در گفت وگو با آنا مطرح شد

روایت انسان در امتداد طبیعت/روایت سحر فیروزآبادی از یک مجموعه نقاشی

سحر فیروزآبادی
سحر فیروزآبادی، نقاش و هنرمند تجسمی که این روز‌ها نمایشگاه انفرادی‌اش با عنوان «در امتداد درخت» در گالری خط سفید برپاست، معتقد است این آثار برخلاف ظاهر طبیعی‌شان، بازتابی از زیست انسانی، گذر زمان و ادامه گفت‌وگویی ممتد درباره جایگاه انسان و به‌ویژه زن است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایشگاه نقاشی «در امتداد درخت» شامل بیش از ۲۰ اثر از سحر فیروزآبادی، این روز‌ها در گالری خط سفید میزبان علاقه‌مندان به هنر‌های تجسمی است؛ مجموعه‌ای که با رویکردی معناگرایانه به عنصر درخت، فراتر از یک بازنمایی ساده از منظره حرکت کرده است.

فیروزآبادی درباره مفهوم محوری این نمایشگاه در گفت وگو با آنا گفت: درخت برای من صرفاً یکی از عناصر طبیعت یا موضوعی برای نقاشیِ منظره نیست؛ بلکه نوعی موجودیت زنده است که در سکوت خود، زمان را تجربه می‌کند. درختی که ریشه‌هایش در زمین است و هم‌زمان میل به سوی آسمان دارد؛ به ظاهر ایستاده است، اما درون آن دائماً حرکت و دگرگونی در جریان است.

روایت انسان در امتداد طبیعت/روایت سحر فیروزآبادی از یک مجموعه نقاشی

این هنرمند با تاکید بر تبدیل عنصر درخت از فرم به معنا افزود: در این مجموعه تلاش کردم درخت را از یک «موضوع» صرف، به یک «حضور» بدل کنم؛ حضوری زنده که مخاطب بتواند تجربه و درک شخصی خود را در مواجهه با آن بازشناسی کند.

این نقاش در پاسخ به پیوستگی این آثار با دوره‌های پیشین کاری خود تصریح کرد: مجموعه‌های مختلف برای من پروژه‌هایی کاملاً منفک و جدا از یکدیگر نیستند، بلکه فصول مختلف یک گفت‌وگوی ادامه‌دار به شمار می‌روند. همواره موضوع تامل‌برانگیز برای من انسان و به‌ویژه زن بوده است. در این مجموعه نیز به جای بازنمایی مستقیم پیکره انسانی، بخشی از تجربه‌ی زیسته انسان را به درخت سپردم؛ از این رو آنچه در ظاهر مجموعه‌ای درباره طبیعت به نظر می‌رسد، در بطن خود روایتگر انسان، زمان و زیستن است.

خالق مجموعه «در امتداد درخت» درباره تنوع بصری تابلو‌ها و پرهیز از تکرار توضیح داد: درخت در واقع نقطه آغاز من بود نه نقطه پایان. سعی کردم از تصویر کلیشه‌ای و شناخته‌شده درخت فاصله بگیرم و اجازه دهم هر اثر بر پایه دیالوگ میان فرم، رنگ، فضا و پویایی شکل بگیرد. در این بیش از ۲۰ اثر، با تغییر موقعیت درخت، دگرگونی نسبت آن با فضای پیرامون و تحول ساختار رنگی زمینه، به هر اثر هویتی مستقل بخشیدم تا تکرار یک سوژه، به معنای بازتولید یک تصویر واحد نباشد، بلکه مجالی برای دوباره و دوباره دیدن فراهم کند.

فیروزآبادی همچنین به چیدمان آثار و تعامل آنها با معماری گالری اشاره کرد و گفت: وقتی آثار در یک کالبد واحد گردهم می‌آیند، رابطه‌ای نو و دیالکتیکی میان آنها شکل می‌گیرد که هم‌زمان استقلال هر تابلو را هم حفظ می‌کند. چیدمان به گونه‌ای طراحی شد که مخاطب مواجهه با نمایشگاه را نه صرفاً تماشای منفعلانه تابلوها، بلکه عبور از یک مسیر و سیر در یک منظره تجربه کند؛ گویی خود فضای گالری امتداد نقاشی‌ها شده است.

روایت انسان در امتداد طبیعت/روایت سحر فیروزآبادی از یک مجموعه نقاشی

این هنرمند در پایان درباره تداوم این موتیف در پروژه‌های آینده خاطرنشان کرد: با قطعیت نمی‌توان گفت که این مجموعه پایان کار من با درخت است. برخی موتیف‌ها و عناصر وقتی به جهان ذهنی یک نقاش پا می‌گذارند لزوماً تمام نمی‌شوند، بلکه ممکن است در دوره‌ها و فصل‌های بعدی، با فرم و خوانشی تازه بازتعریف شوند.

انتهای پیام/

ارسال نظر