مرادی //////////

/////////

26 تیر ماه سالروز شروع به کار شورای نگهبان است که اولین دورش که حضرت امام(ره) فقهای شورای نگهبان را معرفی کردند از 26 تیر ماه شروع به کار کردند. می‌خواهیم بحث کنیم درباره کلیتی در مورد فعالیت شورای نگهبان و لزومش بحث کنیم که آیا وجود شورای نگهبان لازم است و کار عقلانی و علمی است وجود چنین قوه‌ای در ساختار سیاسی کشور؟ بعدش به سمت انتخابات و نظارت استصوابی و بحث‌هایی که مطرح است. بعضی‌ها در مورد احراض صلاحیت‌های شورای نگهبان ایراد می‌گیرند. در مقابل بعضی‌ها می‌گویند انتخابات شوراهای اسلامی شهر بدون نظارت و تأیید صلاحیت شورای نگهبان برگزار می‌شود و می‌بینیم که اعضای شوراها در شهرهای مختلف تخلفات بسیاری دارند و منجر به لغو عضویت و حتی در بعضی موارد منجر به دستگیری آنها شده است. امسال هم که سال انتخابات است، شورای نگهبان بیشتر بولد می‌شود، اعضای جدیدی منتصب شده و برخی ابقا شدند، موافقان نظارت شورای نگهبان می‌گویند که وجود این شورا و تأیید صلاحیت‌ها مهم است چرا که مجلس عصاره ملت است و افراد ناصالح نبایند وارد آن شوند. از سوی دیگر برخی دیگر می‌گویند شورای نگهبان باعث پایین آمدن جذابیت رقابت شده و با فیلترهای شورای نگهبان امکان پایین آمدن مشارکت وجود دارد و کاندیداهای مورد نظر برخی افراد در میان نامزدها نباشند. در مقابل یک طیف بندی است و سال انتخابات هم که می‌شود، هجمه به شورای نگهبان بیشتر می‌شود.


- کلاً بحث‌مان را در بحث تاریخ شورای نگهبان اول بررسی کنیم. نکته‌ای که به آن دقت نمی‌شود. حدود 110 سال پیش در دوران قاجار نهضتی در کشور ما شکل گرفت که مربوط به نهضت مشروطه است. در نهضت مشروطه انقلابیون چه از آذربایجان، چه از عشایر جنوب مثل بختیاری‌ها، اینها به تهران آمدند و بعد هم مظفرالدین شاه قانون مشروطه را تصویب کرد. همین مسئله آن موقع وجود داشت، مشروطه مشروعه، مشروطه‌ای که بر اساس دین باشد که علم‌دار مشروعیت و اینکه دین، مذهب و اعتقادات در قانون‌گذاری دخالت کند، شیخ فضل‌الله نوری بود. آروزی شیخ فضل‌الله نوری شورای نگهبانی بود در قانون مشروطه و به این آرزوش و خب انتهایش هم شیخ فضل‌الله اعدام شد به خاطر همین و انتهای مشروطه را دیدیم. مشروطه مدتی بعد به انحراف رفت و جز نامی از مشروطه تا سال 1357 دیگر باقی نماند. در واقع مردم ایران کار ناتمام‌شان در انقلاب مشروطه را سال 58 با تصویب قانون اساسی تمام کردند. یعنی قانون اساسی آرزوی مبارزان و مجاهدان مشروطه بود. 100 سال طول کشید تا مشروطه‌خواهان واقعاً به آرزوهای‌شان برسند و درون قانون اساسی ما، یعنی مسلط بر قانون‌گذاری ما نهادی باشد که شرع را هم در نظر بگیرد و قانون را هم در نظر بگیرد. نگاهی کردم اجمالی به تاریخ شورای نگهبان که اصلاً از کجا آمده بود. یعنی شورای نگهبان این‌جوری نیست که سال 57 یک‌دفعه به وجود آمده باشد. این مطالبه مردم ایران طی 100 سال بود و سال 58 وارد قانون اساسی شد. ما اگر این مسئله تاریخی را نگاه نکنیم فکر می‌کنیم که یک‌دفعه سال 58 یک عده‌ای دور هم جمع شدند و شورای نگهبان را ایجاد کردند.


اصلاً دعوای مردم ایران با رژیم منحوس پهلوی بر سر این بود که این حکومت استقلال ندارد. شما نگاه می‌کنید لایحه ساواک توسط موساد، توسط اسرائیل نوشته می‌شود، توسط آمریکایی‌ها وارد مجلس شده و تصویب می‌شود. لایحه کاپیتالاسیون توسط آمریکایی‌ها نوشته شده و در مجلس تصویب می‌شود. قراردادهایی در دوران پهلوی بسته می‌شود که کشور را در حوزه‌های مختلف با مشکل مواجه کرد مثل قرارداد اصل 4 ترومن در دوره رزم‌آرا که توسط انقلابیون ترور شد. اصل 4 ترومن یک معادهده‌ای است که دولت ما با آمریکایی‌ها بست و بعدها ضربات جبران‌ناپذیری چه در حوزه محیط زیست، در سم‌پاشی‌های DDT ایجاد کرد که بخواهیم بحث کنیم خیلی طولانی است و چه در حوزه کودتای 28 مرداد دخالت کرد. حالا باید نگاه کرد و دید که این شورای نگهبان را در دو حالت می‌توان بررسی کرد، فرض کنید اصلاً شورای نگهبانی نبود یا فرض کنید که شورای نگهبان هست، در مورد اینکه آیا شورای نگهبان چندتا شبهه است، ای کاش این شبهات را بررسی کنیم، یعنی شما هم کمک کنید یادم بیاید، می‌گویند که آقا شورای نگهبان دخالتش در انتخابات، من وارد این جزئیات می‌شوم، باعث می‌شود که حضور مردم کم‌رنگ‌تر شود. حضور مردم کم‌رنگ‌تر باشد، ما تا الان به‌طور متوسط سالانه یک انتخابات برگزار کردیم، آیا تا به حال طی 40 سال گذشته حضور مردم پای صندوق‌های رأی کمتر از 50 درصد شده؟ ما حتی یک انتخابات نداریم، اکثر انتخابات‌های ما بالای 60 درصد است. یعنی 60 درصد جامعه ایرانی و حتی در مواردی 70 تا 80 درصد به خروجی شورای نگهبان رأی دادند. اکثریت با آن تصمیمی که شورای نگهبان می‌گیرد موافق هستند. شما انتخابات مجلس را بگیرید، بین 60 تا 70 درصد همیشه حضور مردم بوده است، انتخابات ریاست جمهوری همین‌طور، انتخابات مجلس خبرگان همین‌طور. پس اینکه باعث کم شدن حضور مردم می‌شود با واقعیت نمی‌خواند. یعنی باید یک آماری ارائه کنند دیگر، بگویند آقا چون شورای نگهبان این اقدامات را انجام می‌دهد باعث شده مردم کمتر در انتخابات شرکت کنند.


نکته‌ای که وجود دارد، همان‌طور که در صحبت‌های‌تان بود ما باید نگاه کنیم کجاها شورای نگهبان نبوده و بعد چه اتفاقی افتاده و آنجاهایی که بوده چه اتفاقاتی افتاده. ما در انتخابات‌مان، در انتخابات شورای شهر شورای نگهبان نداشتیم. آنهایی که شورای نگهبان در انتخابات مجلس رد صلاحیت می‌کند، آن جریانات می‌آیند در شورای شهر و می‌آیند بالا، هر وقت اینها شورای شهر را در دست گرفتند با بحران مواجه شدند، همان‌هایی که شورای نگهبان رد کرده. شما شورای اول شهر تهران را ببینید. شورای اول شهر تهران بلایی بر سر شورا آورد که اولاً نیمه‌تمام، رئیس جمهور وقت کنسلش کرد و آن‌قدر مردم را از شورای شهر زده کرد که حضور مردم در انتخابات شورای شهر 1382 در شهر تهران فکر کنم 10 تا 20 درصد بود در حالی که آزادترین انتخابات بعد از انقلاب، انتخابات شورای شهر دوم است. من خودم یادم است که نهضت آزادی لیست جداگانه داد با کراوات، توی روزنامه‌ها زدند ولی مردم به آنها رأی ندادند، از بس شورای اول اوضاع را خراب کرد. الان در شورای شهر می‌بینیم، اینها نماینده مردم هستند در شهرداری‌ها، ما معضلات زیادی داریم. بحث ما این نیست که شورای نگهبان باید وارد شورای شهر شود، اصلاً بحث ما این نیست، آنجا مجلس ناظر است. بحث ما این است که این مسئله را این‌جوری می‌توانیم بررسی کنیم. بعضی‌ها می‌گویند چرا کشور ما دارد و بقیه کشورها ندارد؟ آنهایی که این سؤال را می‌پرسند، آن انتهای نگاهی که آرمان‌شان و مدینه فاضله‌شان است، آمریکاست. آیا آمریکا واقعاً شورای نگهبان ندارد؟ می‌خواهم بگویم شورای نگهبان لزوماً این نیست که چند نفر دور هم بنشینند و یک کسی را صلاحیتش را بررسی کرده و تأییدش کنند یا قانونی را بررسی کنند، همین که در دموکراسی آمریکا هیچ‌گاه به‌جز دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات نمی‌توانند وارد مجلس شوند و اکثریت را به دست بگیرند، یعنی اینکه اینها در قانون‌گذاری و تأیید صلاحیت‌شان و در تأیید صلاحیت‌شان در ریاست‌جمهوری‌شان که همیشه از این دو حزب بوده، یک شورای نگهبان نانوشته دارند که آنها هیچ‌گاه مخالف این دو حزب تصمیم نمی‌گیرند. آنجا آن شورای نگهبان منافع آن دو حزب را در نظر می‌گیرند، این شورای نگهبان هم منافع اعتقادی مردم و قانون اساسی را در نظر می‌گیرد. نمی‌خواهم بگویم آن بهتر است یا این بدتر است، می‌خواهم بگویم این وجود دارد. حالا اینکه حتماً بگوییم چند نفر دور هم می‌نشینند این کار را انجام می‌دهند، بله، اتفاقاً چند نفر هم دور هم می‌نشینند ما نمی‌بینیم‌شان چون در واقع این اتفاق دارد می‌افتد و هیچ‌گاه خارج از این دو حزب نیست و آنها هم منافع خودشان را می‌بینند، مسئله تولید اسلحه در آمریکا، بعضی قانون‌گذاری‌‌های‌شان است که خلاف سرمایه‌داری نیست. در حوزه سیگار و دخانیات سال‌ها دعوای حقوقی شد در آمریکا، نتوانستند قانونی علیه دخانیات بنویسند، چرا؟ چون آنها وتو می‌کردند. چون جریان‌های سیاسی دموکرات و جمهوری‌خواه به این منابع قدرت و ثروت وصل هستند. نمی‌شود قانونی علیه آنها نوشت. حالا اینکه شورای نگهبانی باشد مثل غرب که منافع دو جریان و دو حزب را در نظر بگیرد، یا شورای نگهبانی باشد که قانون اساسی یک ملت را در نظر بگیرد، دیگر باید جامعه نظر بدهد که کدام‌یک واقعاً جایگاهش مثبت‌تر است. قانون اساسی که کل ملت بهش رأی دادند را ازش محافظت کند یا منافع دو حزب را؟ دعوا روی این است.


ما مجلس ششم را هم تجربه کردیم. چطور می‌شود شورای نگهبان یک زمانی رد صلاحیت 99 درصدی را می‌گفتیم داشتیم در مجلس گذشته، ولی مجلس ششم را هم داشتیم. رویه شورای نگهبان عوض می‌شود؟ ضعف و قوت دارد؟


- ما باید این را در نظر بگیریم اتفاقاً، شورای نگهبان تأیید صلاحیت‌هایی که می‌کند در دوران مختلف، مثلاً چه در دوم خرداد، چه سال 92 تأیید صلاحیت رئیس جمهور کنونی، چه مجلس ششم به قول شما، چه لیست امید. ما باید دوتا نکته را از هم جدا کنیم. اولاً اینکه ما دو جریان سیاسی در کشورمان داریم به نام اصلاح‌طلب و اصولگرا. اصلاً نظام با این دو جریان مشکلی ندارد، نظام با اصلاح‌طلبان مشکلی ندارد. کسانی که می‌خواهند بگویند شورای نگهبان با اصلاح‌طلبان مشکل دارد، در واقع دنبال این هستند که یک نوع مظلوم‌نمایی کنند وگرنه شورای نگهبان اگر با اصلاح‌طلبان مشکل داشت، فکر می‌کنید کاری داشت برای شورای نگهبان که انتخابات را فقط مابین اصولگرایان برگزار می‌کرد چه می‌شد؟ مگر نه اینکه قانون است، پس چرا همیشه به آنها اجازه می‌دهد بیایند؟ حسن روحانی، میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، معین، کروبی سال 84، قبلش خاتمی، همیشه به اینها اجازه می‌دهد، اینها دیگر افراطی‌ترین‌های آن طیف هستند. شورای نگهبان می‌‌گوید من یک شاخص‌هایی دارم، اگر با این شاخص‌ها بسازید من کاری ندارم جزء کدام جریان سیاسی هستید. بر اساس این شاخص‌هایی که قانون تأیید کرده شما بساز. حالا اینکه بعداً یک اتفاقی رخ می‌دهد، این دیگر از دسترس شورای نگهبان خارج است چون ما با یک متغیر انسانی طرف هستیم. مثلاً می‌بینید شرایط فضا به‌گونه‌ای در می‌آید که اصلاً دولت اصلاحات دست خاتمی نیست. خود خاتمی، کروبی و همه اینها می‌گویند یک عده‌ای آمدند، خودم یادم است می‌گفت یک 10 تا 12 نفر آمدند این‌قدر کارهایی انجام دادند که کل جریان اصلاحات به انحراف رفت. در مورد خاتمی یک بار مقاله‌ای در صبح امروز زده بود «عبور از خاتمی» (عباس عبدی)، بعدها خاتمی با اشاره به همین مقاله می‌گوید آن‌قدر عبور و مرور و طرح ترافیک و ... کردید که اصلاً همه چیز از دست ما رفت. یعنی حتی از خاتمی عبور کردند، حالا ضعف خاتمی بود یا هر چیزی، در هر حال خاتمی هم باید پاسخگو باشد در آن رابطه، ما کاری به آن قسمتش نداریم. من بحثم این است که شورای نگهبان یک نهادی نیست که آینده انسان‌ها را ببیند، کسی نمی‌تواند آینده دیگران را تشخیص دهد ولی می‌گوید در چارچوب شاخص‌های قانونی شما الان می‌توانید بیایید فعالیت کنید.


الان این سؤال مطرح است که چطور می‌شود یک نماینده‌ای این دوره صلاحیت می‌گیرد، دوره بعد نمی‌گیرد، دوره بعدش می‌گیرد، این یعنی شورای نگهبان شاخص‌ها را عوض می‌کند یا فرد عوض می‌شود؟


- البته از این نوع نمونه‌ها شنیده‌ام ولی موردهایش خیلی کم هستند. همین که شورای نگهبان کسی را رد کرده و بعداً به این نتیجه رسیده که نه، آدم مفیدی بوده، نشان می‌دهد که آن لجاجت و رفتار جناحی و ... را ندارد اتفاقاً. کم بوده این حالت‌ها و نمونه‌هایش چند نفر هستند. مثلاً پرونده‌ای بود متعلق به یکی از نماینده‌های کنونی مجلس است، چند دور رد صلاحیت شد، به دلیل یکی از پرونده‌ها، پرونده ترور شهید رجایی، پرونده ایشان در دادگاه بود و متهم بود که ایشان کاهلی کرده در مسئله شهید رجایی، الان هفت هشت دوره است که نماینده است و همین الان هم نماینده است. چند دور رد صلاحیت شد بعد دادگاه به این نتیجه رسید که اتهامی متوجه‌اش نیست و شورای نگهبان تأییدش کرد. گاهی اوقات پرونده‌ای وجود دارد که واقعاً نمی‌دانیم، در حین بررسی است و همان موقع هم می‌خورد به انتخابات، ردش کرده و بعداً تأییدش کرده است. آقای حسن کامران نماینده کنونی اصفهان. چند دوره رد صلاحیت شد.


بحثی که می‌گویند مشارکت بیشتر می‌شود اگر شورای نگهبان تسامح کند، از این طرف نگاه کنیم، آیا شورای نگهبان مجاز و مختار به این حرکت است که برای اینکه مشارکت بیاید بالاتر و همه طیف‌ها بیایند، یک‌مقدار ولنگاری کند؟


- اولاً که اگر شورای نگهبان همه چیز را آزاد کند، این به این معنی نیست که مشارکت 100 درصد شود. شرکت مردم در انتخابات یک نُرم و حدی دارد. مثلاً در شورای شهر که دیگر شورای نگهبان دخالت نمی‌کند، چرا مردم 100 درصد شرکت نمی‌کنند و آنجا هم 60 تا 70 درصد است؟ اصلاً یک طیفی از جامعه هست، نه اینکه با نظام مشکلی دارند، کاری به کسی ندارند، اصلاً رأی نمی‌دهند، همه جای دنیا هست. تازه در کشور ما خیلی کم هستند کسانی که رأی نمی‌دهند. ما در خانواده‌ها و آشناهای‌مان داریم، کسانی که کاری به هیچی ندارند، یک پنچرگیری دارد، روز انتخابات حواسش به پنچرگیری‌اش است، بیاید یک وقت بگذارد رأی هم بدهد. کسانی که این طیف را به نام خودشان می‌زنند، آنها به شعور مردم توهین می‌کنند. یک طیفی هست در جامعه که تحت هیچ شرایطی، اینها همیشه هستند که یا فرصت نمی‌کند رأی دهد، یا نمی‌خواهد اصلاً، اصلاً کاری به مسائل سیاسی ندارد، اصلاً برایش مهم نیست، ما که نمی‌توانیم برویم جامعه را به زور برداریم بیاوریم. اگر قرار بود اینها همه‌شان بیایند، در شورای شهر می‌آمدند که آزاد آزاد است، هیچ‌کس رد صلاحیت نمی‌شود مگر اینکه قتلی انجام داده باشد. این نکته اولش، نکته دوم اینکه آیا شورای نگهبان حق دارد؟ نه! شورای نگهبان حق ندارد خلاف قانون عمل کند، خودش حافظ قانون است، نمی‌تواند خلاف قانون عمل کند. مثلاً بگوید من از این نفر بگذرم، این نفر چون قتل انجام داده، می‌تواند رأی خوبی بیاورد، یک نفری مثلاً الان یک قتلی انجام داده، بعد دوره بعد بدانیم خیلی رأی می‌آورد، حالا یک قتلی هم انجام داده، تأییدش کنیم، زنش را کشته مثلاً، الان بیاییم تأییدش کنیم چون رأی مردم می‌آورد، این یعنی چی؟ خیانت به قانون اساسی است، خیانت به اهداف شورای نگهبان است. شورای نگهبان نمی‌تواند چنین کاری کند و خلاف قانون عمل کند. نه اینکه من بگویم نمی‌تواند، خودش می‌گوید که در چارچوب شرع و قانون اساسی می‌توانم عمل کنم. اگر طرف یک جنایتی انجام داد، حالا مردم می‌خواهند 100 درصد هم شرکت کنند، ضمن اینکه اصلاً لزومی هم ندارد. مردم ما همین شرایط را قبول دارند. به آن رأی داده‌اند، 98 درصد. برایش شهید داده‌اند. هنوز پای انتخابات‌ها شرکت می‌کنند. انتخابات واقعی‌ترین تجلی حضور مردم است. آقا اصلاً راهپیمایی‌ها را در نظر نگیریم، تظاهرات‌ها را در نظر نگیریم، در انتخابات که نمی‌توانیم چیز کنیم. وقتی که انتخابات 73 درصد شرکت می‌کند یعنی چه؟ اصلاً مردم‌سالاری را مگر نمی‌گوییم 50+یک؟ تا موقعی که این مردم در این سطح دارند شرکت می‌کنند یعنی شورای نگهبان را قبول دارند، والسلام. هر کس حرفی غیر از این بزند، دارد حرف بی‌خود می‌زند. یعنی اگر یک روزی آمدند، تنها دلیلی که می‌توانند بیاورند، بالاترین رفراندوم برای شورای نگهبان حضور مردم در انتخابات است که همیشه هم بالاتر از حد بوده است.


شورای نگهبان اگر عملکردش خوب است، اگر تأیید صلاحیت‌هایش درست است، چرا مجلس فعلی کارآمدی‌اش پایین است؟


- اینکه شورای نگهبان به وظیفه‌اش عمل کرده یا نه و آیا وظیفه‌اش این هست یا نه، ما وظیفه‌اش را تا الان گفتیم. ولی اینکه آیا واقعاً در خروجی‌هایش چیز عمل کرده یا نه، ببینید شورای نگهبان می‌آید یک نماینده‌هایی را تأیید می‌کند، یک نماینده‌هایی هم هیچ مشکلی ندارند و هیچ‌کدام از نهادهای سه‌گانه یا چهارگانه‌ای هم که هست آنها را رد نمی‌کند، پرونده‌ای هم ندارد، اینها را مردم انتخاب می‌کنند. اولاً اینکه بگوییم مجلس ناکارآمد است، اشتباه می‌کنیم چون مجلس جزئی از یک منظومه است به نام جمهوری اسلامی، درواقع نه جمهوری اسلامی، به نام سه قوه مقننه، قوه قضائیه و قوه مجریه. مجلس جزئی از اینهاست. وقتی می‌بینی قوه مجریه دچار سستی و خمودگی می‌شود، بخواهی و نخواهی روی مجلس تأثیر می‌گذارد. یعنی مجلس هم آن تأثیر می‌گیرد، یکی این نکته است. نکته بعد، خودم یک مستندی کار کردم...


البته منظورم از سؤالم در مورد مجلس ناکارآمد این بود که مقام معظم رهبری ایراد می‌گیرد که مجلس ما در مقابل طرح‌هایی که کنگره آمریکا علیه ما تصویب می‌کند، پویایی کامل را ندارد، یعنی شما حتی یک طرح هم نیاوردید در مقابل اینها، ناکارآمدی منظور این است. ناکارآمدی منظور حضور افرادی است مثل آقای دورازهی که مردم را، نمونه‌های نماینده‌های دیگری بوده‌اند که با همین مردمی که رأی گرفته‌اند برخورد مناسبی نداشته‌اند.


- ما الان 290 نماینده داریم، 2310 اتفاقاً نقطه قوت مجلس این است که مردم واقعاً به نماینده‌ها رأی داده‌اند. نمی‌خواهم بگویم از جنس مردم هستند ولی در هر حال اینها نماینده مطالبات مردم هستند. اینکه انتظار داشته باشیم یک نماینده در سطح یک انسان خاص فرهیخته چیز کند، ما باید توقعات‌مان را نسبت به نماینده‌ها تنظیم کنیم. قرار نیست بعضی از رفتارها که می‌بینیم، در هر حال یک نماینده‌ای چندتا خطا هم دارد اگر بخواهیم خطا پیدا کنیم. در مورد انکه چرا وارد این نکات نمی‌شوند، یک چیزی را باید جدا کنیم. گاهی وقت‌ها من از نماینده انتظار دارم روحیه انقلابی داشته باشد، گاهی وقت‌ها کف انتظار من از نماینده مردم این است که این مراجع سه‌گانه و چهارگانه تأییدش کنند، مردم هم تأییدش کنند. ما دیگر باید در این کف تا آن سقف که انقلابی‌گری است خودمان را تنظیم کنیم. یعنی انتظار نباید داشته باشیم همیشه آن سقف را خواهیم داشت. آن‌قدر انتظارمان را بالا می‌بریم که این کف را مثلاً چیز در نظر می‌گیریم. در هر حال نمی‌خواهم مجلس را زیر سؤال ببرم چون مجلس را خیلی خوب می‌شناسم.


من برداشتم از صحبت شما این است که شورای نگهبان مثل استاندارد است، کف‌ها را تعیین و تأیید می‌کند، این انتخاب مردم است که بین آنها بهترین‌ها را انتخاب کنند.


- آفرین. یعنی ما نباید توپ را بیندازیم توی زمین شورای نگهبان، اینکه مردم اینها را انتخاب می‌کنند، مردم باید در انتخاب دقت کنند. شورای نگهبان که آمده همه را آزاد گذاشته که اینها از نظر قانون مشکلی ندارند، یعنی اگر شورای نگهبان می‌خواست بیاید دقیقاً انقلابی‌ها را تعیین کند و آنها هم در هر حال رأی می‌آوردند، آن‌موقع به شورای نگهبان گیر می‌دادند که آقا چرا مجلس این‌طوری است؟ حالا آمده این همه دایره را باز گذاشته، مثلاً در یک شهر کوچک می‌بینید 20 نفر را تأیید می‌کند. می‌گوید مردم به هر کدام از این 20 نفر رأی بدهید مشکلی نیست، این نماینده شماست. حالا این 20 نفر دو نفرش خوب هستند، به هر دلیلی نمی‌توانند رأی مردم را جذب کنند، مردم به آنها تمایلی پیدا نمی‌کنند، باید به شورای نگهبان گیر بدهیم؟ شورای نگهبان مانده بین این دو حالت؛ از یک طرف می‌گویند آقا چرا این‌قدر دایره‌اش را باز می‌گذاری که مجلس این‌طوری می‌شود، از یک طرف می‌گویند چرا دایره‌اش را نمی‌بندی که رفقای ما بیایند، چون وظیفه‌اش را انجام می‌دهد، اصلاً ربطی به شورای نگهبان ندارد.


تفاوت بین کلمه «تأیید صلاحیت» و «احراض صلاحیت» است. شورای نگهبان تأکید دارد که من احراض صلاحیت می‌کنم، بعضی‌ها می‌گویند که تأیید صلاحیت می‌کند.


- در واقع شورای نگهبان هم احراز صلاحیت می‌کند. یعنی اینکه شورای نگهبان نمی‌رود تحقیق کند ببیند طرف چه کار کرده، جرمی یا جنایتی انجام داده، می‌گوید این مراجع قانونی که وجود دارند، به من بگویند که این آقا صلاحیتش را دارد یا نه، مثلاً پرونده کیفری مؤثر نداشته باشد. یا مثلاً فسادهای مالی و اقتصادی و ... نداشته باشد. اینها را بررسی می‌کند، می‌گذارد روی میز می‌گوید این شخص این شرایط و این مشکلات را ندارد. مراجع سه‌گانه بهش می‌گویند اینها مشکلی ندارند وگرنه شورای نگهبان همیشه می‌گوید که اگر من کسی را رد می‌کنم این‌طور نیست که صلاحیت هیچی را ندارد، تشخیص دادیم صلاحیت این جایگاه (نمایندگی مجلس) را ندارد، می‌تواند برود شورای شهر، می‌تواند مدیر شود، خیلی‌ها رد صلاحیت شدند اما وزیر شدند. طرف رد صلاحیت شد، وزیر شد، به این معنا نیست که رد صلاحیت شدی دیگر نمی‌توانی هیچ کاره‌ای بشوی. ضمن اینکه وظیفه مهم‌تر شورای نگهبان که از تأیید صلاحیت‌ها هم مهم‌تر است، تأیید صلاحیت‌ها وقتی دعوا می‌شود، دعوا روی منافع است. به همین دلیل است که مرتب بولد می‌شود. می‌گوید چرا ماها را تأیید نکردی. می‌گوید کاندیدی که تو دادی، طرف مشکل دارد، چگونه تأییدش کنم. از آن طرف مردم باید این را ببینند. وظیفه شورای نگهبان نظارت بر قوانینی که مجلس تصویب می‌کند هم هست. حالا من یک سؤال دارم. آیا مردم ما تا به حال علیه قوانین کشور ما تظاهراتی کرده‌اند؟ یا اعتراضی داشته‌اند؟ مردم به قانون احترام می‌گذارند، قبولش دارند. این قانون حاصل چیست؟ حاصل نگاه شورای نگهبان است. اگر شورای نگهبان نبود واقعاً قوانین ما این‌قدر واضح و تمیز و استاندارد نبود، به جرأت می‌گویم. این شورای نگهبان است که می‌آید با آرمان‌های اولیه مردم ایران در قانون اساسی، مصوبات، طرح‌ها و لوایح را می‌سنجد. این شورای نگهبان است که می‌آید با اعتقادات مردم و شرع، اینها را می‌سنجد. این شورای نگهبان است که نمی‌گذارد طرح و لایحه‌ای بیاید که با آزادی‌های مردم در تضاد باشد. شورای نگهبان است که حافظ قانون اساسی است. ما چطور این همه قانون خوب را که از شورای نگهبان رد شده، نمی‌بینیم، فقط به خاطر رد صلاحیت چهار نفر می‌خواهیم شورای نگهبان را تحت‌الشعاع قرار دهیم. این یک نکته. نکته بعد هم اینکه من فکر کنم که ما خودمان حساسیت داریم، یعنی جریان انقلابی، وگرنه مردم دیگر اعتراضی به شورای نگهبان ندارند، مردم به حدی از بلوغ رسیده‌اند که به اعتماد رسیده‌اند. مثل دهه 70 نیست. الان مثل اوایل دهه 80 نیست. مردم این‌قدر این را تجربه کرده‌اند که به این نتیجه رسیده‌اند که بابا ما به این احتیاج داریم. الان دیگر آن دغدغه را در افکار عمومی نمی‌بینید. فضای مجازی را رصد کنید، ما همچین دغدغه‌ای نمی‌بینیم. مردم یعنی جایگاه شورای نگهبان را پذیرفته‌اند، مثل مرجع تشخیص مصلحت.


دغدغه مردم نیست ولی این را یک قشر الیتی از جامعه اینها را مطرح می‌کنند. مثلاً شخص اول اجرایی کشور است، می‌گوید نباید تصمیم‌گیری مملکت دست 10 تا 15 نفر باشد.


- آنها هم دست‌شان رو شده برای مردم. اینکه سوءاستفاده کنی از حرف‌هایی که در ظاهر درست هستند ولی مغالطه است. اتفاقاً شورای نگهبان به همین آدم‌ها پوئن داده که تأییدشان کرده است. اینها تحت یک شرایطی تأیید شدند. همین آدم‌هایی که این حرف را می‌زنند. خودشان تحت همان شرایط چیز کردند. الان شما بین مردم بروید، همین آدم‌هایی که می‌گویید حرف‌های خیلی قشنگ‌تر از این هم زده‌اند و مردم دیگر اصلاً به آنها اعتماد ندارند. الان برو ببین مردم به شورای نگهبان اعتماد دارند یا به همان آقایان که این حرف‌ها را می‌زنند؟ مردم می‌روند در انتخاباتی شرکت می‌کنند، 70 درصد، 80 درصد در انتخاباتی که شورای نگهبان نظر نهایی را در مورد چیزش داده ولی همین آقایان را مردم دارند محاکمه می‌کنند. در افکار عمومی دارند محاکمه می‌شوند. این شعارها به نظر من دیگر دوره‌اش هم گذشته، مثل این شعار که اینها می‌خواهند در پیاده‌رو دیوار بکشند. حرف مسخره‌ای است. این توهین به شعور مردم است، مردم ما خیلی رشد کردند، خیلی بالا رفتند و این را می‌فهمند. درست است به او رأی می‌دهند مثلاً در همان انتخابات، ولی رأی دادن‌شان به خاطر این حرفش نبود، به خاطر یک چیزهای دیگر بود، یک‌سری مسائل دیگر مثل برجام و نکاتش و فشار اقتصادی و معیشتی، حالا این قسمتش را نمی‌خواهیم بگوییم.


می‌رسیم به بخش قانون‌گذاری و نظارت بر تصویب قوانین. اینجا هم این بحث مطرح می‌شود که چند نفر خاص و محدود چطور می‌توانند رأی 290 نفر را فیلتر کنند و بحث فیلترینگ مطرح می‌شود که هر چه را دوست دارند تأیید و چیزی که دوست ندارند، رد می‌شود. در مقابل این صحبت چه می‌گویید؟


- اولاً که شورای نگهبان نمی‌تواند همچین کاری بکند. باید دلایلی داشته باشد مبنی بر اینکه اینها تضاد دارند با شرع یا قانون. ثانیاً که اگر هم چنین اتفاقی بیفتد، باز هم نماینده‌ها می‌توانند به مرجع تشخیص مراجعه کنند. این‌طور نیست که اینها فیلتر نهایی باشند. اگر بین شورای نگهبان و مجلس تضادی به وجود بیاید، آن قانون می‌رود مجمع تشخیص و آنجا تصمیم‌گیری می‌شود. هم نماینده‌ها هستند، هم رئیس مجلس هست، همه اینها هستند. شورای نگهبان هم نمی‌تواند یعنی تا به حال سابقه‌ای نداشته بگویی یک قانونی را چیز کرده، مثلاً می‌گویند چرا رفراندوم برگزار نمی‌شود؟ شعاری که اینها می‌دهند. آقا رفراندوم برگزار نمی‌شود که ربطی به شورای نگهبان ندارد. دو سوم نمایندگان مجلس بنویسند، ببینیم شورای نگهبان نظرش چیست. تا به حال در تاریخ انقلاب دو سوم نمایندگان مجلس ننوشتند رفراندوم برگزار شود، بعد توپ را می‌اندازیم در زمین شورای نگهبان. می‌گوید بابا اصلاً چنین چیزی نیامده که من نظر بدهم، من که نمی‌توانم بگویم رفراندوم برگزار شود، در جایگاهی نیستم که بگویم، دو سوم نمایندگان باید درخواست بدهند. از ضعف آگاهی مردم نسبت به قانون هم سوءاستفاده می‌کنند. مثلاً می‌گویند شورای نگهبان می‌آید فیلتر می‌کند، شورای نگهبان نمی‌تواند فیلتر کند. شورای نگهبان می‌گوید این بند، این ماده، این قانون، این خط، مخالف شرع است به خاطر این، یا مخالف این بند قانون است، من حافظ قانون اساسی هستم باید تأییدش کنم.


حالا می‌خواهم وارد دو مبحث شوم. یکی اینکه اعضای شورای نگهبان، بعضی‌ها می‌گویند مشخصاً افرادی از شورای نگهبان هستند که خیلی وقت است آنجا هستند، بعد باعث می‌شود تفکر خاصی آنجا حاکم شود. من جدیداً یک مطلب جدیدی خواندم که چرچیل هشت سال نخست‌وزیر بود در انگلیس، نزدیک به 12 سال نخست‌وزیر بود، 65 سال هم نماینده بوده. یعنی در خارج هم داریم.


- اصلاً می‌خواهیم این را ببینیم. آقا اینها همه‌شان همیشه بودند و همه‌شان هم مخالف یک جریان سیاسی هستند، فرض می‌کنیم، از 30 سال پیش که جنگ تمام شده تا الان، از این 30 سال 22 سالش دولت دست کسانی بوده که این افرادی که در شورای نگهبان هستند ظاهراً با اینها مخالفند. بابا 22 سال از این 30 سال دست شما بوده، بیش از 80 درصدش. خب اگر اینها می‌خواستند، اتفاقاً معلوم است که اینها حافظ رأی مردم بودند، وگرنه اگر می‌خواست تو را رد کند که خاتمی درنمی‌آمد، هاشمی درنمی‌آمد، روحانی درنمی‌آمد، معین و کروبی و میرحسین موسوی نمی‌توانستند بیایند در انتخابات. آن واقعیتی که رخ داده را آدم نگاه می‌کند، تازه این‌ور باید بگویند آقا تو چرا آن‌ور را گرفتی؟! اگر قرار باشد اعتراضی باشد، باید بگویند چرا تأییدش می‌کنی رأی بیاورد، رد کن آقا! ولی او می‌گوید کاری به این جناح‌ها ندارم. واقعاً هم ندارد از نظر سیاسی. اگر داشت، اینها این همه نفوذ و قدرت نداشتند. الان قوه مجریه دست اینهاست. 22 سال دست اینها بوده. 22 سال از این 30 سال اینها وزیر هستند. مگر غیر از این است؟ زنگنه همیشه وزیر بوده، آخوندی هست، همیشه وزیر بوده، نجفی هست همیشه وزیر است. خب بابا شما که 22 سالش دست خودتان بوده، کارگزاران سازندگی، اصلاحات، یک هشت سالش دست جریان احمدی‌نژاد بود. پس اتفاقاً این که مانده، اگر قرار باشد کسی اعتراض کند آنکه کمتر گیرش آمده!


قوه قضائیه را می‌بینیم، رئیس قوه‌اش منصوب رهبری است، هر دوره فعالیتش را کرده بر اساس قانون دارد انجام می‌دهد اما یک رئیسی آمده آنجا یک تحولاتی ایجاد کرده یعنی از آن حداقل‌ها آمده بالاتر. یک نگاه انتقادی این‌جوری به شورای نگهبان داشته باشیم، شورای نگهبان هم چنین ظرفیتی دارد که بتواند چنین تحولی را داشته باشد؟


- کلاً ماهیت شورای نگهبان با قوه قضائیه تفاوت دارد. شورای نگهبان تکلیفش مشخص است، دو وظیفه دارد، یکی اینکه صلاحیت‌ها را بررسی کند در انتخابات‌ها و بر انتخابات نظارت داشته باشد و کلاً مسئله انتخابات، یکی هم قوانین است که دارد آن را انجام می‌دهد، مثلاً چه کار کند دیگر؟ ضمن اینکه آقای رئیسی آغاز عصر جدید انقلاب اسلامی است. آقای رئیسی ادامه مسیری است که آقای بهشتی می‌خواست در قوه قضائیه و قانون‌گذاری برود و ناتمام ماند. آقای رئیسی یک شخصی نیست، گفتمانی است که بعد از چهار دهه سر کار آمده است. نه اینکه این گفتمان‌ها همه مخالف انقلاب بودند ولی آن جنس اصیلی که انقلاب اسلامی دنبالش بود این نوع تفکر بود. آقای رئیسی این است، فقط هم در قوه قضائیه نیست، در کمیته امداد هست، در ستاد مشترک نیروهای مسلح هست، در دانشگاه آزاد هست، حتی در مجمع تشخیص مصلحت هست. در طی دو سه سال اخیر خیلی تغییر کردیم، یعنی جریانی دارد سر کار می‌آید که با دو جریانی که طی این 40 سال سر کار بودند تفاوت دارند. اینها از یک جنس دیگرند. از جنس سال 58 هستند. سالی که قانون اساسی، اصلاً نقطه کانونی درخواست‌های آقای رئیسی قانون اساسی است، غیر از آن نیست.


حرف جدیدی نیست، همان حرف انقلابی است.


- نه، حرفی است که شهید بهشتی زد و ناتمام ماند. ما برگشتیم به 40 سال پیش، به قانون اساسی. بیانیه گام دوم رهبر انقلاب بازگشت به قانون اساسی است. می‌گوید استقلال و عزت ایرانی، مبارزه با فساد، عدالت‌خواهی، سبک زندگی، همه اینها برگشت به قانون اساسی است، رهبری دکمه ریست جمهوری اسلامی را زده است. ما برگشتیم به سال 58، سالی که 98 درصد مردم به قانون اساسی رأی دادند، بعد از جنگ به انحراف رفت. به اسم توسعه، به اسم سازندگی، 22 سال بعد از جنگ دست اینها بود، جریان غرب‌گرا، ما تازه داریم برمی‌گردیم.


الان بعضی چیزها دوپهلو می‌شود. برگشتیم به گذشته، بعضی‌ها می‌گویند ما به گذشته برنمی‌گردیم، کدام گذشته؟


- بازگشت به قانون اساسی. بازگشت به قانون اساسی عین حق است. چه کسی در ایران هست که با اجرای قانون و عدالت مشکل داشته باشد؟ ما این چند سال را در یک مسیرهایی انحراف رفتیم و الان برگشتیم به راه اصلی‌مان. آقا انحراف را باید برگردی، اگر اسمش تحجر است، این تحجر خیلی خوب است، این ارتجاع که برگردی به مسیر درست. ما به مسیر درست برگشته‌ایم.


اگر مطلب خاصی دارید؟


- شورای نگهبان هیچ‌گاه در چهار دهه گذشته با هیچ یک از دو جریان سیاسی جمهوری اسلامی مشکلی نداشته. نمونه‌هایش خیلی روشن است. عرض کردم 22 سال دولت دست طرفی بوده که همیشه علیه شورای نگهبان حرف می‌زند. مجلس به جز یکی دو دوره‌اش، هفتم و هشتم و حالا... حرف‌های اینها را می‌زده، حرف توسعه‌ای را می‌زده که اینها می‌گویند، یعنی مجلس هم دست اینها بوده و شورای شهر هر وقت دست اینها بوده که خرابش کردند. شورای نگهبان نظارتی بر همین جریانات نداشته، اصلاً شورای نگهبان بهترین لطف را به همین‌ها کرده، می‌گوید حداقل یک عده‌ای بیایند که آبرو برای خودتان حفظ کنید. آنجایی که شورای نگهبان نبود یک عده‌ای آمدند که آبروی اینها را بردند. باید ممنون شورای نگهبان باشند، فیلتری است که آبروداری می‌کند برای جریانی که منتقد شورای نگهبان است و این شورای نگهبان هیچ‌گاه سیاسی برخورد نکرده است، هیچ‌گاه، با جرئت می‌گویم. به خاطر اصلاح‌طلب بودن هیچ کسی را رد نکرده، اگر نمونه‌ای هست بگویند. به خاطر این است که با شاخص‌های قانونی نمی‌خوانده، وگرنه شورای نگهبان لنکرانی را رد صلاحیت می‌کند که آقای مصباح می‌گوید ولله بالله طلّی آدم مثل این برای ریاست جمهوری روی زمین نیست، رد صلاحیتش می‌کند، می‌گوید این با شاخص‌های من نمی‌خواند، حالا چرا؟ من کاری ندارم.


- نظارت بر اجرای انتخابات‌ها خصوصاً در مناطق روستایی و مناطق عشایری باید بیشتر شود. نظارت بر صحیح برگزار شدن انتخابات. اینکه نشود رأی بخری. اینکه اگر کسی این کار را کرد رد صلاحیتش کند شورای نگهبان. ما درخواست داریم از شورای نگهبان، هر آدمی می‌خواهد باشد، هر آدمی که سوءاستفاده می‌کند از موقعیت دولت در انتخابات، رد صلاحیتش کند. ما این انتظار را داریم از شورای نگهبان، یعنی قاطع باشد در برخورد با تخلفات در انتخابات‌ها. مردم پشت‌شان هستند. مردم این کارهای حق‌طلبانه را دوست دارند. مردم با شورای نگهبان هستند. در هر حال انتخابات ما همیشه سالم برگزار شده نه اینکه شعار بدهم، همیشه، ولی گاهی اوقات یکی در یک گوشه‌ای یک تخلفاتی می کند و این به انتخابات در ایران ضربه می‌زند. مثلاً دور قبل در انتخابات مجلس خبرگان هم یک شیطنت‌هایی در همین تهران داشتیم، در همین ریاست جمهوری سال 96 یک شیطنت‌هایی را داشتیم، در انتخابات مجلس دور قبل در بعضی از حوزه‌ها اعتراضاتی ایجاد شد، جریان انقلاب بودند همه‌شان، می‌گویند آقا بیا نظارتش را بیشتر کن، به نفع ماست، هر جا نظارت شورای نگهبان بیشتر باشد که تخلف صورت نگیرد، به نفع مردم است. و کارنامه شورای نگهبان جزء معدود نهادهایی است که نمره خیلی خوب می‌گیرد.


انتهای پیام/

ارسال نظر