاشگری بچه‌ها این است که والدین برای آنها انتخاب می‌کنند. انسان حق انتخاب دارد. از لحظه‌ای که انسان به خواست خدا موجود می‌شود، حق انتخاب دارد.
این حق انتخاب را می‌توانیم در اسباب‌بازی‌ها، بله، یک وقت است که اسباب‌بازی متناسب با سن بچه نیست. ما باید با زبانی که متوجه می‌شود برای بچه توضیح دهیم و به او امیدواری دهیم. بگوییم شما الان نمی‌توانید این اسباب بازی را انتخاب کنی چون روانشناسان می‌گویند برای شما متناسب نیست اما بعداً که بزرگ شوی، می‌توانی و می‌آییم و می‌خریم.
وقتی این امیدواری را به بچه می‌دهید و البته حتماً هم انجام شود که بچه با خوش‌قولی مواجه شود و عادت کند، بچه متوجه شود، بچه‌های ما می‌فهمند! بچه محصول ژن، یعنی در اصل همان وراثت و محیط است، در رفتارش تقصیری ندارد!
یا من به او ژن داده‌ام یا رفتاری که داشتم او را این‌جوری کرده است، پس چرا بخواهم از بچه ایراد بگیرم؟! خودم را باید اصلاح کنم.
بنویسید این روانشناس گفت اگر نزاع‌های والدین به هر میزان کاهش پیدا کند، از آن سمت به همان میزان و چه‌بسا چند برابر سلامت روان کودک ارتقا پیدا می‌کند. 
به بچه یک لقمه نان و پنیر را با دل خوش، با لب خندان، با دعای تشکر از خدا بده اما بهترین غذا را با تحقیر و با ناراحتی نده! چون اثری که این رفتار و غذا روی بچه دارد، همه‌اش می‌شود سلامتی؛ اثری که آن دارد می‌شود ناخن جویدن، شب ادراری و دیدن کابوس‌های شبانه.


انتهای پیام/

ارسال نظر