هوشمصنوعی تجربه بالینی کافی را برای طراحی رژیم غذایی ندارد
هرچند هوشمصنوعی میتواند با تحلیل اطلاعات و ارائه پیشنهادهای اولیه به کاربران کمک کند، اما طراحی رژیم غذایی فرایندی فراتر از محاسبه کالری و مواد مغذی است. تنظیم یک برنامه غذایی مناسب، علاوه بر دادههای موجود، به تجربه، قضاوت تخصصی و درک شرایط منحصربهفرد هر فرد نیاز دارد؛ مسئلهای که همچنان مراجعه به یک متخصص را ضروری میکند. منصور رضایی، متخصص تغذیه و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در گفتوگو آناتک به شرح این موضوع پرداخت.
هوشمصنوعی جایگزین یک متخصص نمیشود
رضایی درباره طراحی رژیم غذایی به کمک هوشمصنوعی گفت: «هوشمصنوعی میتواند نقش کمککننده داشته باشد، اما نمیتوان گفت که توانایی طراحی رژیم غذایی را بهطور کامل دارد. رژیم غذایی به جنبههای بسیار متعددی وابسته است و برای تنظیم آن، علاوه بر اطلاعات موجود، به علم و تجربه نیز نیاز است. عواملی فراتر از دادههای در دسترس وجود دارند که در هر فرد متفاوت هستند.»
او درباره اهمیت تفاوت انسانها هنگام در نظر گرفتن یک رژیم غذایی گفت: «نمیتوان همه انسانها را مثل هم در نظر گرفت و برای همه یک فرمول واحد نوشت. آنچه هوشمصنوعی بیشتر ارائه میدهد، جنبههای کمی است؛ برای مثال اینکه فرد چه مقدار کالری یا چند قاشق از یک ماده غذایی مصرف کند. واقعیت این است که ابعاد کیفی انسان از جنبههای صرفاً کمی او بسیار مهمتر است. انسان موجودی اجتماعی است و جنبههای کیفی زندگی او اهمیت بسیار زیادی دارند. بنابراین، هوشمصنوعی میتواند کمککننده باشد، اما نمیتواند حرف آخر را بزند.»
این متخصص تغذیه ادامه داد: «این موضوع را در سایر رشتههای پزشکی نیز مشاهده میکنیم. برای مثال، پاسخ آزمایش پاتولوژی، تصویربرداریامآرآی یا سیتیاسکن را میتوان در اختیار هوشمصنوعی قرار داد تا آنها را تفسیر کند. با این حال، آنچه در پسِ این تفسیر قرار دارد، یعنی علم، تجربه و حکمتی که یک حکیم یا پزشک باتجربه از آن برخوردار است، در اختیار هوشمصنوعی نیست. هوشمصنوعی در چارچوبهای کمی و عددی میتواند تا حد زیادی کمک کند و نمیتوان این توانایی را انکار کرد. این فناوری به دادهها دسترسی دارد و بر اساس اطلاعاتی که دریافت میکند، پاسخ ارائه میدهد؛ اما این پاسخ کامل نیست و لازم است فردی آگاه و متخصص که نحوه استفاده صحیح از این ابزار را میداند، اطلاعات و نتایج آن را تفسیر کند.»
رضایی افزود: «شاید در حوزه تغذیه دام و طیور بتوان از هوشمصنوعی برای تنظیم جیره غذایی استفاده کرد، اما درباره انسان چنین رویکردی امکانپذیر نیست. انسانها تفاوتهای بسیار زیادی با یکدیگر دارند و هر فرد به یک رژیم غذایی شخصیسازیشده نیاز دارد. برای مثال، ممکن است فردی دچار کمخونی باشد، در جذب آهن مشکل داشته باشد یا باردار باشد. حتی شرایط همه افراد باردار نیز یکسان نیست. به همین ترتیب، اگر دو دختر ۱۸ ساله اطلاعات یکسانی را در اختیار هوشمصنوعی قرار دهند، آیا واقعاً شرایط آنها کاملاً مشابه است؟ قطعاً چنین نیست. همانطور که گفتم، هوشمصنوعی کمککننده است، اما نباید بهتنهایی از آن استفاده کرد.»
رژیم غذایی فقط جنبههای کمی ندارد
منصور رضایی درباره تفاوت یک متخصص تغذیه با هوشمصنوعی گفت: «یک متخصص تغذیه باید جنبههای روحی و روانی فرد را نیز در نظر بگیرد. برای مثال، تشخیص میدهد که آیا فرد پیگیر اجرای برنامه غذایی هست یا خیر، دقت کافی دارد یا نه، فردی منظم و باپشتکار است یا خیر و تا چه اندازه توصیهها را میپذیرد. اینها مسائلی هستند که هوشمصنوعی معمولاً قادر به تشخیص آنها نیست.»
وی افزود: «برای نمونه، من بهعنوان کارشناس تغذیه تشخیص میدهم که یک مراجعهکننده فردی دقیق و پیگیر است، اما مراجعهکننده دیگری حتی میزان واقعی غذایی را که مصرف میکند، بهدرستی نمیداند؛ زیرا فردی بیدقت و بینظم است. در درک جنبههای اخلاقی، عاطفی، روحی و روانی، نمیتوان چندان روی هوشمصنوعی حساب باز کرد. هوشمصنوعی در کلیات عملکرد خوبی دارد، اما در جزئیات با محدودیت روبهرو است. این فناوری در جنبههای غیرعددی و غیرکمی ضعیفتر عمل میکند.»
این کارشناس درباره جنبههای کیفی رژیم غذایی گفت: «در علم تغذیه، هم با مسائل کمی روبهرو هستیم و هم با مسائل کیفی. برای مثال، جنبه کمی این است که فرد چهار قاشق برنج مصرف کند. اما زمانی که وارد جنبههای کیفی میشویم، توصیههایی مانند آهسته غذا خوردن، مصرف برنج همراه با حبوبات، پرهیز از افزودن روغن و کاهش میزان نمک مطرح میشوند. جنبههای کیفی بسیار گستردهتر هستند و در چنین شرایطی نمیتوان به این سادگی از هوشمصنوعی استفاده کرد.»
در علم تغذیه، هم با مسائل کمی روبهرو هستیم و هم با مسائل کیفی. برای مثال، جنبه کمی این است که فرد چهار قاشق برنج مصرف کند. اما زمانی که وارد جنبههای کیفی میشویم، توصیههایی مانند آهسته غذا خوردن، مصرف برنج همراه با حبوبات، پرهیز از افزودن روغن و کاهش میزان نمک مطرح میشوند. جنبههای کیفی بسیار گستردهتر هستند و در چنین شرایطی نمیتوان به این سادگی از هوشمصنوعی استفاده کرد
این کارشناس تغذیه درباره تاثیر مراجعه حضوری برای مشاوره تغذیه گفت: «زبان بدن در جلسات مشاوره تغذیه اهمیت بسیار زیادی دارد. اینکه چه کسی مشاوره میگیرد و چه کسی مشاوره میدهد، ارتباط چهرهبهچهره میان این دو نفر را شکل میدهد و همین موضوع بر میزان نفوذ کلام و اثرگذاری مشاوره تأثیر میگذارد. ارتباط حضوری و تصویری نیز بهمراتب اثرگذارتر از ارتباط غیرحضوری است. برای مثال، مطالبی که از رادیو دریافت میکنید، تأثیر متفاوتی با مطالبی دارند که از تلویزیون میبینید و میشنوید.»
رضایی درباره ضعف هوشمصنوعی در مسائل فرهنگی گفت: «هوشمصنوعی در مسائل کمی میتواند کمککننده باشد، اما در مسائل جزئی، مانند مسائل فرهنگی، آنقدر قوی نیست. برای مثال، دسترسی افرادی که در تهران زندگی میکنند با دسترسی افرادی که در سیستان و بلوچستان زندگی میکنند به مواد غذایی متفاوت است. حتی غذاهایی که مصرف میکنند نیز در بسیاری از موارد با یکدیگر تفاوت دارد.»
این متخصص تغذیه ادامه داد: «هوشمصنوعی مسائل روانی را آنگونه که یک متخصص تغذیه درک میکند، متوجه نمیشود. برای مثال، کیفیت پخت غذا ممکن است متفاوت باشد و هوشمصنوعی این تفاوت را تشخیص ندهد. غذایی که در خانه یا در رستوران مصرف میکنید، ممکن است از نظر نام یکسان باشد، اما از لحاظ کیفیت تفاوت داشته باشد. همچنین، لذتی که هنگام صرف غذا در خانه یا رستوران تجربه میکنید، ممکن است متفاوت باشد و در نتیجه، تأثیر متفاوتی نیز بر شما بگذارد. این موضوع نشان میدهد که غذا خوردن صرفاً یک فرایند کمی نیست و عوامل روانی، عاطفی و محیطی نیز در آن نقش دارند.»
این کارشناس افزود: «در کنار این موارد، باید مسائل روحی، معنوی و عاطفی نیز بررسی شوند. برای مثال، ممکن است فرد به دلایلی تمایلی به غذا خوردن نداشته باشد. بنابراین، لازم است در کنار هوشمصنوعی، یک کارشناس خبره حضور داشته باشد تا اطلاعاتی را که در اختیار هوشمصنوعی قرار میگیرد، تفسیر کند.»
هوشمصنوعی بیشاز حد با کاربران مدارا میکند
این متخصص تغذیه درباره مهربانی بیش از اندازه و نامعقول هوشمصنوعی گفت: «باید این موضوع را نیز در نظر گرفت که هوشمصنوعی، بهاصطلاح، بسیار مشتریمدار است. به همین دلیل، ممکن است همیشه شما را با واقعیتها روبهرو نکند یا مطالب را به شکلی بیان کند که برای مخاطب خوشایند باشد و او را به استفاده دوباره از آن ترغیب کند. در حوزه پزشکی و درمان چنین رویکردی وجود ندارد. ممکن است پزشک کاملاً صریح به بیمار بگوید: «اگر این وضعیت را ادامه دهید، ممکن است دچار قطع عضو شوید.» یا «اگر قند خون خود را کنترل نکنید، ممکن است پای خود را از دست بدهید.»، اما هوش مصنوعی معمولاً مطالب را بیشتر مطابق میل مخاطب بیان میکند.»
او ادامه داد: «در حوزه درمان، اگر هدف ایجاد تغییر رفتاری باشد، عوامل بسیار متعددی در این فرایند نقش دارند. باید این موضوع را درک کرد که هیچکس تنها به یک علت بیمار نمیشود و به همین دلیل نیز با یک راهکار، مانند تغذیه، ورزش یا روانشناسی، درمان نخواهد شد. بنابراین، نباید از هوش مصنوعی انتظار داشت که تنها با ارائه یک راهکار، فرد را درمان کند.»
وی در ادامه گفت: «به همین علت، نباید بیش از اندازه مجذوب هوش مصنوعی شد؛ زیرا ممکن است انسان را به بیراهه بکشاند. این مسئله بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که مغز انسان بهطور طبیعی به عادتها و انجام کارهای تکراری گرایش دارد و مراجعه مداوم به هوش مصنوعی نیز میتواند چنین حالتی را ایجاد کند. ازاینرو، باید هوشمصنوعی را صرفاً بهعنوان یک ابزار کمککننده در نظر گرفت و از آن بهصورت تلفیقی، در کنار سایر روشها، استفاده کرد.»
مرز تواناییهای هوش مصنوعی در پزشکی
این پزشک درباره استفاده بیمورد و بدون فکر از هوشمصنوعی گفت: «همچنین، نباید صرفاً از روی تنبلی به هوشمصنوعی مراجعه کرد. بسیاری از افراد برای انجام کوچکترین کارها از هو مصنوعی کمک میگیرند و اطلاعاتی را که از آن دریافت کردهاند، برای پزشکان مطرح میکنند؛ در حالی که این اطلاعات، در بسیاری از موارد، درست نیستند.»
این متخصص در نهایت گفت: «باید در نظر داشت همانگونه که هیچکس تنها با مطالعه کتابهای پزشکی، پزشک نمیشود و لازم است دورههای کارآموزی را بگذراند و در بیمارستان تجربه کسب کند، صرفِ برخورداری از دانش مکتوب نیز کافی نیست. همه دانش، مکتوب نیست و بخش مهمی از آن از راه تجربه در محیط بیمارستان و مواجهه با بیماران به دست میآید.»
انتهای پیام/