پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

فاش شدن لایه‌های پنهان یک سناریوی امنیتی؛ از ادعای دموکراسی تا فراخوان جنگ مسلحانه

اعتراف سرخ سناتور آمریکایی؛ تد کروز چگونه نقشه «سوریه‌سازی ایران» را لو داد؟

در حالی که اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ با مطالبات اقتصادی آغاز شد، یک توییت جنجالی از قلب واشنگتن، پشت‌پرده اتاق‌های فکر دشمن را عیان کرد. سناتور تد کروز با فراخوان صریح برای «مسلح کردن معترضان»، پرده از سناریویی برداشت که پیش از این ویرانی‌های جبران‌ناپذیری در سوریه و لیبی به بار آورده بود. این گزارش به کالبدشکافی این اعتراف بزرگ و شگرد جدید آمریکا در جنگ شهری می‌پردازد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، فرشته مسلمی روزنامه نگار در یادداشتی نوشت: اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، همانند بسیاری از مقاطع مشابه در سال‌های گذشته، از مطالبات واقعی اقتصادی و معیشتی بخشی از جامعه آغاز شد؛ مطالباتی که ریشه در فشار تورم، کاهش قدرت خرید و ناترازی‌های ساختاری اقتصاد دارد. اما آنچه این اعتراضات را از سطح یک کنش اجتماعی به لبه اغتشاش و ناامنی سوق داد، نه صرفاً خشم اجتماعی، بلکه ورود یک «سناریوی آماده» بود؛ سناریویی که این‌بار حتی نیازی به کشف اسناد محرمانه نداشت و از زبان یک سناتور ارشد آمریکایی علناً بیان شد.

توییت تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا، مبنی بر لزوم «مسلح‌کردن معترضان ایرانی»، بیش از آنکه یک موضع‌گیری احساسی یا شتاب‌زده باشد، اعترافی صریح به الگوی مداخله‌ای است که آمریکا طی دو دهه اخیر در غرب آسیا و شمال آفریقا به کار بسته است.

اعتراف سرخ سناتور آمریکایی؛ تد کروز چگونه نقشه «سوریه‌سازی ایران» را لو داد؟

 

وی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به وضوح نوشت: "We should be arming the protesters in Iran. NOW" (ما باید معترضان در ایران را مسلح کنیم؛ همین حالا). این جمله در واقع حلقه مفقوده‌ای را آشکار می‌کند که همواره در تحلیل‌های میدانی مورد اشاره قرار می‌گرفت: تبدیل اعتراض اجتماعی به پروژه امنیتی ـ نظامی، بدون پرداخت هزینه مستقیم از سوی طراحان اصلی آن.

الگوی تکراری؛ از دمشق تا تهران

مرور تجربه‌های تلخ سوریه و لیبی، تصویر روشنی از این الگو به دست می‌دهد. در هر دو کشور، اعتراضات اولیه با مطالبات داخلی آغاز شد، اما به‌سرعت با تزریق سلاح، ورود عناصر آموزش‌دیده و فعال‌سازی شبکه‌های رسانه‌ای، به جنگ داخلی و فروپاشی ساختار‌های ملی انجامید.

گروه‌هایی که امروز با عنوان «تروریست‌های شناسنامه‌دار» شناخته می‌شوند، محصول همان سیاستی هستند که روزگاری هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، به نقش آمریکا در شکل‌گیری آنها اشاره کرده بود؛ گروه‌هایی که نه از بطن مطالبات مردمی، بلکه از دل اردوگاه‌های آموزشی و بودجه‌های امنیتی سر برآوردند.

نکته کلیدی در این سناریو آن است که طراحان آن، خود را از هرگونه هزینه انسانی و سیاسی مصون نگه می‌دارند. آنها ویرانی‌ها را به خیابان‌ها و جنگ‌های شهری می‌سپارند تا قطره‌ای از خون سربازان خارجی ریخته نشود و افکار عمومی غرب، مسئولان خود را بازخواست نکنند. در این میان، متحدان واشنگتن — از جمله رژیم صهیونیستی که پیش‌تر از حضور عوامل خود در میان اغتشاشگران پرده برداشته بود — بدون درگیری مستقیم، نظاره‌گر تخریب زیرساخت‌ها، فرسایش سرمایه اجتماعی و داغدار شدن خانواده‌های ایرانی می‌شوند.

عبور از تهاجم نظامی به جنگ داخلی

نشانه‌های این الگو در حوادث اخیر نیز قابل ردیابی است. تلاش برای جایگزین کردن «معترض ایرانی» با عناصر خشونت‌طلب و بی‌هویت، شگرد آمریکایی‌ها برای فائق آمدن بر شکست‌های گذشته در جنگ نرم است. ملت ایران که پیش از این و در جریان دفاع مقدس اول و دوم در برابر تهاجم‌های نظامی سربلند بیرون آمده بود، اکنون با جنگ اقتصادی و سناریو‌های تجزیه‌طلبانه روبروست. سناتور‌های آمریکایی اعتراض را نه به‌عنوان یک حق اجتماعی، بلکه به‌مثابه پوششی برای آغاز یک جنگ شهری می‌بینند؛ آتشی که هدف آن نه اصلاح ساختارها، بلکه بی‌ثبات‌سازی کامل ایران است.

توییت تد کروز، این واقعیت را از سطح یک تحلیل سیاسی به سطح یک «اعتراف رسمی» ارتقا داد. وقتی یک مقام عالی‌رتبه آمریکایی صراحتاً از تسلیح سخن می‌گوید، ادعای «حمایت از دموکراسی» یا «حقوق بشر» به شوخی تلخی بدل می‌شود. این همان مسیری است که هر بار به ویرانی ملت‌ها ختم شده است.

ضرورت تفکیک مطالبه از پروژه براندازی

از این منظر، وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ را باید با دقتی دوچندان بازخوانی کرد. باید مرز میان «مطالبه معیشتی» و «پروژه براندازی» و همچنین میان «اعتراض قانونی» و «اغتشاش سازمان‌یافته» را به روشنی ترسیم کرد. مردم حماسه‌سازی که در چهار دهه گذشته پای آرمان‌های انقلاب ایستاده‌اند، باید صف خود را از مزدورانِ سناریوساز جدا کنند.

اعتراف صریح مقامات آمریکایی نشان می‌دهد که سرنخ اتفاقات اسف‌باری که ملت ایران را سوگوار کرده است، در اتاق‌های فکر آن‌سوی مرز‌ها قرار دارد. ارائه روایت شفاف از این توطئه‌ها برای افکار عمومی ضرورتی حیاتی است تا جامعه اسیر خدعه‌های سناریونویسان ضدایرانی و تجزیه‌طلب نشود. هوشمندی ملت ایران می‌تواند هزینه‌های مادی و روانی این جنگ نوین را متوجه کسانی کند که در پیوند با دشمنان این مرز و بوم، نقشه نابودی ایران را در سر می‌پرورانند.

انتهای پیام/

ارسال نظر