پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

دکتر نامور مطلق

/

مشروح صحبت های دکتر نامورمطلق، سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد هنرهای اسلامی-ایرانی استاد فرشچیان


 


- چون بازگشایی دانشگاه‌ها و مدارس است و این بزرگ‌ترین جشن علمی کشور محسوب می‌شود، خدمت همه استادان بزرگوار، همه معلمان عزیز، همه دانش‌آموزان و دانشجویان، به ویژه هنرجویان و هنرمندان بزرگوار تبریک عرض می‌کنم.


در مورد فلسفه وجودی دانشگاه استاد فرشچیان و خبرهایی که دارید بگویید.


- من به طور کلی یک آسیب‌شناسی بسیار گذرا از وضعیت هنر خودمان داشته باشم. ما یک روز یکی از مهم‌ترین کانون‌های هنر جهان بودیم و الگویی بودیم که برخی از آثار ما را کشورهای دیگر به تبرک می‌بردند. مثل خمس نظامی را که دربار عثمانی که خودش در آن دوره یکی از بزرگ‌ترین ابرقدرت‌ها بود روی چشم‌شان می‌گذاشتند، می‌بوسیدند، این نگارگری‌ها، خوشنویسی‌‌ها، تهذیب، تشعیر، جلدسازی، معماری ما که چقدر باعث شد که آنها الهام بگیرند و معماری عثمانی، گورکانی و مناطق بسیاری تحت تأثیر ما بود.


الان هنر ما نسبت به سابق وضعیت خوبی ندارد. بسیاری از این هنرها را داریم از دست می‌دهیم.


چرا؟


- علل گوناگونی دارد. فرش ما یک زمانی چندین میلیارد دلار فروش داشتیم. زمانی که این میلیارد دلار خیلی ارزش داشت و یک زمانی پیش‌تر که بزرگ‌ترین درآمدهای ارزی ما نساجی و فرش و صنایع دستی ما بود. وقتی نگاه می‌کنیم در کتاب‌های ادبی‌مان مثل مثنوی معنوی می‌بینیم که چه ارجاعاتی دارد که سفال‌های رازی به یمن صادر می‌شد، به مناطق دیگر دنیا. در دوران صفویه سفال‌هایمان را به اروپا صادر می‌کردیم و می‌آمدند سفارش می‌دادند. پادشاه لهستان برای جهیزیه دخترانش آمده سفارش می‌داده. این‌قدر سفارش‌ها زیاد بوده، یک فرشی داریم اصلاً به نام فرش پولونز به خاطر اینکه سفارش آنها بوده و درخواست می‌کردند هر مبلغی لازم است بدهند و از آن، بدلش زده نشود و فقط در اختیار آنها باشد و هنرمندان ما خلاق بودند و هر اثرشان یگانه بوده است. هنرمندان ما این‌طوری بودند.


اما متأسفانه امروزه وضعیت یک مقدار نابه‌سامان شده. بسیاری از هنرهایمان را داریم از دست می‌دهیم. حتی مرمت آثارمان هم خوب نیست. یک اثری مثل گنبد مسجد شیخ لطف‌الله الان مرمت شده اما هزار و یک حرف است. هنرمندان مخالف این نوع مرمت هستند.


یکی از علت‌های مهم آشفتگی وضعیت ما این است که نظام آموزشی که الان در دانشگاه‌های ما مرسوم است، برای تربیت هنرمند ایرانی، هنرمند اسلامی، هنرمند بومی و سنتی ما منطبق نیست. یعنی اینها بر این اساس شکل گرفته و صورت‌بندی شده‌اند که بتوانند هنرمند هنرهای مدرن تربیت کنند.


پس صریح‌ترش این می‌شود که فارغ‌التحصیلان ما بعد از اینکه درس‌شان تمام شد یک‌سری نکاتی را آموزش می‌بینند که بیشتر بر پایه دروس غربی است؟


- نه اینکه دروس‌شان غربی باشد که آن هست، اما ساختار آموزش، نوع ارتباط میان دانشجو و استاد بیشتر و ساعت‌هایی که می‌گذارند، این مناسبات انسانی که در گذشته بسیار مهم بوده، اینها همه تغییر کرده، واحدی شده، ساعتی شده، ارتباط میان استاد و دانشجو یک ارتباط مکانیکی شده، اما در گذشته یک ارتباط ارگانیک بوده، یک اکوسیستم بوده، اینها یک پیکره واحد بودند و استاد و دانشجو با هم یک ارتباط عاطفی داشتند، می‌گفتند آموزش سینه به سینه و آموزش روبه‌رو. اینها باید هم‌دیگر را می‌دیدند. آن ساعت و آن نفس به نفس در کنار هم می‌نشستند. یعنی فقط آنجا قرار نبوده یک‌سری معلومات و داده‌های علمی منتقل شود، بلکه اخلاقیات، رفتار، چون من خاطرم هست که یکی از استادها می‌گفت من یک فرشی دیدم که این فرش همه را مجذوب می‌کرد. هر کس نگاه می‌کرد ظاهرش چیزی نداشت اما در باطن همه مجذوب می‌شدند. یعنی هر کس که می‌آمد می‌گفت این فرش را می‌خواهم. بعد ما خیلی تحقیق کردیم و فهمیدیم که این فرش توسط یک نفر با یک تشرفی شکل گرفته. وضو می‌گرفته این فرش را می‌بافته و این در اثر منتقل می‌شود. فرش ماشینی با فرش دستباف فرق می‌کند. شما روی آنها بنشینید حس دیگری می‌کنید. من یادم است یک زمانی که در فرانسه دانشجو بودم به خاطر امرار معاش، فرش هم می‌فروختم و کسی که می‌آمد فرش بخرد، آنها با کفش می‌رفتند دیگر و خیلی مراعات نمی‌کردند، می‌گفتم که حتماً باید کفش‌تان را دربیاورید، جورابت را دربیاور، ببین این پایت چه حسی می‌کند!


ما باید یک جور دیگری به این آثار نگاه کنیم. این آثار می‌توانند تحت تأثیر یک شرایطی خود اثر فرق کند، تأثیری که می‌گذارد فرق کند. در هر صورت نوع ارتباط انسان با انسان در آموزش سنتی، انسان با شیء، انسان با طبیعت، فرق می‌کرده. آثار هنری سنتی ما همه بیولوژیک است، همه سبز است، همه جزء طبیعت محسوب می‌شده.


الان دیگر همه اینها گرفته شده. رنگ، همه رنگ‌های مصنوعی و ماشینی شده. این است که در خصوص دانشگاه فرشچیان یک نگرانی از سوی هنرمندان بزرگ این مملکت بود که نکند در آینده ما مثل کشورهای اروپایی شویم، کشورهایی که دیگر زیبایی‌شناسی سنتی‌شان را از دست داده‌اند، هویت خودشان را از دست داده‌اند، هویت صنایع و هنرهای خودشان را از دست داده‌اند.


برای اینکه از خسران بیشتر جلوگیری کنند، یک طرحی دادند. اولین بار در خود فرهنگستان هنر، گروه هنرهای سنتی و خوشبختانه مورد موافقت شورای عالی فرهنگی هم قرار گرفت و آن این بود که ما می‌بایست نظام آموزشی خود را تغییر دهیم تا بتوانیم هنرمند بومی، هنرمند مؤلف، هنرمند حکیم، هنرمند خلاق تربیت کنیم.


این نظام آموزشی برای سینما یا نقاشی مدرن بد نیست اما برای هنرهای سنتی‌مان خوب نیست. به خاطر همین هم هست که ما در عرصه سینما که شاید در اصل هنر ایرانی نبوده اما خیلی هم موفق هستیم. ما جزء یکی از کشورهای صاحب‌نام هستیم برای اینکه آن نظام آموزشی با آن منطبق است. اما در حوزه صنایع دستی، در حوزه فرش و در حوزه هنرهای سنتی، متأسفانه نسبت به این هنرها که زیبایی‌شناسی ما در آنها متبلور شده، هویت هنری ما در آنها متجلی شده، کم‌کاری کرده‌ایم و نظام آموزشی منطبقی نداشتیم.


قرار است در دانشگاه استاد فرشچیان چه اتفاقی بیفتد؟


- مهم‌ترین کاری که در این دانشگاه قرار است انجام شود این است که بتوانیم نظام تجربه شده و نظامی که جواب داده یعنی نظام استاد-شاگردی را بتوانیم تا حد امکان در آنجا احیا کنیم. البته نه مثل قدیم. مشخص است که ما نیازی هم نیست که ما قدیم را تکرار کنیم. در واژه سنت، تکرار وجود ندارد. متأسفانه امروزه احساس می‌شود سنت یعنی تکرار. ما آن نظام را به روز کنیم و بتوانیم هنرمندان این مملکت را احیا کنیم.


بسیار واژه درستی استفاده کردید، «حکیمانه»! وقتی این اتفاق بیفتد قطعاً آنها مؤلف می‌شوند.


- دقیقاً. خوشبختانه این طرح توسط فرهنگستان هنر داده شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب کرد و منتظر یک جایی بودند برای حمایت که دانشگاه آزاد اسلامی از این طرح حمایت کرد و گفت من آماده‌ام حمایت مالی و اداری کنم. این آرزوی هنرمندان کشور بیش از 50 سال است که آرزو دارند یک دانشگاهی داشته باشند و این حق هنر این مملکت است که یک دانشگاهی داشته باشند که بر اساس نظام سنتی خودشان اداره شود نه بر اساس نظام آموزشی غربی که پاسخش تضعیف این هنرها باشد.


دانشگاه استاد فرشچیان در چه مقطعی است؟


- فعلاً در مقطع کارشناسی است چون باید از پایه شروع کنیم. اتفاقاً یکی از کارهایی که داریم می‌کنیم این است که از هنرستان شروع کنیم، بعد بیاییم مقاطع اولیه و بعد إن‌شاءالله تحصیلات تکمیلی. در رشته‌هایی مثل نقاشی ایرانی، فرش که الان طراحی فرش یکی از مشکلاتی است که فرش فروش نمی‌رود. کشورهای تازه‌ای که آمده‌اند مثل نپال، بیشتر از ما دارند می‌فروشند. مشکل طراحی و به روز آمدی داریم که در اینجا رشته طراحی را داریم. معماری داخلی داریم که خیلی مهم است. ما در فضای ایرانی باید زندگی کنیم. بچه‌های ما باید در فضای ایرانی زندگی کنند و همین‌طور صنایع دستی که راجع به آن توضیح دادم.


در مورد اساتید توضیح بدهید.


- مهم‌ترین رکن ما یکی تغییر آن نظام است به نظام استاد-شاگردی و یکی هم اساتید. ما اساتید بسیار خوبی داریم که متأسفانه در نظام آموزشی ما از آنها استفاده نمی‌شود. ما حتی خوشبختانه یک مصوبه‌ای داریم که این اساتیدی که دارای مدارک عالی نیستند اما مهارت بسیار خوبی دارند و اصلاً میراث‌دار زیبایی‌شناسی ما هستند، بتوانیم از اینها به عنوان خبرگان بدون مدرک برای آموزش نسل جدید هنرمندان سنتی استفاده کنیم. افرادی مثل خود استاد فرشچیان، استاد آقامیر، استاد طوسی


خودِ حضرت عالی!


خیلی لطف دارید. و همین‌طور اساتید دیگر و همین‌طور در حوزه نظر، مثل دکتر بُلخاری، دکتر ایمانی و همین‌طور دکتر رجبی.


مقاطع را گسترده‌تر کنید، فقط کارشناسی نباشد.


- إن‌شاءالله. چون در ابتدای راه هستیم با کارشناسی شروع کردیم اما به مرور حتماً تحصیلات تکمیلی و حتی پُست‌دکتری می‌رویم. البته در عین حال یک‌سری آموزش آزاد فوق تخصصی داریم می‌گذاریم با بهترین اساتید و امیدواریم که بتوانیم دانشجویان ایرانی، خارجی و حوزه بزرگ ایران فرهنگی را در آینده جذب کنیم.


چقدر امیدوار به خروجی این دانشگاه هستید؟


- اولاً که مردم ما مردم هنردوستی هستند و واقعاً نسبت به هنر حساسیت دارند و اگر اینها بدانند که این هنر دارد با یک نظام جدید احیا می‌شود، مطمئن هستم استقبال می‌کنند. خوشبختانه همه مسئولان هم در این رابطه حداقل با همدیگر هم‌رأی هستند که می‌بایستی از این هویت زیباشناسی که به یادگار از پدران ما برای ما باقی مانده صیانت کرده و آن را منتقل کنیم. بسیار امیدوار هستیم که بتوانیم با یک نظام تازه‌ای را برای صیانت از هنرهای خودمان که در حال از بین رفتن است، احیا کنیم. خیلی بد است که ما برای آثار تاریخی‌مان از ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی یا غیره استفاده کنیم. یادتان باشد که ما در کشورمان به اندازه قاره اروپا اثر باستانی و آثار تاریخی داریم. ما می‌بایستی بهترین معلمان این عرصه را هم در حوزه دنیا داشته باشیم و این معلمان و اساتید را به جاهای دیگر صادر کنیم، نه اینکه وارد کنیم.


إن‌شاءالله که همانند نام خانوادگی‌تان که «نامور مطلق» است، این در دانشگاه استاد فرشچیان اشاعه پیدا کند و نامدارانی از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شوند که مایه افتخار شوند و با توجه به اصالت فرهنگ ایرانی و اسلامی که هنرش است، اتفاقات بسیار خوبی بیفتد.


انتهای پیام/

ارسال نظر