روایت بقا؛ چگونه زنان دانشگاهی آموزش عالی غزه را زنده نگه داشته‌اند؟

غزه
در میانه ویرانی دانشگاه‌ها، آوارگی و قطع ارتباط با زیرساخت‌های علمی، زنان دانشگاهی غزه به یکی از آخرین ستون‌های بقای آموزش عالی تبدیل شده‌اند؛ استادانی که از دل چادرها، پناهگاه‌ها و تبعید، با کمترین امکانات به تدریس، حمایت از دانشجویان و حفظ جریان دانش ادامه می‌دهند تا چراغ دانشگاه در سایه جنگ خاموش نشود. روایت آنان، داستان مقاومت علمی در برابر فروپاشی نهادی و تلاشی برای حفظ امید، هویت و آینده آموزش عالی غزه است.

به گزارش خبرگزاری آنا، پیش از اکتبر ۲۰۲۳، دکتر سهیر عمار، دانشیار معماری در دانشکده مهندسی دانشگاه اسلامی غزه، به تدریس معماری مشغول بود و دانشجویان را برای طراحی فضاهایی کارآمد، ایمن و مقرون‌به‌صرفه متناسب با نیازهای زندگی اجتماعی آموزش می‌داد. اما امروز او از درون چادری ۲۰ متری در دیرالبلح، تمام توان خود را صرف سامان دادن به زندگی و بقای خانواده‌اش می‌کند.

در این چادر کوچک، که تقریباً هیچ فضای خصوصی در آن وجود ندارد، فضای زندگی به‌گونه‌ای سامان یافته است که محل استراحت، نشیمن، غذاخوری و حتی مسیر رفت‌وآمد، همگی در یک محدوده مشترک قرار دارند.

زندگی روزمره عمار اکنون بیش از آنکه به فعالیت‌های دانشگاهی گره خورده باشد، حول تلاش برای بقا می‌چرخد؛ از تأمین آب و پخت نان بر روی آتش گرفته تا مقابله با تورم افسارگسیخته، به‌گونه‌ای که قیمت هر کیلوگرم آرد به ۳۵ دلار رسیده است.

با وجود این شرایط دشوار، عمار فعالیت علمی خود را متوقف نکرد. او برای مدتی، هفت روز هفته، هر روز نیم ساعت مسیر رفت و نیم ساعت مسیر بازگشت را در میان خطر حملات هوایی طی می‌کرد تا در آپارتمان یکی از دانشجویانش کلاس معماری برگزار کند. سرانجام با تهیه یک لپ‌تاپ، توانست تدریس خود را به‌صورت برخط از سر بگیرد.

تجربه عمار، نمونه‌ای از آن چیزی است که بر آموزش عالی غزه گذشته و به‌هیچ‌وجه روایتی استثنایی یا منفرد نیست. این روایت، تصویری روشن از فروپاشی گسترده نظام آموزش عالی غزه در سایه جنگ ارائه می‌دهد.

چالش دوگانه؛ نقش زنان دانشگاهی

داستان عمار و روایت‌های مشابه دیگر از زنان دانشگاهی فلسطینی، به‌تازگی در کنفرانس «جنسیت، کار و سازمان» (GWO) که از ۸ تا ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ در شهر آستانه قزاقستان برگزار شد، مورد توجه قرار گرفت. در نشستی با عنوان «دانش، مراقبت و بقا در شرایط جنگ»، زنان دانشگاهی غزه از «بار دوگانه»‌ای سخن گفتند که بر دوش دارند؛ تلاشی هم‌زمان برای تداوم تدریس و پژوهش، در حالی که با آوارگی، فرسودگی شدید و مسئولیت‌های سنگین مراقبتی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

توجه افکار عمومی جهان، به‌درستی بر ویرانی زیرساخت‌های آموزش عالی غزه و نابودی نهادهای دانشگاهی متمرکز شده است. بر اساس گزارشی با عنوان «کشتار دانش در غزه؛ تخریب نظام‌مند آموزش عالی فلسطین و تداوم مقاومت جمعی»، هر ۱۹ مؤسسه رسمی آموزش عالی در غزه به‌شدت آسیب دیده یا به‌طور کامل ویران شده‌اند. همچنین یونسکو میزان خسارت‌های فیزیکی واردشده به این مراکز را حدود ۳۷۳ میلیون دلار برآورد کرده است.

ابعاد انسانی این فاجعه نیز تکان‌دهنده است. بر اساس این گزارش، بیش از یک‌هزار و ۳۷۲ دانشجو و بیش از ۲۴۶ عضو هیئت علمی و کارکنان دانشگاهی، از جمله سه رئیس دانشگاه و ۱۰ رئیس دانشکده، جان خود را از دست داده‌اند. نویسندگان این گزارش، این روند هدفمند را «کشتار دانش» (Scholasticide) توصیف کرده‌اند.

با این حال، روایت‌هایی که در کنفرانس آستانه ارائه شد، نشان می‌دهد که نمی‌توان بقای آموزش عالی در غزه را صرفاً با شمار دانشگاه‌های ویران‌شده یا آمار قربانیان سنجید. تداوم حیات آموزش عالی در غزه، امروز بیش از هر چیز به تلاش‌های بی‌وقفه، اغلب بی‌دستمزد و تا حد زیادی نادیده‌مانده زنان دانشگاهی وابسته است؛ زنانی که در میانه جنگ، هم‌زمان برای حفظ آموزش، حمایت از دانشجویان و ادامه فعالیت‌های پژوهشی می‌کوشند.

انزوای طولانی‌مدت و گسست جریان دانش

برخی از پژوهشگران بر این باورند که بحران آموزش عالی در غزه، تنها محصول جنگ اخیر نیست. امانی القادمه، مدیر روابط بین‌الملل دانشگاه اسلامی غزه، معتقد است که جنگ، الگوی دیرپای انزوای دانشگاهی را که در نتیجه اشغال و سال‌ها محاصره شکل گرفته بود، تشدید کرده است. به گفته او، این وضعیت شکافی روزافزون میان جریان جهانی تولید دانش و آنچه دانشجویان و پژوهشگران غزه به آن دسترسی دارند، به‌ویژه در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی، ایجاد کرده است.

از نگاه القادمه، مسئله تنها بازسازی ساختمان‌ها و نهادهای آسیب‌دیده نیست، بلکه بازپیوند دادن دانشگاهیان فلسطینی با شبکه‌های علمی بین‌المللی، آن هم به‌عنوان کنشگران و مشارکت‌کنندگان فعال، نه صرفاً روایتگران رنج و جنگ، اهمیتی اساسی دارد. او می‌گوید: «ما نزدیک به بیست سال در انزوای علمی زندگی کرده‌ایم.»

تدریس در میانه فروپاشی

برای زنان دانشگاهی غزه، فروپاشی زیرساخت‌های آموزش عالی به معنای سازگار شدن مداوم با شرایطی است که هر روز دشوارتر می‌شود. در حالی که بسیاری از دانشگاه‌ها ویران شده‌اند و دسترسی به اینترنت و زیرساخت‌های دیجیتال به‌شدت محدود است، استمرار آموزش مستلزم خلاقیت، انعطاف‌پذیری و تلاش بی‌وقفه بوده است.

دکتر میرام ابودقه، دارای مدرک دکتری ادبیات انگلیسی و مدرس داوطلب دانشگاه الاقصی غزه، ناچار شد خود را با شرایطی وفق دهد که در آن استفاده از پلتفرم‌هایی مانند زوم یا مایکروسافت تیمز عملاً امکان‌پذیر نبود. او پیش از آنکه سرانجام از غزه خارج شود، همراه با حدود ۸۰ نفر از اعضای خانواده گسترده خود در خان‌یونس زندگی می‌کرد؛ جایی که دسترسی به اینترنت تقریباً وجود نداشت و برق به کالایی کمیاب تبدیل شده بود.

برای حفظ ارتباط با دانشجویان، ابودقه شیوه تدریس خود را به‌طور کامل بازطراحی کرد. او محتوای درس‌ها را به فایل‌های صوتی فشرده تبدیل کرد و مدت هر فایل را به کمتر از ۱۰ دقیقه کاهش داد تا دانشجویان بتوانند آنها را از طریق ارتباط ضعیف تلفن همراه و پیام‌رسان‌هایی مانند واتس‌اپ و تلگرام دریافت کنند.

او می‌گوید: «وقتی یکی از دانشجویانم برای دریافت مطالب درسی، جان خود را به خطر انداخت و برای پیدا کردن آنتن اینترنت به مرتفع‌ترین نقطه ویرانه‌ها رفت، دیگر نمی‌توانستم از آموزش او دست بکشم.»

دکتر خلود عطیه الفالیت، استادیار مدیریت بازرگانی در دانشکده اقتصاد و علوم اداری دانشگاه اسلامی غزه نیز از دانش و تجربه حرفه‌ای خود برای ادامه آموزش در شرایط جنگی بهره گرفت.

او برای مقابله با قطعی‌های چندماهه اینترنت، منابع آموزشی را از پیش روی حافظه‌های جانبی (USB) ذخیره می‌کرد تا دانشجویان بتوانند به‌صورت آفلاین از آنها استفاده کنند. همچنین بخش مهمی از آموزش خود را بر پایه ویدئوهای آموزشی از پیش ضبط‌شده و منتشرشده در یوتیوب ادامه داد.

با این حال، الفالیت تأکید می‌کند که در غزه، خودِ بقا به کاری تمام‌وقت و فرساینده تبدیل شده است. او می‌گوید: «هر روز پس از اذان صبح از خواب بیدار می‌شوم، اطرافم را نگاه می‌کنم و بدنم را بررسی می‌کنم؛ با خودم می‌گویم آیا هنوز همان جایی هستم که شب گذشته خوابیدم؟ آیا سالم هستم؟ آیا هنوز زنده‌ام؟»

او توضیح می‌دهد که حتی ساده‌ترین کارهای روزمره، مانند جوشاندن آب یا تهیه غذا، مستلزم ساعت‌ها جست‌وجو برای یافتن هیزم است. به گفته او، «فندکی که بتوان با آن آتش روشن کرد، به کالایی ارزشمند و کمیاب تبدیل شده است.»

بقای دانشگاهی؛ بار مضاعف زنان

جنگ، مرز میان فعالیت دانشگاهی و مسئولیت‌های خانوادگی را از میان برده و بسیاری از زنان دانشگاهی را ناگزیر کرده است تا هم‌زمان مسئولیت تدریس، مراقبت از خانواده و تأمین نیازهای اولیه زندگی را بر عهده بگیرند.

در غزه، از زنان دانشگاهی انتظار می‌رود علاوه بر ایفای نقش استاد و راهنمای علمی، پناهگاه عاطفی دانشجویان خود نیز باشند؛ در عین حال، بخش عمده مسئولیت تأمین امنیت، غذا، آب و حفظ انسجام خانواده نیز بر دوش آنان قرار دارد.

برای دکتر میرام ابودقه، زندگی روزمره به مدیریت تنها ۱۰ لیتر آب برای چهار نفر در مدت دو روز خلاصه می‌شد؛ آبی که باید برای آشامیدن، پخت‌وپز، شست‌وشوی لباس و رعایت حداقل‌های بهداشتی مصرف می‌شد. او می‌گوید: «هر روز نبردی برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی بود؛ در حالی که هم‌زمان باید مسئولیت‌هایم را به‌عنوان استاد، مادر، مراقب و سرپرست خانواده نیز انجام می‌دادم.»

دکتر سهیر عمار نیز این واقعیت را تأیید می‌کند و معتقد است بار روانی و ذهنی جنگ، بیش از همه بر زنان سنگینی می‌کند. به گفته او، فراتر از دشواری‌های جسمی، تصمیم‌گیری‌های مداوم برای حفظ بقای خانواده، فشار مضاعفی بر دوش زنان قرار داده است: «امروز چه خواهیم خورد؟ آیا آب برای آشامیدن یا شست‌وشو داریم؟ چه چیزی باید از بازار تهیه کنیم؟ آیا زمان تخلیه فرا رسیده است؟ اکنون ماندن خطرناک است یا رفتن؟ اگر باید برویم، کجا و چگونه؟»

در چنین شرایطی، بسیاری از پیش‌نیازهای فعالیت دانشگاهی، از جمله دسترسی به کتاب‌ها، محیطی آرام برای مطالعه، اینترنت پایدار و ارتباط مستمر با جامعه علمی، از میان رفته و جای خود را به دغدغه‌های روزمره بقا داده‌اند.

تبعید، تداوم و همبستگی دانشگاهی

خروج اجباری از غزه، اگرچه جان بسیاری از دانشگاهیان را نجات داده است، اما از بار سنگین مسئولیت‌های علمی و عاطفی آنان نکاسته؛ بلکه تنها شکل این مسئولیت‌ها را تغییر داده است.

دکتر اسماء ابوسمره، استادیار دانشکده علوم کاربردی (UCAS)، که برای حمایت بهتر از خانواده خود به مصر رفت، پس از بسته شدن گذرگاه رفح، در وضعیتی شبیه تبعید گرفتار شد. او اکنون مسئول تأمین معاش سه خانواده است و هم‌زمان با فشار روانی ناشی از دوری از عزیزان و نگرانی دائمی درباره سرنوشت آنان زندگی می‌کند.

او می‌گوید: «بسیاری تصور می‌کنند وقتی از غزه خارج می‌شوی، دیگر در امنیت هستی؛ اما جسم من اینجاست و قلب و ذهنم همچنان در غزه مانده است. هر بار که ارتباط تلفنی قطع می‌شود، تنها یک سؤال در ذهنم می‌چرخد؛ آیا هنوز زنده‌اند؟»

برای دانشگاهیان فلسطینی که خارج از غزه زندگی می‌کنند، ادامه فعالیت علمی تنها یک وظیفه حرفه‌ای نیست؛ بلکه راهی برای حفظ پیوند با سرزمین مادری و مقاومتی در برابر گسست علمی و انسانی است. ابوسمره نیز تلاش کرده است این رنج را به کنش علمی و اجتماعی تبدیل کند؛ از حضور و سخنرانی در کنفرانس‌های بین‌المللی گرفته تا مشارکت در راه‌اندازی ابتکار آموزشی «جایی برای امید» در غزه؛ مرکزی که با فراهم کردن دسترسی به اینترنت، امکان ادامه تحصیل دانشجویان را در میانه جنگ فراهم می‌کند.

از روایت‌های شخصی تا مسئولیت‌های نهادی

روایت‌های زنان دانشگاهی غزه، پرسشی اساسی را پیش روی جامعه دانشگاهی جهان قرار می‌دهد: یک استاد دانشگاه تا چه زمانی می‌تواند بار عاطفی و مسئولیت‌های سنگین حفظ آموزش عالی را در میانه جنگ، به تنهایی بر دوش بکشد؟

دکتر خلود عطیه الفالیت با صراحت از رسیدن به مرز فروپاشی روانی سخن می‌گوید. او پس از تخریب خانه‌اش و کشته شدن برادرش در مارس ۲۰۲۴، دچار افسردگی شدید شد و حتی به خودکشی اندیشید. اما آنچه او را به زندگی بازگرداند، پیوندش با جامعه دانشگاهی بود. دانشجویانی که از بمباران منطقه محل سکونتش باخبر بودند، پیوسته پیام‌های کوتاهی برایش می‌فرستادند تا تنها از زنده بودنش اطمینان حاصل کنند.

او می‌گوید: «دانشجویانم مرا روزنه‌ای از امید می‌دانند. در تمام سال‌هایی که در دانشگاه تدریس کرده‌ام، مرا فردی مقاوم و تاب‌آور شناخته‌اند و هرگز اجازه ندادم صدای شکسته و ناامیدم را بشنوند.»

در چنین شرایطی، تدریس دیگر تنها یک وظیفه حرفه‌ای نیست؛ بلکه راهی برای حفظ معنا، امید، نظم زندگی و پیوند با دیگران است.

دکتر اسماء ابوسمره نیز در همین زمینه می‌گوید: «تدریس، کنشی برای مقاومت است؛ یادگیری، کنشی برای امید و خدمت به جامعه، کنشی برای بقا.»

با این حال، دکتر میرام ابودقه معتقد است که شدت فاجعه، حتی زبان دانشگاهی را نیز از توصیف واقعیت ناتوان کرده است. او که استاد ادبیات است، می‌گوید بسیاری از مفاهیم رایج دانشگاهی دیگر توان بیان آنچه مردم غزه تجربه می‌کنند را ندارند.

او توضیح می‌دهد: «واژه "آوارگی" دیگر نمی‌تواند عمق این تجربه را توصیف کند؛ تجربه‌ای که تنها از دست دادن خانه نیست، بلکه فروپاشی تمام زیرساخت‌های زندگی روزمره انسان را در بر می‌گیرد.»

آموزش عالی جهان چه مسئولیتی دارد؟

حضور زنان دانشگاهی فلسطینی در کنفرانس «جنسیت، کار و سازمان» (GWO)، تلاشی برای جلب ترحم یا همدردی صرف نبود. آنان خواستار آن بودند که جامعه دانشگاهی جهان، آنها را نه صرفاً قربانیان جنگ، بلکه تولیدکنندگان دانش و شرکای برابر در همکاری‌های علمی به رسمیت بشناسد.

دکتر شمیلا یوسف‌زایی، دانشیار کارآفرینی، بنیان‌گذار و مدیر دفتر پژوهش‌های کارآفرینی دانشگاه نظربایف (NURCE) و رئیس این کنفرانس، تأکید کرد که برنامه‌ریزی نشست‌ها به‌گونه‌ای انجام شده بود که به جای سخن گفتن درباره جوامع آسیب‌دیده، امکان سخن گفتن با آنان فراهم شود.

او می‌گوید: «همیشه این خطر وجود دارد، به‌ویژه در محیط‌های دانشگاهی، که آن‌قدر درباره مردم سخن بگوییم که فراموش کنیم با خود آنها گفت‌وگو کنیم. سخن گفتن درباره دیگران، کنترل روایت را در اختیار ما قرار می‌دهد؛ اما گفت‌وگو با آنان، نیازمند فروتنی است. همبستگی به معنای نجات دیگران نیست؛ زیرا نجات، نوعی برتری ایجاد می‌کند. همبستگی یعنی فضایی برای حضور دیگران فراهم کنیم، نه اینکه آن فضا را در اختیار بگیریم.»

امانی القادمه، مدیر روابط بین‌الملل دانشگاه اسلامی غزه، نیز همین نگاه را تکرار می‌کند. او پس از این نشست گفت: «درست است که امروز ما قربانی جنگ و آوارگی هستیم؛ اما این به معنای ناآگاهی، ناتوانی یا بی‌صدایی ما نیست.»

او تأکید می‌کند: «دانشگاهیان جهان نباید برای روایت کردن داستان غزه، جای دانشگاهیان غزه را بگیرند. آنچه ما نیاز داریم، فرصت‌هایی برای رهبری، مشارکت در تعیین دستورکارهای پژوهشی و روایت کردن تجربه‌های خودمان است.»

از همبستگی نمادین تا حمایت ساختاری

رابرت کوئین، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی شبکه «دانشگاهیان در معرض خطر» (Scholars at Risk)، معتقد است تجربه دانشگاهیان غزه، بار دیگر اهمیت بنیادین آزادی دانشگاهی را آشکار کرده است.

او می‌گوید: «در کشورهایی که از امنیت و ثبات برخوردارند، گاهی آزادی دانشگاهی یک امتیاز یا تجمل تلقی می‌شود؛ اما تجربه دانشگاهیان در مناطق جنگ‌زده و حکومت‌های استبدادی نشان می‌دهد که آزادی دانشگاهی هرگز یک تجمل نیست، بلکه ضرورتی اساسی است. شجاعت، تاب‌آوری و تعهد آنان ثابت می‌کند که جست‌وجوی دانش و دفاع از آزادی دانشگاهی، مسئولیتی مشترک و ارزشی بنیادین برای جامعه علمی جهان است.»

کوئین برای حمایت از آموزش عالی غزه، سه اقدام عملی را پیشنهاد می‌کند. نخست، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی جهان باید به‌طور مستمر دانشگاهیان غزه را برای فرصت‌های مطالعاتی، بورس‌های پژوهشی، وبینارها و پروژه‌های تحقیقاتی مشترک دعوت کنند تا حضور آنان در شبکه‌های علمی بین‌المللی حفظ شود. دوم، دانشگاه‌ها باید از ظرفیت و نفوذ نهادی خود برای مطالبه آزادی تردد و تسهیل سفر دانشگاهیان فلسطینی استفاده کنند تا آنان بتوانند در فعالیت‌های علمی بین‌المللی مشارکت داشته باشند. سوم، جامعه دانشگاهی جهان باید از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی بخواهد منابع لازم برای بازسازی آموزش عالی غزه را تأمین کنند؛ بازسازی‌ای که علاوه بر احیای زیرساخت‌های فیزیکی، شامل سرمایه‌گذاری بر همکاری‌های علمی و مشارکت‌های بلندمدت دانشگاهی نیز باشد.

در نهایت، زنان دانشگاهی غزه، چه در چادرهای آوارگان و چه در تبعید، همچنان برای زنده نگه داشتن آموزش عالی تلاش می‌کنند. پیام آنان خطاب به جامعه دانشگاهی جهان، درخواست ترحم یا نجات نیست؛ بلکه دعوت به مشارکت و همکاری برابر است. از نگاه آنان، دانشگاه‌های غزه تنها به بازسازی ساختمان‌ها و تأمین بودجه نیاز ندارند، بلکه بیش از هر چیز به احیای پیوندهای علمی و دانشگاهی نیازمندند؛ پیوندهایی که نقش زنان دانشگاهی را در حفظ آموزش و تداوم تولید دانش در سخت‌ترین روزهای جنگ به رسمیت بشناسد.

انتهای پیام/

ارسال نظر