موتور جستوجوی ایرانی به رکورد پاسخ به ۱۰۰ درخواست در ثانیه رسید
گسترش وابستگی کاربران به موتورهای جستوجوی جهانی در سالهای اخیر باعث شده است دسترسی به اطلاعات در فضای وب تا حد زیادی به عملکرد این سرویسها گره بخورد.
هر زمان که به دلایل مختلف مانند اختلالات جهانی، جنگ تحمیلی فعلی یا شبه کودتای دی ماه دسترسی به برخی از این خدمات با محدودیت مواجه میشود، مسئله وجود جایگزینهای قابل اتکا دوباره به یکی از موضوعات مهم در فضای عمومی و رسانهای تبدیل میشود.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که در چنین شرایطی توجه افکار عمومی بار دیگر به سمت موتورهای جستوجوی بومی جلب میشود؛ نخبگان ایرانی در مقاطعی در حوزه توسعه جویشگر بومی رکوردهای خوبی از خود ثبت کردهاند، در این بخش از گفتوگوی آناتک با محمد تولایی، توسعه دهنده موتور جستوجو، درباره همین موضوع و توانمندی متخصصان ایرانی صحبت کردهایم که شرح آن را در ادامه میخوانید.
دفاع از سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته
امروز یکی از پرسشهای جدی و اصلی مردم این است که در شرایطی که دسترسی به برخی خدمات اینترنتی محدود میشود، چگونه باید نیازهای جستوجوی خود را برطرف کنند. بهویژه تا چند روز پیش که امکان استفاده از جستوجوی گوگل بهطور کامل وجود نداشت، بسیاری از کاربران با این مسئله مواجه شدند که در نبود این ابزار، چگونه باید اطلاعات مورد نیاز خود را در فضای وب پیدا کنند.
نخستین بار در سال ۱۳۹۸ بود که جامعه به شکل جدی با چنین وضعیتی روبهرو شد. در آن مقطع، به دلایل مختلف دسترسی به اینترنت برای چند روز محدود شد و کاربران نمیدانستند برای یافتن اطلاعات مورد نظر خود چه مسیری را باید طی کنند. بسیاری از مردم با این پرسش روبهرو بودند که اگر امکان استفاده از گوگل وجود نداشته باشد، چه جایگزینی برای جستوجو در اینترنت در اختیار دارند.
نخستینبار در همان زمان بود که مفهوم «موتور جستوجوی بومی» برای بخش گستردهای از مردم جذاب شد. کاربران به سراغ این ابزارها رفتند و تلاش کردند از آنها استفاده کنند. تجربه استفاده از موتورهای جستوجوی داخلی برای بسیاری از کاربران در آن دوره تازه و متفاوت بود و همین موضوع باعث شد نام این خدمات در فضای عمومی بیشتر شنیده شود، از سال ۱۳۹۸ تا امروز هر زمان که چنین محدودیتهایی به وجود آمده، کاربران برای مدتی کوتاه به سمت موتورهای جستوجوی داخلی رفتهاند؛ اما پس از آنکه دسترسی به گوگل دوباره برقرار شده، فاصله گرفتن از این خدمات بومی دوباره تکرار شده است.
کاربران برای این فاصله گرفتن دلایل مختلفی مطرح کردهاند. برخی معتقد بودند نتایجی که از موتورهای جستوجوی داخلی دریافت میکنند پاسخ دقیق به نیازشان نیست و آنچه را جستوجو میکنند بهدرستی پیدا نمیکنند. گروهی دیگر کندی در ارائه نتایج یا محدود بودن دامنه پاسخها را مطرح میکردند و این موارد را از دلایل اصلی نارضایتی خود میدانستند.
گاهی در کنار این انتقادها در فضای عمومی نیز این پرسش مطرح میشد که برای توسعه این موتورهای جستوجو چه میزان هزینه صرف شده، این خدمات هنوز نتوانستهاند جایگزین مناسبی برای گوگل باشند؛ بهویژه در شرایطی که کاربران در زمان محدودیت اینترنت انتظار دارند بتوانند از یک موتور جستوجوی داخلی بهعنوان جایگزین استفاده کنند.
البته در این میان باید به یک نکته مهم توجه داشت. مقایسه یک موتور جستوجوی بومی با گوگل بدون در نظر گرفتن مقیاس سرمایهگذاری و زیرساختهای مورد نیاز، مقایسهای کامل نیست. توسعه سرویسی در سطح گوگل نیازمند سرمایهگذاری بسیار گستردهای است و طبیعی است که برای رسیدن به سطحی مشابه، حداقل بخشی از آن مقیاس سرمایهگذاری نیز باید انجام شود؛ بنابراین پرسش اصلی این است که چرا با وجود تلاشهایی که برای توسعه موتورهای جستوجوی داخلی انجام شده، در زمان بروز محدودیتهای اینترنتی هنوز کاربران نمیتوانند بهطور کامل نیازهای جستوجوی خود را از طریق این خدمات برطرف کنند؟
ابتدا اجاره دهید تا کمی از سرمایهگذاری انجامشده در این حوزه دفاع کنم. توسعه نرمافزارهای پیشرفتهای مانند موتورهای جستوجو فقط به معنای تولید یک محصول نهایی نیست، بلکه پیامدهای مهمتری نیز به همراه دارد.
یکی از مهمترین خروجیهای چنین پروژههایی تربیت نیروی انسانی متخصص و ایجاد دانش فنی در کشور است. بنده با توجه به اینکه زیستبوم را میشناسم باید بگویم که هرچند خروجی نهایی با هدف اولیه برابر نشد، ولی افرادی که در این پروژهها فعالیت کردهاند، تجربه ارزشمندی در حوزههای پیچیدهای مانند پردازش کلانداده، خزیدن در وب، تحلیل رفتار کاربران و بهینهسازی نتایج جستوجو به دست آوردهاند.
بنابراین به نظر من سرمایهگذاری کردن در چنین حوزههای فناورانهای قابل دفاع است و همین حالا هم دستاوردهایی که داشتیم نشان میدهد که ارزش افزوده قابل اتکایی نسبت به سرمایهگذاری انجام شده به دست آوردهایم.
نقش موتورهای جستوجو در زیستبوم فناوری
جویشگرهای بومی که مدل درآمدی مستقلی نداشتند، پس چطور شما میگویید که سرمایه صرف شده برای آنها حتی بیش از میزان تخصیص یافته، جبران شده است؟
بنده از نگاه یک سرمایهگذاری ملی به این موضوع اشاره کردم. تلاش برای ایجاد جویشگر بومی فناوریهای پیشرفتهای در کشور ایجاد کرد و نیروی انسانی متخصصی برای ایران تربیت شد که منشا اثر در طرحهای نوآورانه و فناورانه بسیاری شدند.
متخصصان پروژههای مرتبط با جویشگر بومی که در حال حاضر مشغول به فعالیت در داخل کشور هستند، منشأ اثر در پروژههای راهبردی مهمی بودهاند. برای نمونه هر پروژهٔ کلانی که در حوزه پردازش بزرگ داده در کشور اجرا میشود، عموما این متخصصان بخشی از پیشبردش را بر عهده دارند. پروژههای ادغام هوش مصنوعی در سکوها و سرویسهای بومی یکی از مصادیق فعالیت نخبگان فعال در زمینه توسعه جویشگر بومی در دیگر پروژههای کلان کشور محسوب میشود.
چنانچه به تجربه سایر کشورها هم نگاه کنیم، شاهد خواهیم بود که منشا بسیاری از تحولهای فناورانه، مجموعههایی بودند که در حوزه توسعه جویشگرها فعالیت داشتهاند. برای نمونه اثر توان و فعالیتهای شرکت بایدو در ارتقا زیستبوم فناوری چین، یاندکس در روسیه یا گوگل در آمریکا بر کسی پوشیده نیست. در خصوص این شرکتها حتی اگر فعالیت آنها را بدون سرویس اصلی که ارائه میدهند، رصد کنیم، اثری که بر زیستبوم میگذارند، محسوس، جدی و قابل ملاحظه است.
چالش مأموریت و نیاز واقعی
موضوع دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم، منطقی نبودن توسعه یک جویشگر بومی برای یک هفته یا ده روز منطقی نیست، اگر کسی فکر میکند ایجاد یک موتور جستوجوی بومی فقط برای یک نقشآفرینی چند روزه ضرورت دارد، باید پذیرفت که چنین ماموریتی چندان منطقی نیست.
ایران اگر موفق به توسعه یک جویشگر بومی شود (تا حدودی شدهایم)، نخستین کشور با جمعیت حدود ۹۰ میلیون خواهد بود که موتور جستوجوی بومی دارد،
جویشگرهای فعلی فعال در کشور که متاسرچ هستند، پس شما چطور میگویید که سرویسهای بومی به سطح فناوری بالایی دسترسی پیدا کردهاند؟
فکر میکنم برای مثال درباره ذرهبین وضعیت فعلی نسبت به گذشته به نوعی تعدیل شده است. ابتدا در ذرهبین یک موتور جستوجو با پوشش تمام فضای سرچ توسعه یافت که نتایج جستوجوی آن شباهت ۶۰ درصدی به گوگل داشت. این سرویس راسا جستوجو و کرول میکرد و بازخورد کاربران را مورد بررسی قرار میداد و به یک معنا زیستبوم مستقل از گوگل بود که نتایج جستوجوی آن شباهت زیادی به گوگل داشت و تصور ما این بود که شباهت بیش از وضع موجود، برای یک جویشگر بومی معنا ندارد.
دلایلی نظیر فقدان یک ماموریت مستمر و مشخص در همه سال سبب شد که وضعیت تغییر کند و کیفیت در همان سطح نماند، بنده شنیدم و تصور میکنم که خزشگر این جویشگر مدتی است که فعالیت ندارد
وظیفه خزشگر در یک جویشگر چیست؟
فعالین حوزه سئو و بهینهساز وبسایتها و سرویسهای اینترنتی شناخت خوبی نسبت به این موضوع دارند، خزشگر بعد از بارگیری محتوای وب آنها را قابل جستوجو میکند تا کاربران به صفحات مدنطر خود را پیدا بیابند، زمانی که خزشگر خاموش باشد، در عمل نتایج جستوجو بدون بروزرسانی ارائه میشود.
جویشگر بومی باید برای ۷ روز هفته باشد
یعنی اگر سایتی بروز شود، جویشگری که خزشگر آن خاموش باشد، دیگر امکان جستوجو و یافتن آن را نخواهد داشت؟
خیر، چنین امکانی نخواهد داشت.
وضعیتی که مورد اشاره قرار دادم (روشن بودن خزشگر) اساسا معنای متفاوتی از متاسرچ دارد. جویشگر بومی ما در مقطعی به جایی رسید که امکان پاسخ به ۱۰۰ درخواست جستوجو در ثانیه را داشت. معنای آن وضعیت برخورداری از یک موتور جستوجو و خزشگر (۱۰۰۰ خزش در ثانیه) با قدرت متوسط بود.
منتهی به همان دلیل که گفتم رکورد پیش از آن ثبت نشد؛ دلایل عمده آن هم ۲ چیز بود؛ نخست آن که معقول نیست که یک موتور جستوجو فقط برای استفاده در چند روز از سال توسعه پیدا کند و دوم نیز آنکه چنین وضعیت انگیزه توسعه دهندهها و نیروی انسانی فعال در پروژه را حفظ نمیکند.
ضمن اینکه به طور معمول ماموریت چند روزه جویشگرهای بومی در مقاطعی جاری میشود که نگاههای مختلف فکری جامعه با هم چالشهایی دارند و بعد از خاتمه ماموریت چند روزه اغلب جویشگر بومی را فراموش میکنند تا زمانی که دوباره چالشی به وجود بیاید.
هنگامی که از ایجاد و تثبیت جویشگر بومی صحبت میشود، باید ناظر بر یک نیاز واقعی ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته باشد و ماموریتی را دنبال کند که نسبت به آن اجماع ملی وجود دارد، تا نیروی انسانی شاغل در جویشگر از فعالیت برای توسعه چنین سرویسی احساس رضایت کند.
انتهای پیام/