استاد دانشگاه تهران:

امپریالیسم علمی، استعمار را در لباس دانش بازتولید کرده است/ بازتعریف نظام علم، ضرورتی برای عبور از امپریالیسم معرفتی است

عبدالحسین کلانتری
استاد تمام دانشگاه تهران، در نشستی با موضوع امپریالیسم علمی و معرفتی اظهار کرد: در ابتدا قصد داشتم درباره مسئولیت اجتماعی دانشگاه در شرایط جنگی و نقش استاد و دانشجو در این فضا سخن بگویم، اما ترجیح دادم بحث را در سطحی نظری‌تر و تمدنی‌تر دنبال کنم و جنگ ۱۲ روزه را بهانه‌ای برای طرح نقش دانشگاه در آینده کشور و جنوب جهانی قرار دهم.

به گزارش خبرگزاری آنا، عبدالحسین کلانتری با بیان اینکه امروز در متن یک نبرد تمام‌عیار ایستاده‌ایم، گفت: در این نبرد، علاوه بر موشک‌ها و بمب‌ها، با نبردی بزرگ‌تر مواجه هستیم که در آن پارادایم‌ها، نشریات معتبر علمی، استاندارد‌های فنی، الگوریتم‌های فناورانه و هوش مصنوعی نقش‌آفرینی می‌کنند. به گفته وی، امپریالیسم علمی و معرفتی ادامه همان پروژه استعماری گذشته است که این بار در لباس دانش خنثی، عینیت علمی و مفاهیم علمی خود را بازتولید می‌کند.

وی با اشاره به مبانی نظری سخنان خود اظهار داشت: گفتار حاضر بر سه ستون نظری استوار است؛ نخست ادبیات استعمار ذهن، دوم نقد شرق‌شناسی و سوم نقد معرفت‌شناختی علم مدرن که نشان می‌دهد چگونه سلطه، پیش از آنکه نظامی یا اقتصادی باشد، در شیوه دیدن جهان و تعریف حقیقت و اعتبار علمی اعمال می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران افزود: استدلال اصلی این است که دانشگاه ایرانی، به عنوان وارث یک تجربه تاریخی و تمدنی کهن و نیز میراث‌دار گفتمان انقلاب اسلامی، فراخوانده شده است تا از دوگانه «تقلید یا انزوا» عبور کند و در طراحی نظم علمی عادلانه نقش ایفا کند؛ نظمی که در آن علم نه ابزار سلطه، بلکه میراث مشترک همه انسان‌ها باشد. وی تأکید کرد که عبور از این وضعیت نیازمند آسیب‌شناسی صادقانه وضع موجود و ارائه راهکار‌های عملی در سطوح معرفت‌شناختی، نهادی، انسانی و دیپلماتیک است.

کلانتری در تشریح محور نخست سخنان خود با عنوان «امپریالیسم معرفتی و علمی» گفت: امپریالیسم معرفتی وارث مستقیم استعمار کلاسیک است، اما با ابزار‌هایی نرم‌تر و ظریف‌تر عمل می‌کند. امروز ارزش علمی کشور‌ها با شاخص‌هایی همچون تعداد مقالات، ضریب تأثیر، رتبه‌بندی‌ها و نظام‌های ارزیابی سنجیده می‌شود؛ شاخص‌هایی که عمدتاً توسط مراکز علمی غربی طراحی و مدیریت شده‌اند.

وی ادامه داد: در این نظام، علم غیرغربی حتی اگر پیشرفته باشد، تا زمانی که در مجلات غربی منتشر و توسط نظام‌های ارزیابی غربی تأیید نشود، در حاشیه قرار می‌گیرد. به گفته وی، این همان «آپارتاید علمی» است که دسترسی به دانش معتبر و فناوری پیشرفته را برای کشور‌های جنوب جهانی محدود می‌کند.

معاون فرهنگی و اجتماعی سابق وزیر علوم، انحصار نشر علمی، تحریم‌های فناورانه، محدودیت دسترسی به نرم‌افزارها، پایگاه‌های داده، تجهیزات آزمایشگاهی و جهت‌دهی به دستور کار‌های پژوهشی را از دیگر مظاهر امپریالیسم علمی برشمرد و گفت: تعیین اینکه چه موضوعی ارزش پژوهش دارد نیز در بسیاری از موارد خارج از اختیار کشور‌های جنوب جهانی قرار گرفته است.

وی در ادامه با اشاره به محور دوم سخنان خود با عنوان «خوداستعماری علمی» اظهار داشت: بزرگ‌ترین مانع گسست از سلطه، صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه خود ما نیز ناخواسته سازوکار‌های سلطه را بازتولید می‌کنیم. وی نظام ارزیابی وابسته، برنامه‌های درسی تقلیدی و مهاجرت نخبگان را از مهم‌ترین جلوه‌های این وضعیت دانست و افزود: هنگامی که ارتقای استاد صرفاً به مقالات نمایه‌شده وابسته می‌شود و پژوهش‌های مسئله‌محور ملی ارزش کافی پیدا نمی‌کنند، دانشگاه به سمت بازتولید الگو‌های بیرونی سوق داده می‌شود.

کلانتری با اشاره به برنامه‌های درسی افزود: بسیاری از سرفصل‌های آموزشی ترجمه‌ای از دانشگاه‌های غربی است و بدون توجه به بافت تاریخی، اقتصادی و فرهنگی ایران تدوین شده است. وی همچنین با اشاره به مهاجرت نخبگان گفت: بخشی از سرمایه انسانی کشور پس از آموزش با هزینه مردم، در خدمت تولید ثروت و اعتبار برای کشور‌های شمال قرار می‌گیرد.

وی در عین حال با اشاره به جنگ اخیر، این رخداد را از منظر دیگری نیز قابل توجه دانست و اظهار کرد: هدف قرار گرفتن دانشگاه‌ها و مراکز علمی نشان داد که دشمن، نقاط قوت علمی کشور را بهتر از خود ما می‌شناسد و دانشگاه را موتور محرک توسعه کشور می‌داند؛ از همین رو تلاش می‌کند با آسیب رساندن به آن، روند پیشرفت را متوقف کند.

استاد تمام دانشگاه تهران در تشریح محور سوم سخنان خود، راهکارهای برون‌رفت از امپریالیسم علمی را در چهار سطح معرفت‌شناختی، نهادی، انسانی و دیپلماتیک برشمرد و گفت: در سطح معرفت‌شناختی باید تکثر معرفتی به رسمیت شناخته شود، میراث علمی و تمدنی ایران و جهان اسلام به عنوان منبعی زنده مورد توجه قرار گیرد و در عین استفاده از تجارب علمی سایر کشورها، نظریه‌های متناسب با زیست‌بوم ایران طراحی شود.

وی همچنین بر تدوین شاخص‌هایی متناسب با نیازهای ملی و تمدنی، اصلاح نظام ارزیابی و آیین‌نامه‌های ارتقای اعضای هیئت علمی، بازنگری در برنامه‌های درسی، تربیت سوژه علمی مستقل، تقویت سواد روایی دانشجویان و شکل‌گیری شبکه‌ای از استادان برای پاسخگویی علمی به بحران‌ها تأکید کرد.

کلانتری در ادامه، فعال‌سازی دیپلماسی علمی جنوب را یکی از مهم‌ترین گام‌ها دانست و گفت: باید با بهره‌گیری از ظرفیت‌هایی مانند بریکس، شانگهای، کشورهای اسلامی و جنبش عدم تعهد، نظامی موازی برای اعتباربخشی علمی، شبکه مجلات علمی جنوب، تبادل استاد و دانشجو و اجرای پروژه‌های علمی مشترک شکل گیرد تا وابستگی کاهش یافته و زمینه همکاری‌های علمی گسترده‌تر فراهم شود.

وی همچنین بر طراحی منشور علم در خدمت عدالت و صلح و استفاده از ظرفیت‌های اخلاقی علم برای مقابله با کاربردهای سلطه‌جویانه فناوری تأکید کرد.
معاون فرهنگی و اجتماعی سابق وزیر علوم در محور پایانی سخنان خود با اشاره به نقش انقلاب اسلامی در عرصه علم اظهار داشت: انقلاب اسلامی در بنیاد خود یک جنبش ضد استعماری است و این رویکرد هرگز به معنای انزوای علمی نبوده و نیست. به گفته وی، دانشگاه باید سه وظیفه اصلی شامل شناسایی نقاط وابستگی، طراحی جایگزین‌های بومی و تربیت نیروی انسانی متعهد و کارآمد را دنبال کند.

وی در عین حال بر ضرورت پرهیز از دو آسیب «شعارزدگی بدون برنامه» و «خودکم‌بینی و تسلیم در برابر سلطه علمی» تأکید کرد و افزود: راه معقول، نقد واقع‌بینانه همراه با عمل خلاقانه است.
 
کلانتری در جمع‌بندی سخنان خود تصریح کرد: امپریالیسم علمی و معرفتی، برخلاف ظاهر قدرتمند خود، بر پایه انحصار و نابرابری بنا شده و هر نظامی که بر نابرابری استوار باشد، پایدار نخواهد ماند. وی خاطرنشان کرد: ایران با پشتوانه تمدنی و تاریخی خود و با تکیه بر تجربه مقاومت علمی، می‌تواند در شکل‌دهی به نظمی علمی عادلانه نقش‌آفرین باشد و دانشگاه ایرانی نیز در این تحول، نقشی محوری بر عهده دارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر