یک روانشناس در گفت‌و‌گو با آناتک:

سلفی‌گرفتن مداوم می‌تواند ذهنیت «همیشه دیده‌شدن» را تقویت کند

سلفی‌گرفتن از یک رفتار ساده و گاه سرگرم‌کننده به بخشی ثابت از سبک زندگی بسیاری از افراد تبدیل شده است؛ رفتاری که در ظاهر بی‌خطر به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های عمیق‌تر روان، می‌تواند پیامد‌های قابل‌توجهی به همراه داشته باشد. تمرکز مداوم بر ظاهر، زاویه دید، نور و واکنش دیگران، ذهن را درگیر نوعی احساس همیشه زیر نگاه بودن می‌کند؛ حالتی که روانشناسان از آن با عنوان ذهنیت نظارت‌پذیری یاد می‌کنند. این ذهنیت، به‌ویژه در بستر شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند خودانگیختگی، امنیت روانی و حتی عزت‌نفس افراد را تحت تاثیر قرار دهد.
نویسنده : فهیمه سنجری

فضای دیجیتال تنها بستری برای ارتباط نیست، بلکه به محیطی برای دیده‌شدن، ارزیابی‌شدن و ساخت تصویر از خود تبدیل شده است. در این میان، رفتار‌هایی مانند سلفی‌گرفتن مداوم، نقشی فراتر از ثبت تصویر پیدا کرده‌اند و به ابزار مدیریت هویت بدل شده‌اند. شناخت اثرات روانی این رفتار‌ها می‌تواند گامی مهم در حفظ سلامت روان و کیفیت روابط انسانی باشد.

گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک، به بررسی رابطه سلفی‌گرفتن مداوم با ذهنیت نظارت‌پذیری، پیامد‌های رفتاری آن و راهکار‌هایی برای کاهش فشار دیده‌شدن پرداخته است.

همچنین ذهنیت نظارت‌پذیری به حالتی گفته می‌شود که فرد احساس می‌کند همواره در معرض نگاه، قضاوت و ارزیابی دیگران قرار دارد و رفتار‌های خود را بر اساس این تصور تنظیم می‌کند. در این وضعیت، تمرکز فرد از تجربه درونی و خودانگیختگی فاصله می‌گیرد و به کنترل تصویر بیرونی و پیش‌بینی واکنش دیگران معطوف می‌شود.

رابطه سلفی‌گرفتن مداوم با ذهنیت نظارت‌پذیری چیست؟

رابطه سلفی‌گرفتن مداوم با ذهنیت نظارت‌پذیری بسیار نزدیک و درهم‌تنیده است. در واقع، سلفی‌گرفتن هم می‌تواند نتیجه این ذهنیت باشد و هم خود به‌عنوان عاملی تقویت‌کننده عمل کند. زمانی که فرد به‌طور مداوم از خود سلفی می‌گیرد، ذهن او پیوسته درگیر این پرسش می‌شود که چرا دیگران باید این تصویر را بپسندند. این یعنی فرد از زاویه نگاه دیگران به خودش می‌نگرد، نه از منظر تجربه درونی خود.

کنترل تصویر بیرونی، یکی از رفتار‌هایی است که افراد برای ارائه نسخه‌ای قابل‌قبول از خود انجام می‌دهند. انتخاب چهره بهتر، زاویه مناسب‌تر، نور مطلوب‌تر و ژست دقیق‌تر، همگی نشانه‌های مکانیزم خودسانسوری تصویری هستند. در این حالت، فرد به‌جای آنکه خود را همان‌گونه که هست ببیند، در تلاش است تصویری را بسازد که بیشترین تایید را دریافت کند.

پس از انتشار سلفی، وابستگی به واکنش دیگران آغاز می‌شود. لایک‌ها، کامنت‌ها و میزان توجه، به شاخص ارزشمندی تبدیل می‌شوند و سیستم پاداش ذهن به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که فرد مدام از خود بپرسد اکنون دیگران چه برداشتی از من دارند. این روند، ذهنیت نظارت‌پذیری را بیش از پیش تقویت می‌کند.

تکرار سلفی‌گرفتن در واقع به معنای تکرار بررسی خود از بیرون است. سلفی به نوعی آینه دیجیتال تبدیل می‌شود که فرد در آن چهره خود را تحلیل می‌کند، خود را از نگاه بیننده قضاوت می‌کند و نسبت به نقص‌ها حساس‌تر می‌شود. این فرآیند، خودآگاهی اجتماعی بیش‌فعال را تقویت می‌کند و زمینه مقایسه‌گری بصری را فراهم می‌سازد.

از آنجا که سلفی‌ها معمولا با تصاویر دیگران مقایسه می‌شوند، فرد احساس می‌کند در یک مسابقه دائمی برای دیده‌شدن قرار دارد. این چرخه شامل احساس تحت‌نظر بودن، تلاش برای کنترل تصویر، انتظار برای تایید و افزایش حساسیت نسبت به بازخوردهاست. در نهایت، به‌ویژه در نوجوانان، تکرار این رفتار باعث می‌شود هویت به چگونگی دیده‌شدن گره بخورد. در این وضعیت، فرد احساس می‌کند باید هویت خود را بسازد و مدیریت کند، نه اینکه اجازه دهد به‌صورت طبیعی شکل بگیرد. به همین دلیل، سلفی‌گرفتن مداوم هم نشانه ذهنیت نظارت‌پذیری است و هم عامل تقویت‌کننده آن.

آیا این پدیده باعث می‌شود افراد کمتر خودانگیخته و بیشتر حسابگر شوند؟

اگر انگیزه اصلی بسیاری از رفتار‌ها این باشد که دیگران چه فکری می‌کنند، یا فرد از موقعیت‌های اجتماعی اجتناب کند، این الگو ناسالم تلقی می‌شود. برای مثال، پست‌نذاشتن به‌دلیل ترس از قضاوت، حذف سریع استوری‌ها، تاخیر در پاسخ‌دادن به پیام‌ها یا اجتناب از چت‌های گروهی، همگی نشانه‌های قابل‌توجهی هستند

بله، ذهنیت نظارت‌پذیری یکی از مهم‌ترین دلایلی است که باعث می‌شود افراد کمتر خودانگیخته و بیشتر حسابگر رفتار کنند. زمانی که فرد احساس می‌کند دائما دیده می‌شود، مغز به‌جای خلاقیت و آزادی، به سمت کنترل و احتیاط حرکت می‌کند. به بیان دیگر، ذهن در حالت نظارت دائمی قرار می‌گیرد و رفتار‌ها از فیلتر‌های متعدد عبور می‌کنند.

خودانگیختگی به معنای توانایی ریسک‌کردن، شوخ‌بودن، اشتباه‌کردن و عمل‌کردن بدون تحلیل افراطی است. اما ذهنیت نظارت‌پذیری پیام متفاوتی می‌دهد؛ پیامی که می‌گوید مراقب باش اشتباه نکنی. این هشدار درونی باعث کاهش ریسک‌پذیری رفتاری و افزایش رفتار‌های حسابگرانه می‌شود.

در چنین شرایطی، فرد به‌جای آنکه بپرسد من چه می‌خواهم، مدام به این فکر می‌کند که دیگران چه می‌خواهند یا چگونه برداشت می‌کنند. نتیجه این فرآیند، نقش‌بازی‌کردن به‌جای اصیل‌بودن است. رفتار‌ها مصنوعی‌تر می‌شوند، شوخ‌طبعی کاهش می‌یابد و تعاملات حالتی رسمی و کنترل‌شده پیدا می‌کنند.

خودانگیختگی نیازمند احساس امنیت است، اما ذهنیت نظارت‌پذیری این امنیت را از بین می‌برد. فرد همواره نگران ارزیابی و قضاوت است و همین نگرانی، آزادی رفتاری را محدود می‌کند. از سوی دیگر، پردازش ذهنی اضافه باعث تاخیر در عمل می‌شود. افراد مدام تحلیل می‌کنند، حدس می‌زنند و اصلاح می‌کنند؛ فرآیندی که به افزایش بیش‌فکری یا همان اورتینکینگ منجر می‌شود.

حضور در فضای دیجیتال این اثر را چند برابر می‌کند. پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام یا تیک‌تاک باعث می‌شوند فرد دائما درگیر این سوال باشد که این عکس چگونه دیده می‌شود یا این پیام مناسب است یا نه. این لایه دائمی از حسابگری، به‌تدریج خودانگیختگی را کاهش می‌دهد، روابط را سطحی‌تر می‌کند و احساس ساختگی‌بودن تعاملات را افزایش می‌دهد.

چطور می‌توان تشخیص داد که نظارت‌پذیری از حد سالم عبور کرده است؟

برای تشخیص عبور ذهنیت نظارت‌پذیری از حد سالم به وضعیت ناسالم و آسیب‌زا، باید به شدت تکرار این الگو و تاثیر آن بر زندگی روزمره توجه کرد. اگر فرد به‌طور مداوم خود را بیش از حد بررسی و تحلیل می‌کند، این می‌تواند نشانه هشدار باشد.

بررسی مداوم ظاهر، ژست، صدا و پیام‌ها، پاک‌کردن و بازنویسی‌های مکرر، و ترس از اشتباهات بسیار کوچک، از جمله نشانه‌های مهم هستند. اگر فرد پیش از شوخی، صحبت یا حتی خندیدن بیش از حد فکر می‌کند و نمی‌تواند راحت خودش باشد، احتمال دارد ذهنیت نظارت‌پذیری از حالت طبیعی خارج شده باشد.

همچنین اگر انگیزه اصلی بسیاری از رفتار‌ها این باشد که دیگران چه فکری می‌کنند، یا فرد از موقعیت‌های اجتماعی اجتناب کند، این الگو ناسالم تلقی می‌شود. برای مثال، پست‌نذاشتن به‌دلیل ترس از قضاوت، حذف سریع استوری‌ها، تاخیر در پاسخ‌دادن به پیام‌ها یا اجتناب از چت‌های گروهی، همگی نشانه‌های قابل‌توجهی هستند.

اگر تعامل‌های اجتماعی حتی ساده باعث تپش قلب، استرس و مرور ذهنی بعد از مکالمه شوند، یا فرد احساس کند همیشه باید نقاب داشته باشد و خودش نباشد، این وضعیت می‌تواند به اضطراب، خستگی روانی، کاهش خودانگیختگی و افت کیفیت روابط منجر شود. وابستگی شدید حالت روانی به لایک، نظر یا پاسخ دیگران نیز از نشانه‌های مهم ناسالم‌شدن این الگوست.

چه تمرین‌هایی به افراد کمک می‌کند فشار دیده‌شدن را کاهش دهند؟

برای کاهش فشار دیده‌شدن، تمرین‌های ساده، اما مستمر می‌توانند بسیار موثر باشند. یکی از این تمرین‌ها انجام روزانه یک رفتار کوچک بدون عبور دادن آن از فیلتر قضاوت است. برای مثال، ارسال یک پیام کوتاه بدون بازنویسی، پرسیدن یک سوال ساده یا استفاده از یک استیکر بدون تحلیل زیاد.

تمرین دیگر، استفاده از تایمر دو دقیقه‌ای است. فرد می‌تواند تصمیم بگیرد هر حرف یا رفتار کوچکی را در این بازه انجام دهد، بدون آنکه بیش از حد فکر کند. گرفتن سلفی بدون اصلاح، حتی بدون انتشار آن، نیز تمرینی موثر برای کاهش خودسانسوری است.

تغییر جهت توجه از بیرون به درون اهمیت زیادی دارد. به‌جای پرسش مداوم درباره نظر دیگران، فرد می‌تواند از خود بپرسد اکنون چه احساسی دارم. تمرین‌های تنفسی، رهاکردن عضلات و توجه به بدن، به کاهش تنش کمک می‌کنند.

تمرین حضور ناقص نیز بسیار کاربردی است؛ یعنی انجام آگاهانه یک کار ناقص یا اشتباه کوچک، مانند ارسال پیامی با یک غلط تایپی جزئی. همچنین گفت‌وگوی کوتاه با فردی امن، بدون ویرایش جملات یا کنترل ژست‌ها، می‌تواند تجربه‌ای رهایی‌بخش باشد.

هر زمان فرد احساس کرد خود را از نگاه دیگران می‌بیند، می‌تواند در ذهن خود بگوید این فقط یک فکر است، نه واقعیت. محدودکردن زمان تصمیم‌گیری برای پیام‌ها به چند دقیقه نیز از تحلیل افراطی جلوگیری می‌کند.

این تمرین‌ها قرار نیست به‌طور ناگهانی همه‌چیز را تغییر دهند. نکته اصلی، کارکردن روی باورها، افکار و به‌ویژه ترس‌هاست. شناسایی ترس از قضاوت، طردشدن یا دوست‌داشتنی‌نبودن و کارکردن روی آنها، به‌ویژه با کمک مشاور، می‌تواند مسیر کاهش ذهنیت نظارت‌پذیری و بازگشت به خودانگیختگی را هموار کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر