علت‌های فراموش‌شده ترک تحصیل/ وقتی مدرسه برای یک خانواده فقیر «هزینه فرصت» دارد!

بازمانده از تحصیل
هرچند مدرسه دولتی برای بسیاری از خانواده‌ها هزینه مستقیمی ندارد، اما برای خانواده‌های کم‌برخوردار، تحصیل فرزند هزینه‌هایی دارد که در هیچ دفتر و فهرست رسمی ثبت نمی‌شود؛ از تأمین غذای روزانه و رفت‌وآمد گرفته تا هزینه لوازم و حتی درآمدی که کودک یا نوجوان می‌تواند با ورود به بازار کار برای خانواده به دست آورد؛ هزینه‌هایی که در سایه فشار اقتصادی، گاهی کفه ترازو را به سمت ترک تحصیل سنگین می‌کند.

به گزارش خبرنگار آنا، وقتی صحبت از بازماندگی از تحصیل به میان می‌آید، معمولاً نخستین تصویر، کودکی است که به دلیل نداشتن پول ثبت‌نام، کیف، کفش یا لوازم‌التحریر از مدرسه جا مانده است؛ اما واقعیت برای برخی خانواده‌ها پیچیده‌تر از اینهاست. گاهی مدرسه تقریباً رایگان است، اما هزینه‌های پنهانی که در اطراف آن شکل می‌گیرد، آن‌قدر سنگین است که خانواده را میان «تحصیل فرزند» و «تأمین معاش» قرار می‌دهد.

هر سال با نزدیک شدن به مهر، فهرست هزینه‌های مدرسه دوباره روی میز خانواده‌ها می‌آید؛ از لباس فرم و کفش گرفته تا دفتر و کتاب و سرویس رفت‌وآمد. این هزینه‌ها برای بسیاری از خانواده‌ها شاید قابل مدیریت باشد، اما برای خانواده‌ای که درآمدش صرف ابتدایی‌ترین نیاز‌های زندگی می‌شود، حتی یک هزینه کوچک هم می‌تواند تصمیمی بزرگ ایجاد کند.

با این حال، در میان تمام هزینه‌هایی که برای تحصیل دانش‌آموزان محاسبه می‌شود، یک دسته هزینه کمتر دیده می‌شود؛ هزینه‌هایی که در هیچ فهرست رسمی مدرسه‌ای نوشته نشده‌اند: غذایی که کودک باید پیش از رفتن به مدرسه بخورد، ناهاری که پس از بازگشت نیاز دارد، هزینه رفت‌وآمد، اینترنت و تلفن همراه، شرکت در برنامه‌های مدرسه و حتی درآمدی که خانواده می‌توانست از کار کردن کودک یا نوجوان به دست آورد.

مدرسه‌ای که روی کاغذ رایگان است

تجربه سال‌های زندگی و کار در روستا‌ها نشان می‌دهد که فقر آموزشی همیشه با یک تصمیم صریح برای «ترک تحصیل» آغاز نمی‌شود. گاهی این اتفاق از جایی شروع می‌شود که خانواده دیگر توان پرداخت هزینه‌های جانبی ادامه تحصیل را ندارد.

روایت یک تجربه قدیمی، تصویر روشنی از این مسئله ارائه می‌دهد؛ اوایل دهه ۸۰، در روستای دهکهان، ادامه تحصیل برای بسیاری از نوجوانان آسان نبود. دبیرستان روستا تنها رشته علوم انسانی داشت و دانش‌آموزی که می‌خواست در رشته دیگری ادامه تحصیل دهد، باید به کهنوج می‌رفت؛ مسیری که برای خانواده‌های کم‌درآمد، هزینه‌ای فراتر از توانشان داشت.

در آن سال‌ها بسیاری از خانواده‌ها درآمد ثابت و ماهانه نداشتند و بخش قابل توجهی از درآمدشان به فصل برداشت محصولاتی مانند خرما، مرکبات و لیمو وابسته بود. در چنین شرایطی، هزینه رفت‌وآمد یک دانش‌آموز می‌توانست به تنهایی مانعی جدی برای ادامه تحصیل باشد.

یکی از نوجوانان همان منطقه که علاقه‌مند به ادامه تحصیل بود، برای رفتن به هنرستان باید راهی کهنوج می‌شد. وقتی موضوع را با مادرش در میان گذاشتند، پاسخ ساده بود: «ما پول نداریم.»

مسئله برای خانواده، شهریه یا هزینه کتاب نبود؛ مسئله کرایه رفت‌وآمد بود. همین یک هزینه کافی بود تا نوجوان از ادامه تحصیل بازبماند.

هزینه‌ای که در فهرست مدرسه نیست

امروز البته شرایط با دو دهه قبل تفاوت دارد، اما شکل هزینه‌ها تغییر کرده است. خانواده‌ای که درآمد محدودی دارد، مدرسه را فقط با قیمت دفتر و لباس فرم محاسبه نمی‌کند.

صبح، کودک باید چیزی برای خوردن داشته باشد؛ ظهر که به خانه بازمی‌گردد، گرسنه است و غذا می‌خواهد. اگر مدرسه دور باشد، هزینه رفت‌وآمد به میان می‌آید. اگر لباس دانش‌آموز فرسوده شده باشد، خانواده باید برای تهیه لباس جدید هزینه کند. گاهی تلفن همراه و اینترنت نیز برای انجام تکالیف و ارتباط با مدرسه به یک ضرورت تبدیل می‌شود و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای مانند اردو یا برنامه‌های آموزشی نیز وجود دارد.

در چنین شرایطی، خانواده ممکن است به یک محاسبه سخت اقتصادی برسد: اگر نوجوان به جای مدرسه در یک مغازه، کار ساختمانی، باغ یا هر کار ساده دیگری مشغول شود، شاید بتواند بخشی از هزینه‌های خانه را تأمین کند.

اینجاست که مسئله از «هزینه مدرسه» فراتر می‌رود و به «هزینه فرصت تحصیل» می‌رسد؛ هزینه‌ای که جایی ثبت نمی‌شود، اما برای خانواده‌ای که هر شب دغدغه نان فردا را دارد، کاملاً واقعی است.

فقر تنها عامل نیست؛ اما خانواده نقش تعیین‌کننده دارد

البته نمی‌توان همه موارد بازماندگی از تحصیل را به فقر اقتصادی نسبت داد. عوامل اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی و خانوادگی نیز در این مسئله نقش دارند و در استان‌های مختلف نیز وضعیت یکسان نیست.

علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا با اشاره به همین تفاوت‌ها، درباره تعریف بازماندگی از تحصیل توضیح داد: «بازمانده از تحصیل» را می‌توان از چند منظر بررسی کرد؛ یک دسته افرادی هستند که دوره ابتدایی را نگذرانده‌اند و دسته دیگر دانش‌آموزانی هستند که پس از پایان ابتدایی وارد متوسطه اول یا پس از متوسطه اول وارد متوسطه دوم نمی‌شوند.

وی با بیان اینکه آمار بازماندگی از تحصیل در استان‌های مختلف متفاوت است، گفت: در برخی استان‌ها، به‌ویژه درباره دانش‌آموزان دختر، در مسیر انتقال از ابتدایی به متوسطه اول و از متوسطه اول به متوسطه دوم مشکلات بیشتری وجود دارد.

فرهادی همچنین بر ضرورت تفکیک کاهش جمعیت دانش‌آموزی از بازماندگی از تحصیل تأکید کرد و گفت: کاهش تعداد ثبت‌نام‌شدگان یک پایه نسبت به سال قبل لزوماً به معنای افزایش بازماندگی از تحصیل نیست، چراکه این شاخص باید بر اساس تعداد موالید همان گروه سنی سنجیده شود.

شناسایی از پایه اول؛ پیگیری تا بازگشت به مدرسه

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش درباره اقدامات انجام‌شده برای جلوگیری از بازماندگی از تحصیل نیز اظهار کرد: در پایه اول ابتدایی، وزارت آموزش و پرورش بر اساس اطلاعات موالید دریافت‌شده از سازمان ثبت احوال، فرآیند شناسایی و پیگیری را انجام می‌دهد و وزارت کشور نیز در این زمینه همکاری می‌کند.

به گفته وی، استانداران و رؤسای شورا‌های آموزش و پرورش استان‌ها نیز در این موضوع مشارکت دارند و نهاد‌های مردم‌نهاد و مؤسسات نیز در شناسایی و بازگرداندن کودکان به مدرسه همکاری می‌کنند.

فرهادی در عین حال خانواده را یکی از عوامل اصلی بازماندگی از تحصیل دانست و گفت: «عمدتاً خانواده باعث بازماندگی از تحصیل می‌شود» و مسائل و مشکلات موجود در خانواده می‌تواند در این زمینه تأثیرگذار باشد.

این نگاه، مسئله را از یک مشکل صرفاً آموزشی خارج می‌کند. دانش‌آموزی که به مدرسه نمی‌رود، لزوماً به این دلیل نیست که مدرسه او را نخواسته یا امکان ثبت‌نام برایش وجود نداشته است؛ گاهی مسئله در خانه آغاز شده است؛ جایی که درآمد، غذا، اشتغال، فاصله جغرافیایی، شرایط خانوادگی و آینده مبهم فرزند، همگی در یک تصمیم جمع می‌شوند.

وقتی درآمد امروز، آینده فردا را کنار می‌زند

بسیاری از خانواده‌های مناطق محروم، حتی در سخت‌ترین شرایط، تحصیل فرزندانشان را ارزشمند می‌دانند و حاضرند از نیاز‌های خود بزنند تا کودکشان در مدرسه بماند. معلمان، مدیران مدارس، خیرین، گروه‌های مردمی و نهاد‌های حمایتی نیز در بسیاری از موارد با کمک‌های خود مانع خروج دانش‌آموز از چرخه آموزش می‌شوند.

اما مسئله اینجاست که با افزایش فشار اقتصادی، تعداد خانواده‌هایی که میان مدرسه و معاش قرار می‌گیرند، می‌تواند افزایش یابد.

برای خانواده‌ای که درآمدش صرف تأمین حداقل‌های زندگی می‌شود، تحصیل فقط یک «حق» نیست؛ یک انتخاب اقتصادی هم هست. انتخابی میان درآمد امروز و آینده‌ای که هنوز معلوم نیست.

کودکی که امروز به جای مدرسه وارد بازار کار می‌شود، شاید بتواند چند میلیون تومان به درآمد خانواده اضافه کند، اما در بلندمدت بخشی از فرصت‌های آموزشی، مهارتی و شغلی خود را از دست می‌دهد. به همین دلیل، ترک تحصیل تنها یک مسئله آموزشی نیست؛ مسئله‌ای اجتماعی و اقتصادی است که می‌تواند چرخه فقر را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند.

بازماندگی از تحصیل را باید پیش از ترک مدرسه دید

شاید مهم‌ترین نکته در مواجهه با بازماندگی از تحصیل این باشد که نباید منتظر ماند تا دانش‌آموز رسماً از مدرسه خارج شود. گاهی نشانه‌های ترک تحصیل خیلی زودتر ظاهر می‌شوند؛ غیبت‌های مکرر، ناتوانی خانواده در پرداخت هزینه رفت‌وآمد، نداشتن تغذیه مناسب، فرسودگی لباس و لوازم مدرسه یا ورود تدریجی نوجوان به بازار کار.

اگر قرار است سیاست‌های مقابله با بازماندگی از تحصیل نتیجه‌بخش باشد، شناسایی دانش‌آموزان در معرض خطر باید در کنار شناسایی کودکان خارج از مدرسه جدی گرفته شود.

مدرسه برای یک کودک محروم فقط کلاس درس نیست؛ شاید تنها مسیر خروج او از فقر باشد؛ بنابراین حمایت از ادامه تحصیل نیز نباید فقط به ثبت‌نام و تأمین کتاب محدود شود. گاهی یک وعده غذای مناسب، هزینه رفت‌وآمد، یک دست لباس یا کمک به خانواده برای جبران درآمد از دست‌رفته دانش‌آموز، می‌تواند تفاوت میان ماندن و نماندن او در مدرسه باشد.

بازماندگی از تحصیل را نمی‌توان فقط با شمردن کودکانی که پشت نیمکت نیستند سنجید؛ باید خانواده‌ای را هم دید که هر روز میان «نان امروز» و «درس فردا» انتخاب می‌کند. شاید متهم فراموش‌شده ترک تحصیل، همین هزینه‌هایی باشند که هیچ‌وقت در دفتر حساب مدرسه نوشته نمی‌شوند.

انتهای پیام/

ارسال نظر