تغییر معادلات جنگ و پایداری دفاعی ایران / ملت ایران در آستانه انتقامی تاریخی

در حالی که هفت شبانه‌روز از تهاجم گسترده ائتلاف غربی به خاک ایران می‌گذرد، تداوم عملیات نیرو‌های مسلح و حفظ زنجیره فرماندهی نشان می‌دهد معماری دفاعی جمهوری اسلامی بر پایه ساختاری شکل گرفته؛ الگویی که محاسبات کلاسیک فلج‌سازی راهبردی را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در حالی که هفت شبانه روز از تهاجم همه جانبه ائتلاف غربی به خاک کشورمان می‌گذرد، ثبات عملیاتی نیرو‌های مسلح و تداوم زنجیره فرماندهی، فرضیات کلاسیک پنتاگون درباره فلج سازی راهبردی را به چالش کشیده است.

این پایداری، محصول معماری پیچیده دفاعی است که بر پایه خودکارسازی پاسخ‌ها بنا شده است. این معماری شگفت‌آور، نه یک چیدمان اتفاقی، بلکه حاصل مهندسی معکوس تهدیداتی است که دهه‌ها بر بالین این سرزمین پرسه می‌زدند. در حالی که تئوریسین‌های نبرد شبکه-محور در غرب، گمان می‌کردند با فروپاشی لایه‌های نخستین ارتباطی، شیرازه تصمیم‌گیری در تهران از هم خواهد گسیخت، اکنون با واقعیتی تلخ مواجه شده‌اند؛ ایران به مثابه یک کل هوشمند عمل می‌کند که در آن، هر سلولِ دفاعی، خود یک مرکزِ ثقل و تصمیم‌ساز است. این ایستادگی، تنها یک مقاومت فیزیکی نیست؛ بلکه ابطالِ نظریه‌ی "شوک و بهت" در قرن جدید است.

هفت روز ایستادگی در برابر سهمگین‌ترین موج حملات موشکی و هوایی قرن بیست و یکم، واقعیتی فراتر از یک مقاومت نظامی ساده را به جهان مخابره کرد. برخلاف پیش بینی اتاق‌های فکر واشینگتن که گمان می‌کردند شهادت راس هرم فرماندهی منجر به گسیختگی در تصمیم گیری می‌شود، ایران وارد فازی از مدیریت بحران شده است که در آن سیستم جایگزین فرد شده و پاسخ‌های متقابل با دقتی بالا اجرا می‌شوند. این انضباط پولادین در چنین شرایطی، نشان‌دهنده لایه‌های پنهانی از پدافند غیرعامل است که طی این چند دهه برای چنین روزی طراحی شده بودند تا اراده ملی با ابزار ارعاب درهم نشکند.

دشمن در بن‌بستِ محاسباتی خود، از درک این حقیقت عاجز بود که قدرت در این جغرافیا، از پایین به بالا و بر بسترِ یک اعتقادِ راسخ بازتولید می‌شود. هر پایگاه موشکی که در اعماق زمین دهان می‌گشاید و هر پهپادی که از دلِ خاکستر برمی‌خیزد، گواهی است بر این مدعا که سیستمِ دفاعی ما، نه یک ابزارِ وارداتیِ شکننده، بلکه یک ارگانیسمِ بومی و تکامل‌یافته است که در برابرِ ویروسِ تجاوز، پادتن‌های مرگبار تولید می‌کند.

شکست دکترین شوک

طراحی عملیاتی دشمن بر پایه قطع شریان‌های ارتباطی و ایجاد خلا قدرت استوار بود تا با استفاده از آشفتگی نهایی، ضربه آخر را وارد کنند. اما آنچه در میدان رخ داد، عملکرد مستقل یگان‌های موشکی و پهپادی در قالب شبکه‌های توزیع شده بود که بدون نیاز به دستورالعمل‌های لحظه‌ای از مرکز، عملیات وعده صادق ۴ را کلید زدند. شروع این عملیات، در حقیقت تیرِ خلاصی بر پیکرِ اعتبارِ بازدارندگیِ ناتو در منطقه بود. هنگامی که رادار‌های فوق‌پیشرفته دشمن، در میانه‌ی پارازیت‌های سنگین و حملات سایبری، با غرشِ بی‌امانِ سجیل‌ها و خیبرشکن‌ها مواجه شدند، دریافتند که "دستِ برتر" نه در ماهواره‌های جاسوسی، بلکه در سرانگشتانِ نسلی است که برای شهادت، آماده هستند. معجزه مدیریتی که امام خامنه‌ای در ساختار دفاعی نهادینه کرد، دقیقا همین نقطه بود که حتی در غیاب فرمانده، خشم مقدس به صورت هوشمند و هدفمند به سمت پایگاه‌های ۲۷ گانه آمریکا در منطقه هدایت شود. این یعنی استقلال دفاعی از یک شعار سیاسی به یک الگوریتم عملیاتی تبدیل شده است که هیچ بن بستی را نمی‌شناسد. این نبوغِ راهبردی، ساختاری را پدید آورده که در آن، "امرِ فرماندهی" تبدیل به "جوهره‌ی یگان" شده است؛ به گونه‌ای که هر اپراتور در دورافتاده‌ترین نقطه، با بصیرتی به وسعتِ کلِ نقشه، ماشه را می‌چکاند. 

هویت ملی به مثابه زره پایداری اجتماعی

دشمن در محاسبات خود از یک متغیر حیاتی غافل بود و آن پیوند ناگسستنی هویت ملی با دکترین مقاومت است که در رگ‌های تمدنی ایران جریان دارد. در حالی که بمباران‌ها با هدف ایجاد گسست میان حاکمیت و مردم انجام می‌گیرد، همبستگی اجتماعی در این هفت روز به شکلی بی سابقه بازسازی شده و روحیه ایثارگری دوران دفاع مقدس را در کالبدی نوین دمیده است. اینجا همان نقطه‌ای است که بمب‌های چندتنی سنگرشکن، در برابر اراده‌ی استوار ملت، به آهن‌پاره‌هایی بی‌خاصیت بدل می‌شوند. ائتلاف غربی گمان می‌کرد با تاریکیِ مطلق در شهرها، بذرِ وحشت و آشوب را خواهد پاشید، اما غافل از آنکه نورِ وحدت در قلوب این مردم، پرفروغ‌تر از هر زمان دیگری درخشیدن گرفته است. رویارویی با جبهه استکبار که امروز در لجن‌زار اخلاقی و جنایات جنگی غرق شده، برای ملت ایران نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت تمدنی است تا از کیان خود در برابر "اصحاب جدید اخدود" محافظت کند. این نبرد، فراتر از مرز‌های جغرافیایی، جنگِ شرافت با شقاوت است. ملت ایران تاکنون، ثابت کرد که در مکتبِ عاشورا، محاصره به معنای تسلیم نیست، بلکه دیباچه‌ای بر فتحِ خونینِ قله‌های پیروزی است. ما نه برای زنده ماندن، که برای سربلند ماندن می‌جنگیم و این همان رمزی است که در هیچ دانشکده‌ی جنگی در غرب، تدریس نمی‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر