آخرین اخبار:
یک کارشناس سواد رسانه در گفت‌وگو با آناتک:

هر بار بازنشر پیام در شبکه‌های اجتماعی، یک حلقه‌ از زنجیره‌ شایعه را می‌سازد

در دنیای ارتباطات، دو نوع معنا داریم: صریح و ضمنی. مشکل اصلی شایعات در فضای مجازی همین‌جاست؛ ما محتوا را با «معنای ضمنی» بازنشر می‌کنیم، یعنی بدون هیچ قید و شرطی که به معنای تایید ۱۰۰ درصدی است. به گفته محمد لسانی، کارشناس سواد رسانه‌ای؛ اگر می‌خواهید زنجیره‌ شایعه را پاره کنید، باید یاد بگیرید چگونه با «معنای صریح» و افزودن جملات کلیدی مثل «این مطلب نیاز به راستی‌آزمایی دارد»، سپری در برابر شبهات بسازید.

امروز که اطلاعات با سرعتی سرسام‌آور در حال انتشار است، تمام کاربران فضای مجازی در قبال بازارسال محتواهایی که مشاهده می‌کنند، مسئولیتی مستقیم و غیرقابل‌انکار دارند. اشتراک‌گذاری اخبار و اطلاعات نیازمند بررسی‌های دقیق است زیرا هر کلیک می‌تواند نقشی مهم و زنجیره‌وار در شرایط اجتماعی مردم ایفا کند. در ادامه محمد لسانی‌، کارشناس سواد رسانه‌ای، در گفت‌وگو با آناتک به اهمیت مسئولیت فردی در بازنشر اخبار پرداخت.

چرا فوروارد کردن هر نوع محتوایی نوعی مسئولیت ایجاد می‌کند؟

لسانی: باید دقت کرد که بازنشر رافع مسئولیت نیست. صرفا گفتن «این مطلب را من ننوشته‌ام» یا «این خبر را جای دیگری گذاشته بود» کافی نیست، زیرا بازنشر به معنای قبول کردن و تایید مطلب است

افراد در فضای مجازی تحت تاثیر چهره‌های آشنا و حتی اعضای خانواده هستند. به همین علت وقتی کسی پیامی را فوروارد می‌کند، دیگران احساس می‌کنند این پیام متعلق به همان فرد فوروارد‌کننده است و حس مالکیت ایجاد می‌شود. درواقع خود فرد هم با بازارسال پیام احساس نوعی هویت می‌کند. این اتفاق یکی از توهمات فضای مجازی است، زیرا فرد تولید کننده محتوا نیست و درحال بازنشر پیام شخص دیگری است. درواقع هدف او از بازنشر، کسب اعتبار است. باید دقت کرد که بازنشر رافع مسئولیت نیست. صرفاً گفتن «این مطلب را من ننوشته‌ام» یا «این خبر را جای دیگری گذاشته بود» کافی نیست، زیرا بازنشر به معنای قبول کردن و تایید مطلب است.

در ارتباطات، مفهومی به نام معنای صریح و معنای ضمنی وجود دارد. معنای صریح یعنی علنا مسئله‌ای اعلام می‌شود و از عباراتی مانند «این مطلب در حد ادعا است، خواهش می‌کنم دیگران نسبت به راستی آزمایی، نقد و اصلاح این محتوا نظر بفرمایند» استفاده می‌شود. به این محتواها، محتوای صریح می‌گویند. محتوای ضمنی به این معناست که چیزی گفته نمی‌شود و مخاطب برداشت خود را از مسئله دارد. معنای ضمنیِ بازنشر به معنای تایید مطلب ارسالی است که باعث خطای شناختی می‌شود. با این کار دیگران در چرخه شایعه و شبهه قرار می‌گیرند و این باعث به خطر افتادن فضای زیست فکری و روانی دیگران می‌شود.

قبل از بازنشر محتوا به چه مسائلی باید توجه کرد؟

قبل از بازنشر باید به کلیدواژه «جهان» توجه کرد، این کلیدواژه ساخته من است. 
«ج» یعنی جدید بودن مطلب باید بررسی شود. محتوا‌های خبر جعلی عموماً قدیمی هستند و متعلق به سال‌ها و ماه‌های گذشته است.
«ه» یعنی هدف از انتشار این محتوا چه بوده است؟
«الف» به معنای استناد است. باید به دنبال سند‌ها و شواهد بگردیم. در واقع خبر چه استنادی دارد و این سند‌ها و مدارک کجا هستند؟
در نهایت «ن» به معنای ناشر و نویسنده است. باید پیشینه نویسنده و ناشر رسانه‌ای بررسی شود. آیا تا به حال خبر فیک منتشر کرده‌اند یا خیر. سمت و سو و جهت گیری سیاسی نویسنده نیز باید مشخص شود.

کمرنگ شدن حقیقت، افزایش محتوای شبهه‌ناک، شدت یافتن محتوای متوهمانه و خطر تصمیم‌های نادرست به علت اطلاعات اولیه غلط ازجمله پیامد‌های بازنشر مطالب اشتباه است

اگر کسی مطلبی نادرست را بازنشر کند چه پیامد‌های اجتماعی در پی دارد؟

کمرنگ شدن حقیقت، افزایش محتوای شبهه‌ناک، شدت یافتن محتوای متوهمانه و خطر تصمیم‌های نادرست به علت اطلاعات اولیه غلط ازجمله پیامد‌های بازنشر مطالب اشتباه است. اگر خبرِ اشتباهِ بازنشر شده درباره قحطی باشد، اولین کاری که افراد می‌کنند هجوم به سوپرمارکت و خرید بیش از اندازه مواد غذایی است، زیرا خبر اولیه نادرست باعث تصمیمات غلط شده است. این اتفاق در مقیاس زیاد باعث می‌شود که واقعا قحطی اتفاق بیفتد. مردم با هجومی که به بازار می‌برند منجر به افزایش تقاضا، گرانی، قحطی و کمبود می‌شوند. ما باید حواسمان باشد که اطلاعات نادرست مانند سمی مهلک و یکی از ابزار‌های عملیات روانی در دوره جدید است.

اگر کاربری بعد از بازنشر خبر متوجه نادرست بودن مطلب شد، چه اقداماتی را باید انجام دهد؟

عموم ادمین‌ها، کاربران و سلبریتی‌ها بعد از اینکه متوجه می‌شوند خبری جعلی است، پنهانی آن را پاک می‌کنند. این حرکت نشان‌دهنده ترسو بودن، عدم شجاعت و مسئولیت گریزی این افراد است که متاسفانه در فضای مجازی فارسی جاافتاده است. اگر متوجه شدیم که خبر بازنشر شده جعلی است باید خبر قبلی را ادیت کنیم و بالای آن بنویسیم «ادعا» و در ادامه در پستی آن را راستی آزمایی کنیم و توضیح دهیم که به چه علت این خبر غلط است. خبر قبلی باید پله‌ای و پلی به سمت اصلاح باشد. امروزه فضای خبر جعلی به عنوان بزرگترین تهدید پیش روی نسل بشر توسط مجموعه‌های مختلف مثل مجمع جهانی اقتصاد شناخته می‌شود.

چرا برخی افراد بعد از اینکه متوجه می‌شوند خبری جعلی است، آن محتوا را حذف نمی‌کنند؟

این افراد قلدر، بی‌توجه و بی‌مسئولیت هستند. در واقع اشتباه خودشان و واقعیت‌ها را نمی‌پذیرند و دوست دارند در ادبیات فضای مجازی گردن‌کلفتی کنند. متاسفانه اینکه بعضی‌ها بعد از اطلاع از جعلی بودن خبر، پست را نگه می‌دارند و نه تنها حذف نمی‌کنند، بلکه آن را ادیت هم نمی‌کنند در مسیر حق نیستند. این افراد فقط تشنه توجه مخاطب هستند و بالا رفتن لایک‌ها برایشان مهم است. این اشخاص هیچ مسئولیتی در برابر حق و حقیقت ندارند. اینگونه کسانی که در برابر حق می‌ایستند در همه جای دنیا اقدام حقوقی، قضایی و پلیسی بر علیه‌شان انجام می‌شود. درحقیقت باید جریمه بپردازند و در برابر قانون سر خم کنند، زیرا هیچ کسی نباید این اجازه را داشته باشد که راه حق و حقیقت را به روی مردم ببندد و آنها را در توهم و دروغ نگه دارد.

چه رابطه‌ای بین سواد رسانه‌ای پایین و بازنشر اخبار جعلی وجود دارد؟

کسی که تفکر انتقادی دارد باید هنگام روبه‌رو شدن با یک محصول رسانه‌ای بپرسد هدف، لحن، انتفاع و سود این پیام برای چه کسی است. کسانی که به این سطح از فکر و تعمق رسیده‌اند محصولات رسانه‌ای را به راحتی نمی‌پذیرند

اصل سواد رسانه‌ای تفکر نقادانه است. تفکر نقادانه یعنی در مواجهه با پیام، پذیرش و تسلیم معنایی ندارد. اصول تفکر انتقادی هنگام رویارویی با پیام، فکر، نقد، رد و اصلاح کردن است. تفکر نقاد در افرادی که قوت ذهنی دارند، دارای سواد بصری قوی هستند، جزئی‌نگرند و پرسش‌های دقیق طرح می‌کنند دیده می‌شود. کسی که تفکر انتقادی دارد باید هنگام روبه‌رو شدن با یک محصول رسانه‌ای بپرسد هدف، لحن، انتفاع و سود این پیام برای چه کسی است. کسانی که به این سطح از فکر و تعمق رسیده‌اند محصولات رسانه‌ای را به راحتی نمی‌پذیرند. کسانی که این سوالات را نمی‌پرسند، هنگام رویارویی با محصولات رسانه‌ای که مجهز به بمب احساسی و شناختی هستند مانند تصویری دردناک یا صوتی افشاگرانه احساساتشان برانگیخته می‌شود، زیرا این نوع پیام‌ها احساسات را تحریک می‌کند. وقتی احساس بیدار شود، شناخت و تعقل کاهش پیدا می‌کند. کسانی که سواد رسانه‌ای بالایی دارند، کنترل شناختی و به‌ویژه احساسی دارند. آنها اجازه نمی‌دهند احساس خشم، ترس، اضطراب یا شادی باعث همسو شدنشان با محتوای ناسالم یا تحریف شده شود.

مخاطب چطور می‌تواند به تفکر انتقادی دست پیدا کند؟

برای رسیدن به تفکر انتقادی باید در مواجهه با یک محصول رسانه‌ای این پنج سوال را پرسید.
۱- چه کسی این محتوا را تولید کرده است؟ اگر نمی‌دانم، بهتر است جست‌و‌جو کنم.
۲-چه ارزش‌ها، هنجار‌ها و سبک زندگی‌ای در این محتوا قرار داده شده که ممکن است مرا تحت تاثیر قرار دهد؟
۳-افراد مختلف جامعه چه برداشتی از این محتوا دارند؟
۴- چه کسی از این محتوا سود می‌برد؟
۵ـ هدف از تولید این محتوا چه بوده است؟

با پرسیدن این سوال‌ها راه رسیدن به تفکر انتقادی هموارتر می‌شود. مخاطبان نیز هر مطلبی که منتشر شده باشد را به راحتی نمی‌پذیرند و قبل از آن درباره مسیری که یک محصول رسانه‌ای طی کرده است فکر می‌کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر