پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

از تماشاخانه خصوصی تا تئاتر حرفه‌ای/1

نسبت نمایش‌های بی‌محتوا با رشد تماشاخانه‌های خصوصی

تئاتر ایران با قدمت چند صد ساله امروز با افزایش تماشاخانه‌های خصوصی دچار مشکل و معضل بزرگ‌تری شده و اجرای آثار بی‌محتوا و غیرحرفه‌ای را رواج داده است.

به گزارش خبرنگار تئاتر گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، طی چند دهه گذشته شاهد ظهور استعدادهای درخشانی چون علی نصیریان، جمشید مشایخی و زنده‌یاد عزت‌الله انتظامی در حوزه تئاتر بودیم. علاقه افرادی که امروز به چهره‌ای شناخته‌‌شده و محبوب تبدیل شده‌اند، باعث شد تا زمینه فعالیت هنردوستان اگرچه به سختی، اما فراهم شود. اگر نگاهی به بخشی از خاطره زنده‌یاد عزت‌الله انتظامی داشته باشیم این نکته که وی کار تئاتر را از محله قدیمی سنگلج آغاز کرده بارها تکرار می‌شود. این امر نشان می‌دهد که در گذشته نه‌تنها افراد به راحتی بازیگر تئاتر نمی‌شده‌اند، بلکه برای به دست آوردن این جایگاه سال‌ها خاک صحنه می‌خوردند و مرارت‌ها می‌کشیدند.


با گذشت سال‌ها و پیروزی انقلاب اسلامی، اما فعالیت در حوزه فرهنگ و هنر شکل دیگری به خود گرفت؛ چرا که با افزایش تکنیک‌های بازیگری، رشته تئاتر به عنوان حوزه‌ای مهم و تأثیرگذار شناخته شد، به طوری که هر سال افراد زیادی به آموختن تئاتر علاقه‌مند و صدها نفر در این رشته فارغ‌التحصیل می‌شوند. در این میان آنچه از نکات حائز اهمیت است این است که تمام کسانی که دوره آموزشی‌شان به پایان رسیده و باید وارد بازار حرفه‌ای شوند؛ چه فضایی برای کار و اجراهایشان فراهم شده است؟


این موضوع برای مدت زمان نه چندان کوتاه بلکه 20 ساله، یکی از دغدغه‌های مهم هنرآموختگان و علاقه‌مندان به تئاتر بود، چرا که به خاطر محدود بودن فضاها و سالن‌های نمایشی کمتر امکان و فرصت برای یک دانشجو یا کسی که تازه فارغ‌التحصیل شده فراهم می‌شد تا نمایشش را روی صحنه ببرد. در این بین مسئولان تئاتر کشور به این فکر افتادند که با چنداجرایی کردن سالن‌ها امکان اجراهای بیشتر را برای گروه‌های نمایشی و تماشای نمایش‌های متنوع‌تری را برای مخاطبان تئاتر فراهم کنند. همچنین یکی از سیاست‌های مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گروه‌های نمایشی بود تا با دسته‌بندی مشخص فعالان حوزه، شناسایی و بیشتر از حمایت لازم برخوردار شوند.


البته این سیاست هم چندان پاسخگوی نیاز روز تئاتر نشد، چرا که دیری‌ نپایید که حمایت‌های دولتی قطع شد و گروه‌ها نتوانستند از آنچه که پیش از این هم به آنها تعلق می‌گرفت، بهره‌مند شوند.


با نابسامان شدن شرایط هر روزه تئاتر، اهالی حوزه نمایش که روز‌به‌‌روز هم در حال گسترده‌تر شدن بودند، تصمیم‌ گرفتند تا خود درمانی برای دردهایشان بیابند و از همان زمان تأسیس تماشاخانه «آو» با مدیریت کسری شاهینی، تماشاخانه استاد مشایخی و تماشاخانه باران توسط فهیمه امن‌زاده و خیام وقارکاشانی و البته شروع کار به شکل بسیار جدی و حرفه‌ای باب شد و اهالی تئاتر توانستند تأسیس تماشاخانه‌های بیشتر را به عنوان یک مسکن و راهکار هرچند موقت اجرایی کنند.


آنچه در این میان حائز اهمیت است، سیاستی است که مدیران برخی از سالن‌های خصوصی مثل تماشاخانه باران در پیش گرفته بودند؛ چرا که در آغاز امر برنامه‌ریزی‌ها به گونه‌ای انجام شد که هنرمندان حرفه‌ای و شناخته‌‌شده مثل پیام دهکردی بتوانند نمایش‌هایشان را در سالن نمایشی تئاتر باران اجرا کنند. اگرچه سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در گام نخست اصولی و تخصصی‌تر بود، اما امروز رنگ دیگری به خود گرفته و به خاطر هزینه‌هایی که مدیران باید متقبل شوند، بیشتر به سالنی اجاره‌ای تبدیل شده‌اند.


با گذشت مدت زمان بسیار کوتاه تماشاخانه‌های متعددی با عناوین و نام‌های مختلف فعالیتشان را در هر گوشه از شهر آغاز کردند، با این تفاوت که اکثر سالن‌داران به سیاست‌های حرفه‌ای که در گام نخست از سوی مدیران تئاتر باران مطرح شده بود، توجهی نداشتند و صرفاً اجرای بیشتر را در نظر گرفتند. این امر هم جنبه مثبت داشته و هم تأثیرات منفی از خود بر جای گذاشته است.


اینکه این روزها در پایتخت کشور بیش از 150 اثر نمایشی در گوشه و کنار شهر اجرا می‌شود و مخاطب از هر جای تهران می‌تواند در نزدیک‌ترین سالن به محل زندگی‌اش به تماشای تئاتر بنشیند، موضوعی تأثیرگذار در رشد و اعتلای هنر نمایش تلقی می‌شود؛ اما آنچه در این میان اثرگذاری نامناسبی بر جای داشته این است که اجرای تئاتر در سالن‌های آپارتمانی افزایش یافته است. این امر جدای از تأسیس سالن‌های غیراستاندارد که از نور و امکانات فنی لازم برخوردار نیستند، امکان اجرای نمایش‌های بی‌محتوا را رواج داد. در چنین شرایطی آثاری که به لحاظ کیفی از ارزش لازم برخوردار نیستند و موضوعات و شکل اجرایی را در بر می‌گیرند که چندان مورد تأیید نیست، از مسائلی به حساب می‌آید که تئاتر امروزمان با آن دست و پنجه نرم می‌کند و البته با کار حرفه‌ای بسیاری از استادان منافات دارد.


اجرای تئاترهای زیرزمینی که معمولاً مخاطبانش افراد دعوت‌شده‌ای هستند که به صورت یک «گنگ» فعالیت می‌کنند، پرداختن به موضوعاتی که قطعاً اجرایش در سالن دولتی چون تئاترشهر با توقیف شورای نظارت همراه است، به راحتی در سالن‌هایی که امروزه قارچ‌گونه در تهران رشد کرده‌اند، به وفور دیده می‌شود.


آنچه در این بین به سؤال مهم از سوی مخاطب تبدیل شده این است که اگر این شکل از انتقاد تند و بی‌پروا و یا اجرای نمایش با شکل غیرمرسوم تئاتر است، آنچه در سالن‌های حرفه‌ای و دولتی به تماشا می‌نشینیم، چیست؟


از سویی با توجه به بودجه محدود، ورود مدیران کارنابلد و همچنین فشارهای اقتصادی، معضلات حوزه تئاتر در همین نقطه ثابت نمانده است چراکه هر هنرمند، به تئاتر به عنوان شغل نگاه می‌کند در حالی که تئاتر هنوز از سوی سازمان تأمین‌ اجتماعی به عنوان شغل به رسمیت شناخته نشده و بر همین اساس امنیت شغلی برای اهالی نمایش قائل نیست.


همچنین از سوی دیگر، هنرمند سعی دارد تا این باور را که من کارگردان یا بازیگر تئاتر هستم و باید با کار متداوم، تلاش‌های بیشتر برای حرفه‌ای‌ شدن و کار با هنرمندان بزرگ خود را اثبات کنم، در جامعه معرفی کند و به دیگران نشان دهد که شغل اصلی‌اش تئاتر است.


این ادعا به‌راحتی ممکن نمی‌شود، زیرا اینکه پرداختن به هنر، شغل فرد است به این معناست که فرد از طریق تئاتر گذران زندگی می‌کند و زندگی خود و خانواده‌اش از طریق درآمد حاصل از تئاتر می‌گذراند. این در حالی است که دولت حمایت‌های خود را از گروه‌های نمایشی قطع کرده و با رشد سالن‌های خصوصی که اولین هدفشان کسب درآمد بیشتر برای سرپا نگه‌داشتن تماشاخانه‌هاست، مدیران تئاتر خصوصی به دریافت پول بیشتر توجه می‌کنند و نه سطح کیفی نمایش‌ها.


در این جریان آنچه حاصل تئاتر شده، اجرای نمایش‌های آماتوری و بی‌کیفتی است که حتی نام تئاتر را در اقصی‌ نقاط شهر خراب می‌کنند. آنچه مسلم است این است که قطعاً این شکل از تئاتر نه‌تنها مخاطب پروپاقرص و جدی جذب نمی‌کند بلکه عنوان تئاتر آپارتمانی و بی‌محتوا را بیشتر شدت می‌بخشد.


شاید در این میان، کنترل دقیق‌تر، ایجاد تعهد یا اساسنامه‌ای که مدیران تماشاخانه‌ها را مقید به رعایت یک سری اصول کند بتواند تئاتر کشور را از شرایط کنونی نجات دهد.


در این باره گفتگوهای خبرنگار تئاتر گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا با استادان دانشگاه و فعالان حوزه تئاتر را طی روزهای آتی دنبال کنید.


انتهای پیام/4072/4031/پ


انتهای پیام/

ارسال نظر