بازگشت به معماری سنتی، احیای منطق طراحی است
چگونه ساختمانهایی که قرنها پیش ساخته شدهاند، بدون برق، کولر و سامانههای تهویه مکانیکی، همچنان آسایش حرارتی ساکنان خود را تأمین میکنند؟ پاسخ این پرسش را باید در شناخت دقیق رفتار باد، انتقال حرارت، ویژگیهای مصالح و طراحی اقلیممحور جستوجو کرد. دکتر نسیم اشرافی، استاد معماری و عضو هیئت علمی گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار «آناتک» توضیح میدهد که معماری سنتی ایران صرفا مجموعهای از فرمهای تاریخی نیست، بلکه نظامی از راهحلهای مهندسی است که بر پایه قوانین فیزیک و شناخت طبیعت شکل گرفته و امروز نیز میتواند برای طراحی ساختمانهای کممصرف انرژی الهامبخش باشد.
بادگیر از نظر فیزیکی دقیقا چگونه کار میکند؟ چه اصل علمی پشت عملکرد آن است؟
از دیدگاه فیزیک، عملکرد بادگیر بر سه اصل استوار است:اختلاف فشار ناشی از وزش باد (Pressure Difference) ،همرفت طبیعی هوا (Natural Convection)و اختلاف چگالی هوای گرم و سرد (Stack Effect).
باد هنگام برخورد با دهانه بادگیر، در سمت رو به باد فشار مثبت و در سمت پشت به باد فشار منفی ایجاد میکند. این اختلاف فشار، هوا را به درون ساختمان هدایت کرده و همزمان هوای گرم را از مسیرهای دیگر خارج میکند. در بسیاری از بادگیرها، عبور هوا از روی آب یا سطوح مرطوب نیز باعث سرمایش تبخیری میشود.
اما در رویکرد حکمی، این صرفا یک پدیده فیزیکی نیست؛ بلکه نمونهای از همراهی انسان با سنتهای الهی در طبیعت است. معمار سنتی به جای مصرف انرژی برای غلبه بر اقلیم، جریانهای طبیعی باد، آب و اختلاف دما را در خدمت آسایش انسان قرار میدهد. بنابراین فناوری، ادامه فهم نظام خلقت است، نه جایگزین آن.
آیا انواع مختلف بادگیر عملکرد متفاوتی داشتند؟
بله. بادگیرها بر اساس اقلیم و الگوی باد هر منطقه طراحی میشدند. بادگیر یکطرفه بیشتر در مناطقی استفاده میشد که جهت باد غالب ثابت بود. بادگیر دوطرفه یا چهارطرفه در مناطقی به کار میرفت که باد از جهات مختلف میوزید. در شهرهایی مانند یزد، بادگیرهای بلند و چندوجهی امکان بهرهگیری از باد در تمام فصول را فراهم میکردند.
این تنوع نشان میدهد که معماری سنتی بر پایه یک الگوی ثابت شکل نگرفته، بلکه از فهم دقیق اقلیم هر منطقه پدید آمده است.
در نگاه حکمی، این همان اصل «قرار دادن هر چیز در جای مناسب خود» است؛ یعنی معماری نسخه واحد برای همه اقلیمها ارائه نمیدهد، بلکه با شناخت ویژگیهای هر مکان، پاسخ متناسب تولید میکند.
حیاط مرکزی در خانههای سنتی چه نقش اقلیمی داشت؟
حیاط مرکزی یکی از هوشمندانهترین سامانههای تنظیم اقلیم در معماری ایران است. از نظر فیزیکی، در طول شب، زمین و دیوارها گرما را به آسمان تابش میکنند و سرد میشوند.هوای خنک در حیاط جمع میشود. در روز، سایه دیوارها از گرم شدن سریع فضا جلوگیری میکند. وجود حوض و گیاهان باعث افزایش رطوبت و کاهش دمای هوا میشود. اتاقها از این هوای متعادل بهره میبرند.
در نگاه حکمی، حیاط صرفا یک فضای خالی نیست؛ بلکه قلب زنده خانه است؛ جایی که نور، آب، گیاه، آسمان و زندگی خانوادگی در تعادل قرار میگیرند. این سازماندهی نشان میدهد که معماری سنتی به دنبال ایجاد تعادل میان انسان، طبیعت و سکونت بوده است.
رابطه میان جنس مصالح (مثل خشت و آجر) و توانایی ساختمان در نگهداشتن دما (چه گرما چه سرما) چگونه توضیح داده میشود؟
مصالحی مانند خشت و آجر دارای دو ویژگی مهم هستند: ظرفیت حرارتی بالا (Heat Capacity) و جرم حرارتی زیاد (Thermal Mass).
این مصالح گرما را بهآرامی جذب و بهآرامی آزاد میکنند. در نتیجه: روزها مانع ورود سریع گرما به داخل ساختمان میشوند و شبها گرمای ذخیرهشده را آرامآرام آزاد میکنند. به همین دلیل، دمای داخل ساختمان نسبت به بیرون نوسان بسیار کمتری دارد.
از منظر حکمت اسلامی، انتخاب مصالح نیز بخشی از اصل هماهنگی با طبیعت است. مصالح بومی نه تنها از محیط گرفته میشوند، بلکه ویژگیهای فیزیکی آنها نیز با شرایط همان اقلیم سازگار است؛ بنابراین ساختمان به جای مقابله با محیط، با آن همنوا میشود.
گنبدهای دوپوسته (مثل گنبدهای اصفهان) چه مزیت فیزیکی نسبت به گنبد تکپوسته دارند؟
بین دو پوسته گنبد، یک لایه هوا قرار میگیرد. این لایه هوا: انتقال گرما را کاهش میدهد، از گرم شدن سریع فضای داخلی جلوگیری میکند، اختلاف دمای بیرون و داخل را متعادل میسازد و وزن سازه را نیز بهتر توزیع میکند. از نظر سازهای نیز امکان ساخت گنبدهای بلندتر و پایدارتر را فراهم میکند.
در رویکرد حکمی، این فناوری نمونهای از پیوند همزمان زیبایی، سازه و اقلیم است. برخلاف نگاه صرفا فنی امروز، در معماری سنتی این سه حوزه از یکدیگر جدا نبودند.
کوچههای باریک در بافت شهرهای سنتی، از نظر علمی چه تأثیری بر دمای محیط داشتند؟
کوچههای باریک باعث میشدند: سطح زیادی از معبر در سایه قرار گیرد، تابش مستقیم خورشید کاهش یابد، دیوارها کمتر گرم شوند، سرعت بادهای داغ کنترل شود و هوای خنک شب برای مدت بیشتری حفظ گردد. در نتیجه، دمای محیط شهری چند درجه کمتر از خیابانهای عریض و بدون سایه بود.
در نگاه حکمی، شهر نیز همچون خانه، جزئی از نظام زیست انسان است. بنابراین طراحی شهری نیز تابع همان اصل تعادل میان انسان و طبیعت است، نه صرفا حداکثرسازی عبور خودرو یا توسعه کالبدی.
آیا معماران سنتی این اصول را با آزمونوخطا و تجربه نسلبهنسل به دست آورده بودند، یا شواهدی از درک نظری و محاسباتی هم وجود دارد؟
پاسخ دقیق این است که هر دو. بخش مهمی از این دانش در طول نسلها و بر پایه تجربه تکامل یافته است؛ اما شواهد تاریخی نشان میدهد که معماران مسلمان تنها تجربهگرا نبودند. آنان با هندسه، ریاضیات، نجوم، تناسبات، مصالح و فنون ساخت آشنایی عمیق داشتند و این دانش در سنت استاد–شاگردی منتقل میشد.
در نگاه شما، این دانش را نباید صرفا «تجربی» یا صرفا «نظری» دانست؛ بلکه محصول پیوند حکمت نظری و حکمت عملی است. یعنی شناخت قوانین آفرینش و بهکارگیری آنها در ساخت محیط زندگی.
امروز، معماران و مهندسان تا چه اندازه از این اصول (بادگیر، حیاط مرکزی) در طراحی ساختمانهای کممصرف انرژی استفاده میکنند؟
در دهههای اخیر، بسیاری از این اصول دوباره مورد توجه قرار گرفتهاند؛ از جمله: تهویه طبیعی، بادگیرهای مدرن، حیاطهای میانی، نماهای دوپوسته، جرم حرارتی بالا و سرمایش غیرفعال (Passive Cooling).
این مفاهیم امروز در معماری پایدار و ساختمانهای کممصرف انرژی از مهمترین راهکارهای کاهش مصرف انرژی به شمار میروند. اما از منظر حکمی، بازگشت به معماری سنتی به معنای کپیبرداری از فرمها نیست؛ بلکه باید منطق طراحی آن احیا شود. آنچه ارزشمند است، فهم اصولی است که پشت بادگیر، حیاط، مصالح و سازمان فضایی قرار دارد، نه صرفا تکرار شکل ظاهری آنها.
اگر بخواهید یک نمونه برتر از هوش مهندسی اقلیمی در معماری سنتی ایران معرفی کنید، کدام بنا یا عنصر معماری را انتخاب میکنید؟
اگر تنها یک نمونه انتخاب شود، مجموعه بادگیر، حیاط مرکزی و آبانبارهای شهر یزد را میتوان کاملترین نظام مهندسی اقلیمی معماری ایران دانست. علت این انتخاب آن است که در این مجموعه: باد، آب، خاک و تابش خورشید به صورت یک سامانه واحد عمل میکنند. سرمایش، تهویه، ذخیره آب و آسایش حرارتی بدون استفاده از انرژی فسیلی تأمین میشود و معماری، سازه، اقلیم و فرهنگ در یک نظام منسجم به هم پیوند خوردهاند.
در نگاه حکمی، ارزش این مجموعه تنها در هوشمندی فنی آن نیست؛ بلکه در این است که انسان را در نسبت صحیح با نظام خلقت قرار میدهد. معماری سنتی ایران نشان میدهد که پیشرفت الزاماً به معنای مصرف بیشتر انرژی یا پیچیدهتر شدن فناوری نیست، بلکه گاه پیشرفتهترین راهحل، عمیقترین فهم از قوانین الهی حاکم بر طبیعت است؛ فهمی که انسان را به جای تقابل با طبیعت، به همزیستی خردمندانه با آن دعوت میکند.
انتهای پیام/