پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

08:08 13 / 11 /1404
مدیر سابق پروژۀ موتور جستجوی بومی یوز در گفت‌وگو با آناتک:

موفقیت جویشگر ایرانی نیازمند طراحی مدل درآمدی صحیح و پایدار است

جویشگرهای بومی برای موفقیت نیازمند حمایت هوشمند حاکمیت، مشارکت بخش خصوصی و اعتماد کاربران هستند. امین میرزایی، مدیر پروژۀ جویشگر بومی یوز ضمن اشاره به این موضوع تأکید می‌کند که طراحی مدل درآمدی صحیح و پایدار، شرط اصلی عبور پروژه‌های جست‌وجوی ایرانی از مرحله بقا به رقابت واقعی است.

رقابت در عرصۀ فناوری‌های کلان، به‌ویژه در حوزه موتور‌های جست‌و‌جو، هوش مصنوعی و خدمات مبتنی بر داده، دیگر صرفاً یک رقابت فنی نیست، بلکه به مسئله‌ای راهبردی در سطح ملی و حاکمیتی تبدیل شده است. غول‌های فناوری جهانی با تکیه بر انباشت عظیم داده، زیرساخت‌های گسترده و مدل‌های اقتصادی پایدار، رفتار کاربران، روند‌های فکری و اجتماعی جوامع را نیز تحلیل و جهت‌دهی می‌کنند.

تلاش برای توسعۀ نمونه‌های بومی، در چنین شرایطی مستلزم درک عمیق از شکاف داده، مدل‌های درآمدی، نقش حمایت حاکمیت، مشارکت بخش خصوصی و جلب اعتماد عمومی است. این بخش از گفت‌وگوی آناتک با «امین میرزایی»، مدیر سابق پروژۀ جویشگر بومی یوز، با نگاهی تحلیلی و پرسش‌گرانه، به بررسی این چالش‌ها، تجربیات جهانی و راهکار‌های ممکن برای آینده پروژه‌های بزرگ فناوری در کشور می‌پردازد.

گوگل افراد را بهتر از خود آن‌ها می‌شناسد

خبرنگار فناوری آناتک: علت اینکه کاربران حس می‌کنند، گوگل موتور جست‌وجوی قوی‌تری برای پاسخ به نیاز آن‌ها است و احتمالاً حس آن‌ها چندان هم بیراه نیست، چیست؟ آیا توسعه دهندگان ایرانی توان فنی پاسخ به نیاز کاربران را ندارند؟

کار گوگل بسیار فراتر از پردازش پرس‌وجو‌های کاربران است. گوگل بیش از صد سرویس مختلف دارد. حتی سیستم عامل اندروید آن نیز اطلاعات جمع‌آوری می‌کند. حالا آن بخشی که ممکن است سرقت اطلاعات انجام دهد، در آمریکا و اروپا پرونده‌هایی داشته و اثبات شده است. اصلاً فرض کنیم گوگل سرقت اطلاعات نمی‌کند و این موضوع را کنار بگذاریم. حتی بدون در نظر گرفتن سرقت دادۀ کاربران از سوی گوگل، همان اطلاعات ساده‌ای که برای بهبود عملکرد رد و بدل می‌کند، بسیار گسترده است.

ساده‌ترین مثال، داشتن دفترچه تلفن شخصی من است. من فردی هستم که به محصولات داخلی اعتقاد دارم و بیش از ده سال است که اولویت من استفاده از خدمات داخلی است. من نه ایکس «توییتر» دارم، نه فیسبوک و نه از سرویس‌های خارجی مشابه استفاده می‌کنم. نکته مهم این است که با این حال، ایکس، فیسبوک و گوگل مرا به خوبی می‌شناسند.

شاید یکی دو نفر دیگر مانند من اینگونه باشند و سرویس‌های خارجی را استفاده نکنند، اما در کل اینطور نیست. بسیاری از دوستان من همۀ این برنامه‌ها را دارند. آن‌ها این اطلاعات را در گوشی‌های خود ذخیره کرده‌اند. یکی می‌گوید فلانی در دانشگاه تهران است، دیگری می‌گوید فلانی چنین ویژگی‌ای دارد. گوگل اطلاعاتی از من دارد. من با حدود ۱۲۰ نفر ارتباط دارم و بر روی هر کدام از یال‌های این گراف، نام آن فرد نوشته شده است. این ارتباط بار‌ها و بار‌ها تکرار شده است. اما موضوع بسیار فراتر از این حرف‌ها است.

قدرت تحلیل و پیش‌بینی گوگل از ذهن جامعه

خبرنگار فناوری آناتک: انباشت داده‌ها چگونه به گوگل امکان تحلیل و پیش‌بینی رفتار جامعه را می‌دهد؟

همین نام‌ها برای هدف‌گذاری کافی است. من سوالی می‌پرسم و گوگل پاسخ می‌دهد. شما سوالی می‌پرسید، دیگری سوالی می‌پرسید. این سوالات به طور مداوم مطرح می‌شوند. آمار‌هایی که از گوگل داشتیم مربوط به پنج یا شش سال پیش است. اکنون با ظهور هوش مصنوعی ممکن است تغییراتی کرده باشد. حدوداً تعداد جست‌و‌جو‌های گوگل در کل جهان در هر ثانیه رقمی حول و حوش ۵۰ تا ۶۰ هزار مورد است. یعنی در هر ثانیه ۵۰ هزار سوال از آن پرسیده می‌شود. در طول روز این رقم به حدود ۶ میلیارد جست‌و‌جو می‌رسد.

البته در ایران، با توجه به آمار‌های غیردقیق گوگل و بر اساس مقالات و کنفرانس‌ها، حدود یک تا دو درصد کل جست‌و‌جو‌های جهانی را تشکیل می‌دهد که حدود ۵۰۰ جست‌و‌جو در ثانیه می‌شود. این نشان می‌دهد مردم به چه چیزی فکر می‌کنند و ذهن جامعه به کدام سمت حرکت می‌کند. آن‌ها هر سوالی داشته باشند، از گوگل می‌پرسند. هر اتفاقی که بیفتد، اول گوگل متوجه می‌شود و پس از آن با فاصله‌ای، ممکن است مسئولان، خبرنگاران و دیگران مطلع شوند.

مجموع این اطلاعات برای گوگل بسیار مفید است و به تدریج به سمت هدف‌گیری شخصی می‌رود. هر جا لازم باشد، می‌تواند افراد مهم، دانشمندان و دیگران را هدف قرار دهد. آن بخش دیگر که به صدا مربوط است، فضای بسیار کمی اشغال می‌کند. اگر بخواهیم به عکس و فیلم بپردازیم، صد‌ها روش برای نمونه‌برداری و کاهش کیفیت وجود دارد تا لازم نباشد همه چیز ذخیره شود. در بازار‌های زمانی خاص، اگر کیفیتی وجود داشته باشد، می‌تواند تمام زندگی فرد را ضبط کرده و ذخیره کند. در واقع، پردازش به طور دقیق انجام می‌شود. همه متن‌های صوتی شنیده و پردازش می‌شوند. به محض اینکه اطلاعاتی از سوی گوگل با اهمیت تشخیص داده‌ شود، گوگل با استفاده از سرویس‌ها و امکانات خود مانند «هارت» نسبت به تجزیه و تحلیل آن اقدام می‌کند.

ضرورت وجود حمایت پایدار و یادگیری از تجربیات

خبرنگار فناوری آناتک: فکر می‌کنید که چه عواملی برای موفقیت پروژه‌های بزرگ فناوری مانند جویشگر بومی در داخل کشور ضروری است؟

هر پروژۀ فناورانۀ جدیدی که آغاز شود، در صورت بهره‌گیری از تجربیات پیشین، می‌تواند موفق‌تر عمل کند و به مراتب بالاتری دست یابد. یک موضوع بسیار مهم دیگر این است که چنین کار‌هایی قطعاً نیازمند پشتیبانی یک شرکت یا نهاد پایدار است که بتواند در کسری از ثانیه از آن پشتیبانی کند.

اهمیت پشتیبانی بسیار بالا است. دلایل متعددی برای این امر وجود دارد. یکی از دلایل، جلب حمایت مردمی است. کاربران باید بتوانند بدون نیاز به آموزش خاصی، متوجه شوند چه چیزی خوب است و چه چیزی ایراد دارد. یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که گوگل طی سال‌ها در اختیار داشته، دریافت بازخورد از کاربران است. به یاد نمی‌آورم گوگل از من بپرسد نتیجه چطور بود یا چرا خوب نبود؛ چرا که بازخوردها را به عنوان منبعی برای آموزش ماشین خود استفاده می‌کند.

این بازخوردها با افزایش تعداد کاربران و جستجوها به راحتی برای مالک سرویس در دسترس هستند. همین که شما چیزی را جست‌و‌جو می‌کنید، برمی‌گردید و جستجوی خود را تغییر می‌دهید، نشان می‌دهد پاسخ گوگل رضایت شما را جلب نکرده است. اگر کاربر به نتیجه مطلوب برسد و از سرویس استفاده کند، آن‌گاه می‌توان گفت استفاده مؤثر اتفاق افتاده است.

مثلث طلایی موفقیت و لزوم چرخه بهبود

خبرنگار فناوری آناتک: مدل موفقیت پایدار در پروژه‌های کلان فناوری مانند جویشگر بومی چگونه تعریف می‌شود؟

این واقعاً موضوع دشواری است و مثلثی سه‌ضلعی را تشکیل می‌دهد: حمایت صحیح دولتی، حضور بخش خصوصی با کیفیت خوب، و استقبال مردم. این سه ضلع باید در کنار هم قرار گیرند و چرخه‌ای را تشکیل دهند که مدام بهبود یابد. اگر پایه و اساس محکم نباشد و کسی از سرویس استفاده نکند، مجبورید با استاندارد‌های پایین‌تر سرویس ارائه دهید.

مدل درآمدی و اقتصاد پروژه‌های بزرگ فناوری 

خبرنگار فناوری آناتک: مسئله اقتصاد و بازگشت سرمایه در موتور‌های جست‌و‌جو چگونه قابل حل است؟ بالاخره باید پذیرفت که اگر مدل درآمدی مشخصی تعیین نشود، طرح و سرویس برای رشد با چالش روبرو خواهد شد.

مدل درآمدزایی موتور جست‌و‌جوی گوگل از طریق تبلیغات، در سال‌های گذشته به شدت سودآور بوده و هست. تبلیغات گوگل درآمد بالایی دارد؛ چرا که تعداد جست‌و‌جو‌های آن بسیار زیاد است. شاخصی به نام «نرخ کلیک» (CTR) داریم که نشان می‌دهد چند درصد از جست‌و‌جو‌ها یا تبلیغات روی آن کلیک می‌شوند. تا جایی که خاطرم هست این عدد برای تبلیغات گوگل حدود پنج درصد بوده است که رقم مطلوبی محسوب می‌شود.

اینکه یک سرویس داخلی نرخ کلیک خوبی در مسئلۀ تبلیغات پیدا کند، غیر ممکن نیست اما سخت است. ما در حال حاضر تجربۀ خوبی با توجه به سابقۀ قبلی خود در یوز داریم، ولی در هر صورت توسعۀ یک موتور جستجوی بومی قوی، نیازمند تعریف مدل درآمدی مشخص و کارآمد است.

شکل گیری گوگل از یک گاراژ خانگی افسانه‌ای بیش نیست

یک نکته را هم باید در نظر داشته باشید، اینکه برخی دوستان تصور می‌کنند داستان خیالی شکل گیری گوگل از یک گاراژ خانگی واقعیت دارد، ولی اگر تاریخچه و سوابق رشد این شرکت را مطالعه و دنبال کنید، شاهد حمایت‌های دولتی مستمر و مداومی خواهید بود که در مراحل مختلف رشد خود گرفته است.

مقاله‌ای وجود دارد که خود آمریکایی‌ها منتشر کرده‌اند. من رفتم و بررسی کردم. صورت‌های مالی گوگل را دیدم. گوگل در سال‌های اولیه حجم زیادی از منابع سخت‌افزاری را تقریباً رایگان مصرف کرد و سال‌ها مورد حمایت دولت آمریکا بود. آن‌ها از جیب خود هزینه نکردند.

باید دید در رسانه چقدر هوشمندانه یا غیرهوشمند عمل کردند. ولی در نهایت، همه چیز به دریافت حمایت این نیست. پشتیبانی دولتی باید به جا و مناسب باشد. اما آن حمایت‌های دولتی از گوگل بسیار جدی و مؤثر بود.

 راهکار هوشمندانه: حمایت اولیه و رقابت بعدی

خبرنگار فناوری آناتک: حمایت هوشمندانه دولت‌ها از شرکت‌های فناوری مانند جویشگرها چگونه باید انجام شود؟

نکته هوشمندانه دیگر این است که حمایت‌های دولتی در آمریکا از شرکت‌های بزرگی مانند گوگل یا مایکروسافت فقط مالی و مقطعی نیست. آمریکایی‌ها حمایت هوشمند انجام می‌دهند، برای مثال برای شرکت‌های نوپا تا زمانی که قوت بگیرند، زیرساخت ارزان یا رایگان ارائه می‌دهند، مانند آنچه دربارۀ گوگل به آن اشاره کردم. در آمریکا مقدار مشخصی زیرساخت و خدمات پشتیبانی به صورت رایگان به کسب و کارها داده می‌شود تا رشد کنند و به تدریج مستقل شوند، این طور نیست که میلیون‌ها دلار پول بی‌هدف تزریق کنند که احتمال اتلاف منابع تقویت شود. چنین رویه‌ای به نظر من یک حمایت هوشمندانه است.

دولت و حاکمیت در ایران نیز می‌توانند حمایت هوشمندانه انجام دهند و سپس رقابت را آغاز کنند. البته رقابت در حوزه موتور جست‌و‌جو با جویشگرهای خارجی مثل گوگل تا حدی دشوار است؛ چرا که هزینه‌های آن بالا است. این که یک کشور چنین هزینه‌ای را برای رقابت متحمل شود، پیچیدگی‌های خود را دارد.

مثال بومی‌سازی اندروید و نقش حمایتی حاکمیت

خبرنگار فناوری آناتک: آیا بومی‌سازی سیستم‌عامل و زیست‌بوم نرم‌افزاری در کشور ما از نظر شما امکان‌پذیر است؟

بله، فراتر از این بحث، ایجاد یک سیستم عامل بومی نیز شدنی است. باید یک شرکت خصوصی پشت آن باشد. در کشور ما متاسفانه از ظرفیت‌های کشورهای همسو نیز به خوبی استفاده نمی‌شود، می‌توان در تعامل با تولیدکنندگان تلفن‌های هوشمند چینی بازار خوبی برای سیستم‌عامل بومی ایجاد کرد و به شرکت‌های چینی سفارش داد تا دستگاه‌هایی با سیستم‌عامل سفارشی ایران روانۀ بازار کشور کنند.

زیست‌بوم نرم‌افزاری هم می‌توان شکل داد، به این معنا که هماهنگی با شرکت سازنده انجام شود تا کاربر وقتی گوشی را می‌خرد، تنظیمات کارخانه را طوری انجام داده باشد که نصب سرویس‌های بومی مختلف از مسیریاب و دانلودر برنامک موبایلی تا نمایش دهندۀ ویدئوهای درخواستی و... به او پیشنهاد داده شود.

ایدۀ شما برای توسعۀ یک سیستم‌عامل بومی در کشور و تجاری سازی آن چیست؟

ایده من این است که اندروید که یک سیستم‌عامل متن‌باز است را بومی‌سازی کنیم. ساده‌ترین کاری که می‌توان کرد، این است که پس از نصب سیستم عامل اصلی گوشی، یک لایه بومی بر روی آن قرار دهیم.

در گذشته طرحی تعریف کردیم که یک پوشه بود و زمانی مستقل عمل نمی‌کرد. در مقیاس بالا، ارسال و به‌روزرسانی آن سخت است. کاربر هر زمان که بخواهد می‌تواند آن را تغییر دهد یا استفاده کند. میزان استفاده چقدر است؟ این داده‌ها برای ادامه حمایت و بهبود سرویس ضروری است. این سرویس بهتر، همان بازاری است که ایجاد می‌شود.

تفاوت دنیای مجازی با فیزیکی و ضرورت مدل درآمدی 

خبرنگار فناوری آناتک: تفاوت پروژه‌های مجازی با پروژه‌های فیزیکی در چیست؟

من فردی با دانش کسب‌وکار سنگین نیستم. اصل مطلب این است که یک مجموعۀ حاکمیتی بخواهد از توسعۀ یک سرویس بومی حمایت کند، قطعاً شباهت‌هایی میان هر دو نوع از طرح وجود دارد، اما تفاوت بسیار جدی، بحث درآمد است.

من بعد از یوز به تیم توسعۀ یکی از جویشگرهای بومی دیگر پیوستم که یک سهامداری از همین صعنت فناوری اطلاعات و ارتباطات داشت، البته این موتور جستجو «متا سرچ» بود به این معنا که نتایج بهینه شدۀ گوگل را نشان می‌داد، اما همین ضعف را داشت، مدل درآمدی مشخصی برای آن نبود.

واقعیت این است که هر سرویس مجازی که توسعه داده می‌شود، باید یک مدل درآمدی داشته باشد؛ باید به گونه‌ای از آن پول کسب شود که امکان ادامۀ فعالیت پیدا کند.

خبرنگار فناوری آناتک: چه عواملی باعث ناکامی برخی پروژه‌های پیشین شده است؟

حمایت و ارادۀ جدی برای حمایت از جویشگر به نظر من وجود نداشت. مواردی از این جنس موجب شد توسعۀ جویشگرهای بومی به نقطۀ مطلوب نرسد تا بتوان مقایسه معناداری میان جویشگرهای بومی و گوگل انجام داد.

انتهای پیام/

ارسال نظر