محمدصالح نقره کار*

پیام اخلاقی شهیدان غواص و جامعه سودازده ما

شیخ اشراق «حکیم سهروردی» تعبیری لطیف دارد که ترجمان داستان ما و غواصان شهید است. «وقتی آفتاب پرست اسیر قبیله جغدان می‌شود، آن‌ها گفتند که او مدعایی غریب و روایتی عجیب دارد که من دیده به دیده‌ی آفتاب دوخته و جز نور لایزال او چشم به فرومایگان ندارم. سخن هضم ناپذیر وی غریب می‌نماید و سلسله جغدان او را یاوه‌گویی کفر آلود شناخته و سزاوار عذاب می‌دانند. محکمه تشکیل می‌شود و آفتاب پرست محکوم به ماندن دائمی در برابر خورشید می‌شود. آن‌ها چون دشمن آفتاب بودند، گمان کردند در مقابل آفتاب گذاشتن برای او مصیبت است. آفتاب پرست را وقتی مقابل خورشید گذاشتند، گفت: من از خدا همین را می‌خواستم.» سهروردی در اینجا استناد به آیه شهادت می‌آورد که "ولا تقولوا لمن یقتلُ فی سبیل الله امواتاً بل احیاءعندربهم یرزقون".


او از این داستان تمثیلی استنباط می‌کند که اهالی دنیا قوه دراکه شهید را ندارند. شهید حقیقتی را شاهد است که با محاسبات چرتکه بدستانه دنیازدگان، معنی آن حماقت و بلاهت است اما در حقیقت اوست که ره حق می‌پوید. شهید حقیقت نور را می‌بیند و آن را از نار باز می‌شناسد. تاریکی را فهم می‌کند و روشنایی را بر می‌گزیند حتی اگر جغد صفتان و شب پرستان وصل آفتاب نخواهند و او را محاکات کنند، شهید به قول مولانا چنان است که:


«چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم... نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم»


و خون سرخ اوست که بیداری را به همگان می‌شناساند. منطق او ایثار است یعنی از خود عبور کردن برای دیگران. منطقی که با ما رقبان نا‌همدل و شهروندان در مسیر مسابقه سوداگری خیلی فاصله دارد و اصلا دنیای دیگری است.


حالا این روزها خاطره اصحاب کهف دوباره زنده می‌شود. غواصان شهید تقاص عشق و ترجمان یک دنیا صفا و معرفت هستند اما شعار ندهیم و ادا نبافیم! چقدر غریبه و غریبند. ما خود از یاد رفته‌ایم. می‌شود ما را دوباره به یاد خودمان بیاورند؟ آن آرمان‌های زیبا و نوع دوستانه و عدالت خواهانه و آزادمنشانه‌مان کجاست؟ چقدر فاصله احساس می‌شود؟ چه بیگانه‌ای شده‌ایم با این بچه ها.


این شناگران ژرف دریای ایثار و غواصان والامقام جرگه ایمان کجا و ما غفلت‌گران ورطه سودا کجا. احساس شرمندگی می‌کنم. من هیچ سنخیت و تجانسی با ارزش‌های این بچه‌ها ندارم. به پیرامونم که می‌نگرم نیز اثری از آرمان این عزیزان در آنها نمی‌بینم. می‌شود این پرستوهای دریای عشق ما غرق شدگان دنیاخواهی و عافیت طلبی را از گنداب تکاثر و سوداگری نجات دهند. ما بد شده‌ایم. خودخواه و دنیازده شده‌ایم. ما جامانده و خواب زده شده‌ایم.


دوباره به خودمان بیاییم. پیرامون ما عطر اخلاق و ایمان و صفا و معرفت کجاست؟ این عزیزان اهل گذشتن از خود بوده‌اند برای مردم و به عشق رضایت حقیقت حق. ما چقدر مبهوت انانیت و در بند خود بنیادی‌های خود هستیم و چقدر حق دیگران را زایل می‌کنیم. مسئول و غیر مسئول ما چگونه هستند با دیگران و حقوق مردم؟ ما غرق شده‌ایم نه آنها! ما مرده‌ایم نه آنها! ما دست بسته‌ایم نه آنها! ما فنا شده روزمرگی‌ها و غرقه فراموشخانه وهمیم نه آنها! پیام این پیکرها و نوای این ارواح طیبه این است.


به سیمای خود بنگریم. چه شده است ما را؟ برای تسویه حساب با طرف مقابل مرز اخلاق را در می‌نوردیم. نگران پول‌های کثیف اثر بخش در انتخابات هستیم. هر روز اخبار دزدی و اختلاس و آلودگی برایمان عادی‌تر می‌شود. این همه پرونده در دادگستری داریم که حاکی از درگیری تعداد زیادی از مردم با هم است. آمارهای رشوه و طلاق و کلاهبرداری تکان‌دهنده است از زندان شدن و زمین خوردن! رقیب سیاسی شعفناک هستیم... صدمه به محیط زیست و تصرف اراضی ملی و آلوده کردن هوا عادی شده است. در عرصه عمومی انگار همه آماده شده‌اند با دیگری مسابقه بدهند به بهای نبودن یکدیگر. توجه به محرومان و سیاست پایش استمراری مستضعفان کمرنگ دیده می‌شود. برخی مسئولان دنیای خود و تبار و خانواده‌شان را عزیزتر از دنیای همسایگان و هموطنان می‌بینند. تظاهر و ریا گاهی نهادینه دیده می‌شود. برج‌های زیادی به قیمت ویرانی کوخ‌ها سربر افراشته‌اند. وضعیت اقتصاد ما یعنی بی‌توجهی به تولید ملی و توجه به دلالی و رانت سواری و این مساوی است با ضرر دراز مدت کشور اما سود عده‌ای در این نهفته و به بهای ضرر مردم سود خود را دودستی چسبیده‌اند. اما و اما خودآگاهی شرط لازم تغییر و اصلاح است. شهیدان هم خودآگاه بودند و هم خود گذشته. ما از منافع خود به قیمت بهره‌مندی همگان حاضر نیستیم ذره‌ای عدول کنیم و این است تفاوت ما با آنها.


مرگ آنها نه مرگ سیاه، نه مرگ سفید که مرگ سرخ است. اما امروز سبز شده‌اند به خاطر طراوت پیامشان و آبی شده‌اند به خاطر غواصی در اقیانوس ایثار و اخلاق و من فقط و فقط رنگ شرمندگی دارم و بس. کاش همه ما و مسئولان ما عطر شهیدان را به خود بگیرند و کمی انصاف و مروت و ایثار و اخلاق را همه در زندگی فردی و عمومی جدی‌تر بگیریم.


* حقوقدان


انتهای پیام/

ارسال نظر