۶ روز دامادی و ۳۴ روز چشمانتظاری؛ جوانی که مسجد، مدرسه و خانواده را سه ضلع زندگی خود کرده بود+ فیلم و عکس
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری آنا، همزمان با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ تحمیلی اخیر، دکتر حسن فارسی جوکار مدیر گروه دانشگاه انقلاب اسلامی ، دکتر انسیه خزعلی، معاون زنان دولت شهید رئیسی، دکتر طهورا نوروزی، مدیرعامل بنیاد حجاب و عفاف، و حجتالاسلام والمسلمین عطرینژاد، نماینده دفتر مرحوم حاجآقا مجتبی تهرانی (ره)، با حضور در منزل شهید میلاد نماینده، با خانواده این شهید والامقام دیدار و گفتوگو کردند.

این دیدار به دبیری محمد مقیم و با همراهی گروه فرهنگی خبرگزاری آنا برگزار شد و فرصتی بود تا ابعاد مختلف زندگی، سبک تربیتی، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و مجاهدتهای شهید میلاد نماینده برای حاضران بازگو شود.

برادر شهید میلاد نماینده در روایت آخرین خاطرات و سالهای زندگی برادرش، از نوجوانی سخن گفت که مسیر زندگیاش از مسجد و حلقههای قرآنی آغاز شد و به فعالیتهای گسترده فرهنگی، تربیتی، جهادی و اجتماعی در مدرسه و میان دانشآموزان رسید؛ جوانی که به گفته برادرش، حتی در سختترین شرایط نیز تلاش میکرد بینام و نشان خدمت کند.
وی با اشاره به دوران کودکی شهید میلاد نماینده اظهار کرد: میلاد در محله میدان خراسان به دنیا آمد و در کودکی، مانند بسیاری از بچهها، شیطنتهای خاص خودش را داشت، اما بهتدریج با مسجد و جلسات مذهبی آشنا شد. آن زمان حلقههایی داشتیم که پنجشنبه و جمعهها در خانه بچهها برگزار میشد و در آن زیارت عاشورا، زیارت آلیاسین و جلسات قرآن داشتیم.
از خانههای قرآن تا مسجد محله
برادر شهید ادامه داد: این جلسات بهتدریج خانوادهها را هم تحت تأثیر قرار داد و میلاد آرامآرام به یک «بچه مسجدی» تبدیل شد. حلقههای امام زمانی شکل گرفته بود و هر کدام از حلقهها نام یکی از ائمه را داشتند. از آن مقطع به بعد، مسجد جزئی جدانشدنی از زندگی میلاد شد.
وی افزود: زندگی میلاد به مسجد، مدرسه و خانه گره خورده بود و دغدغه اصلیاش همین سه فضا بود. در مسجد محبین و مسجد انصارالحجه فعالیت میکرد و هر طرحی که در مدرسه میتوانست ارتباط دانشآموزان با مسجد را تقویت کند، دنبال میکرد.
از اردوهای مشهد تا رباتیک و سازههای ماکارونی
برادر شهید میلاد نماینده با اشاره به فعالیتهای او در مدارس گفت: میلاد برای ارتباط گرفتن با دانشآموزان فقط به برنامههای مذهبی اکتفا نمیکرد. اردوهای مختلف از جمله سفرهای زیارتی به مشهد برگزار میکرد و برنامههایی مانند خلاقیت، سازههای ماکارونی و رباتیک را نیز دنبال میکرد تا بتواند در فضای مورد علاقه بچهها با آنها ارتباط برقرار کند.
وی افزود: مدتی نیز معلم مدرسه بود و در همان دوران همراه دانشآموزان خود به خانوادههای شهدای مدافع حرم سر میزد. برای میلاد، فعالیت تربیتی اهمیت ویژهای داشت و معتقد بود زندگی کردن با بچهها میتواند زندگی آنها را تغییر دهد.
۱۵۰ دانشآموز را به مشهد برد
برادر شهید ادامه داد: میلاد معمولاً کارهای سخت را قبول میکرد. در آخرین اردویی که برای دانشآموزان برگزار کرد، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر را به مشهد برد. چند بار به دلیل فشار کار زیر سرم رفت، اما باز هم کار را ادامه میداد. شبها تا حدود دو نیمهشب درگیر فعالیتهای جهادی و فرهنگی بود و وقتی یک کار تمام میشد، سراغ پروژه بعدی میرفت.
وی گفت: میلاد حتی برای اینکه بتواند با انرژی بیشتری در کنار دانشآموزان باشد، در اسفندماه به راهیان نور میرفت و خادمی میکرد. خودش میگفت برای اینکه حالم خوب شود، باید به راهیان نور بروم تا وقتی به مدرسه و پیش بچهها برمیگردم، بتوانم کار مؤثری انجام دهم.
«کار فرهنگی اینجا با من»
برادر شهید نماینده با اشاره به حضور میلاد در اردوهای جهادی گفت: در برخی مناطق که نیاز به فعالیت فرهنگی وجود داشت، میلاد مسئولیت این بخش را قبول میکرد. حتی به روستاهای اطراف پیرانشهر رفتیم؛ مناطقی که به دلیل فعالیتهای جریانهای تکفیری، نیاز بیشتری به کار فرهنگی داشتند. میلاد گفت «کار فرهنگی اینجا با من» و بچههای روستا را جمع کرد و به آنها سرود جمهوری اسلامی یاد داد.
وی افزود: در کنار کارهای عمرانی، میلاد بخش فرهنگی گروه را پیش میبرد. اردوهای جهادی و راهیان نور را نیز در بسیاری از مواقع با هم ترکیب میکرد. در سیل و زلزله هم همراه گروههای جهادی حضور داشت؛ از جمله در کرمانشاه و خوزستان.
۵۰ یا ۶۰ خواستگاری تا رسیدن به انتخابی که با شرایطش کنار آمد
برادر شهید درباره ازدواج میلاد نیز گفت: میلاد به دلیل سبک زندگی و حجم فعالیتهایی که داشت، برای ازدواج شرایط خاصی را مطرح میکرد. خانواده نیز سالها پیگیر سر و سامان گرفتن او بودند و در موارد متعددی برایش خواستگاری رفتند.

وی ادامه داد: در نهایت دختری پس از حدود ۵۰ یا ۶۰ مورد خواستگاری پذیرفت که با شرایط زندگی میلاد کنار بیاید. در جریان جلسات، دغدغههای اقتصادی نیز مطرح شد. میلاد معتقد بود وقتی کاری را برای خدا شروع کنیم، خدا هم کمک میکند. حتی درباره اردوها همیشه میگفت اگر قرار باشد به مشهد برویم، بانی پیدا میشود و کار پیش میرود.
برادر شهید افزود: برای ازدواج نیز همین نگاه را داشت. آنها برای آشنایی بیشتر به مزار شهدای گمنام میرفتند و در نهایت در قطعه شهدای گمنام میدان امام حسین(ع) با یکدیگر صحبت کردند و به توافق رسیدند. مقدمات عقد نیز فراهم شد و محرمیت میان آنها شکل گرفت.
زندگی با الگوی شهدا
وی با اشاره به علاقه شهید میلاد به کتابهای مربوط به شهدا گفت: میلاد کتابهای شهید ابراهیم هادی و شهید مصطفی صدرزاده را میخواند و کتاب «سرباز روز نهم» نیز تقریباً همیشه روی میز او بود. سبک زندگی خودش را نیز تلاش میکرد به زندگی این شهدا نزدیک کند.
برادر شهید ادامه داد: او در بسیج دانشآموزی و بسیج دانشجویی فعالیت داشت و حتی از او خواسته بودند برای کمک به فعالیتهای بسیج دانشجویی به سازمان بسیج بیاید. روزی که ساختمان مورد اصابت قرار گرفت، میلاد در همان محل بود و به شهادت رسید.
۳۴ روز جستوجو برای پیدا کردن پیکر شهید
وی با اشاره به روزهای پس از شهادت میلاد گفت: حدود ۵۰ نفر از دوستان و همکاران میلاد نیز در آن حادثه به شهادت رسیدند. ما برای تفحص پیکرها در محل حضور داشتیم و این فرایند حدود ۳۴ روز طول کشید.
برادر شهید افزود: اتفاق جالب این بود که همان چیزی که میلاد همیشه به آن علاقه داشت، یعنی راهیان نور و فعالیتهای جهادی دانشجویی، در جریان تفحص نیز شکل گرفت. گروههای جهادی از دانشگاههای مختلف تهران، دانشگاه آمل و همچنین طلاب حوزههای علمیه قم و تهران برای تفحص آمدند و آنجا عملاً به مرکزی برای حضور گروههای جهادی و دانشجویی تبدیل شده بود.
وی ادامه داد: تقریباً پیکر همه شهدا پیدا شد، اما هشت نفر باقی مانده بودند که میلاد نیز یکی از آنها بود. بعد از حدود ۳۴ روز، تقریباً همه شهدا پیدا شده بودند، اما میلاد همچنان مفقود بود؛ درست شبیه الگویی که خودش دوست داشت، یعنی مانند شهید ابراهیم هادی گمنام بماند.
«گمنامی» در تمام زندگی میلاد
برادر شهید نماینده درباره ویژگی اخلاقی برادرش گفت: میلاد در تمام زندگیاش دنبال دیده شدن نبود. هرجا کار میکرد، تلاش میکرد نامی از خودش باقی نگذارد. بعد از شهادتش، دوستانش میآمدند و تازه آن زمان متوجه میشدیم چه کارهایی انجام داده است؛ یکی میگفت زمانی پول لازم داشتم و میلاد در مسجد به من کمک کرد، دیگری از مشکلی میگفت که میلاد برایش حل کرده بود.
وی افزود: حتی در فعالیتهای تربیتی هم نتیجه کارش را در زندگی بچهها میدیدیم. دانشآموزان بعد از ارتباط با میلاد تغییر میکردند. او معتقد بود تربیت با سخنرانی و برنامههای مقطعی اتفاق نمیافتد؛ باید با بچهها زندگی کرد و کنار آنها بود.
از اتاق فرار و دارآباد تا قطعه شهدا
برادر شهید درباره شیوه ارتباط میلاد با دانشآموزان گفت: او تلاش میکرد در فضای خود بچهها زندگی کند. یک هفته همراه آنها به اتاق فرار میرفت، هفته بعد پیشنهاد میکرد به دارآباد بروند و چند هفته بعد برنامه را به بهشت زهرا و قطعه شهدا میبرد.
وی تأکید کرد: برای میلاد، اینها ابزار ارتباط تربیتی بود. میخواست در کنار بچهها باشد، علایق آنها را بشناسد و بعد از این ارتباط، آنها را به سمت مفاهیم عمیقتر هدایت کند.
زندگی ساده؛ از خواب روی صندلی تا نماز صبح در مسجد
برادر شهید با اشاره به سبک زندگی ساده میلاد گفت: میلاد دنبال غذای خاص، جای گرم و نرم یا امکانات ویژه نبود. حتی خوابش اینطور بود که گاهی همانطور که نشسته بود، چشمهایش را میبست و میخوابید. صبحها ساعت ۶ بیدار بود و برای نماز صبح بیدار میشد و تلاش میکرد نمازهایش را در مسجد بخواند.
وی ادامه داد: به پدر و مادرش نیز احترام ویژهای میگذاشت. پدر را «حضرت پدر» و مادر را «حضرت مادر» خطاب میکرد. علاقه زیادی به خانواده داشت و حتی در تربیت بچههای خانواده نیز کمک میکرد.
تولدهایی که برای میلاد یک «نقطه عطف» بود
برادر شهید نماینده یکی دیگر از ویژگیهای اخلاقی میلاد را توجه ویژه به دوستانش دانست و گفت: تولد دوستانش را هیچوقت فراموش نمیکرد. برای تولد آنها برنامهریزی میکرد و معتقد بود تولد یک نقطه عطف است که میتوان از طریق آن حال یک نفر را خوب کرد.
وی افزود: خودش هم تولد را دوست داشت، کیک میگرفت، غذا تهیه میکرد و دوستانش را دور هم جمع میکرد. دنبال هدیه خاصی نبود؛ برایش همین که جمعی شکل بگیرد و حال دوستانش خوب شود، کافی بود.
حضور اجتماعی؛ از انتخابات تا فعالیتهای فرهنگی
برادر شهید درباره فعالیتهای اجتماعی میلاد نیز گفت: در انتخابات، صبح و ظهر و شب درگیر فعالیت بود و تلاش میکرد در فضای جامعه حضور داشته باشد. حتی برای دوستان طلبهاش میز و صندلی فراهم میکرد تا بتوانند با مردم گفتوگو کنند.

وی افزود: در مدرسه نیز جلسات خانواده برگزار میکرد و هرجا احساس میکرد میتواند کاری انجام دهد، خودش را درگیر میکرد. برای او مرزی میان فعالیت فرهنگی، اجتماعی، جهادی و تربیتی وجود نداشت؛ همه اینها بخشی از زندگیاش بود.
وقتی نگرانی از «آقا» همه زندگیاش را گرفت
برادر شهید نماینده با اشاره به روزهای جنگ ۱۲ روزه گفت: در آن روزها دغدغه اصلی میلاد این بود که برای «آقا» اتفاقی نیفتد. مدام میگفت «آقا چیزیش نشه». تمام نگرانی و دغدغهاش حفظ رهبر و آینده انقلاب بود.
وی ادامه داد: چند روز پس از شهادت میلاد، به بیت رهبری رفتم. تصویری از آن دیدار منتشر شد که در آن آقا در حالی که چشمانشان قرمز بود، مقابل جایگاه قرار داشتند و عکس میلاد نیز در آن فضا دیده میشد.
برادر شهید افزود: پیش از آن، مادر نیز در گفتوگویی که با دفتر رهبر انقلاب داشت، گفته بود اگر لازم باشد برای دفاع از رهبر انقلاب، فرزند دیگرش را نیز تقدیم میکند. این نگاه برای خانواده ما جدی بود.
۲۰۰ شب حضور مادر در میدان
وی درباره مادر شهید گفت: بعد از شهادت میلاد، مادر حتی یک روز میدان را رها نکرد. در میدان خراسان در صف اول حضور داشت و عکس میلاد را نیز همراه خود میبرد. با خانمها صحبت میکرد و وقتی نوجوانان و جوانان را میدید، با آنها ارتباط میگرفت، حرف میزد و میخندید.
برادر شهید ادامه داد: تا امروز که حدود ۲۰۰ شب گذشته، حتی یک شب هم نبوده که مادر در این برنامهها حضور نداشته باشد. این حضور برای او ادامه همان راهی است که میلاد دنبال میکرد.
از تولید ماسک تا رساندن آبمیوه به بیمارستان
برادر شهید نماینده یکی دیگر از خاطرات خود از روحیه جهادی میلاد را مربوط به دوران کرونا دانست و گفت: میلاد در آن دوره تصمیم گرفت دستگاه تولید ماسک تهیه کند. حتی برای خرید دستگاه زیر بار قرض رفت، چون معتقد بود کشور در آن مقطع به تولید ماسک نیاز دارد.
وی افزود: ابتدا ماسکها را رایگان توزیع میکرد و بعد قیمت هر ماسک را هزار تومان گذاشت. اما پول حاصل از فروش ماسکها را برای خودش نگه نمیداشت. با آن پول هویج و سیب میخرید، آبمیوه تهیه میکرد و برای بیماران کرونایی به بیمارستان میبرد.
وی تأکید کرد: اینها برای میلاد یک پروژه مقطعی نبود؛ هرجا نیازی میدید، وارد میشد و تلاش میکرد کاری انجام دهد.
پسر کوچک خانواده با احترام به «حضرت پدر» و «حضرت مادر»
برادر شهید در پایان گفت: میلاد متولد سال ۱۳۷۴ و فرزند آخر خانواده بود و من وابستگی زیادی به او داشتم. انرژی خاصی داشت و وقتی وارد خانه میشد، با احترام میگفت «سلام حضرت مادر» و «سلام حضرت پدر».
وی خاطرنشان کرد: شاید امروز که میلاد در میان ما نیست، تازه بخشی از کارهایی که در سکوت انجام میداد برایمان روشن شده است؛ جوانی که زندگیاش را میان مسجد، مدرسه، خانه، دانشآموزان، خانواده، گروههای جهادی و مردم تقسیم کرده بود و تلاش میکرد بدون آنکه نامی از خودش باقی بگذارد، اثری در زندگی دیگران ایجاد کند.

آخرین روزهای زندگی شهید
مادرمیلاد درباره آخرین روزهای زندگی شهید گفت: روزی که آتشبس شد، میلاد سر کار رفت و یکشنبه برگشت. من آماده میشدم که به مسجد بروم، چون معمولاً با هم به مسجد میرفتیم. وقتی میلاد از در وارد شد، صورتش را بوسیدم.
وی افزود: پرسیدم: «چرا چهرهات خسته است؟» میلاد گفت: «نه، فشار کار است، نگران نباش. ولی من امروز نمی توانم شما را تا مسجد همراهی کنم، حالم خوب نیست»
مادر شهید ادامه داد: به مسجد رفتم و وقتی برگشتم، دیدم میلاد هنوز خواب است. هر کاری کردم بیدار نشد. او را بلند کردم، مقدار کمی غذا خورد و دوباره خوابید. صبح نماز صبح را با هم خواندیم. یک لحظه چشمم بسته شد و خوابم برد. بعد دیدم در بسته شده و میلاد رفت.
وی گفت: چون میلاد یکشنبه سر کار بود، تصور میکردم دوشنبه دیگر سر کار نمیرود و در منزل میماند، اما اتفاق دیگری رقم خورد.
شهادت و ۳۴ روز جستوجو برای یافتن پیکر
مادر شهید نماینده گفت: میلاد در حمله به ساختمان سازمان بسیج به شهادت رسید. حدود ۵۰ نفر از دوستان و رفقای او نیز به شهادت رسیدند.عملیات تفحص ۳۴ روز طول کشید. گروههای جهادی از دانشگاههای مختلف برای تفحص میآمدند. در واقع همان فضای راهیان نور که دغدغه میلاد بود، در محل تفحص شکل گرفته بود.
برادر شهید ادامه داد: همه شهدا پیدا شدند به جز هشت نفر که میلاد نماینده یکی از آنها بود. او همانطور که خودش دوست داشت، گمنام ماند.
روایت مادر شهید؛ از جستوجو تا پیدا شدن پیکر
مادر شهید میلاد نماینده نیز در ادامه این دیدار، روایت خود از روزهای جستوجوی پیکر فرزندش را بیان کرد و گفت: نمیدانستم بچهام دارد میرود و دیگر برنمیگردد. روز آخرش بود. حدود یک ربع به ۱۱ یا نزدیک ساعت ۱۰:۳۰ بود که یکی از فامیلهای ما زنگ زد. گفت داشتیم صحبت میکردیم که ناگهان گفت: «یا ابوالفضل! خدایا چی شده؟» دیدم تلفن را قطع کرد. دوباره زنگ زدم و پرسیدم: «چی شده؟» گفت: «انگار سازمان و زدن.»
مادر شهید ادامه داد: همین که گفت سازمان را زدهاند، احساس کردم قلبم کنده شد. دوباره زنگ زدم و گفتند: «بله، خبر درست است»
وی گفت: بعد دیدم هرچه زنگ میزنم، گوشی آقا میلاد خاموش است. به برادرش زنگ زدم. او رفت و گفت: «مامان نگران نباش، پیگیری میکنم...»
مادر شهید افزود: دلم طاقت نیاورد، ماشین گرفتم و رفتم سازمان بسیج، دیدم اصلاً اجازه ورود نمیدهند. به بیمارستان رفتم و هرچه التماس کردم، فایده نداشت، راهی بیمارستان ها شدم، نام همکارانش بود، اما میلادی وجود نداشت.
وی ادامه داد: من را به دو بیمارستان بردند. گشتیم، اما خبری نبود. پسرم گفت: «مامان برو خونه، تا اگر چیزی شد خبرت کنم...»

مادر شهید با اشاره به سختیهای ۳۴ روز جستوجو گفت: خدا میداند این بچهام چقدر اذیت شد. ۳۴ روز در این پادگان بود، صبح تا شب. وقتی قیافهاش را میدیدی، اصلاً نمیشناختی. این بچه را آنقدرخسته از تفحص بود... به خانه هم نمیآمد.
وی افزود: هر روز، مثلاً ظهر، خانه ما پر میشد و شب هم خانه ما مجدد از فامیل دوست و آنشا پر و خالی می شد، این وضعیت ۳۴ روز طول کشید و من انگار ناامید شده بودم.
مادر شهید گفت: خیلیها میآمدند مرا آرام کنند، اما اصلاً باورم نمیشد. بچه من هیچ چیزی پیدا نشده بود که مثلاً با آن خاطرهای جمع کنم. هنوز هم چشمم به در است که بچهام برگردد.
وی ادامه داد: بعد از ۳۴ روز، انگار ناامید شده بودم. جمعه بود که پسرم آمد و گفت: «مامان بلند شو برویم بهشت زهرا(س).» من را به قطعه ۴۲ برد. بعد قطعه ۵۰، پسرم گفت: «مامان اینجا ارامگاه شهید حاجیزاده است.»
مادر شهید افزود: وقتی نام حاجیزاده را شنیدم، واقعاً دیگر نفهمیدم چه شد. آنقدر حالم بد شد که روی مزارش افتادم و گفتم: «حاجی، مگه این همکار شما نبوده؟ همه همزرمهای پسرم تفحص شده اند فقط پیکر بچه من پیدا نشده؟»
وی ادامه داد: اینجا بود که میگویند شهدا واقعاً معجزه کردند. به حاجیزاده متوسل شدم و فردایش انگار به بچهام پیام رسید. زنگ زدند و گفتند: «میلاد، پیدا شد.»

مادر شهید گفت: من اصلاً باور نمیکردم. سازمان که پاکسازی شده بود، چیزی نمانده بود که تفحص شود؛ فقط خاک بود، مثل کربلا بود. وقتی به سازمان میرفتیم، بوی خون بود.
وی افزود: آنجا خیلی حالم بد شد. یک خادم امام رضا (ع) بود، مرا بغل کرد و گفت: «خانم نماینده، بچهات پیدا میشه.» گفتم: «چی پیدا میشه؟ بچه من پیدا میشه؟ آخه هیچی نیست دیگه تو سازمان.»
مادر شهید ادامه داد: بعد دیدیم معجزه شد. گفتند یک قطعه... من که نمیدانستم.
وی با اشاره به روزهای هفته و علاقه شهید به هیئت گفت: دوشنبه میلاد رفت و پیکرش دوشنبه برگشت. نمیدانم چه سری در این کار بود. دوشنبهها همیشه هیئت داشت و دغدغه هیئت را داشت. دوشنبهها ساعت ۱۲ میآمد اینجا و دوربینهایش را بنا میکرد تا به هیئت برسد؛ و بعد دوشنبه هم پیکرش برگشت.
وی به مراسم وداع با پیکر فرزندش اشاره کرد و افزود: من را بردند معراج شهدا. گفتم: «الان بچه را می بینم» هرچه دست زدم در تابوت چیزی نبود. گفتم: «مادر، سرت کجاست؟ بدنت کجاست؟» بعد فهمیدم که تابوت فقط حاوی یک دست است... چیزی به من نشان ندادند. بچهای به این ماهی، بچهای به این زیبایی، چیزی در تابوت نبود....
خوابهای مادر و آرامش پس از شهادت
مادر شهید نماینده درباره خوابهایی که از فرزندش دیده است، گفت: میلاد همیشه نگران آقا بود. دلخوشی من هم رهبر بود. به بیت رهبری میرفتم و وقتی آقا صحبت میکرد، آرام میگرفتم.
وی افزود: از آن موقع که رهبر شهید شد، خیلی بیقرار شدم. دیگر جایی ندارم بروم. انشاءالله همه جوانها عاقبتبهخیر شوند و مملکتمان به آرامش برگردد.
مادر شهید درباره خوابهای خود گفت: اوایل که پیدا نشده بود، دو سه بار خوابش را دیدم. یکبار دیدم آمد خانه و گفت: «مامان، چشمام درد میکنه، بابا میاد با هم بریم دکتر.» گفتم: «آره مامان، چرا نمیاد؟» گفت: «من برم هیئت، برگردم، بابا بریم دکتر.»
وی ادامه داد: یک بار خیلی بیقرار بودم و گریه میکردم. آمد به خوابم و گفت: «مامان جون، نگاه کن، بدن من همهاش سالمه، هیچیام نیست. تو چرا اینقدر بیقراری میکنی؟ همه بدنم سالمه. چرا میگی من اینجوریه؟» میخندید و میگفت: «مامان بخند، اصلاً نگران من نباش، من همه بدنم سالمه.»
مادر شهید افزود: یک بار هم در خواب گفته بودند به آقا بگو نگران نباش، حاجیزاده با بچهها داریم کارها را انجام میدهیم. خیلیها هم آمدند و گفتند از سر مزارش حاجت گرفتیم؛ حتی بچههایی که اصلاً او را نمیشناختند. پیش خودم گفتم مادر جان، کار فرهنگیات آنجا شروع شده؛ چون خیلیها آمدند و گفتند و اینها که عاقبتبهخیر.
کارهای پنهان شهید
مادر شهید درباره فعالیتهایی که فرزندش بدون اطلاع خانواده انجام میداد، اظهار کرد: بدون اطلاع من میلاد برای خانمهای بیسرپرست و خانمها کار جور کرده بود و من نمیدانستم. بعد از شهادتش فهمیدیم.
وی افزود: وقتی رفتیم داخل ماشینش و نگاه کردیم، دیدیم باتریهای دستگاه کارتخوان وجود دارد. آنها را برای خانمها آورده بود تا آموزش بدهد و کار به خانههایشان ببرد و آنها بتوانند در خانه کار کنند. بعد از شهادتش فهمیدیم چه کارهایی انجام داده است.
مادر شهید ادامه داد:، چون بعد از شهادتش خیلی کارها معلوم شد؛ یعنی اصلاً چیزی نمیگفت. هر کاری میکرد، هیچوقت بروز نمیداد. خیلی چیزها را ما بعد از شهادتش فهمیدیم.
وی گفت: قبل از اینکه به سپاه برود، یکی از آشناهای ما برای بسته معیشتی رفته بود. گفت: «میلاد در سپاه داشت بستهبندی میکرد، پسرت تو سپاهه.» گفتم: «نه.» گفت: «خب من آنجا میلاد را دیدم.» اصلاً به ما نگفته بود. خودش بستههای معیشتی را درست میکرد و میرفت در خانهها تحویل میداد.
وی تأکید کرد: اصلاً خودش زندگی نمیکرد. واقعاً هرچه داشت خرج میکرد و هیچوقت چیزی را برای خودش نگه نمیداشت. این بود که خدا او را خوب خرید؛ امام حسین (ع) او را خوب خرید. من هم خوشحالم که این سعادت نصیبم شده و بچهام عاقبتبهخیر شده است.
مادر شهید ادامه داد: میلاد پسری تلاشگر بود. همیشه دغدغهاش بچهها و جوانان بودند. همیشه دوست داشت برای همه کاری انجام دهد، اما بروز نمیداد که مثلاً فلان کار را انجام داده است.
پدر شهید: میلاد با جوانان آسیبدیده رفاقت میکرد تا آنها را به مسجد برگرداند
پدر شهید میلاد نیز در این دیدار با اشاره به بازتاب شهادت فرزندش در میان اعضای هیئت و مسجد اظهار کرد: وقتی به هیئت محسن عراقی رفتم، دیدم همه عکس میلاد را در دست دارند و برای او گریه میکنند. آنجا بیشتر متوجه شدم که میلاد برای دیگران چه جایگاهی داشته است.
وی ادامه داد: اگر بخواهم از فعالیتهای میلاد بگویم، موارد زیادی وجود دارد؛ اما یکی از مهمترین کارهای او فعالیتهای فرهنگی و تربیتی در مساجد بود. میلاد در آسیبشناسی و ارتباط با بچهها بسیار توانمند بود و با جوانانی که شرایط مناسبی نداشتند، رفاقت میکرد.
پدر شهید افزود: میلاد طوری با این بچهها ارتباط برقرار میکرد که بعضی از آنها دوباره به هیئت و مسجد برمیگشتند. ما گاهی باورمان نمیشد فردی که شاید ظاهرش نشان نمیداد اهل مسجد باشد، با وجود خالکوبی، در مسجد حضور پیدا کند و نماز بخواند. اینها از جمله کارهایی بود که میلاد انجام میداد و ما شاهدش بودیم.

وی در ادامه با یادآوری خاطراتی از دوران کودکی فرزندش گفت: میلاد از کودکی هم روحیه خاصی داشت. یادم هست سعید، یک دوچرخه داشت و میلاد خیلی به دوچرخهسواری علاقهمند بود، اما سعید دوچرخه را به او نمیداد. یک بار میلاد تلاش کرد زنجیر دوچرخه را جا بیندازد که انگشتش داخل زنجیر رفت. البته انگشتش قطع نشد، اما آسیب دید و چند روزی برای درمان او را به درمانگاه و مراکز مختلف میبردیم.
پدر شهید میلاد با لبخند از شیطنتهای دوران کودکی فرزندش یاد کرد و گفت: میلاد همیشه هم گم میشد! چند بار پیش میآمد که پیدایش نمیکردیم و حتی به کلانتری میرفتیم و میگفتیم «میلادمان گم شده است». همه دنبال او میگشتند، اما بعد خودش پیدا میشد؛ انگار خودش گم میشد و خودش هم پیدا میشد.
وی در پایان با اشاره به خاطرات فراوانی که از فرزندش دارد، گفت: از کودکی میلاد خاطرات زیادی داریم و اینها تنها بخشی از اتفاقاتی است که در زندگی او دیدهایم.

نوروزی: علم همراه با تقوا و ایمان، ثمرات ارزشمند به بار میآورد
دکتر طهورا نوروزی، مدیرعامل بنیاد حجاب و عفاف، در این دیدار با اشاره به شهادت جمعی از دانشجویان اظهار کرد: از میان دانشجویان افرادی به شهادت رسیدند و خود شهید میلاد نماینده نیز فارغالتحصیل دانشگاه بود. اینها بخشی از ثمره عمر، آموزش و علمی هستند که به این افراد منتقل شده و آنها را به این مرتبه رسانده است.
وی افزود: علمی که با تقوا، ایمان و اخلاص همراه باشد، چنین ثمرات ارزشمندی را به بار میآورد. انشاءالله دانشجویان ما از این شهدا درس بگیرند و آنها را سرلوحه حرکت خود در مسیر علمی قرار دهند.
نوروزی ادامه داد: اگر علم با ایمان، اخلاص، عشق به وطن و عشق به دین همراه نشود، ممکن است خودش باعث گمراهی، سیاهی و تاریکی شود. باید به دنبال علمی باشیم که با این نور و معرفت همراه باشد.
تغییر فضای جامعه در برابر برنامههای فرهنگی دشمن
مدیرعامل بنیاد حجاب و عفاف گفت: امروز در شرایطی هستیم که از سال ۱۴۰۴، دو جنگ تحمیلی به کشور ما تحمیل شده است. دشمن سالهاست که در حال فعالیت است و استراتژی او هجمه و حمله بوده؛ گاهی این حمله در قالب جنگ نظامی و گاهی در قالب جنگ فرهنگی دنبال شده است.
وی افزود: طبیعی است که در یک سال گذشته، فضای کشور ما بسیار متفاوت شده و اتفاقهای عجیب و غریبی را شاهد بودهایم. دشمنان سالهاست در مرزهای فرهنگی جامعه کار کردهاند و درصدد درنوردیدن این مرزها برای رسیدن به اهداف خاص خود بودهاند.
نوروزی ادامه داد: بعد از سال ۱۴۰۱، دشمن برنامهریزی کرده بود که بخشی از اقشار خاکستری جامعه را بهعنوان ظرفیت خود شناسایی و فعال کند، اما از سال ۱۴۰۴ این موازنه دقیقاً برعکس شد. حمله دشمن باعث شد همان افرادی که تا پیش از آن به نوعی در حوزه فرهنگی و اعتقادی بلاتکلیف بودند، به سمت جبهه انقلاب، نظام و کشور حرکت کنند.
وی تصریح کرد: به نظر من، همین اتفاق بزرگترین واکنش و ضربهای بود که از سال ۱۴۰۴ تاکنون و حتی پس از شهادت آقا، به دشمنان ما وارد شد.
مسجد، مدرسه و خانواده؛ مثلث تربیت شهید
نوروزی با اشاره به زندگی شهدا و سخنان مادر و برادر شهید اظهار کرد: دو نکته در صحبتهای مادر عزیز و برادر شهید برای من بسیار جالب بود. نکته نخست این بود که درباره شهید گفته شد ایشان بین مسجد، مدرسه و خانه بود.
وی ادامه داد: مسجد، مدرسه و خانواده مثلثی هستند که اگر همه ظرفیتهایشان در جای صحیح و درست خود قرار بگیرد، میتوانند شهیدپرور باشند. ما میتوانیم افرادی را در سطح جامعه داشته باشیم که به مقام شهادت برسند.
مدیرعامل بنیاد حجاب و عفاف با اشاره به نقش سه نهاد خانواده، مسجد و مدرسه در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی گفت: امروز در حوزه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی با سه نهاد کنشگر مواجه هستیم. در حوزه خانواده، مادر محور مهمی در فرآیند نرم تعلیم و تربیت است و قطعاً این نقش در تربیت شهید تأثیرگذار بوده است.

وی افزود: در حوزه مسجد نیز باید مسجدهای ما کارکردی باشند. بعد از گذشت دهه چهارم انقلاب و ورود به دهه پنجم، مسجدهای ما باید جوانمحور و تربیتی باشند و محیطهایی ایجاد کنند که برای نسل جوان جذاب باشد. این موضوع میتواند تأثیر بسیار زیادی داشته باشد.
نوروزی ادامه داد: محور سوم، مدرسه است. درست است که میگوییم دشمن برنامهریزی میکند و فضای جامعه تغییر کرده، رسانههای دیجیتال و فضای مجازی آمدهاند و نسل جوان امروز تفاوتهایی با دو یا سه دهه پیش دارد، اما این مثلث سهگانه خانواده، مسجد و مدرسه همچنان میتواند بهشدت در کنشگری جامعه و حرکت آن به سمت تعالی تأثیرگذار باشد. این مثلث میتواند یک مدل و الگوی تربیتی باشد.
زندگی جهادی؛ ویژگی مشترک شهدا
وی نکته دوم در زندگی شهدا را «جهادی بودن» دانست و گفت: شهدا را در خط مقدم و در لحظه شهادت دیدیم، اما آنها یک فرآیند زندگی جهادی را برای خدا طی کرده بودند. حتی زمانی که جنگی در کار نبود، فعالیت جهادی داشتند؛ چه در دوران کرونا و چه در موضوعات دیگر.
نوروزی تأکید کرد: بنابراین رفتن جامعه و حرکت آن به سمت فعالیتهای جهادی میتواند مقدمهای باشد برای اینکه چنین فضایی را با شهادت، ایثار و گذشت همراه ببینیم.
مادران شهدا؛ دو طیف نسلی از خانوادههای ایثارگر
مدیرعامل بنیاد حجاب و عفاف در ادامه با اشاره به نقش مادران شهدا اظهار کرد: مادران ما امروز دو طیف نسلی دارند. از سال ۱۴۰۴ تاکنون و در جریان این دو جنگ، یک گروه مادران جوانی هستند که فرزندان کوچک دارند و همسرانشان به شهادت رسیدهاند. گروه دیگر مادرانی هستند که شاید دیگر جوان نباشند، اما فرزندان برومندشان شهید شدهاند.
وی افزود: امروز دو مدل خانواده ایثارگر داریم؛ یک مدل مادرانی که خودشان جوان هستند و فرزندانشان نیز در جریان حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدهاند و مدل دیگر مادرانی که همسرانشان شهید شدهاند.
نوروزی ادامه داد: در جنگ تحمیلی گذشته تقریباً با یک رده سنی مشخص از خانوادههای شهدا مواجه بودیم، اما امروز شاهد تعدد و تنوع بیشتری در ردههای سنی خانوادههای شهدا و همچنین سبکهای مختلف تربیتی هستیم.
وی گفت: من یادم هست در منزل یکی از شهدا بودیم و خانواده شهید میگفتند که مثلاً روی مسئله رزق خیلی حساس بودیم. هر کسی با یک سبک و با بیان یک نکته، موضوعی را برای نسل جدید و در حوزه تربیت مطرح میکند.
ضرورت تدوین منشور تربیتی از زندگی شهدا
نوروزی تأکید کرد: به نظرم بهترین خروجی همین شهدا هستند و بهترین مشی و روش نیز همین روش تربیتی مادرانی است که این فرزندان را تربیت کردهاند. واقعاًای کاش بتوانیم یک منشور تربیتی و تعلیم و تربیتی از زندگی همین فرزندانی که در همین عصر تربیت شدهاند، استخراج کنیم.
وی افزود: امروز در عصر نسل «زد» و نسل «آلفا» هستیم؛ عصری که همه میگویند با بچهها حتی نمیشود حرفهای جدی زد. اما زندگی همین شهدا نشان میدهد که میشود اینگونه تربیت کرد. البته این موضوع مستلزم ارادهای است که فرد داشته باشد، مشیای که انتخاب کند و روشی که برای تربیت در پیش بگیرد.
جنگ ارادهها و ظرفیت خانواده و زنان
مدیرعامل بنیاد حجاب و عفاف در پایان اظهار کرد: در نهایت، جنگ ما با رژیم صهیونیستی، جنگ ارادههاست؛ اما اراده ما معطوف به خداست و اراده آنها معطوف به مادیات و چیزهایی است که در اختیار دارند. در اراده ما ظرفیتهایی وجود دارد که در محاسبات آنها قرار نمیگیرد.
نوروزی افزود: یکی از این ظرفیتها، حوزه تعلیم و تربیت نرم در خانواده و جامعه زنان است؛ ظرفیتهایی که آنها درکی از آن ندارند، چون نه این فرآیندها را تجربه کردهاند و نه میتوانند آن را درک کنند.
وی تصریح کرد: بنابراین در این نظام محاسباتی که برای آنها قابل درک نیست، اما برای ما قابل درک است، جامعه زنان و مادران یک ظرفیت بزرگ برای توسعه و تعالی جامعه هستند.
خزعلی: شهدا و خانواده شهدا نگهدار انقلاب هستند
دکتر انسیه خزعلی، معاون زنان دولت شهید رئیسی، نیز در این دیدار با اشاره به جایگاه خانواده شهدا اظهار کرد: آن تعبیری که رهبران عزیز ما داشتند، این است که شهدا و خانواده شهدا در واقع نگهدار این انقلاب هستند و ما مدیون این عزیزان هستیم.
وی افزود: ما فقط برای اینکه نشان دهیم قدردان هستیم و این دین را حس میکنیم، خدمت خانواده شهدا میرسیم تا از آنها بهره بگیریم؛ از کسانی که خوب شهید زندگی کردند و با شهید زندگی کردند.
خزعلی ادامه داد: خود شهید که زندگیاش با شهادت همراه بوده و خانواده شهدا که اجر آنها کمتر از شهید نیست؛ به دلیل صبوری، پایداری و تابآوری بسیار خوبی که دارند.

وی تأکید کرد: حقیقتاً اگر تحمل و تابآوری خانواده شهدا و اخلاص و انگیزه قوی آنها نبود، نه انقلاب میتوانست به پیروزی برسد و نه جنگهای متعددی که پشت سر گذاشتیم میتوانست چنین نتایجی به بار بیاورد.
زنان؛ فرصت، پشتیبان و پیشران در جنگها
معاون زنان دولت شهید رئیسی گفت: یکی از چالشهای همه جنگها مسئله زنان و تحمل و تابآوری آنها در جنگهای جهانی است. در جنگ جهانی اول و دوم، یکی از مشکلات و چالشها زنان بودند؛ در حالی که در جنگهای ما، زنان فرصت، پشتیبان، پیشران و جلودار هستند.
وی افزود: این نقش فقط در میدان نیست. خانوادههای شهدا، مادران شهدا و همسران شهدا الگو هستند و خود اینها نیز از حضرت زینب (س) الگو گرفتهاند.
خزعلی ادامه داد: گاهی اوقات که خدمت خانواده شهدا میرسیم، میگویند: «ما در مقابل صبر زینب و حرکتی که زینب سلاماللهعلیها انجام داد، کاری نکردیم.»
وی گفت: یکی از خانوادههای شهدا میگفت: «من شرمنده حضرت زینب هستم که آنها شهید دادند، ما هم دادیم.» در حالی که تعداد زیادی از اعضای خانواده او نیز شهید شده بودند. میگفت: «من شرمنده هستم که حضرت زینب اسیر شد و من دارم با عزت زندگی میکنم.»
معاون زنان دولت شهید رئیسی افزود: این نوع نگاه نشان میدهد که خانواده شهدا چگونه از حضرت زینب (س) الگو میگیرند.
«اگر لازم باشد فرزند دیگرم را هم میدهم»
خزعلی با اشاره به سخنان مادر شهید میلاد نماینده اظهار کرد: مادر شهید عزیزمان که امروز خدمت ایشان رسیدیم، تعبیری داشتند که «اگر لازم باشد من فرزند دیگرم را هم میدهم.» این مادر، با تأسی از حرکت حضرت زینب (س) و قیام عاشورا، فرزند خود را در مسیر امام حسین (ع) و مبارزه با آنچه شیطان بزرگ میداند، تقدیم کرده است.
خزعلی گفت: خانواده شهدا پاره تن خود را که یک عمر بزرگ کردهاند تا ثمره زندگیشان را ببینند، هنگامی که در راه خدا تقدیم میکنند، احساس میکنند بهترین چیدن از باغ زندگی را به عمل آوردهاند و با طیب خاطر این مسیر را طی میکنند.
وی افزود: این چیزی است که امثال آمریکا و اسرائیل نمیتوانند درک کنند. انگیزه و ایمانی که در این خانوادهها وجود دارد، چیزی است که آنها هرگز نمیتوانند بفهمند؛ چراکه نگاهشان مادی است و لذتی را که این خانوادهها از دادن در راه خدا میبرند، حتی نمیتوانند تصور کنند، چه رسد به اینکه بفهمند.
خاطرهای از اوایل جنگ و یک مجروح قطع عضو
خزعلی در ادامه با بیان خاطرهای از اوایل جنگ گفت: یادم هست همان اوایل جنگ رمضان، برای دیدن بعضی از مجروحان میرفتیم. یک مجروح از عزیزانی که پای لانچر بودند، دستش قطع شده بود.
وی افزود: این مجروح میگفت: «وقتی دستم افتاد، خوشحال شدم که من مثل حضرت ابوالفضل دست دادم و توانستم از حضرت ابوالفضل پیروی کنم.»
معاون زنان دولت شهید رئیسی ادامه داد: بعد میگفت: «دیدم دری باز شد و همه شهدا دارند از آن در میروند؛ چیزی مثل حرم امام رضا (ع)، ولی ظاهراً در بهشت بود. من هم دویدم که از آن در بروم. یادم افتاد که این دستم افتاده است. برگشتم و گفتم بگذار دستم را هم ببرم و بگویم که من دست خالی نیامدم. همین که برگشتم تا دستم را ببرم، در بسته شد.»
خزعلی گفت: این مجروح عزیز گریه میکرد و میگفت: «چرا من را راه ندادند؟ فکر کردند من میخواهم منت بگذارم. نه، من میخواستم بگویم دست خالی نیامدم. به خاطر اینکه این را گفتم، در را به روی من بستند.»
وی تأکید کرد: با همین روحیه بود که عزیزان ما، شهدا و مجروحان ما رفتند و ایستادند. همین روحیه، ایمان، پایداری و خسته نشدن آنها بود که انقلاب را تا اینجا رسانده است.
خانواده شهید؛ میدانداران صحنه
خزعلی با اشاره به حضور خانواده شهید میلاد نماینده در اجتماع گفت: مادر شهید عزیزمان و پدر بزرگوارشان از میداندارهایی هستند که صحنه را ترک نمیکنند. ۲۰۰ شب است که مادر صحنه را ترک نکرده است.
وی افزود: این خانواده خون داده، عزیزش را داده و طبیعتاً آسیبهای اقتصادی نیز پشت سرش وجود دارد، اما در میدان ایستاده و حاضر نیست صحنه را ترک کند.
معاون زنان دولت شهید رئیسی تأکید کرد: اینها سرمایههای ما هستند. سرمایههای ما در مقابل جنگندهها و ناوهایی که آنها دارند، همین عزیزان و همین رشادتها و شجاعتهاست که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست.
خزعلی در ادامه دعا کرد: انشاءالله خدا سایه این خانواده بزرگوار و خانوادههای شهدا را بالای سر این کشور و بر سر مردم ما محفوظ نگه دارد و به آنها صبر بدهد؛ صبری که به حمدالله همراه با ایمان قوی و صبر زینبی است و انشاءالله این مسیر را ادامه دهند تا پرچم را به دست امام زمان (عج) برسانند.
علم بدون ایمان و اخلاص میتواند انسان را به گمراهی بکشاند
وی همچنین گفت: طبیعتاً دانشگاهیان ما در این مسیر پیشگام هستند. تعداد زیادی دانشجو به شهادت رسیده و این شهید بزرگوار هم اینگونه است .
خزعلی با اشاره به شهادت میلاد نماینده، اظهار کرد: اینکه از میان دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاه، افرادی به چنین مرتبهای از ایثار و فداکاری میرسند، بخشی از ثمره سالها آموزش، تربیت و فعالیت علمی آنان است.
وی افزود: علمی که با تقوا، ایمان و اخلاص همراه باشد، میتواند ثمرات ارزشمندی به همراه داشته باشد و انسان را به جایگاههای والایی برساند. شهدا نمونهای از همین ثمرات ارزشمند هستند و دانشجویان باید از مسیر زندگی آنان درس بگیرند.
خزعلی با تأکید بر ضرورت قرار گرفتن شهدا بهعنوان الگوی دانشجویان ادامه داد: امیدواریم دانشجویان ما از این شهدا درس بگیرند و آنان را سرلوحه حرکت خود در مسیر علمی قرار دهند؛ چراکه علم و دانش بهتنهایی کافی نیست و باید در کنار ایمان و اخلاص قرار گیرد.
وی تصریح کرد: اگر علم با ایمان، اخلاص، عشق به وطن و عشق به دین همراه نشود، حتی میتواند زمینه گمراهی، سیاهی و تاریکی را فراهم کند. بنابراین باید به دنبال علمی باشیم که با نور معرفت و ایمان همراه باشد.
خزعلی خاطرنشان کرد: دانشگاه و محیط علمی زمانی میتواند انسانهای اثرگذار تربیت کند که دانش و معرفت در کنار یکدیگر قرار گیرند و دستاوردهای علمی در مسیر خدمت به کشور، دین و جامعه به کار گرفته شود.

حجتالاسلام عطرینژاد: شهید میلاد عمر جوانی خود را صرف تربیت دینی نسل نوجوان کرد
حجتالاسلام عطرینژاد در دیدار با خانواده شهید میلاد، با اشاره به تأثیر حضور در خانه شهدا و دیدار با خانوادههای شهید اظهار کرد: انسان هنگامی که به دیدار خانواده شهید میرود، تصور میکند که قرار است برای عرض تسلیت و التیام غم پدر، مادر، برادر و خواهر شهید حضور پیدا کند، اما گاهی مواجهه با خانواده شهید بهگونهای است که خود انسان از آنها قوت قلب میگیرد.
وی ادامه داد: وقتی انسان با پدر و مادری مواجه میشود که از کوه استوارترند و برادری که با آرامش درباره ارزشها و ویژگیهای برادر شهیدش سخن میگوید، احساس میکند علاوه بر اینکه آمده است تسلیبخش باشد، خودش درس میگیرد و قوت قلب پیدا میکند.
حجتالاسلام عطرینژاد با اشاره به شرایط فرهنگی و اجتماعی امروز افزود: در این عصر که از گوشه و کنار عالم کفر و هجمههای فرهنگی دیده میشود، وقتی انسان زندگی جوانانی را میبیند که دوران نوجوانی و جوانی خود را در مسیر دین، انقلاب، جهاد و تربیت نسل جدید صرف کردهاند، به فکر فرو میرود و حتی احساس شرمندگی میکند که خود در این مسیر چه کرده است.
شهید میلاد؛ جوانی در مسیر مستقیم تربیت دینی
وی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی و تربیتی شهید میلاد گفت: وقتی خصوصیات این شهید را میشنویم، میبینیم که از دوران کودکی و نوجوانی در مسیر مستقیم حرکت کرده و خداوند نیز او را در همان مسیری قرار داده که باید در آن فعالیت میکرد.
عطرینژاد با اشاره به خاطرهای از آیتالله جوادی آملی در دوران دفاع مقدس اظهار کرد: سال ۱۳۶۲، در بحبوحه جنگ و شهادت، آیتالله جوادی آملی در جلسه درس روایتی را نقل کردند که برای من بسیار قابل تأمل بود.
وی ادامه داد: از امام صادق(ع) پرسیده شد که آیا اصحاب امام حسین(ع) درد و سختی شمشیر و جراحت را احساس کردند؟ حضرت برای توضیح، دو انگشت خود را به یکدیگر فشار دادند و به این معنا اشاره کردند که سختی و سوزش شمشیر برای آنان در برابر محبت و عشق به خداوند چیزی نبود.
حجتالاسلام عطرینژاد افزود: عشق به خداوند و آن شیرینی که در ذائقه انسان مؤمن ایجاد میشود، گاهی به اندازهای است که سختیها و رنجها را تحتالشعاع قرار میدهد.
وی با اشاره به ویژگیهای شهید میلاد گفت: گاهی انسان احساس میکند برخی شهدا از همین جنس هستند؛ همانگونه که آیتالله جوادی آملی توضیح میدادند، مانند فردی که چند روز تشنه بوده و ناگهان او را در استخری پر از آب زلال قرار میدهند و هر بخش از بدنش که با آب تماس پیدا میکند، برای او لذتبخش است.
«شهید میلاد» عمر خود را صرف تربیت نسل نوجوان کرد
عطرینژاد با اشاره به سخنان والدین و برادر شهید میلاد درباره ویژگیهای او گفت: وقتی والدین و برادر گرامی شهید درباره او صحبت میکردند، انسان احساس میکرد که این شهید نیز از همان انسانهایی بوده که محبت خدا و دین در وجودشان جایگاه ویژهای داشته است.
وی افزود: یک جوان بیستوچند ساله که دوران جوانی، توان و انرژی خود را صرف تربیت دینی جوانان و نوجوانان میکند و تلاش دارد دست کودکان و نوجوانان را بگیرد و به سمت خدا هدایت کند، کار بسیار بزرگی انجام داده است و باید این فعالیت را بسیار مهم تلقی کرد.
این روحانی با اشاره به دشواری فعالیتهای تربیتی در گذشته گفت: پیش از انقلاب، برای جمع کردن چند نوجوان و جوان و نزدیک کردن آنها به مسجد و دین، زحمت زیادی لازم بود. آن زمان امکانات و رسانههایی که امروز در اختیار جوانان است وجود نداشت و از تلفن همراه و فضای رسانهای گسترده امروز خبری نبود.
وی ادامه داد: اینکه یک کودک از همان سالهای نخست زندگی با مسجد، هیئت و امام حسین(ع) مأنوس شود و بعد احساس کند رسالتی بر عهده دارد و باید عمر خود را برای تربیت کودکان و نوجوانان صرف کند، اتفاق بسیار ارزشمندی است.
مسجد و مدرسه؛ پایه تربیت دینی نسل آینده
عطرینژاد با اشاره به اهمیت مدرسه و مسجد در تربیت نسل جدید اظهار کرد: کسی که میخواهد فعالیت تربیتی گستردهای انجام دهد، یکی از بهترین جایگاهها برای این کار مدرسه است و پس از آن مسجد نیز جایگاه مهمی دارد.
وی افزود: اگر قرار باشد کودکان و نوجوانان در مسیر تربیت دینی قرار گیرند، باید آنها را به مسجد پیوند داد و زمینه حضور و رشد آنها در محیطهای تربیتی فراهم شود.
حجتالاسلام عطرینژاد با اشاره به نگاه شهید میلاد به فعالیتهای تربیتی گفت: این شهید بزرگوار به خوبی درک کرده بود که اگر جوانی بخواهد در دانشگاه بدرخشد و در عین حال گرفتار آسیبهای اخلاقی و فرهنگی نشود، بنیان این تربیت باید از مسجد و مدرسه شکل گرفته باشد.
وی خاطرنشان کرد: شهید میلاد این مسیر را به خوبی شناخته و برای آن تلاش کرده بود و به همین دلیل کاری که انجام داده، بسیار مهم و ارزشمند است.
احساس شرمندگی در برابر جوانانی که خود را وقف تربیت کردند
عطرینژاد در پایان با تجلیل از مقام شهید میلاد گفت: گاهی انسان در برابر چنین جوانانی احساس شرمندگی میکند؛ جوانانی که توان و عمر خود را برای تربیت دیگران و خدمت به دین صرف کردند و شاید کاری که آنها انجام دادهاند، از توان بسیاری از ما برنیامده باشد.
وی در پایان برای شهید میلاد طلب علو درجات کرد و گفت: امیدوارم خداوند به آبروی پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع)، این شهید بزرگوار را با امام حسین(ع) محشور کند، او را چراغ راه و چشموچراغ قیامت خانوادهاش قرار دهد و شفیع همه ما باشد و به پدر، مادر و خانواده محترم این شهید صبر جزیل و خیر کثیر عنایت فرماید.
فارسی: تربیت نسل آینده از مسجد و مدرسه آغاز میشود
دکتر حسن فارسی جوکار مدیر گروه دانشگاه انقلاب اسلامی ، نیز در سخنانی با اشاره به سبک زندگی شهید میلاد نماینده اظهار کرد: اگر بخواهیم مسیر زندگی شهدا را مرور کنیم، میبینیم که بسیاری از آنان از دوران کودکی با مسجد، هیئت و فرهنگ عاشورا مأنوس بودند و از همان سالهای نخست زندگی، برای خود رسالت و مسئولیتی قائل بودند.
وی افزود: در شرایط امروز، با وجود گستردگی رسانهها و فضای مجازی و ابزارهایی مانند تلفن همراه، تربیت نسلی که بتواند در برابر آسیبهای فرهنگی و اجتماعی ایستادگی کند، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
فارسی ادامه داد: کسی که از کودکی با مسجد و هیئت و امام حسین (ع) انس گرفته باشد، ممکن است در ادامه زندگی خود را وقف تربیت نسل آینده کند و یکی از مهمترین عرصههای این رسالت، معلمی و حضور در مدرسه است.

وی گفت: مدرسه یکی از مهمترین بسترهای فعالیت تربیتی است و در کنار آن، مسجد نیز باید بتواند کودکان و نوجوانان را جذب کند و آنان را در مسیر تربیت دینی و اجتماعی قرار دهد.
شهید میلاد نماینده؛ معلمی برای تربیت نسل آینده
دبیر برگزاری رویدادهای ماهانه با اشاره به ویژگیهای شهید مورد تجلیل این مراسم گفت: این شهید بزرگوار بهخوبی درک کرده بود که اگر قرار باشد جوانی در دانشگاه بدرخشد و در آنجا گرفتار فساد نشود، بنیان کار باید در مسجد و مدرسه فراهم شده باشد.
وی افزود: میلاد برای تربیت بچهها دغدغه داشت و اگر کسی از همان ابتدای کودکی با مسجد، هیئت و امام حسین (ع) مأنوس شود و احساس کند رسالت مهمی بر عهده دارد، ممکن است عمر خود را صرف تربیت کودکان کند. یکی از مشاغلی که متناسب با این رسالت است، معلمی است؛ زیرا مدرسه یکی از مهمترین مکانهایی است که انسان میتواند فعالیتهای تربیتی خود را در آن بهوفور انجام دهد.
فارسی ادامه داد: در کنار مدرسه، مسجد نیز اهمیت دارد. اگر در محلهای بچهها را جمع میکنیم، باید آنها را به مسجد ببریم تا بتوانیم در مسیر تربیت قرارشان دهیم.
وی گفت: میلاد نیز بهخوبی این موضوع را درک کرده بود و به همین دلیل فعالیت بسیار مهمی انجام میداد؛ فعالیتی که شاید از عهده بسیاری از ما که سالها در حوزه طلبگی و فرهنگی فعالیت کردهایم، برنیامده باشد.
فارسی افزود: انسان واقعاً در مقابل این بچهها و جوانها احساس شرمندگی میکند و از خود میپرسد که من چه کار کردهام و چه اندازه خاصیت داشتهام.

وی در ادامه برای شهید میلاد نماینده دعا کرد و گفت: خداوند به آبروی اهلبیت (ع)، این عزیز بزرگوار را با امام حسین (ع) محشور کند و صبر جزیل و خیر کثیر به پدر، مادر و خانواده محترم ایشان عنایت فرماید.
منطق شهید؛ سوختن و نورافشانی
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود ضمن قدردانی از خانواده شهید برای برگزاری این دیدار اظهار کرد: جا دارد در ابتدای صحبتم از خانواده شهید تشکر کنم که منت نهادند و اجازه دادند ما خدمتشان برسیم. واقعیت این است که ما از چنین جلساتی انرژی میگیریم.
وی با اشاره به تعبیر شهید مطهری درباره منطق شهید گفت: به تعبیر شهید مطهری، منطق شهید سوختن و نورافشانی است.
فارسی افزود: شهید عزیز ما از ابتدای زمانی که بر اساس روایتهایی که شما داشتید، خودش را شناخت، شهیدانه زندگی کرد؛ همانگونه که این منطق در زندگی شهدای زمان جنگ تحمیلی نیز وجود داشته و آنها را جذب کرده است.
مدیر گروه دانشگاه انقلاب اسلامی ادامه داد: این شهید از راهیان نور رفت و در ادامه، خودش به مقصد راهیان نور تبدیل شد؛ در قربانگاهی که به شهادت رسید. این منطق و این نگاه در جامعه ما تقویت شده است.
شهید؛ مجموعهای از ارزشها، نمادها و تجربهها
وی اظهار کرد: شهید خودش مجموعهای از ارزشها، نمادها و تجربهها و یک روایت است. اگر به این روایت درست و آنگونه که باید و شاید توجه شود، میتواند نقش احیاگری خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کند.
مدیر گروه دانشگاه انقلاب اسلامی افزود: وظیفه ما بهعنوان کسانی که از چنین جلساتی انرژی میگیریم، این است که راوی اجتماعی این روایت بزرگ باشیم.
وی برگزاری رویدادهای ماهانه ادامه داد: در کنار روایتهای رسمی که اتفاق میافتد، بخشی از روایتها باید روایت اجتماعی باشد. اگر میخواهیم این فرهنگ در تار و پود جامعه تنیده شود، باید اجتماعی شود.
وی گفت: همین دیدارها و جلسات کوچک این ظرفیت را دارند که کمک کنند روایت اجتماعی شهدا از ناحیه ما و به واسطه تسهیلگری رسانهها اتفاق بیفتد و الحمدلله این روند در حال شکلگیری است.
دکتر فارسی در پایان با اشاره به در پیش بودن نماز ظهر اظهار کرد: امیدوارم ما نیز بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم و پیروان واقعی شهدا باشیم.
مدیر گروه دانشگاه انقلاب اسلامی سخنان خود را با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) به پایان رساند.

انتهای پیام/