دولت؛ «والد ملی» در شرایط بحران/ گفتمان رسمی باید آرام، صادق و امیدوارکننده باشد
رژیم غاصب و منحوس صهیونیستی و ارتش تروریستی آمریکا در اقدامی ناجوانمردانه و کینهتوزانه از صبح 9 اسفند 1404 با حمله به ایران اسلامی و به شهادت رساندن رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام سیدعلی حسینی خامنهای و جمعی از فرماندهان و سرداران نظامی، جنگ نابرابر دیگری را به کشور عزیزمان ایران تحمیل کردند.
از 9 اسفند تاکنون که حدود سه هفته از جنگ تحمیلی ناجوانمردانه دشمنان اسلام و ایران اسلامی علیه کشورمان میگذرد، ملت شجاع و نیروهای مسلح قدرتمند ایران با حضور در میدان در برابر حملات بیرحمانه و جنایتکارانه ایستاده و از میهن اسلامی دفاع میکنند.
بالطبع در این بین مردم و خانوادهها بویژه کودکان درگیر مسائلی همچون ترس و اضطراب از جنگ شده و به لحاظ روانی دچار تشویش میشوند؛ بنابراین بر آن شدیم به منظور ایجاد آرامش و تزریق امید به جامعه و کنارگذاشتن یأس و ناامیدی و بلکه مأیوس کردن دشمن با متخصصان روانشانسی و مشاوره گفتگوهایی داشته باشیم که در این بخش گپ و گفتمان با فاطمه اسمعیلی عضو هیئت علمی گروه روانشناسی و مشاوره و رئیس مرکز مشاوره امین دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد از نظر مخاطبان و کاربران میگذرد.
گفتوگوی تفصیلی آنا با اسمعیلی عضو هیئت علمی گروه روانشناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی را در ادامه می .خوانیم؛
برنامهروزمره کودک را حفظ کنیم و به او نقش معنادار بدهیم
آنا: توصیه شما به عنوان یک متخصص روانشناسی به خانوادههای ایرانی، پدران، مادران و فرزندان چیست و هرکدام در قبال هم چه وظایفی دارند؟
اسمعیلی: در زمان بحران خانواده باید پناهگاه روانی یکدیگر باشند و منبع آرامش و احساس امنیت شوند؛ بنابراین در این شرایط برقراری ارتباط شفاف، گفت و گوی بدون سرزنش و ابراز احساسات بسیار مهم و ضروری است.
نقش پدر خانواده به عنوان فردی که تکیهگاه و ستون آرامش و تعلق خانواده محسوب میشود، مدیریت هیجاناتی مانند خشم و اضطراب است؛ زیرا مستقیماً بر اعضای خانواده تاثیر مستقیم می گذارد. مادر نیز به عنوان مأمن امن و آرامش فرزندان در این شرایط میتواند با گوش دادن و توجه به احساسات اعضای خانواده کانون امنی را فراهم کند.
در نحوه رفتارمان با کودکان چند نکته می تواند بسیار مهم تلقی شود، اینکه نگاه و صدای ما اولین تکیهگاه آنهاست پس الگوی آرامش باشیم نه قربانی اضطراب.
برنامه روزمره کودک را حفظ کنیم و به او نقش معنادار بدهیم؛ زیرا این کار به او حس کنترل و مشارکت را می دهد. اعضای خانواده میتوانند با تعیین نقش ها و همکاری جمعی، نظم روانی ایجاد کنند و با تقویت ایمان، معنویت و هدف مشترک باعث بازسازی روانی شوند. یادمان باشد بحران با عقل و مهربانی قابل مدیریت است.
بازسازی روحیه مردم، نخستین وظیفه هر دولت در بحران است
آنا: مسئولان کشوری و در رأس آنها دولتمردان در شرایط فعلی چه وظایفی در قبال مردم و خانواده های ایرانی دارند؟
اسمعیلی: در شرایط جنگی یا بحرانی، رفتار و تصمیمهای مسئولان نهفقط جنبه سیاسی، بلکه تأثیر مستقیم روانی و اجتماعی بر مردم دارد. در چنین موقعیتی، دولت باید نقش «والد ملی» را ایفا کند؛ یعنی با رفتار حسابشده، احساس امنیت، امید و انسجام را در جامعه حفظ کند.
از جمله وظایف مسئولان کشوری و در رأس آنها دولتمردان وظایف روانی و ارتباطی است مانند «مدیریت احساس جمعی جامعه»؛ در جنگ، مردم فقط به اطلاعات نظامی نیاز ندارند، بلکه به «اطمینان روانی» نیازمندند؛ بنابراین گفتمان رسمی باید آرام، صادق و امیدوارکننده باشد.
«صداقت بدون رعبآفرینی» از دیگر وظایف است؛ چراکه مردم باید حقیقت را بدانند؛ اما نه به شکلی که باعث وحشت عمومی شود، اعتماد، فقط با «شفافیت همراه با همدلی» ساخته میشود.
«حضور فعال مسئولان میان مردم» مانند دیدارها، اطلاعرسانی چهرهبهچهره و پاسخ مستقیم به دغدغههای روزمره (توزیع غذا، امنیت، آموزش) نشانه مشروعیت روانی حکومت است.
«کنترل جریان رسانهها» از دیگر وظایف مهم مسئولان است، رسانه ملی و رسمی باید از هیجانپراکنی پرهیز کرده و به آموزش مهارتهای تابآوری خانوادگی و مدیریت استرس بپردازد، وظیفه دیگر، رهبری و امیدبخشی است.
«الهامبخشی نه صرفاً مدیریت» نیز اط وظایف مهم مسئولان است؛ چراکه مردم در بحران به «نماد آرامش و امید» نیاز دارند، حضور رهبران در کنار مردم، پیام «ما با هم هستیم» را تقویت میکند.
«تقویت هویت ملی و وحدت روانی» بر ارزشهای مشترک مانند فداکاری، مهربانی، همبستگی و ایمان جمعی تأکید دارد و میتواند اضطراب اجتماعی را به عزت و مقاومت تبدیل کند.
«سرمایهگذاری در معنویت و فرهنگ» مانند هنر، دعا، موسیقی، مراسم جمعی امیدبخش و روایتهای قهرمانی میتوانند عامل ترمیم روان جامعه باشند.
در شرایط جنگی، دولتها باید علاوه بر مدیریت میدانی، نقش رواندرمانگر جمعی را نیز ایفا کنند. یعنی صادقانه اطلاعرسانی کنند، امید بدهند، عدالت را رعایت کنند، از خانوادهها حمایت عاطفی و اجتماعی بهعمل آورند و با حضور واقعی میان مردم نشان دهند که ملت تنها نیست. بازسازی روحیه مردم، نخستین وظیفه هر دولت در بحران است.
پیگیری مداوم خبر چرخه اضطراب را فعال نگه میدارد
آنا: اضطراب و استرس افراد چگونه قابل کنترل است و افراد در قبال یکدیگر چه وظایفی دارند؟
اسمعیلی: اضطراب و استرس نهتنها تجربه فردی بلکه پدیدهای جمعی و واگیردار است. از نگاه روانشناسی، هر جامعه سالم در بحران باید بتواند از «اضطراب مخرب» به سمت «هوشیاری سازنده» حرکت کند. برای کنترل اضطراب و استرس در سطح فردی؛ پذیرش هیجانات بهجای انکار آنها بسیار مهم است. اضطراب واکنشی طبیعی به شرایط غیرقابل پیشبینی است. تلاش برای پنهانکردن یا خجالت از آن، فشار روانی را بیشتر میکند.
نخستین گام، «پذیرفتن احساس ترس» و صحبت دربارهاش با فردی امن و قابل اعتماد است. انجام تمرینهای تنفس عمیق، کشش عضلات و پیادهروی بهصورت روزانه (حتی در فضای محدود) ذهن را تنظیم میکند، توجه به «اکنون» باعث میشود ذهن از غرقشدن در تصویرهای فاجعهمحور آینده فاصله بگیرد. انجام یک تمرین ساده مانند سه نفس عمیق، سپس تمرکز بر چیزی ملموس (مثلاً صدای نفس، حس پاها روی زمین یا نور اطراف) اضطراب را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد.
پیگیری مداوم خبرها احساس کنترل نمیدهد؛ بلکه چرخه اضطراب را فعال نگه میدارد. تعیین «ساعت مشخص روزانه برای مرور خبرها» کفایت میکند.
افراد در سطح جمعی نیز میتوانند نکاتی را در نظر داشته باشند ازجمله «حمایت عاطفی متقابل». شنیدن، همدلی و تأیید احساسات اطرافیان مهمتر از نصیحتکردن است. جملهای مانند «میفهمم چقدر سخته» از صد تا راهحل اثرگذارتر است.
«تقویت حس تعلق اجتماعی؛ چراکه کمکهای کوچکی مانند تقسیم غذا، گوش دادن، حضور در کنار دیگران بدون قضاوت، حس امنیت روانی میسازد و ایجاد گروههای کوچک همیاری محلی (مثلاً خانوادههای هممحله) باعث کاهش احساس تنهایی میشود.
مورد بعدی مراقبت از گفتار و رفتار است. در بحران، کلمات میتوانند یا امید ایجاد کنند یا اضطراب را چند برابر سازند. گفتوگوهای روزمره باید همراه با آرامش، واقعگرایی و امید باشد. از پخش شایعات و اخبار تأییدنشده خودداری کنیم؛ زیرا آسیب روانی آنان از خود جنگ کمتر نیست.
«تشویق به کمکخواهی؛ اگر کسی نشانههای اضطراب شدید، بیخوابی، افکار منفی یا ناامیدی دارد، باید تشویق شود که با روانشناس یا خط مشاوره تماس بگیرد. در بحران، کمکخواستن نشانه ضعف نیست؛ بلکه رفتار مسئولانه اجتماعی است.
«کنترل استرس در بحران» با پذیرش احساسات، مدیریت بدن و ذهن و کاهش مواجهه با ترس جمعی ممکن است؛ اما مهمتر از آن، احساس «باهمبودن» است. هرکدام از ما در قبال دیگری وظیفه داریم شنونده باشیم، امید بدهیم، از پخش ترس و خبرهای بیپایه خودداری کنیم و بهجای تضعیف، تکیهگاه یکدیگر باشیم. جامعهای که از هم مراقبت کند، حتی در سختترین شرایط، پایدارتر و آرامتر خواهد ماند.
لزوم آموزش سواد هیجانی و رسانهای
آنا: آیا تصویر کاملتری از مدیریت روانی جامعه در بحران ارائه میکنید؟
اسمعیلی: توجه به نکات زیر میتواند تصویر کاملتری از مدیریت روانی جامعه در بحران ارائه کند ازجمله مداخله های روانشناسی در سطح اجتماعی از طریق ایجاد شبکه های حمایت روانی اجتماعی و تداوم آموزش مهارتهای تنظیم هیجان و از طرفی بازسازی سرمایه اجتماعی در جهت کاهش اضطراب جمعی است.
نکته دیگری که در شرایط بحرانی فعلی می تواند بسیار مهم باشد، مدیریت تروماست. استفاده از تیم های روان درمانی مداخله در بحران و استفاده از روش های علمی در جهت کاهش اثرات مخرب جنگ و بحران بسیار ضروری است.
آموزش سواد هیجانی و رسانه ای مخصوصاً در شرایط فعلی که واقعیت و روایت هیجانی رسانه ها با هم ادغام شده بسیار اساسی است و از همه مهمتر بعد معنوی و فرهنگی تاب آوری است اینکه معنا و ایمان سازوکارهای قوی بازسازی روانی اند. تقویت ارزش های فرهنگی و دینی و اخلاقی و حضور در مراسم جمعی دعا و مناجات می تواند نقش بسیار مهمی در پایداری روانی افراد داشته باشد.
سلامت روانی دانشجویان، بنیان پایداری فکری و علمی کشور است
آنا: دانشگاهیان و دانشجویان چگونه میتوانند از خدمات مشاوره و روانشناسی دانشگاه بهرهمند شوند؟
اسمعیلی: مراکز مشاوره دانشگاه نقش «سیستم ایمنی روانی» محیط علمی را دارند. دانشگاهیان باید بدانند مرکز مشاوره، فضای اعتماد، گفتوگو و رشد است؛ نه محل قضاوت. هر دانشجو میتواند بهصورت حضوری یا مجازی از خدمات مشاوران دانشگاه استفاده کند. در زمان بحرانها، این مراکز با مشاوره فوری، کارگاههای تابآوری و حمایتهای روانی گروهی از دانشجویان پشتیبانی میکنند. سلامت روانی دانشجویان، بنیان پایداری فکری و علمی کشور است.
مراکز مشاوره فقط برای زمان بحران نیستند؛ مأموریت آنها پیشگیری، آموزش و درمان روانی است و خدمات اصلی آنها شامل مشاوره فردی، مشاوره گروهی، کارگاههای آموزشی، حمایت روانی در شرایط بحرانی است.
در شرایط جنگ یا بحران، دانشگاهها خدمات تلفنی، آنلاین یا حتی سیار (در خوابگاهها و پناهگاهها) ارائه میدهند. استادان باید نشانههای اضطراب یا افت تحصیلی دانشجویان را بشناسند و آنان را به مشاور ارجاع دهند. دانشگاهها لازم است مشاوران را در کنار استادان در فعالیتهای فوقبرنامه و فرهنگی بگنجانند تا حضورشان طبیعیتر شود.
افزایش مشاوران متخصص در حوزههای مختلف (تحصیلی، خانواده، سلامت روان، بحران). برگزاری کارگاههای عمومی برای کل دانشگاه و آموزش اساتید برای حمایت روانی اولیه از جمله اقداماتی است که مراکز مشاوره میتوانند به دانشجویان و خانواده دانشگاهیان و حتی آحاد مردم ارائه دهند.
انتهای پیام/