جشنواره ونیز در میانه راه؛ تحسین «عشق ممکن» و «اسب وحشی ۹» تا ناامیدی از «نگاه به گذشته»

جشنواره ونیز
دوازدهمین فیلم از مجموع ۲۱ اثر بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ به نمایش درآمد و در حالی که آثاری چون «عشق ممکن» ساخته لی چانگ‌دونگ و «اسب وحشی ۹» ساخته مارتین مک‌دونا از برجسته‌ترین فیلم‌های جشنواره معرفی شده‌اند، «نگاه به گذشته» ساخته هیروکازو کورئیدا و چند اثر دیگر نتوانسته‌اند انتظارات را برآورده کنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا به نقل از ورایتی، جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ در حالی به نیمه مسیر رقابت خود نزدیک شده که تاکنون ۱۲ فیلم از مجموع ۲۱ اثر بخش مسابقه اصلی به نمایش درآمده است. با این حال، ارزیابی کلی از آثار حاضر در رقابت برای کسب شیر طلایی همچنان ترکیبی و نوسان‌دار است و تعدادی از فیلم‌ها زیر بار جاه‌طلبی‌های خود نتوانسته‌اند به نتیجه مطلوب برسند.

در ادامه جشنواره، فیلم‌های «شرکت» ساخته کیسی افلک، «پناهگاه» به کارگردانی فلوریان زلر و «دائو» ساخته ایلیا خژانوفسکی در صف نمایش قرار دارند؛ آثاری که می‌توانند در ۹ فیلم باقی‌مانده، فضای رقابت را تغییر دهند.

در میان فیلم‌های نمایش‌داده‌شده، «عشق ممکن» ساخته لی چانگ‌دونگ و «اسب وحشی ۹» به کارگردانی مارتین مک‌دونا از برجسته‌ترین آثار جشنواره به شمار می‌روند. پس از این دو فیلم، «وقت نخست» ساخته لنس اوپنهایم و «امشب اتفاق خواهد افتاد» به کارگردانی نانی مورتی نیز توجه منتقدان را جلب کرده‌اند.

«امشب اتفاق خواهد افتاد» از این جهت نیز برای مورتی اهمیت ویژه‌ای دارد که یکی از معدود فیلم‌های سال‌های اخیر اوست که توانسته تحسین برخی منتقدان را برانگیزد. این اثر یک عاشقانه زیبا با حال‌وهوای کلاسیک و رویکردی قدیمی به سینمای عاشقانه توصیف شده و اگر آخرین فیلم مورتی باشد، می‌تواند پایانی شایسته برای کارنامه سینمایی او محسوب شود.

«نگاه به گذشته»؛ فیلمی زیبا که به عمق عاطفی نمی‌رسد

فیلم «نگاه به گذشته» ساخته هیروکازو کورئیدا، با وجود فیلمبرداری چشم‌نواز و پرداختن به موضوعاتی همچون نوجوانی، خلاقیت و گذرا بودن دوران جوانی، نتوانسته به وزن عاطفی و دراماتیکی متناسب با بلندپروازی‌های خود دست پیدا کند.

این فیلم اقتباسی از مانگای تک‌جلدی و تحسین‌شده تاتسوکی فوجیموتو است و داستان دو دختر نوجوان، فوجینو و کیوموتو، را روایت می‌کند که علاقه مشترکشان به طراحی مانگا موجب شکل‌گیری دوستی و همکاری هنری میان آنها می‌شود. این دو شخصیت با عشق به هنر یکدیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهند و در مسیر خلاقیت رشد می‌کنند.

با این حال، موسیقی احساسی یوتا باندو نیز در برخی لحظات بیش از اندازه بر نشانه‌های عاطفی آشکار فیلم تأکید می‌کند و به جای آنکه احساسات را به شکل طبیعی منتقل کند، آنها را برای مخاطب برجسته می‌سازد.

«زن ناشناس»؛ تریلری روان‌شناختی با حال‌وهوای «ربکا»

فیلم «زن ناشناس» ساخته مای ال‌توخی، هرچند از نظر ریتم بیش از اندازه کش‌دار است، یک پله بالاتر از «نگاه به گذشته» قرار می‌گیرد. این فیلم تنها اثر حاضر در بخش مسابقه ونیز امسال است که توسط یک زن کارگردانی شده است.

«زن ناشناس» یک درام ـ تریلر تلخ و پس از جنگ دانمارکی است که با کنترل بصری و روایی دقیق، فضای پارانوئید فیلم «ربکا» ساخته آلفرد هیچکاک را تداعی می‌کند.

ماتیلد آرسل در نقش ماری، بازی قابل توجهی ارائه می‌دهد؛ زنی که گذشته او در دوران جنگ، زندگی تازه و carefully ساخته‌شده‌ای را که در خانه یک مرد بیوه و در مقام پرستار کودک شکل داده، تهدید می‌کند.

با وجود آنکه نمادپردازی و جنبه‌های روان‌شناختی فیلم در بخش پایانی بیش از حد آشکار و قابل پیش‌بینی می‌شوند، «زن ناشناس» همچنان در مقایسه با بسیاری از آثار حاضر در رقابت برای شیر طلایی، اثری موفق‌تر ارزیابی می‌شود.

«اتاق پژواک»؛ گرفتار شدن در محدودیت‌های خودش

در مقابل، «اتاق پژواک» ساخته آندره‌آ پالائورو که بر اساس آخرین فیلمنامه برناردو برتولوچی ساخته شده، از آثار کم‌فروغ‌تر این دوره است.

این درام محدود و خفه‌کننده با بازی لوکا مارینلی، آلیشیا ویکاندر و سوزان ساراندون، زندگی زوجی را دنبال می‌کند که رابطه و مشکلات شخصی‌شان عمدتاً در فضای خانه شکل می‌گیرد.

همین فضای محدود به مهم‌ترین ضعف فیلم تبدیل شده است. محیط بسته، زمان بیش از دو ساعت و ریتم کند فیلم در نهایت باعث فرسایشی شدن تجربه تماشای آن می‌شود و اثر را زیر فشار ساختار محدود خود قرار می‌دهد.

«مکانی برای التیام»؛ فهرستی از کلیشه‌ها به جای داستان

فیلم «مکانی برای التیام» ساخته سدریک کان نیز یکی دیگر از آثار ناامیدکننده رقابت است. داستان فیلم در یک بخش روان‌پزشکی ویژه نوجوانان اتفاق می‌افتد؛ فضایی که پیش‌تر بار‌ها در سینما مورد استفاده قرار گرفته است.

فیلم مجموعه‌ای از شخصیت‌ها و مشکلات مختلف را کنار هم قرار می‌دهد؛ از نوجوان مبتلا به پرخوری عصبی و بی‌اشت‌هایی گرفته تا شخصیت مبتلا به توهم و فرد افسرده.

با وجود آنکه بازیگران جوان فیلم را نمی‌توان مقصر اصلی دانست و سدریک کان نیز فیلمسازی قابل اعتماد و کاربلد محسوب می‌شود، تعدد پرونده‌ها و شخصیت‌ها الزاماً به شکل‌گیری یک داستان منسجم منجر نمی‌شود. استفاده بیش از اندازه از شخصیت‌های کلیشه‌ای نیز به ضعف اثر دامن زده است.

در مجموع، بخش مسابقه ونیز ۲۰۲۶ تاکنون تجربه‌ای نابرابر بوده و چند فیلم نتوانسته‌اند میان بلندپروازی‌های فرمی و محتوایی خود و قدرت روایت تعادل برقرار کنند. با این حال، هنوز ۹ فیلم از مجموع ۲۱ اثر مسابقه اصلی باقی مانده و همین آثار می‌توانند در ادامه، معادلات رقابت برای شیر طلایی را به‌طور کامل تغییر دهند.

انتهای پیام/

ارسال نظر