ضرورت عبور از برزخ تصمیم / اقتدار در سایه استمرار ولایت

دشمن با استفاده از تکنیک‌های جنگ روانی در پی القای فروپاشی عمود خیمه انقلاب است. بازخوانی تجربه موفق سال ۶۸ نشان می‌دهد که مدیریت زمان و اعلام قاطعانه جانشین، اصلی‌ترین سلاح راهبردی برای درهم‌شکستن محاسبات دشمن و تقویت جبهه مقاومت محسوب می‌شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در لحظاتی که غرش موشک‌های متجاوز در آسمان وطن، خبر از یک نبرد تمام‌عیار تمدنی می‌دهد، هرگونه درنگ در اعلام رسمی سکان‌دار جدید انقلاب، بازی در زمین طراحی‌شده واشینگتن است. تاریخ سیاسی تشیع گواهی می‌دهد که حاکمیت الهی حتی برای ثانیه‌ای بر زمین نمی‌ماند؛ چراکه تداوم امنیت، در گروی تثبیت جایگاه ولی است. این استمرار، نه یک قاعده محض اداری، بلکه یک ضرورت لاهوتی و ناسوتی است که ستون فقرات اقتدار شیعه را در طول قرون نگاه داشته است. در منطق نبرد امروز، هر ثانیه سکوت، به مثابه حفره‌ای در رادار‌های معنوی و سیاسی کشور عمل می‌کند که دشمن قصد دارد از آن برای نفوذ به ادراک توده‌ها بهره ببرد. ما در وضعیتی قرار داریم که  زمان، خود به یک سلاح راهبردی تبدیل شده است و مدیریت صحیح آن، اولین ضربه‌ متقابل به جبهه‌ی استکبار خواهد بود.

خیابان‌های تهران و شهر‌های مرزی، این روز‌ها شاهد آمیزه‌ای از حماسه و اضطراب مقدس هستند. مردم در حالی که نگاهشان به سامانه‌های پدافندی است، گوش‌به‌زنگ خبری می‌باشند که از  خبرگان بیرون بیاید. این اتمسفر، به‌شدت یادآور روز‌های ملتهب نیمه‌ خرداد ۶۸ است؛ آنجا که قلب‌ها لرزید، اما درایت سلف صالح، اجازه نداد خورشید انقلاب غروب کند. امروز اما، دشمن در پشت دروازه‌ها نیست، بلکه به حریم هوایی ما دست‌درازی کرده و این یعنی زمان برای صبر استراتژیک به پایان رسیده است. ملتی که زیر باران آتش، ایستادگی را مشق می‌کند، شایسته آن است که در کوتاه‌ترین زمان، مقتدای خویش را در قامت سکان‌دار جدید مشاهده کند تا رشته‌های امید، محکم‌تر از پیش به عمود خیمه گره بخورد. اضطراب امروز مردم، نه از سر ترس، بلکه از جنس غیرتی است که نمی‌خواهد میراث امام و شهیدان را حتی برای لحظه‌ای بی‌نگهبان ببیند.

بازخوانی دکترین خرداد در جغرافیای جنگ ۱۴۰۴

مطالبه عمومی برای اعلام نام جانشین، نه یک کم صبری، بلکه یک ضرورت نظامی است. در سال ۶۸، دشمن بعثی با چراغ سبز آمریکا آماده بود تا از خلاء احتمالی برای حمله به جبهه‌ها استفاده کند، اما اعلام چندساعته رهبری جدید، تمام محاسبات ستاد کل ارتش‌های غربی را برهم زد. امروز نیز دشمن با ترور رهبر حکیم، به دنبال القای فروپاشی عمود خیمه است. بر اساس شنیده‌های موثق از راهرو‌های مصلحت، اجماع بر گزینه نهایی حاصل شده و تاخیر در اعلام آن، تنها به شایعه‌سازان رسانه‌های صهیونیستی فرصت عرض اندام می‌دهد. این جنگ، بیش از آنکه بر روی زمین باشد، در فضای معنا جریان دارد. صهیونیسم بین‌الملل با استفاده از تکنیک‌های جنگ روانی، درصدد است تا این‌گونه القا کند که فقدان راس، به معنای پایان راه است؛ حال آنکه سنت الهی بر این تعلق گرفته که اگر ستاره‌ای غروب کند، ستاره‌ای دیگر طلوع خواهد کرد. اکنون وظیفه خبرگان امت است که با جسارتی حیدری، این طلوع را به گوش جهانیان برسانند تا محاسبات دشمن در اتاق‌های تاریک تل‌آویو، بار دیگر دچار خطای فاحش راهبردی شود.

انسجام فرماندهی؛ پیش‌شرط پیروزی

کشوری که درگیر نبرد مستقیم با آمریکا و اسرائیل است، نمی‌تواند با مدیریت شورایی یا انتظار فرساینده اداره شود. تحلیل‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که اتاق‌های فکر لندن و تل‌آویو، بر روی بازه زمانی فقدان تا اعلام حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند تا با ایجاد آشوب ادراکی، وحدت فرماندهی در نیرو‌های مسلح را سست کنند. در دکترین نظامی، وحدت فرماندهی اصل اول بقاست. هرگونه القای چندصدایی یا بلاتکلیفی در سطوح عالی، می‌تواند سیگنال‌های اشتباهی به یگان‌های عملیاتی در خطوط مقدم مخابره کند. ایران امروز به یک قلب واحد برای پمپاژ شجاعت به رگ‌های جبهه‌ی مقاومت نیاز دارد؛ قلبی که تپش‌هایش از جنس قاطعیت و انتقام باشد. اعلام سریع جانشین، تیر خلاصی بر پیکر این راهبرد شیطانی است. مردم به دنبال چهره‌ای هستند که صلابت لازم برای فشردن ماشه‌های انتقام را داشته باشد.

فرصت آزمون و خطا نیست. همان‌گونه که در سال ۶۸، شعار میثاق با رهبری جدید، خون تازه‌ای در رگ‌های رزمندگان جاری کرد، امروز نیز اعلام جانشین برحق، به معنای تداوم حیات تمدنی ایران است. ایران مقتدر، رهبر می‌خواهد و این مطالبه، لبیک به ندای «هل من ناصر» انقلاب در بحبوحه دود و آتش است. تاخیر در این لحظه تاریخی، نه مصلحت، بلکه هزینه‌تراشی برای نظامی است که بر پایه‌ امامت بنا شده است. بگذارید طنین الله اکبر از گلدسته‌های این سرزمین، با خبر تثبیت ولایت، لرزه بر اندام مستکبران بیندازد و نشان دهد که ایران، نه یک کشور معمولی، بلکه یک آرمان زنده است که با شهادت فرماندهانش، تنومندتر می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر