موضوعی که از سوی نایبرئیس کمیسیون اجتماعی شورا در جلسه قبلی هم مطرح شده بود، در ارتباط با مدیریت مراکز بهاران، در ارتباط با این موضوع مواردی را مطرح کردند که ناشی از ناهماهنگی این سازمان با شورای شهر بود مبنی بر اینکه از حدود 24 مرکز بهاران، به جز هشت یا 9 مورد از آنها، تغییر کاربری داده و حتی مدیریت آنها هم بر اساس تفاهمنامهای به بهزیستی واگذار شده که بهزیستی هم منتظر این موضوع است که مدیریت شهری براساس این تفاهمنامه عمل کند، این عدم هماهنگی و رعایت نشدن دستورالعملها بر چه اساسی است؟ چرا که در صحبتی که با خانم فخاری داشتم، از زمانی که تازه آقای محمدی به این مرکز آمده بودند، از اقدامات ایشان در این مرکز خیلی اظهار رضایت میکردند در حوزه گرمخانهها ولی الان حتی در ارتباط با همین گرمخانهها هم گویا این موضوع از طرف ایشان مطرح شده که مدیریت این مراکز هم دارد توسط سمنها اداره میشود. لطفاً نظرتان در ارتباط با این موضوعات بفرمایید.
- شما چند موضوع را مطرح کردید که پرداختن به هر کدام از اینها زمان زیادی نیاز دارد اما باید تلاش کنیم در این بازه زمانی که با هم صحبت میکنیم بتوانیم جواب قانعکنندهای به سؤالات شما بدهیم. ابتدا بحث بهاران را مطرح کردید. همانطور که استحضار دارید، موضوع بهاران اصلاً از سال 94 که مطرح شد، به جهت تعهداتی که شهردار وقت تهران به وزارت کشور و ستاد مبارزه با مواد مخدر داده بود، شهرداری به این قضیه ورود کرد، بحث توانمندسازی روانی اجتماعی بهبود یافتگان. اساساً زمانی که به این موضوع پرداختند و شهرداری وقت چنین تعهد و قولی داد که همکاری کند، شهرداری از لحاظ قانونی هیچگونه مسئولیتی نداشت اما تقریباً سه سالی که در طی سالهای 94، 95 و 96 در این حوزه فعالیت میکرد، در برنامه ششم توسعه کشور که سال اولش سال 97 بود، این را در یکی از بندهای ماده 80 آمدند و قانون کردند که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (سازمان بهزیستی) با همکاری شهرداریها موظف است در دوتا بحث آنجا دیگر صراحتاً آوردند قانون کردند، یکی بحث ارائه خدمات کاهش آسیب به افراد بیخانمان که گرمخانهها هم ذیل این قرار میگیرد، یکی هم بحث صیانت از بهبودیافتگان که همان توانمندسازی روانی اجتماعی و ... است که بحث بهاران و مراکز توانمندسازی بهبودیافتگان مطرح میشود.
پس در این بازه زمانی که ما الان داریم راجع به این موضوع صحبت میکنیم و خانم دکتر فخاری به این موضوع پرداخته، یک چیزی داریم تحت عنوان «قانون» که جایگاه قانون فراتر از جایگاه شورا، مصوبات شورا، قوانین و مقررات، شورای عالی اداری، شورای اجتماعی کشور و ... است اما نکاتی که خانم دکتر فخاری و دوستان دیگر در شورا مطرح میکنند، آنها هم کاملاً نکات درست، بهجا و بحقی است کمااینکه ما خودمان هم معتقد به این هستیم که چنانچه زیرساختی بخواهیم ارائه کنیم، در راستای همکاری با دستگاهی یا با انجیاویی، باید برویم مصوبهاش را از شورای شهر بگیریم، کمااینکه بند 6 ماده 55 قانون شهرداریها، همه آن برنامهها، بحث باغ کودک، کودکستان، نوانخانه و ... را که مطرح میکند، در نهایت میگوید پس از تصویب انجمن شهر. در برنامه سوم شش شهرداری هم این موضوع تصویب شورای شهر باز در یکی از موادش قید شده و به آن اشاره شده. پس ما هم به عنوان سازمان رفاه خدمات و مشارکت اجتماعی منکر این نیستیم که باید لایحه بدهیم به شورا و مصوبه شورا را بگیریم، ما هم به این اعتقاد داریم، کمااینکه ما الان بهارانهایمان را هم هنوز واگذار نکردهایم ولی ما پس از آن قانونی که در ماده 80 برنامه ششم توسعه کشور آمده، به دنبال آن سلسله جلسات مختلفی در شورای اجتماعی کشور، در سازمان امور اجتماعی کشور تشکیل شده، در نهایت مقرر شده ما هشت مرکز در اختیار سازمان بهزیستی قرار دهیم. ببنید فراموش نکنید، ما به شهر یا انجیاو نمیدهیم، ما مرکز را هم واگذار نمیکنیم، بهرهبرداری از مرکز را به یک نهاد حاکمیتی و دولتی میخواهیم واگذار کنیم، به چه نهادی؟ به نهادی که تخصصش در این حوزه است، متولی حوزه ساماندهی بهبودیافتگان است، متولی ساماندهی کودکان کار و خیابان است اما اولاً ما دوتا را فعلاً واگذار کردهایم، مابقی را واگذار نکردهایم. ما از خیلی وقت پیش، شاید بیش از یک ماه است که فرآیند ارجاع اداری هم به شورا، کارهای اداریاش را داریم انجام میدهیم و انجام دادهایم، یک جاهایی ایرادهایی به آن گرفته شد در حوزه اجتماعی، برگرداندیم ایرادهایش را داریم درست میکنیم، درست کردیم، دوباره ارسال کردیم، یعنی آن فرآیند اداری دارد انجام میشود. ما هم معتقد به این هستیم که باید مصوبه شورای شهر را داشته باشیم. اعضای محترم شورا نقطهنظراتی روی این مدل کار دارند. برخی از دوستان مصاحبه کرده بودند مثل آقای حجت نظری که چرا شهرداری خودش مدیریت نکند؟ چرا شهرداری خودش به انجیاوها واگذار نکند؟ چون آنجا ما به عنوان سازمان تخصصی باید توضیح دهیم و دلایلمان را بیاوریم که ما واگذار کنیم یا سازمانی که مرجع صادرکننده مجوز اینگونه انجیاوهاست، او به انجیاو واگذار کند. او واگذار کند، نظارتش و هر اتفاقی که در آن مرکز بیفتد، با سازمان بهزیستی است، با مرجع صادرکننده مجوز است ولی اگر منِ شهرداری واگذار کنم، به جز هزینههای مالی که در بحث نگهداری این گروه هدف برای شهرداری دارد، مسئولیتهای حقوقیاش هم به گردن شهرداری میافتد.
پس در بحث بهاران اصلاً به نظرم هیچگونه اختلافی وجود ندارد و ما کاملاً تابع دستورات و مصوبات شورا هستیم. به نظرم با عزیزان هماهنگ هستیم. منتهی حالا شاید سؤال شود چرا بهرهبرداری آن دوتا به بهزیستی واگذار شد، ششتای دیگر هنوز نه ولی آن دوتا واگذار شد، خب این را شما به جهت اضطرار نهادهای حاکمیتی بگذارید. یک موضوع در شورای اجتماعی کشور مدام دربارهاش جلسه برگزار میشود. استاندار تهران، به عنوان نفر اول این استان، به عنوان رئیس کمیته فرهنگی اجتماعی استان و خودِ شورای فرهنگی اجتماعی مدام پیگیر این موضوع هست. دوتا را ما، ضمن اینکه در قبال این، تفاهمنامهاش را تنظیم کردهایم، 0859 را فرستادهایم، کارهای اداریاش در حال انجام است که إنشاءالله برود شورای شهر و ما بتوانیم این مجوز را اخذ کنیم، منتهی ششتای دیگر را منوط به این کردهایم که باید مجوز اخذ شود.
یعنی دیگر در ارتباط با آن دو مورد کاری انجام نمیشود، فقط در ارتباط با آن ششتای بقیه...
- نه، برای همان دوتا هم ما مجوز را میگیریم. اصلاً این هشت مرکز در قالب یک مجوز میرود. ضمن اینکه طرف ما یک سازمان دولتی و حاکمیتی است. باید به این نکته خیلی توجه داشته باشیم، نهاد حاکمیتی دولتی که متخصص این حوزه و متولی این حوزه است.
مراکز بهاران 24 مرکز بودند که الان به جز این هشت مورد، بقیه آنها تغییر کاربری دادهاند. علت این موضوع چه بوده که اتفاقاً این موضوع صراحتاً در شورا مطرح شد به عنوان یکی از نقاط ضعف مدیریت شهری در مدیریت این مراکز که حالا بعضیهایشان کار توانمندسازی را درست انجام ندادند که قطعاً در ارتباط با مطالبی که شما گفتید یک اقداماتی باید صورت بگیرد.
- موضوع بهاران همانطور که گفتم یک عقبه چهار ساله دارد، چهار سالهای که سه سالش، شهرداری به عنوان یک نهاد عمومی مدام پیگیر این موضوع بودیم که اجازه دهید ما کار را به متخصصانش واگذار کنیم. منتهی مدیریت وقت نگاهش این بود که طی یک بازه زمانی واگذار شود به بازنشستگان یک ارگان خاص و بعد به یک خیریهای که در آن زمان خیلی فعالیت میکرد که هیچکدام از این دو گروه هم تخصصی در حوزه توانمندسازی نداشتند. به همین دلیل بهرهبرداری لازم از ظرفیت مجموعه بهاران صورت نگرفت. این را شما داشته باشید، میآید در یک فرآیند تغییر و تحول شورا، شورای قبلی میرود، شورای جدید میآید، تیم شهرداری قبلی میرود، تیم جدید میآید، شهردار جدید میآید، تفکرها و نگاهها کاملاً متفاوت، این پروژه بهاران یک پروژه بسیار مهم است، یعنی کسانی که در حوزه اجتماعی تخصص داشته و کار با بهبودیافتگان را بدانند میدانند که ظرفیت بسیار مناسبی است برای اینکه شما بتوانید درصدی از این بهبود یافتگان را از این چرخه مصرف - لغزش - مصرف یا ترک -لغزش - ترک - لغزش بکشید بیرون و اینها را بیاورید در فضای توانمندی. خب در این فضا، برخی از شهرداران مناطق که شناخت نسبت به موضوع نداشتند، اهمیت این طرح و پروژه را نمیدانستند، اقدام به تغییر کاربری این فضاها کردند، علیرغم اینکه مدام و کراراً از سازمان رفاه، خدمات و مشارکت اجتماعی، از معاونت امور اجتماعی و فرهنگی مکاتباتی با آنها میشد که نسبت به تغییر و جابهجایی کاربری این ساختمانها، اقدامی نکنید. این ساختمانها مختص این مهم ایجاد و راهاندازی شده و خواهش میکنیم این کار را نکنید منتهی متأسفانه برخی از شهرداران مناطق این تغییر و جابهجایی را انجام دادند.
حالا نکتهای که میماند الان شهردار مصوب تهران هم در این موضوع ورود کرده، مدیرکل مشاور و مدیرکلشان هم ورود کردند، آقای دکتر جوادی هم به جد ورود کردند و ما تمام این فضاها را إنشاءالله فعال خواهیم کرد و با هماهنگی شورا، قطعاً نقطهنظرات کمیته اجتماعی و کمیسیون فرهنگی و اجتماعی لحاظ خواهد شد، شک نکنید. إنشاءالله بتوانیم دست به دست هم بدهیم و با جذب حداکثری مشارکت نهادهای متولی بتوانیم به 1346 خدمت بدهیم. این طرح را باز هم تأکید میکنم میتواند یکی از بهترین طرحها باشد، اگر درست از آن استفاده شود و در جای خودش.
این امید میرود که این طرح در قالب یک برنامه جامع پیگیری شود تا در تغییرات مدیریتی بعدی همچنان بتواند به فعالیت خودش ادامه دهد؟
- إنشاءالله. میدانید که در بحث بیماران معتاد وقتی که توانمندسازی شدند، یک دستگاه و یک ارگان بهتنهایی نمیتواند. یک هماهنگی بین بخشی میخواهد. ما ستاد مبارزه با مواد مخدر را در رأس داریم. سازمان بهزیستی را داریم، دانشگاههای علوم پزشکی را داریم. اینها همه دستگاههایی هستند که باید دست به دست هم بدهند. از سال 97 که قانون1440 شد، شهرداریها هم آمدند و در این موضوع شریک شدهاند. قانونگذار دیگر برایشان تعیین تکلیف کرده است. پس باید دست به دست هم داد، با مشارکت حداکثری إنشاءالله یک برنامهریزی 1458
این امیدواری هست که با توجه به اینکه شهرداریها بر اساس قانون دارند این کار را انجام میدهند، سازوکاری انجام شود که این ناهماهنگی بین شورای شهر بهعنوان سیاستگذار ...
- اصلاً شک نکنید. اصلاً شورای شهر، سیاستگذاری شهر، مدیریت شهری یعنی ناظر مدیریت شهری، اصلاً بدون هماهنگی با شورای شهر هیچ کاری اتفاق نخواهد افتاد و اگر هم بیفتد شما شک نکنید که صرف هزینه، صرف انرژی، صرف سرمایه، صرف وقت و ... خواهد بود.
برویم سراغ گرمخانهها.
- یکی از مهمترین خدماتی که در حوزه کاهش آسیب به افراد بیخانمان داده میشود، افرادی که بهصورت موقت یا مدت طولانی هست که سرپناه ندارند، بحث گرمخانهها است. شهرداری هم در طی سنوات گذشته نشان داده که تجربه خوبی در اداره این مراکز دارد، منتهی نگاهها یکمقدار متفاوت است. برخی از متخصصان این حوزه معتقدند که در شهرداری هزینه اداره گرمخانهها گران است، نسبت به بهزیستی. برخی از متخصصان میگویند نه،اتفاقاً گران نیست، بهزیستی و دستگاههای دیگری که آنها هم در این حوزه دارند کار میکنند خدمات زیر صفر و خدمات خیلی پایینی دارند میدهند. اینها انسان هستند، شأن و جایگاه و منزلتشان درست است. الان در شرایطی هستند که جایگاه اجتماعی شاید مناسبی نداشته باشند ولی بالاخره انسان هستند. یعنی شما به صرف اینکه بگویید بیخانمان هستند، خدمات مدرست به آنها ندهیم، خدمات حداقلی بدهیم، این نگاه، نگاهی غلط است. شما وقتی این نگاه را در سرلوحه کارت قرار بدهی، شک نکنید در ارائه خدمات به این آدمها، چه خدمات تغذیه باشد، چه اسکان باشد، چه خدمات مددکاری باشد، چه خدمات روانشناسی، پزشکی و ... باشد، باز در امر توانمندسازی موفق نخواهید بود. این دو دیدگاه متفاوت را بیان کردم. ما معتقد به نگاه دومی هستیم. ما معتقدیم باید به این افراد توجه ویژه کرد. اینها گروه آسیبدیده هستند. باید فضاهایی که برایشان درست میکنیم، فضاهای استاندارد باشد، فضاهایی که به آنها میدهیم، بهترین خدمات باشند، این آدمها را ما باید جذب کنیم، نگذاریم در سطح شهر حضور داشته باشند چرا که جذب اینها از سطح شهر باز خودش یک نگاه پیشگیرانه برای سایر گروه عادی جامعه را دارد، برای فرزندان من و شما!
در یک بازه زمانی، در فصلهای پاییز و زمستان فشار کار ما حداکثری است، در بهار و تابستان فشار کار ما میآید پایین. پس بهار و تابستان ظرفیتی است برای اینکه ما در سیاستهایمان، در استراتژیها، برنامهها و اکشنپلنهایی که داریم اگر چنانچه نیاز به تغییراتی هست، تغییراتی دهیم. تمام تلاشمان هم در طی سال کردهایم که بتوانیم خدمات خوبی به این عزیزان بدهیم، کمااینکه خودتان در سؤالتان اشاره کردید که خانم دکتر فخاری عضو محترم شورا رضایت داشتند از این وضعیت در فصل زمستان. الان من واقعاً نمیدانم که نارضایتیشان از کدام قسمت و چه بخشش است ولی چیزی که برای ما مهم است و ما این را رفتیم در برنامه پنجساله سوم شهرداری هم آوردیم و برایش هم اعتبار گرفتیم این است که ساختمانهای شهرداری که الان اختصاص دادهایم به گرمخانهها، مناسب نیست، استاندارد نیست، مناسب این گروه هدف نیست، پس ما باید برویم سمت استانداردسازی این فضاها، این در راستای نگاه توجه به انسانهاست، توجه به جایگاه و منزلت این انسانهاست. یعنی میخواهیم خدماتمان را نسبت به گذشته بهتر کنیم.
صحبتی که گفتید در مورد بهبود کیفیت خدمات، یعنی این صحبت خانم فخاری مبنی بر اینکه سمنها و نهادهای تخصصی دارند این کارها را به عهده میگیرند، ارائه کیفیت خدمات را، درست است دیگر؟
- اصلاً کل کار ما برونسپاری است. ما به عنوان یک سازمان تخصصی در شهرداری در حوزه اجتماعی خدماتمان را به انجیاوهای تخصصی واگذار میکنیم. این در گذشته بوده، الان هم هست، آینده هم خواهد بود. من متوجه نمیشوم، یعنی منظور خانم فخاری این بوده که پرسنل شهرداری بروند گرمخانه را اداره کنند؟!
منظورشان از لحاظ مدیریتی بوده.
- مدیریتش با ماست. مدیریت و نظارت با ماست. ارائه خدمات با انجیاوهای تخصصی است. انجیاوهایی که در حوزه کاهش آسیب و درمان افراد بیخانمان و معتاد تخصص دارند. ما نظارت، نظارت عالی، مدیریت و راهبری مدیریتی را واگذار نمیتوانیم کنیم. ما ارائه خدمات به این افراد را در قالب قراردادهای منعقده، حالا چه قراردادهای متوسط یا کلان باشد، در قالب مناقصه واگذار میکنیم و در واقع خرید خدمت میکنیم ولی مدیریتش، نظارتش، نظارت عالیاش، همه اینها با شهرداری است و در بالادست ما نظارت شورای شهر است.
انتهای پیام/