دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با آنا مطرح کرد

دانشگاه ناجی ایران؛ تأکید بر نقش علم در حل بحران‌ها

دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، با تأکید بر شعار «دانشگاه ناجی ایران» گفت: راه برون‌رفت از بحران‌های کشور از مدخل علم می‌گذرد که برای درک درست جنگ در شرایط کنونی، باید از تعاریف مرسوم سیاسی و ایدئولوژیک فراتر رفت و رویکردی تمدنی مبتنی بر وجوه فرهنگی، تاریخی و ژئوپلیتیک در پیش گرفت.
بهروز رئیسی‌دهکردی، دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، در گفت‌وگو با خبرنگار آنا با اشاره به تحولات اخیر و جایگاه دانشگاه در شرایط جنگی، تأکید کرد: یکی از ضروری‌ترین نیازهای امروز، خروج فضای آکادمیک از رخوت و انفعال است؛ به‌ویژه در میان اساتید علوم انسانی. متأسفانه در شرایط کنونی، بسیاری از استادان به جای موضع‌گیری مسئولانه، سکوت را برگزیده‌اند؛ سکوتی که ریشه در فضای محافظه‌کارانه‌ی پیش از جنگ دارد و هم‌زمان از ساختار متعارف و کم‌تحرک دانشگاه‌های ایران، به‌ویژه در حوزه علوم انسانی، تغذیه می‌شود.
 
وی با اشاره به حملات اخیر به چند دانشگاه تهران از جمله دانشگاه‌های صنعتی شریف، شهید بهشتی و علم و صنعت، افزود: این رویدادها ضرورت احیای پیوند دانشگاه و نهاد علم با جامعه را بیش از پیش آشکار کرد. در همین راستا، شعار «دانشگاه ناجی ایران» را مطرح کردیم؛ شعاری که صرفاً یک عبارت نمادین نیست، بلکه بازتاب باوری عمیق است: اگر راهی برای برون‌رفت از بحران‌ها و گسل‌های اجتماعی وجود داشته باشد، آن راه از مسیر دانشگاه می‌گذرد.
 
رئیسی‌دهکردی تأکید کرد که در این شرایط، حضور اساتید با گرایش‌های فکری مختلف حیاتی است. همان‌طور که در کف جامعه به انسجام ملی نیاز داریم، در فضای آکادمیک نیز هر استاد آزاده‌ای که دغدغه‌ای روشن نسبت به آینده کشور دارد، باید ذیل مفهوم «ایران» گرد هم آید؛ مفهومی که هیچ‌کس نباید در برابر آن کوتاه بیاید.
 
این پژوهشگر علوم سیاسی به «گسست ساختاری و رادیکال» میان دانشگاه، جامعه و نهادهای حکمرانی اشاره کرد و گفت: هر کسی که به آینده ایران امیدوار است، باید در ترمیم این پیوند گسسته سهیم باشد. متأسفانه دانشگاه امروز از دل جامعه مسئله استخراج نمی‌کند و در حل آن نقشی ایفا نمی‌کند. یکی از بارزترین نشانه‌های این گسست، فرهنگ «مقاله‌محوری» است؛ فضایی که در آن معیار پیشرفت علمی، صرفاً کمّی‌سازی مقالات و تألیفات است، بی‌آنکه به عمق، اصالت یا کاربردی بودن آن‌ها توجهی شود. در علوم انسانی، پایه و فنی‌مهندسی، رویکردی نظام‌مند برای استخراج مسائل واقعی جامعه و ارائه راه‌حل برای آن‌ها دیده نمی‌شود.
 
وی پیامد این انزوا را چنین توصیف کرد: دانشگاه و جامعه‌ی علمی در نوعی فضای آکواریومی و فانتزی محبوس شده‌اند؛ جایی که ارتباط اساتید و دانشجویان با دردهای واقعی جامعه به حداقل رسیده و حس مسئولیت‌پذیری اجتماعی کمرنگ شده است. از سوی دیگر، حکمرانان نیز هرگز به این باور نرسیده‌اند که برای مدیریت بحران‌ها باید به نهاد علم و دانشگاه رجوع کنند. شعار «دانشگاه ناجی ایران» دقیقاً پاسخ به همین خلأ است.
 
رئیسی‌دهکردی در پایان خاطرنشان کرد: چاره‌ی برون‌رفت از وضعیت کنونی، بازگشت آگاهانه و ساختاری به نهاد علم است. اگرچه نهادهایی مانند حوزه‌های علمیه نیز می‌توانند نقشی ایفا کنند، اما محوریت اصلی با دانشگاه است؛ چراکه دانشگاه عرصه‌ی مواجهه‌ی علمی با مسائل پیچیده‌ی امروز و تولید دانش مدرن است و تنها از این مسیر می‌توان به بازسازی اعتماد، حل بحران‌ها و نوسازی اجتماعی امید بست.

انتهای پیام/

ارسال نظر