پیشنهاد سردبیر
آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

ترافیک سنگین دیپلماتیک در تهران و آنکارا، حامل یک پیام مخابراتی رمزگشایی شده برای جهان است: دورانِ «مذاکره زیر سایه تهدید» به پایان رسیده است. تهران با ترسیم خطوط قرمز جدید، آب پاکی را روی دست غرب ریخت و اعلام کرد که «توان موشکی» ناموسِ امنیتی کشور است و هرگز روی میز قمارِ دیپلماتیک قرار نخواهد گرفت.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، غرب سال‌هاست تلاش می‌کند با فرمول فرسوده «چماق و هویج»، اراده سیاسی خود را بر تهران تحمیل کند؛ فرمولی که در آن «مذاکره» تنها پوششی شیک برای «تسلیم محترمانه» است. اما رایزنی‌های فشرده رئیس‌جمهور با سران قطر، پاکستان و امارات و سفر استراتژیک وزیر خارجه به ترکیه، رونمایی از دکترین «دیپلماسی عزتمندانه» بود.

پایانِ پارادوکس مذاکره - تهدید

پیام این دکترین روشن است: اگر آمریکا واقعاً به دنبال بازگشت به میز است، باید بداند که صندلی ایران تنها در شرایط «برابر» و «بدون تهدید» پر خواهد شد. در منطق جدید تهران، مذاکره‌ای که با پیش‌شرطِ تهدید آغاز شود، اساساً مذاکره نیست، بلکه «باج‌خواهی مدرن» است.

موشک خط قرمز ابدی

مهم‌ترین فرازِ این مانیفست دیپلماتیک در استانبول قرائت شد. جایی که وزیر خارجه صراحتاً پرونده توانمندی‌های دفاعی را بست و بر آن مهر «غیرقابل مذاکره» زد. این موضع‌گیری قاطع، پاسخی مستقیم به زمزمه‌های غربی برای گنجاندن برنامه موشکی در برجام‌های احتمالی آینده است. تهران به جهان فهماند که امنیت ملی و ابزار‌های بازدارنده، بخشی از «هویت استراتژیک» نظام هستند و نه کالایی برای دادوستد. این پیام به ویژه برای همسایگان حائز اهمیت است: ایران به همان اندازه که برای «صلح» آماده است، برای «دفاع» مسلح است.

آنکارا؛ میانجیِ نگران

نقش‌آفرینی ترکیه و پیشنهاد اردوغان برای تسهیل‌گری، نشان‌دهنده درک عمیق آنکارا از شکنندگی وضعیت منطقه است. ترک‌ها به خوبی می‌دانند که هرگونه جرقه در انبار باروت خاورمیانه، دامن آنها را نیز خواهد گرفت. با این حال، تهران با استقبال مشروط از این میانجی‌گری، توپ را به زمین آمریکا انداخت. اکنون این واشنگتن است که باید بین «تداوم ماجراجویی با تحریک اسرائیل» و «پذیرش واقعیت‌های ایرانِ مقتدر»، یکی را انتخاب کند.

تثبیت هندسه قدرت
برای عبور سلامت از این گردنه تاریخی و نهادینه کردن دستاورد‌های اخیر، دستگاه سیاست خارجی باید بر سه محور کلیدی متمرکز شود. اول؛ تفکیکِ پرونده‌ها؛ به این معنا که در تمام مجامع بین‌المللی با پیوست رسانه‌ای قوی، این گزاره تثبیت شود که «توان موشکی» ضامن صلح است نه عامل جنگ، و حق ایران برای توسعه تسلیحات متعارف یک اصل غیرقابل‌معامله حقوقی است. دوم؛ ائتلاف منطقه‌ای علیه مداخله؛ ترافیک دیپلماتیک با همسایگانی، چون قطر، پاکستان و ترکیه باید به یک «پیمان همکاری امنیتی بومی» ختم شود تا بهانه حضور نیرو‌های فرامنطقه‌ای سلب گردد؛ و در نهایت، مدیریت انتظار در اقتصاد؛ دولت باید با جدیت از «شرطی‌سازی بازار» به پالس‌های مذاکره جلوگیری کند؛ پیام نهایی به افکار عمومی و فعالان اقتصادی باید این باشد که دیپلماسی برای رفع تحریم در جریان است، اما معیشت مردم به لبخندِ غیرقابل‌اعتمادِ غرب گره نخورده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر