کیفیت آموزش و انگیزه فردی؛ دو عامل مؤثر در موفقیت مهندسان/ روایت مدیر صنعتی از ظرفیت علمی دانشآموختگان دانشگاه آزاد
به گزارش خبرگزاری آنا، ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت، یکی از الزامات تربیت نیروی انسانی متخصص و پاسخگویی به نیازهای بازار کار به شمار میرود؛ موضوعی که تحقق آن مستلزم شناخت متقابل ظرفیتهای علمی دانشگاهها و نیازهای واقعی بخش صنعت است.
در این میان، کیفیت آموزش دانشگاهی، کسب تجربه عملی و بهرهمندی دانشجویان از راهنمایی متخصصان صنعتی میتواند مسیر ورود دانشآموختگان به عرصه تولید و فعالیتهای تخصصی را هموار کند. مسعود مهربان، مدیر کارخانه کشت و صنعت کوروش، در گفتوگو با خبرنگار آنا، به تشریح چالشهای ارتباط دانشگاه و صنعت، ضرورت تقویت مهارتآموزی و ظرفیتهای دانشگاه آزاد اسلامی در تربیت مهندسان توانمند پرداخته است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
با توجه به تحصیلات دانشگاهی و تجربه مدیریتی شما در یکی از بخشهای مهم صنعت کشور، مهمترین موانع و چالشهای ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت چیست؟
مهمترین چالش، نبود ساختاری الزامآور و نظاممند برای برقراری ارتباط میان دانشگاه و صنعت است. البته مسئله صرفاً الزام به ایجاد این ارتباط نیست؛ بلکه صنعت در شرایط کنونی به نیروی انسانی متخصص نیاز جدی دارد. اگرچه ممکن است به دلیل برخی مؤلفههای اقتصادی چنین به نظر برسد که نیروی کار بهاندازه کافی در دسترس است، اما واقعیت این است که صنعت با کمبود نیروی انسانی متخصص مواجه است.
یکی از مشکلات موجود این است که صنعت بهراحتی نمیتواند نیروی کار کاملاً تازهوارد و فاقد تجربه را جذب کند. البته ما شخصاً در مجموعه صنعتی خود از جذب نیروهای جدید استقبال میکنیم، اما بهطور کلی، صنعت انتظار دارد نیرویی که وارد مجموعه میشود، از حداقل تجربه و مهارت لازم برخوردار باشد و بتواند از همان ابتدای فعالیت، ارزش افزودهای برای مجموعه ایجاد کند. این رویکرد احتمالاً از نوعی نگرش و برداشت نادرست در فضای صنعتی ناشی میشود. از سوی دیگر، دانشگاه نیز شناخت و ارتباط کافی با فضای واقعی صنعت ندارد.
اگر اختیار تصمیمگیری در این زمینه را داشتم، دوره کارآموزی صنعتی را با در نظر گرفتن حقالزحمه و حقوق دانشجویان، بهعنوان بخشی از فرایند رسمی تحصیل در دانشگاه تعریف میکردم. به این ترتیب، دانشگاه میتوانست از طریق یک سازوکار نظاممند، ارتباط مستمر و مؤثرتری با صنعت برقرار کند.
چالش دیگر این است که صنعت نیز شناخت و ارتباط سازمانیافتهای با دانشگاه ندارد و نمیتواند دستاوردها، تجربیات و مسائل خود را بهصورت ساختارمند در محیط دانشگاه عرضه کند. برای مثال، میتوان در رشتههای مختلف دانشگاهی واحدی درسی با عنوان «مطالعات صنعتی» تعریف کرد و از صنایع خواست بخشی از محتوای این واحدها را بر عهده بگیرند.
برای نمونه، اگر شرکت ما مسئولیت ارائه بخشی از محتوای درس مطالعات صنعتی در رشته مهندسی مکانیک را بر عهده داشته باشد، ناگزیر باید برای دانشجویان طرح درس تدوین کند. در چنین شرایطی، طبیعتاً مسائل و چالشهای جاری مجموعه صنعتی خود را در نظر میگیریم و تلاش میکنیم محتوای آموزشی را بهگونهای طراحی کنیم که در راستای شناخت و رفع مشکلات واقعی آن بخش از صنعت باشد.
در مجموع، معتقدم رفع این گسست و ایجاد ارتباطی ساختارمند میان دانشگاه و صنعت، میتواند برای هر دو مجموعه دستاوردهای مؤثر و ارزشمندی به همراه داشته باشد.
شما چگونه توانستید با اتکا به تحصیلات دانشگاهی خود در حوزه صنعت کشور به موفقیت دست پیدا کنید و در این مسیر چه توصیهای برای دانشجویان و فارغالتحصیلان دارید؟
سرفصلهای درسی دانشگاه بهعنوان مبنای آموزش مهندسی، مناسب هستند و من نمیتوانم انتقاد خاصی به این بخش وارد کنم؛ اما به نظر میرسد آموزشهای تکمیلی و مهارتهای موردنیاز برای فعالیت حرفهای، باید در بستر صنعت تعریف و ارائه شوند. این اتفاق برای شخص من بهصورت ساختاری رخ نداد و خودم برای کسب این مهارتها و تجربهها اقدام کردم. بنابراین، اگر بخواهیم این مسئله را بهصورت نظاممند حل کنیم، باید سازوکارهای لازم برای آن نیز ایجاد شود.
برای من، نقطه عطف این مسیر، همکاری با چند مهندس توانمند بود. خودم نیز به یادگیری علاقه داشتم و تا حدودی به منابع آموزشی دسترسی پیدا میکردم. امروز شرایط دسترسی به منابع علمی و آموزشی بسیار بهتر شده و ابزارهای نوین نیز امکان بهرهمندی آسانتر از این منابع را فراهم کردهاند.
به اعتقاد من، اگر فارغالتحصیلان از انگیزه و علاقه کافی برخوردار باشند و مهمتر از آن، در محیط صنعت از راهنمایی و هدایت افراد باتجربه بهرهمند شوند، میتوانند در مدت کوتاهی وارد مسیر حرفهای صنعت شوند. این فرایند نیز برای هر دو طرف، یعنی نیروی متخصص و مجموعه صنعتی، بسیار اثربخش و پربازده خواهد بود.
من نیز تلاش میکنم هر زمان چنین فرصتی فراهم باشد، در کنار فارغالتحصیلان جدید و مهندسان جوان قرار بگیرم و تجربههای خود را در اختیار آنان بگذارم. این را وظیفه خود میدانم؛ چراکه در گذشته از دانش و تجربه مهندسان و استادان پیش از خود بهرهمند شدهام و اکنون باید سهم خود را در انتقال این تجربیات به نسل جدید مهندسان ادا کنم.
با توجه به حضور شما در رویداد ملی «مهندس شو» دانشگاه آزاد اسلامی، ظرفیتهای علمی و مهارتی دانشجویان این دانشگاه و توانمندیهای مجموعه دانشگاه آزاد اسلامی را در تربیت نیروی متخصص چگونه ارزیابی میکنید؟
اجازه بدهید بر اساس تجربه حرفهای خودم به این پرسش پاسخ دهم؛ تأکید میکنم که این ارزیابی از روی تعارف نیست، بلکه حاصل بیش از دو دهه فعالیت و همکاری با دانشآموختگان دانشگاههای مختلف است.
من در دو مقطع از دانشگاه دولتی فارغالتحصیل شدهام و همچنان به دانشگاه محل تحصیلم ارادت دارم؛ اما تجربه کاری من نشان داده است که در ارزیابی توانمندی فارغالتحصیلان، صرفاً نوع دانشگاه محل تحصیل تعیینکننده نیست.
به اعتقاد من، دانشگاه آزاد اسلامی در بسیاری از واحدهای دانشگاهی خود، دانش و مهارت مهندسی موردنیاز را به دانشآموختگان منتقل میکند. واحدهای دانشگاهی تهران نیز به واسطه برخورداری از استادان توانمند، ظرفیت علمی قابلتوجهی دارند؛ با این حال، این ظرفیت به واحدهای تهران محدود نمیشود و در واحدهای دانشگاهی شهرستانها نیز دانشآموختگان بسیار توانمندی تربیت شدهاند.
برای نمونه، یکی از نیروهای بسیار متخصص و از نظر علمی توانمند مجموعه صنعتی تحت مدیریت من در حوزه مهندسی مکانیک، دانشآموخته دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان است و این موضوع برای من مایه مباهات است. همچنین یکی از مدیران فنی فعال و توانمند گروه صنعتی گلرنگ که با نیروی نخبه مجموعه ما نیز همدانشگاهی بوده است، در همین واحد دانشگاهی تحصیل کرده است.
در مجموع، کیفیت آموزش و سطح علمی دانشگاه بدون تردید در توانمندی دانشآموختگان تأثیرگذار است؛ اما در کنار این عوامل، علاقه و انگیزه فرد برای جستوجو، یادگیری و کنکاش علمی نقشی اساسی دارد. به اعتقاد من، این انگیزه درونی است که فرد را به سمت توسعه توانمندیهای خود سوق میدهد و در نهایت، در موفقیت حرفهای او تأثیر تعیینکنندهای خواهد داشت.
با توجه به حضور شما در رویداد ملی «مهندس شو» دانشگاه آزاد اسلامی، ظرفیتهای علمی و مهارتی دانشجویان این دانشگاه و توانمندیهای مجموعه دانشگاه آزاد اسلامی را در تربیت نیروی متخصص چگونه ارزیابی میکنید؟
اجازه بدهید بر اساس تجربه حرفهای خودم به این پرسش پاسخ دهم؛ تأکید میکنم که این ارزیابی از روی تعارف نیست، بلکه حاصل بیش از دو دهه فعالیت و همکاری با دانشآموختگان دانشگاههای مختلف است.
من در دو مقطع از دانشگاه دولتی فارغالتحصیل شدهام و همچنان به دانشگاه محل تحصیلم ارادت دارم؛ اما تجربه کاری من نشان داده است که در ارزیابی توانمندی فارغالتحصیلان، صرفاً نوع دانشگاه محل تحصیل تعیینکننده نیست.
به اعتقاد من، دانشگاه آزاد اسلامی در بسیاری از واحدهای دانشگاهی خود، دانش و مهارت مهندسی موردنیاز را به دانشآموختگان منتقل میکند. واحدهای دانشگاهی تهران نیز به واسطه برخورداری از استادان توانمند، ظرفیت علمی قابلتوجهی دارند؛ با این حال، این ظرفیت به واحدهای تهران محدود نمیشود و در واحدهای دانشگاهی شهرستانها نیز دانشآموختگان بسیار توانمندی تربیت شدهاند.
برای نمونه، یکی از نیروهای بسیار متخصص و از نظر علمی توانمند مجموعه صنعتی تحت مدیریت من در حوزه مهندسی مکانیک، دانشآموخته دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان است و این موضوع برای من مایه مباهات است. همچنین یکی از مدیران فنی فعال و توانمند گروه صنعتی گلرنگ که با نیروی نخبه مجموعه ما نیز همدانشگاهی بوده است، در همین واحد دانشگاهی تحصیل کرده است.
در مجموع، کیفیت آموزش و سطح علمی دانشگاه بدون تردید در توانمندی دانشآموختگان تأثیرگذار است؛ اما در کنار این عوامل، علاقه و انگیزه فرد برای جستوجو، یادگیری و کنکاش علمی نقشی اساسی دارد. به اعتقاد من، این انگیزه درونی است که فرد را به سمت توسعه توانمندیهای خود سوق میدهد و در نهایت، در موفقیت حرفهای او تأثیر تعیینکنندهای خواهد داشت.
انتهای پیام/