نمایان شدن نتایج تعلل ۷ ماهه وزارت ارتباطات در جایگزینی GPS، در زندگی این روزهای مردم
سرعت تحولات فناورانه این روزها شتابی بیسابقه یافته است، دستیابی به استقلال در حوزههای راهبردی فناوری اطلاعات و ارتباطات به یکی از اصلیترین شاخصهای قدرت ملی و تضمینکننده امنیت پایدار کشورها تبدیل شده است. در این میان، سامانههای موقعیتیابی ماهوارهای که به عنوان شریانهای حیاتی ناوبری مدرن عمل میکنند، جایگاهی بیبدیل در اقتصاد دیجیتال، مدیریت شهری، حمل و نقل، کشاورزی دقیق و البته حفظ آرامش و نظم عمومی کشورها دارند.
وابستگی فعلی ایران به سامانه موقعیتیاب جهانی آمریکایی (GPS) که کنترل آن به طور کامل در اختیار وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) است، علاوه بر اینکه آسیبپذیریهای فنی و روزمره برای شهروندان ایجاد کرده، تهدیدی جدی برای حاکمیت دیجیتال و امنیت ملی کشور محسوب میشود. این گزارش با نگاهی تحلیلی و بر اساس اظهارات مسئولان ارشد فنی کشور، ضرورت، زمینهها و راهکارهای اجرایی سیاست هوشمندانه ایران در جایگزینی تدریجی و برنامهریزی شده این سامانه با راهکارهای مستقل ملی و همکاری با کشورهای همسو و دارای فناوری پیشرفته بررسی میکند.
وابستگی مخاطرهآمیز به یک سامانه خارجی کنترلشده
سامانه موقعیتیاب جهانی (GPS) در ذات خود یک پروژه نظامی با اهداف استراتژیک است که در اختیار نیروی فضایی آمریکا قرار دارد. ماهوارههای این سامانه در مدارهایی با ارتفاع حدود بیست هزار کیلومتر زمین آرایش یافتهاند و با بهرهگیری از ساعتهای اتمی پیشرفته، امکان تعیین موقعیت را با دریافت سیگنال از حداقل چهار ماهواره فراهم میآورند. این فناوری اگرچه دستاوردی جذاب برای بشر محسوب میشود، اما به دلیل کنترل انحصاری آن توسط یک قدرت خارجی، همواره به عنوان ابزاری برای اعمال فشار و ایجاد آسیبپذیری در سایر کشورها عمل کرده است.
احسان چیتساز، معاون فعلی وزیر ارتباطات هم چند روز بعد از جنگ تحمیلی پیشین با رژیم اسرائیل در گفتوگویی رسانهای به صراحت اذعان کرده بود که کنترل کامل جیپیاس در دست وزارت دفاع آمریکا قرار دارد و هرگونه اختلال منطقهای یا کاهش عمدی کیفیت خدمات میتواند ریشه در تصمیمگیریهای سیاسی داشته باشد. این واقعیت به آن معناست که زیرساخت حیاتی موقعیتیابی میلیونها کاربر و هزاران سامانه حساس در کشور، در معرض تهدیدی دائمی قرار دارد که میتواند در لحظهای حساس فعال شود. وجود گزارشهایی از سوأاستفادۀ آمریکا و متحدانش از توانمندیهای این سرویس برای هدف قرار دادن منافع کشورهای غیرهمسو با خود در مناطق مختلف جهان از جمله غربآسیا، گواهی بر این مدعاست.
علاوه بر تهدید امنیتی، این وابستگی به کاهش دقت خدمات، افزایش خطاهای موقعیتیابی در سکوهایی مانند تاکسیهای اینترنتی و مسیریابها، اختلال در زمانبندی سفرهای شهری و بینشهری، و ایجاد مشکلات فنی در بخشهای متکی بر موقعیتیابی دقیق مانند کشاورزی مدرن، نقشهبرداری و مدیریت منابع طبیعی منجر شده است.
مشخصاً اختلال در سامانههای مسیریاب و تاکسیاینترنتی که این روزها بیشتر مورد استفادۀ کاربران ایرانی هستند، چالشهایی چند سطحی برای مردم ایجاد میکنند. هنگامی که مسیریابها به دلیل خطای موقعیتیابی، مسیرهای نادرست یا طولانیتری را پیشنهاد میدهند، رانندگان تاکسیهای اینترنتی و شخصی مجبور به پیمودن مسافتهای اضافی میشوند که نتیجه آن، افزایش هزینههای سوخت، استهلاک خودرو و در نهایت پرداخت کرایههای بالاتر توسط مسافر است.
همچنین، زمان طلایی افراد برای رسیدن به مقاصد مهمی مانند محل کار، مراکز آموزشی، فرودگاهها یا قرارهای ملاقات از دست میرود که میتواند به تعویق افتادن برنامههای کاری، غیبت از کلاسها و... بیانجامد. در سطح دوم، این اختلالات میتواند به کاهش اعتماد عمومی به سامانههای خدماتی دیجیتال بومی منجر شود. هنگامی که راننده و مسافر به دلیل خطای موقعیتیاب، یکدیگر را به درستی نمییابند، زمینه برای بروز مشاجرات لفظی، کاهش رضایتمندی و حتی ثبت شکایات متعدد فراهم میآید.
این وضعیت به مرور زمان، اعتماد کاربران به سرویسهای مبتنی بر موقعیتیابی را تضعیف کرده و ممکن است بخشی از جامعه را به بازگشت به روشهای سنتی و کمکارآمد حملونقل سوق دهد. از جنبه کلانتر، ناکارآمدی مسیریابها بر ترافیک شهری نیز تأثیر منفی میگذارد؛ چرا که هدایت نادرست خودروها به مسیرهای غیربهینه یا پرترافیک، موجب تشدید حجم ترافیک در معابر خاص و افزایش آلودگی هوا و صوتی میشود. در واقع، اختلال در این سامانهها مشکلات فردی ایجاد میکند و کارایی کلی سیستم حملونقل هوشمند شهری را کاهش میدهد. در سطح کلانتر، این وابستگی حاکمیت دادهای کشور را مخدوش ساخته و امکان نظارت و رهگیری الگوهای حرکتی و جغرافیایی را در اختیار یک قدرت خارجی قرار میدهد.
راهبرد ترکیبی ایران: همکاری بینالمللی هوشمند و تقویت زیرساخت داخلی
ایران در مواجهه با این چالش راهبردی، سیاستی چندبعدی و واقعبینانه را در پیش گرفته است که بر دو محور اصلی استوار است: نخست، توسعه همکاریهای فناورانه با کشورهای مستقل و پیشرفته غیرغربی که دارای سامانههای موقعیتیابی بومی هستند، و دوم، تلاش برای تقویت زیرساختهای زمینی و ظرفیتهای داخلی به منظور ایجاد یک زیستبوم ناوبری مقاوم و کمتر وابسته. در محور اول، همکاری با چین و بهرهگیری از سامانه موقعیتیابی بیدو (BeiDou) به نظر بیش از سایر گزینهها محتمل است. سامانه بیدو که به عنوان رقیب اصلی جیپیاس شناخته میشود، یک معماری کاملاً مستقل و پیشرفته دارد که به خصوص در قاره آسیا از پوشش و دقت مطلوبی برخوردار است.
احسان چیتساز در همان گفتوگوی رسانهای خود که پیشتر اشاره کردیم، از تدوین برنامهای برای انتقال تدریجی بخشی از خدمات مکانمحور کشور از جیپیاس به بیدو خبر داده این توافق را یکی از محورهای اصلی همکاری مشترک ایران و چین دانسته بود. چنین راهبردی میتواند مصداقی بارز و واقعی از کاهش وابستگی به غرب و تنوعبخشی به منابع فناورانه باشد. همچنین بررسیهای ما و پیگیری از کارشناسان نشان میدهد که در مسیر دوم توسعه زیرساختهای زمینی و ایجاد سامانههای ناوبری ترکیبی و مقاوم میتواند یک پاسخ مناسب به نیاز مردم ایران باشد.
روابطعمومی اسنپ اواخر شهریور ماه سال جاری در پاسخ به پیگیریها و سوالهای خبرنگار آناتک دربارۀ احتمال و امکان جایگزین بیدو یا هر سامانۀ دیگری با GPS برای رانندگان و مسافران تاکسیهای اینترنتی برای رفع چالشهای مشابه بیان کرده بود: گوشیهای هوشمند فعلی، چه اندروید و چه آیفون، بهطور پیشفرض با تمام سیستمهای ماهوارهای مکانیابی مثل GPS و بیدو کار میکنند. در واقع سختافزار گوشیها (سنسور موقعیتیاب) طوری طراحی شده که به همه این ماهوارهها متصل شود و از نظر نرمافزاری هم اجازه نمیدهد که یک اپلیکیشن مثل اسنپ آن را فقط محدود به یک سیستم خاص کند. بنابراین، از این نظر تفاوتی وجود ندارد که مبنای مسیریابی GPS یا بیدو باشد.
این تأکسی اینترنتی اضافه کرده بود: اما مشکلی که امروز وجود دارد، به خود ماهوارهها برنمیگردد، بلکه به پدیدهای به نام «جمینگ» و «اسپوفینگ» مربوط است. جمینگ یعنی ایجاد پارازیت روی سیگنالهای ماهوارهای و اسپوفینگ یعنی فرستادن سیگنالهای تقلبی برای فریب سیستمهای مکانیابی. این اختلالها معمولاً روی همه ماهوارهها اعمال میشوند و فقط محدود به GPS آمریکایی نیستند. پس اگر در یک منطقه جمینگ یا اسپوفینگ وجود داشته باشد، چه از GPS استفاده شود و چه از بیدو یا هر سیستم دیگر، باز هم موقعیتیابی دچار خطا میشود.
البته حتما سازگار شدن سیستمهای کشور حداقل در سطح سرویسهای تجاری با موقعیتیابی مکانی غیر غربی سبب خواهد شد که در شرایط مشابه مردم با چالش کمتری مواجه شوند و امکان ارائه سرویس در سطح بالاتری برای آنها فراهم باشد، در غیر اینصورت کارشناسان و وزارت ارتباطات به عنوان یک راهکار از آن یاد نمیکردند.
حسن سالاریه، رئیس سازمان فضایی ایران نیز در اوایل مهرماه در گفتوگوی رسانهای خود با تبیین ساختار فنی سامانههای موقعیتیاب، استفاده از ترکیب سامانههای فضایی و زمینی برای دستیابی به دقت بالا و افزایش مقاومت در شرایط اضطراری را موثر و لازم دانسته بود.
وی در همان مصاحبه اضافه کرده بود که برای افزایش دقت موقعیتیابی، نصب تجهیزات زمینی اصلاحکننده سیگنال از ضروریات است. این ایستگاههای زمینی میتوانند خطاهای ناشی از عوامل جوی و اختلاف ساعتها را کاهش داده و دقت گیرندهها را به میزان قابل توجهی بهبود بخشند.
علاوه بر گفتههای سالاریه براساس پیگیریهای ما از کارشناسان توسعه و استفاده از سامانههای ناوبری اینرسیایی که وابستگی به سیگنال ماهوارهای ندارند، به عنوان پشتیبان در شرایط اختلال، از دیگر راهکارهای مطرح شده است. سالاریه خاطرنشان ساخته بود که ترکیب این سامانهها به کمک الگوریتمهای تلفیقی و هوشمند میتواند احتمال خطا را کاهش داده و مقاومت سیستم ناوبری را افزایش دهد. این رویکرد جامع نشان از درک صحیح چالش و اتخاذ راهکاری بومی و منطبق با شرایط کشور دارد.
فراتر از جایگزینی سختافزاری؛ لزوم تحول نهادی و برنامهریزی کلان
موفقیت در گذار از سامانه وابسته به سامانههای مستقل، فقط منوط به تغییر فناوری نیست، بلکه مستلزم تحولات نهادی، برنامهریزی کلان و هماهنگی میان بخشهای مختلف دولتی و خصوصی است. حسن سالاریه به درستی در مصاحبۀ مورد اشاره خود بر این نکته تأکید کرده بود که برای حوزههای تخصصیتر مانند خطوط هوایی و دریایی، نیاز به هماهنگیهای فنی و نهادی گستردهای وجود دارد تا بتوان از ظرفیتهای موقعیتیابی به صورت دقیق و ایمن بهرهبرداری کرد. ناوگان هوایی و دریایی کشور شامل هزاران پرنده و شناور است که بسیاری از آنها مجهز به سیستمهای ناوبری مبتنی بر جیپیاس هستند.
تغییر یا ارتقای این سیستمها نیازمند تصمیمگیریهای کلان، استانداردسازی جدید، بازآموزی نیروی انسانی و سرمایهگذاری هنگفت است. این فرآیند نمیتواند شتابزده یا سلیقهای باشد، بلکه باید در چارچوب یک نقشه راه جامع و با زمانبندی دقیق پیش برود. از سوی دیگر، در سطح کاربران عمومی، خوشبختانه بسیاری از گوشیهای تلفن همراه موجود در بازار از چندین سامانه موقعیتیابی از جمله بیدو پشتیبانی میکنند و انتقال در این بخش با سهولت بیشتری امکانپذیر است. اما مسئله کلیدی، آمادهسازی زیرساخت شبکه و سرویسهای پشتیبان است.
علاوه بر این، توسعه سامانه موقعیتیابی نقطهای ملی که سالهاست در دستور کار قرار دارد، نیازمند عزمی جدیتر و تخصیص منابع کافی است. پرسش اساسی اینجاست که با وجود گذشت زمان قابل توجه از برجسته شدن آسیبپذیری ناشی از وابستگی به جیپیاس، به ویژه پس از تجربیاتی مانند جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، چرا روند اجراییسازی این پروژههای کلان با سرعت مطلوب پیش نرفته است؟
این سؤالی است که پاسخ روشن و اقدام محسوس وزارت ارتباطات و نهادهای مرتبط را میطلبد. شفافیت در بیان برنامهها، چالشها و دستاوردها میتواند اعتماد عمومی و مشارکت بخش خصوصی در این عرصه راهبردی را افزایش دهد. چیتساز که ۷ ماه پیش از برنامهریزی برای استفاده از ظرفیت بیدو برای موقعیت یابی صحبت کرده بود، نیاز است که یکبار دیگر مقابل دوربین بنشیند و توضیح دهد که دلیل اینکه ما حداقل در سطح تجاری هنوز تغییر محسوسی حس نکردهایم یا حداقل گزارشی نشنیدهایم چیست؟ چرا بعد از گذشت ۷ ماه وقتی دوباره بحرانی پیش میآید که سیاستگذار بیان میکند با هدف حفظ نظم عمومی تصمیم به اعمال برخی محدودیتهای اینترنتی گرفته است، موقعیتیابی نیز دستکم در سطح تجاری محدود میشود و مردم دچار چالش میشوند؟
ضرورتی ملی برای حاکمیت در عصر فناوری
سیاست ایران در راستای جایگزینی سامانه موقعیتیاب آمریکایی با راهکارهای مستقل ملی یا مشترک با کشورهای همسود، صرفاً یک انتخاب فنی نیست، ادامه وابستگی به سامانهای که کنترل آن در دست یک قدرت خارجی و دارای سابقه خصومت با ایران است که مدام مردم و کشور ما را تهدید میکند، از حیث فنی و اجتماعی صحیح نیست.
راهبرد ترکیبی پیشروی کشور که بر همکاری با شرکای قابل اعتمادتری مانند چین که دستکم ایران و مردم آن را تهدید به نابودی نمیکند و تقویت زیرساختهای داخلی و توسعه فناوریهای مکمل تکیه دارد، راهکاری خردمندانه و عملیاتی به نظر میرسد. با این حال، موفقیت این راهبرد در گرو عزمی راسخ، مدیریت یکپارچه، تخصیص منابع کافی و شفافیت در اجراست.
وزارت ارتباطات به عنوان متولی اصلی این امر، موظف است با ارائه برنامهای دقیق، زمانبندیشده و شفاف، گامهای عملیاتی این گذار حیاتی را برای افکار عمومی تبیین نماید و با جلب مشارکت بخش خصوصی و نخبگان فناوری کشور، این مسیر پرچالش را به سرمنزل مقصود برساند. اگر هم چالشی در مسیر وجود داشته که وعده جایگزینی و استفاده مردم از سرویس بیدو تاکنون محقق نشده است یا حداقل مردم حس نمیکنند که پیشرفت محسوسی داشته باشد، لازم است که وزارتخانه با آنها صحبت کند، تا مسیر همدلی و همراهی کاربران نیز تسهیل شود. سکوت خبری رهاوردی غیر از بیاطلاعی و پذیرش شایعات نخواهد داشت.
انتهای پیام/