تحریف تاریخ؛ سلاح خاموش استعمار برای تغییر هویت ملتها
محمدحسن رجبیدوانی، پژوهشگر و نویسنده تاریخ معاصر در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری آنا، درباره اهمیت شناخت تاریخ معاصر، شیوههای تحریف تاریخ، روایتسازی درباره دوره پهلوی، نقش آمریکا در تحولات سیاسی ایران و درسهای کودتای ۲۸ مرداد اظهار داشت: تجربههای تاریخی و اندوختههای هر ملت، بخش مهمی از هویت آن کشور را تشکیل میدهد. شناخت تاریخ معاصر به جامعه کمک میکند شگردهای دشمنان را بشناسد، از کامیابیها و شکستهای گذشته درس بگیرد و مسیر آینده خود را با تکیه بر تجربه تاریخی انتخاب کند.
وی افزود: تاریخ معاصر ایران ویژگی مهمی دارد و آن، مواجهه مستمر ایران با فرهنگ، تمدن و استعمار غرب است. این مواجهه هم جنبه علمی و فرهنگی داشته و هم جنبه استعماری؛ بنابراین شناخت این دوره برای نسل جوانی که ممکن است با شگردهای استعمار آشنایی کمتری داشته باشد، ضرورتی جدی است.
تحریف تاریخ؛ ابزار تضعیف هویت ملتها
این پژوهشگر تاریخ معاصر درباره علت اهمیت تاریخخوانی برای نسل جوان در عصر رسانههای اجتماعی گفت: یکی از شگردهای استعمار در کشورهای مختلف، تحریف تاریخ و ایجاد بدبینی نسبت به گذشته ملتها بوده است. مراکز شرقشناسی در اروپا، افزون بر شناخت زبان، فرهنگ و آداب کشورهای شرقی، در مواردی به تولید روایتهایی از تاریخ این کشورها پرداختند که با اهداف استعماری سازگار بود.
رجبیدوانی ادامه داد: استعمار با برجسته کردن اختلافات قومی، مذهبی و نژادی تلاش میکرد ملتها را نسبت به افتخارات تاریخی خود بدبین کند؛ زیرا هنگامی که جامعهای هویت تاریخی خود را از دست بدهد، آمادگی بیشتری برای جذب فرهنگ غالب پیدا میکند.
وی با اشاره به فعالیت رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و شبکههای اجتماعی اظهار کرد: پژوهشگران ایرانی باید با مراجعه به منابع اصیل، واقعیتهای تاریخی را برای نسل جوان روشن کنند و در کنار آن، شگردهای استعمار در عرصههای نظامی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را نیز توضیح دهند.
روایتسازی از پهلوی و ضرورت پاسخ به شبهات
رجبیدوانی یکی از نمونههای تحریف تاریخی را تصویرسازی رسانهای از دوران پهلوی دانست و گفت: در برخی شبکههای اجتماعی و سریالهای تاریخی، دوره پهلوی اول و دوم به شکلی باشکوه نمایش داده میشود و همه دستاوردهای ایران نوین به پهلوی اول نسبت داده میشود.
وی با اشاره به سه ادعای اصلی درباره دوره رضاخان افزود: اگر دستاوردهای پهلوی اول را در سه موضوع ایجاد امنیت، تشکیل ارتش نوین و تأسیس دانشگاه خلاصه کنیم، باید به تاریخ مراجعه کنیم و ببینیم هر سه موضوع پیش از روی کار آمدن رضاخان و در دوره امیرکبیر آغاز شده بود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به تأسیس دارالفنون و اصلاحات نظامی و اداری امیرکبیر ادامه داد: این واقعیت تاریخی نباید به حاشیه رانده شود. در عین حال باید پرسید ارتشی که بخش قابل توجهی از بودجه عمومی کشور صرف آن میشد، چرا در برابر حمله نیروهای روس و انگلیس در شهریور ۱۳۲۰ نتوانست مقاومت مؤثری داشته باشد؟
وی تأکید کرد: پاسخ به این پرسشها ضروری است تا نسل جوان بتواند میان تبلیغات سیاسی و واقعیت تاریخی تمایز قائل شود.
کودتای ۲۸ مرداد؛ نمونهای روشن از تاریخسازی
رجبیدوانی درباره تحریف روایت کودتای ۲۸ مرداد نیز گفت: در دوران پهلوی دوم تلاش شد این رویداد به عنوان حرکتی خودجوش برای بازگرداندن سلطنت معرفی شود، در حالی که اسناد و شواهد تاریخی درباره نقش قدرتهای خارجی در طراحی و اجرای این کودتا قابل توجه است.
وی افزود: ما باید تاریخ این دوره را بر اساس اسناد و مدارک متقن بازخوانی کنیم و اجازه ندهیم روایتهای سیاسی جای واقعیتهای تاریخی را بگیرند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به اعتراف مقامهای آمریکایی درباره نقش این کشور در کودتای ۲۸ مرداد اظهار کرد: وقتی دههها بعد، مقامهای آمریکایی به نقش کشورشان در این رویداد اذعان کردند، ضرورت مراجعه به اسناد و منابع تاریخی بیش از گذشته روشن میشود.
مهمترین درس ۲۸ مرداد؛ اعتماد نکردن به وعدههای آمریکا
رجبیدوانی مهمترین عبرت کودتای ۲۸ مرداد را در دو موضوع خلاصه کرد و گفت: یکی از عوامل مهم، خوشبینی به حمایت آمریکا بود. دکتر مصدق تصور میکرد میتواند با نزدیک شدن به آمریکا، این کشور را به شکستن تحریم نفتی انگلیس وادار کند؛ اما در نهایت شرایط تغییر کرد و آمریکا در طراحی کودتا علیه دولت مصدق مشارکت کرد.
وی ادامه داد: عامل دوم، مسئله نیروی نظامی وفادار به نهضت ملی بود. مصدق برای حفظ دستاوردهای نهضت ملی شدن صنعت نفت، به نیروی نظامی مردمی و وفادار به این نهضت متکی نشد و بیشتر به ارتشی تکیه کرد که ساختار آن متعلق به دوره پهلوی بود.
رجبیدوانی تصریح کرد: یکی از درسهای ۲۸ مرداد این است که هر حرکت سیاسی و اجتماعی برای حفظ دستاوردهای خود نیازمند پشتوانه و نیروی مدافع است.
شکاف میان مصدق و آیتالله کاشانی چگونه شکل گرفت؟
وی در ادامه درباره اختلاف میان دکتر مصدق و آیتالله کاشانی گفت: در میان طرفداران هر دو جریان، افرادی حضور داشتند که بعدها مشخص شد وفاداری لازم را نداشتند و تلاش کردند میان این دو شخصیت شکاف ایجاد کنند.
رجبیدوانی افزود: البته آیتالله کاشانی نسبت به برخی اقدامات دولت مصدق، از جمله افزایش اختیارات دولت و انحلال مجلس، انتقادهای جدی داشت؛ اما مسئله مهمتر، اختلاف بر سر نگاه به جایگاه ایران در جهان اسلام بود.
وی ادامه داد: آیتالله کاشانی امیدوار بود ایران پس از ملی شدن صنعت نفت به کانون مبارزه ضدانگلیسی در جهان اسلام تبدیل شود و از همین رو تلاش کرد با شخصیتهای برجسته جهان اسلام ارتباط برقرار کند و زمینه برگزاری کنگرهای برای بررسی مسائل جهان اسلام، از جمله مسئله فلسطین و کشمیر، فراهم شود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر تأکید کرد: جریانهای مختلفی از جمله حزب توده، سلطنتطلبان و برخی عناصر مرتبط با جبهه ملی، هر کدام به شیوهای در تخریب چهره آیتالله کاشانی نقش داشتند و بخشی از شکافهای ایجادشده در آن دوره را باید در چارچوب همین رقابتها و دخالتها بررسی کرد.
حافظه تاریخی؛ سدی در برابر تکرار تجربههای تلخ
رجبیدوانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه کشورهای مختلف گفت: تاریخ نشان میدهد اعتماد به وعدههای قدرتهای خارجی، بدون توجه به سابقه و منافع آنها، میتواند هزینههای سنگینی برای ملتها داشته باشد.
وی افزود: یکی از مهمترین درسهایی که باید از تاریخ گرفت، توجه به تجربه است. اگر ملتها تجربههای گذشته خود را فراموش کنند، ممکن است همان اشتباهات را دوباره تکرار کنند.
ضرورت پاسخ علمی به شبهات تاریخی
این پژوهشگر در پایان با توصیه به جوانان برای پرهیز از پذیرش بیچونوچرای مطالب منتشرشده در فضای مجازی گفت: شبکههای اجتماعی نباید به عنوان مرجع قطعی و موثق تاریخ در نظر گرفته شوند. جوانان باید مطالب تاریخی را با منابع معتبر تطبیق دهند و از کارشناسان این حوزه استفاده کنند.
رجبیدوانی همچنین بر مسئولیت رسانهها در مواجهه با شبهات تاریخی تأکید کرد و گفت: لازم است رسانههای مکتوب و رسانه ملی میزگردهای منظم و علمی برگزار کنند و به شبهات تاریخی با ادبیات مستند و علمی پاسخ دهند، بدون آنکه به ادبیات تند و غیرعلمی متوسل شوند.
وی خاطرنشان کرد: جامعهای که حافظه تاریخی خود را حفظ کند، میتواند گذشته را چراغ راه آینده قرار دهد؛ اما اگر این حافظه تضعیف شود، امکان تحمیل روایتهای دیگران بر هویت تاریخی جامعه افزایش خواهد یافت.
انتهای پیام/