توقف ۲ هزار کانتینر ترانزیتی در بندرعباس/ سود واردات موبایل با دلار یارانهای؛ جیب واردکننده پر و حساب صادرکننده خالی شد
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ روابط تجاری و ترانزیتی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری افغانستان بهواسطه همسایگی جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی عمیق و پیوندهای اقتصادی دیرینه، همواره از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است.
استانهای مرزی ایران بهخصوص خراسان رضوی، بهعنوان دروازههای اصلی این تبادلات، نقشی محوری در حجم صادرات و عبور ترانزیت منطقه ایفا میکنند.
گذرگاههای مرزی متعددی نظیر دوغارون، میلک و ماهیرود، شریانهای حیاتی این روابط هستند که ظرفیت بالایی برای توسعه مبادلات بار و مسافر دارند.
با این حال، وضعیت زیرساختها، رویههای اجرایی در مرزها و نوسانات منطقهای، چالشهایی جدی را در مسیر بهرهبرداری کامل از این ظرفیتها ایجاد کرده است.
این امر نهتنها بر هزینههای لجستیک و رقابتپذیری کالاهای صادراتی تأثیر منفی میگذارد، بلکه فرصتهای اقتصادی بالقوهای را نیز از دسترس خارج میسازد.
روابط اقتصادی و ترانزیتی میان ایران و افغانستان، به دلیل مجاورت جغرافیایی و اشتراکات فرهنگی و تمدنی گسترده، همواره به عنوان یکی از محورهای کلیدی در سیاست همسایگی دو کشور تعریف شده و این پیوند مستحکم، ظرفیت عظیمی برای توسعه مبادلات تجاری دوجانبه و همچنین ایفای نقش ایران به عنوان کریدور اصلی ترانزیت منطقه، بهخصوص برای افغانستان فراهم میآورد.
نقش محوری گذرگاههای مرزی
استانهای مرزی ایران با تمرکز بر گمرکات حیاتی مانند دوغارون، ماهیرود و میلک، به عنوان دروازههای اصلی ورود و خروج کالا عمل میکنند. مرز دوغارون با فاصله اندک تا شهر صنعتی هرات، نقشی بیبدیل در تسهیل تبادلات باربری و مسافری ایفا کرده و بهدلیل برخورداری از زیرساختهای نسبتاً قویتر، اهمیت ویژهای در این شبکه تجاری دارد.
با وجود ظرفیتهای موجود، فرآیندهای اجرایی و زیرساختی در مرزها با چالشهایی اساسی مواجه شده که منجر به کندی در تخلیه و بارگیری و در نتیجه انباشت قابل توجه حجم کانتینرهای ترانزیتی شده است.
این توقفهای طولانی، ضمن افزایش هزینههای لجستیک و تضعیف رقابتپذیری کالاهای صادراتی ایران در بازارهای هدف، خسارات اقتصادی مستقیمی را به فعالان اقتصادی دو طرف وارد میآورد.
دستیابی به سطح مطلوب روابط اقتصادی، مستلزم اصلاح رویههای اداری، شفافسازی فرآیندها و اتخاذ سیاستهای پایدار اقتصادی است.
با تداوم رایزنیهای عملیاتی میان مقامات دو کشور و اهتمام به رفع موانع کوتاهمدت و بلندمدت، ایران میتواند جایگاه خود را بهعنوان مسیر ترانزیتی مطمئن و مقرون به صرفه در منطقه تثبیت کرده و از فرصتهای توسعهای کنونی در افغانستان به بهترین شکل بهرهبرداری کند.
در این میان، بررسی دقیق وضعیت هریک از این مرزها و ارائه راهکارهای عملیاتی برای تسهیل و روانسازی رویههای ترانزیتی، ضرورتی اجتنابناپذیر برای تقویت جایگاه ایران در مسیرهای تجاری منطقهای محسوب میشود.
خبرنگار آنا با این مقدمه گفتوگویی با محمود سیادت رئیس اتاق بازرگانی ایران و افغانستان بهعنوان قلب اقتصادی شمال شرق کشور که کانون اصلی این تبادلات قرار دارد ترتیب داده است.
مرزهای افغانستان؛ از دوغارون تا میلک/ کدام شریان آینده ترانزیت ایران را رقم میزند؟
آنا: جناب آقای مهندس با تشکر از فرصتی که در اختیار خبرگزاری آنا قرار دادید، در ابتدای مصاحبه بفرمایید سهم مرز دوغارون از کل صادرات استان خراسانرضوی به افغانستان چه میزان است؟
سیادت: در حال حاضر چهار مرز زمینی با افغانستان داریم؛ سه مرز کامیونی و یک مرز ریلی. یکی از این گذرگاهها، مرز میلک در استان سیستان و بلوچستان، شهرستان زابل است که از نظر موقعیت ترانزیتی، اگر مسیر چابهار به میلک فعال شود، بهخصوص اگر راهآهن این مسیر نیز تکمیل شود، قطعاً یکی از اصلیترین و مقرونبهصرفهترین مسیرهای ترانزیتی برای افغانستانیها خواهد بود، چراکه این مسیر حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتر مسیر فعلی از بندرعباس ـ دوغارون و سپس داخل افغانستان را خصوصاً برای استانهای مرکزی و شمالی افغانستان کوتاهتر میکند.
مرز «ماهیرود» نیز تا این لحظه روانترین مرز ما بوده و این مرز در شهرستان بیرجند و در نزدیکی ولایت «فراه» افغانستان قرار دارد و تاکنون در بخش ورودی ولایت «فراه» مشکلاتی ازجمله ناهمواری و نابسامانی جادهها وجود داشته، اما براساس گزارشها، انتظار میرود تا پایان سال یا حتی در چند ماه آینده، این مسیر تکمیل شود و با تحقق این امر، قطعاً ظرفیت توسعه آن مرز بسیار بیشتر خواهد شد.
آنا: مرز دوغارون با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتباط نزدیک با شهر صنعتی هرات، چه نقشی میتواند در توسعه مبادلات تجاری و ترانزیت میان ایران و افغانستان ایفا کند؟
سیادت: مرز دوغارون در این میان اصلیترین و قدیمیترین مرز مشترک ایران و افغانستان محسوب میشود و این گذرگاه هم در بخش مسافری و هم در حوزه باربری، نقشی کلیدی و اصلی دارد، چراکه تنها ۱۲۰ کیلومتر تا شهر هرات فاصله دارد و راه منتهی به آن نیز از مسیرهای مناسب و ایمن است.
در طی سالها، شهر هرات بنا به گفته دوستان افغانستانی، بهعنوان «انبار افغانستان» یا همان گُدام افغانستان شناخته شده و همچنان بخش مهمی از واحدهای صنعتی این کشور در «هرات» مستقر هستند.
شهر «هرات» همچنین مرز مشترکی با ترکمنستان دارد و به دلیل زیرساختها، استحکامات و تاسیسات مناسب در مرز اسلامقلعه ( شهرکی در ولسوالی کهسان در شرق ولایت هرات افغانستان واقع در نقطه صفر مرز ایران است)، این گذرگاه از همه مرزهای مشترک غنیتر، قویتر و مجهزتر است.
مرز «شمتیغ» نیز وجود دارد که تا منطقه «روزنک» امتداد یافته و در حال حاضر حدود ۶۰ کیلومتر داخل خاک افغانستان و در ولایت هرات پیش رفته و انتظار میرود این مسیر تا پایان سال به شهرک صنعتی هرات متصل شود.
آنا: با توجه به حجم بالای صادرات و ترانزیت عبوری از مرز دوغارون (از جمله مسیر ترانزیتی افغانستان به اروپا از طریق ترکیه)، بسته شدن موقت مرز مشترک افغانستان و پاکستان در ماههای اخیر، چه تأثیر ملموسی بر حجم مبادلات و بار ترافیکی این گذرگاه مرزی با ایران داشته است؟
سیادت: بله. همانطور که عرض کردم مرز «شمتیغ» در حال حاضر، حجم بسیار زیادی از بارهای صادراتی و ترانزیتی را جابهجا میکند؛ شامل بارهای داخلی افغانستان، صادراتی و ترانزیت از مبدأ افغانستان به کشورهای اروپایی از مسیر ترکیه.
این تقریباً خلاصهای از وضعیت مرزهاست.
اما در پاسخ به سوال شما باید بگویم در چند ماه اخیر، بهدلیل اختلافات و کدورتهای میان افغانستان و پاکستان که منجر به بسته شدن موقتی مرز بین دو کشور شد، تغییر قابل توجهی در وضعیت ترانزیت رخ داد.
در نتیجه، حجم زیادی از کالاهایی که پیش از این از مسیر کراچی عبور میکردند، به سمت بندرعباس و در مقیاسی کمتر به چابهار منتقل شدند.
طبیعتاً این بار باید از یکی از این چهار گذرگاه ایران عبور کند، اما متأسفانه بهدلیل مشکلات جدی در بخش زیرساختها و روشهای اجرایی مرزی، کاستی در شفافیت و سهولت رویههای ترانزیتی، هماکنون حدود ۲ هزار کانتینر ترانزیتی در بندرعباس متوقف ماندهاند.
همچنین در تمامی مرزهای کشور، شاهد انباشت کالاها هستیم که این وضعیت، حقیقتاً زیبنده روابط دو کشور و توان ترانزیتی ایران نیست.
در سفر اخیر هفته گذشته که توسط استاندار خراسانرضوی و مسئولان مرتبط به مرز دوغارون انجام شد، والی محترم هرات به همراه هیئت همراه نیز حضور داشتند و اعلام آمادگی کامل کردند تا مشکلات موجود در سمت افغانستان بهخصوص در اسلامقلعه را رفع کنند.
استاندار خراسانرضوی هم قول همکاری درراستای بهبود شرایط طرف ایرانی را ارائه کرد و پیش از آن نیز چندین جلسه کارشناسی برگزار شده بود که برخلاف جلسات گذشته، ماهیّت عملیاتی و نتیجهمحور داشتند.
امیدواریم با پیگیری این روند و همراهی همه نهادها بهخصوص شما رسانهها که باید با پرسشگری دقیق ضعفها را پیگیری کنید تا بتوانیم از این وضعیت خارج شویم.
هماکنون انباشت چند هزار کانتینر در مرزها موجب خسارت روزانه چندین میلیوندلاری به فعالان اقتصادی ایران و افغانستان شده و این شرایط نه زیبنده توان کشور ماست و نه در خور ظرفیتهای خدادادی ایران در عرصه ترانزیت.
مرز دوغارون مسدود نیست
آنا: شایعاتی مبنی بر انسداد مرز دوغارون منتشر شده است، وضعیت صادرات از این مرز چگونه انجام میشود؟
سیادت: خیر، مرز دوغارون مسدود نیست، اما باید توجه داشت که براساس توافقات اولیه، قرار بود روزانه حدود ۲ هزار کامیون از این مرز ورود و خروج داشته باشند، در حالیکه اکنون این رقم حدود نصف است.
مرز دوغارون مسدود نیست، اما باید توجه داشت که براساس توافقات اولیه، قرار بود روزانه حدود ۲ هزار کامیون از این مرز ورود و خروج داشته باشند، در حالیکه اکنون این رقم حدود نصف است.
طبیعتاً این کاهش تردد منجر به انباشت کالا در مرز میشود که علاوه بر ایجاد مشکلات ایمنی و خطرات احتمالی، موجب خواب سرمایه و در نتیجه افزایش غیرمنطقی هزینه ترانزیت از مسیر ایران شده است.
در چنین شرایطی، ممکن است تاجران و دوستان افغانستانی ترجیح دهند مسیرهای جایگزین را انتخاب کنند و این یعنی از دست رفتن فرصتی دیگر برای کشورمان؛ همانند فرصتهایی که در سالهای گذشته از دست رفته است.
آنا: موضوع مهمتر و شاید حیاتیتر مشکلات بازگشت ارز صادراتی از افغانستان است، تا چه حد این موضوع صادرات بهخصوص از استان خراسانرضوی را محدود کرده، اصولاً آیا مشکلی در بازگشت ارز وجود دارد؟
سیادت: بله، سوال خوبی پرسیدید. این موضوع یکی از سیاستهای نادرست اقتصادی دولتها در سالهای گذشته بوده است؛ مسائلی همچون چندنرخی شدن ارز، اجبار صادرکنندگان به بازگرداندن ارز یا فروش آن با نرخ پایینتر از بازار (نیمایی) و در ادامه واگذاری آن برای واردات کالاهایی همچون تلفن همراه، تصمیماتی بودند که خسارت سنگینی به اقتصاد ملی وارد کرد.
به باور من، اگر یک نهاد بیطرف فرآیند اجرای این سیاست را بررسی کند، بیشک دولت و دستگاههای ذیربط ازجمله بانک مرکزی، وزارت صمت و وزارت کشاورزی باید از ملت ایران عذرخواهی کنند؛ چراکه نتیجه این تصمیمات، هدررفت و بر باد رفتن بخش قابل توجهی از سرمایه ملی بوده است.
براساس آمار رسمی، حدود ۹۵ میلیارد دلار بازگشت ارز صادراتی تحقق نیافته است؛ البته به این معنا نیست که ارز وارد کشور نشده، بلکه به نرخ قدیم سامانه نیما وارد و عرضه نشده است.
اشکال اصلی اینجاست که دولت قصد داشت واردات ارزان به کشور را از محل ارز صادرکنندگان تأمین کند.
بهعنوان مثال به صادرکننده زعفران یا پسته که تقریباً هرگز از سوبسید (subsidy) یا یارانه دولتی استفاده نکرده بود، تکلیف و اجبار میکردند که اگر مثلاً دلار ۱۰۰ هزار تومان بود عنوان میکردند ارز حاصل از صادرات خود را در سامانه نیما با نرخی بسیار پایین بهعنوان مثال ۷۰ هزار تومان بفروشد تا آن ارز صرف واردات کالاهای مصرفی مانند موبایل شود.
آنا: این سیاست چه تأثیری بر شرکتهای بزرگ دولتی مانند پتروشیمیها و فولادیها گذاشت؟
سیادت: این سیاست علاوه بر اینکه انگیزه صادرکنندگان خُرد را از بین برد، بلکه حتی موجب شد صادرکنندگان بزرگ دولتی مانند پتروشیمیها و فولادیها که بیشترین استفاده را از منابع انرژی ارزان کشور داشتند و عمدتاً وابسته به دولت بودند نیز از انجام تعهدات خود خودداری کنند.
در نتیجه، چرخه تأمین ارز نیما از کار افتاد و کشور با کمبود منابع ارزی برای واردات ضروری مواجه شد؛ با این حال، خوشبختانه اکنون با تغییر رویه بخشی از این روند در حال اصلاح است و سیاستهای جدید به سمت یکسانسازی نرخ ارز و حذف سوبسیدهای بیاثر پیش میرود.
البته اکنون تفاوت هر دلار ۱۳ تا ۱۴ هزار تومان بیشتر نیست، اما نسبت به گذشته بسیار کمتر شده است.
اینکه درباره بازگشت ارز از اغانستان سوال کردید، بله ارز از افغانستان بازمیگردد، اما بازگشت به کانال رسمی عرضه تاکنون محدود بوده است؛ نه فقط در مورد افغانستان، بلکه در اغلب مقاصد صادراتی. در این راستا کارتهای یکبار مصرف رواج داشته و عامل آن هم دولت است.
البته، بخشی از مشکلات نیز ناشی از نظارت ناکافی دولت و عدم طراحی سیاست درست و پایدار بوده است و حتی نتوانسته همان سیاست غلط خود را بهدرستی پیش ببرد که نتیجه آن عدم بازگشت ۹۵ میلیارد دلار ارز صادراتی است.
امیدواریم با سیاستی که دولتیها در پیش گرفتهاند، ازجمله حذف سوبسیدها و یارانه دولتی، یعنی از ابتدای خط و پرداخت نقدی به مردم (انتهای خط) ـ که قطعاً سیاست بهتر و مناسبتری است ـ امیدواریم با تمامی کشورها شاهد توسعه روابط باشیم؛ بهخصوص همسایگان ازجمله افغانستان که امروز شرایط دگردیسی و رشد خوب اقتصادی را تجربه میکند.
آنا: برنامههای مشخصی برای رشد صادرات ازجمله استان خراسان رضوی در سالهای آینده تدوین شده است؟
سیادت: بله، در حد بضاعت موجود، ما در اتاق مشترک ایران و افغانستان مسئولیت کشوری پیگیری گسترش روابط اقتصادی در تمامی مرزها و استانهای مرزی و غیرمرزی را برعهده دارم تا زمینههای توسعه روابط با افغانستان و رفع موانع را پیگیری کنیم و تعاملات را افزایش دهیم.
در این راستا، برنامههایی شامل اعزام و پذیرش هیئتهای تجاری، حضور در نمایشگاههای تخصصی، اجرای طرحهای پژوهشی و آموزشی و پیگیری رفع موانع صادراتی در دست اجراست.
طبیعتاً بضاعت ما محدود است و انتظار داریم توجه مسئولان و حاکمیت نسبت به افغانستان که در یک سال اخیر افزایش یافته، تداوم پیدا کند تا زمینه افزایش اثرگذاری این روابط مهیا شود تا در این مسیر توفیق خدمت بیشتری پیدا کنیم.
خواب چندروزه کامیونها در مرزها، فرصت رقابتپذیری را از بین میبرد
آنا: نقش هزینههای حملونقل و لجستیک مرزی را در تغییر و کاهش یا افزایش رقابتپذیری کالاهای صادراتی دخیل میدانید؟
سیادت: حتماً اینگونه است. بدون تردید نقش این عوامل بسیار تعیینکننده است؛ هم در هزینه و هم در سرعت حملونقل. متأسفانه امروز نه سرعت مطلوب و دلخواه داریم و نه هزینه منطقی.
توقفهای طولانی کامیونها در مرز و خواب چندروزه بارها، هزینه لجستیک را به شکلی غیرمنطقی و نگرانکنندهای بالا برده است.
اگر این روند ادامه یابد، فرصتهای ترانزیتی بیشتری از دست خواهیم داد و همچنین رقابتپذیری کالاهای صادراتی ایران با کالاهای وارداتی در بازار افغانستان و سایر کشورها در مقایسه با رقبای منطقهای تضعیف خواهد شد.
بر این اساس، ضروری است استانداران مناطق مرزی، مسئولان حوزه حملونقل کشوری، گمرکات و نهادهای مرتبط رویکرد و رویه خود را تغییر دهند و با اصلاح رویهها، زمینه کاهش توقفهای غیرضروری و پروسههای بیاثر و کماثر را فراهم سازند.
آنا: و سخن پایانی...
سیادت: در شرایط کنونی کشور، یکی از ظرفیتدارترین همسایگان ایران که میتواند بهار روابط با آن کشور باشد، افغانستان است، چراکه مردم این کشور سالها در کنار ما زیستهاند، با ایرانیها سلایق مشترک مصرفی دارند و به لحاظ فرهنگی و زبانی با ما اشتراک فراوان دارند و به دانش و فناوری ایران نیازمندند.
ایران و افغانستان از معدود کشورهایی هستند که دارای مرز مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک هستند و چنین شرایطی کمتر در جای دیگری وجود دارد.
امیدوارم فرصتهای امروز افغانستان را همانند فرصتهای از دسترفته آسیای میانه در گذشته از دست ندهیم.
انتهای پیام/