پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

13:34 16 / 09 /1395
نصرت الله تاجیک *

رسالت اقتضائی دانشجو برای بازسازی اعتبار اجتماعی

مردم در فرایند مبارزه با رژیم مستبد شاه به دو قشر اعتماد کردند: دانشجویان و روحانیون. نسبت این دو با مردم مانند نسبت ماهی است و آب و این دو قشر همچنان در تحولات سیاسی اجتماعی ایران دارای مرجعیت هستند و باید تلاش کنند 1- قدرت مصالحه سیاسی اجتماعی از طریق تاسیس نهادهای منبعث از قانون اساسی و فلسفه سیاسی حکومت ، بالا رود و 2- تلاشهایشان در جهت حل مشکلات کشور و با توجه به مقدورات و الزاماتی باشد که به روند سایشی و خنثی کردن تلاشهای یکدیگر منجر نشود.


جنبش دانشجوئی دهه پنجاه نیز بر همین روش راه پیمود و تلاشش برای آوردن مبارزه از قشری خاص از مبارزان و پیشتازان تحولات سیاسی و اجتماعی به متن جامعه، دانشجویان را با روشهای جدید و به کار گیری کمترین امکانات ولی موثر آشنا ساخت تا بتوانند از طریق بسیج و سازماندهی عمومی مردم مبارزه را برای نیل به خواسته ها و آرمانهای خویش جلوببرند.


در آن سالها در غیاب نهادهای مدنی و احزاب سیاسی، توانستند با سازماندهی مبارزات مراکز اولیه روشنگری و تهییج و بسیج عمومی و در مرحله بعدی تدارک زندگی مردم و در پایان سازندگی سیاسی اجتماعی کشور را بر اساس نگرش حاکمیت مردم بر مقدرات خویش جلو ببرند. اصولا" در روند مبارزات دانشجوئی همواره نخبه پروری، اعتماد به مردم، تقسیم کار و سامان بخشیدن به مبارزه از اصول اولیه بود و بر تمامی مراکر مبارزاتی قبل از پیروزی انقلاب در کشور چنین ویژگیهائی حاکم و کمتر شائبه سوء ظن و یا ضدیت با خواست مردم بر آنان حکمفرما بود.


بر همین اساس بود که یکی از اشتباهات راهبردی رژیم شاه و ساواک گسترش دید امنیتی در سطح جامعه و مخصوصا" تلقی فعالیت سیاسی به عنوان اقدامی امنیتی ضربه اساسی به پایه های مشروعیت این رژیم زد. ولی از جهاتی از ریشه گیری و رشد فعالیت و مبارزات سیاسی در جامعه و نهادینه شدن فعالیتهای سیاسی برای ایجاد مصالحه و نقش یافتن مسالمت جویانه و بدور از خشونت در کسب قدرت سیاسی و بعبارتی حضور فعالین سیاسی ریشه دار در حلقه های سیاست و حکومت و نیز مدیریت اجتماعی جلوگیری نموده و باعث شد تا زیر ساختهای توسعه سیاسی- اجتماعی کشور بخوبی ساخته نشود. همچنین مشکلات فرهنگی عام، خرده فرهنگها، فرهنگ سیاسی کشور، تا حدی اغراض سیاسی، کوته بینی و دامن زدن به اختلافات سیاسی که هنوز هم برخی از این عوامل وجود دارند باعث شده است کشوری که سابقه حدود یکصد و پنجاه ساله در فعالیتهای سیاسی در قالب احزاب داشته و چندین جنبش اصیل و جاندار مردمی را در بطن و متن تاریخ معاصر خود جای داده است، نتواند نهادهای قوی و ریشه دار جامعه مدنی و یا احزاب قوی و موثر را تاسیس و یا بازسازی نماید.


اما الان زمانه فرق کرده و سامان دهی و قواره بندی اجتماعی یک ضرورت است. هم اکنون که نیاز به اعتماد اجتماعی وجود دارد، امکان بازسازی اعتبار اجتماعی و تربیت نسلی جدیدی از سازمان دهندگان جنبش دانشجوئی برای ایجاد پل ارتباطی با جامعه و مردم و پر کردن خلاء های اجتماعی متاسفانه فراهم نشده است. باید بطور جدی کمی به رویشها فکر کنیم و برای غلبه آنها بر ریزشها برنامه ریزی و بدنبال اجرای عمل صالح و انقلابی برای افزایش قدرت مصالحه باشیم و نه لغو برنامه های دانشجوئی و تعطیل کردن فعالیت آنان.


دو خصیصه شرایط عام کنونی را فراموش نکنیم که ما را رها نخواهند کرد: 1- تغییرات وسیع نسلی که گسلهای زیاد اجتماعی و تنشهای سیاسی ناشی از آن را رقم زده است و دین داران نیازمند حفظ خود و دیگران از این طوفان و گردباد هستند و 2- حفظ هرچه بیشتر بستر مردمی نظام سیاسی کشور و رها نکردن مردم که مستلزم وجود عناصر دلسوزی است که با ایستادن در جانب مردم و نقد منصفانه و دلسوزانه قدرت برای جلوگیری از انحراف در نهادهای وابسته به دولت و حاکمیت، زبان گویای مردم باشند، همچون ابوذر! جنبش دانشجوئی میتواند و باید اینکار را از دانشگاه آغاز و به درون جامعه بکشاند. انشاءالله!


* سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در اردن


انتهای پیام/

ارسال نظر